شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

سال نو
ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: خبر و نظر ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

با نام و یاد خدا. این چند روز قصد داشتم درباره چندین موضوع مطالبی هر چند کوتاه نگارش کنم که بخت یار نبود و فرصتی به دست نیامد. به ویژه قصد داشتم درباره اندیشه سیاسی امام موسی صدر در سالگشت فقدان وی و همایش مرحوم سید عبدالحسین شرف‌الدین و چند موضوع دیگر چیزهایی بنویسم که نشد. با تأسف و دریغ بر فرصت‌‌های از کف رفته، سال نو را به همه خوانندگان و دوستان ارجمندم شادباش می‌گویم و سالی پر از امید و موفقیت و تندرستی و سلامتی را برای همه شما فرهیختگان ارجمند آرزو می‌کنم.


 
انجمن وبلاگ‌نویسان
ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، خاطرات ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

1. روز شنبه در ادامه جلسات گروه فلسفه سیاسی نشستی با جناب استاد ملکیان داشتیم. موضوع بحث تأثیر مباحث کلامی جدید بر فلسفه سیاسی اسلامی بود. استاد تلقی خاصی از فلسفه اسلامی و به تبع آن فلسفه سیاسی اسلامی دارد که میان اندیشمندان مسلمان و اهالی فلسفه متفق علیه نیست و اختلافی است. به ویژه می توان این اختلاف دیدگاه را در آثار دکتر سید حسین نصر و دکتر غلامحسین دینانی نشان داد که قائل به فلسفه اسلامی هستند و از آن دفاع می کنند. در فرصت مناسب در این باب گفت وگو خواهم کرد.

2. روز جمعه فرصتی به دست آمد تا سری به سینما بزنم و فیلم سیزده گربه روی شیروونی را ببینم. فیلم چندان چنگی به دل نمی زد. حد اقل نفهمیدم مرادش چیست و دست اندرکاران فیلم چه ایده ای را دنبال می کنند. شاید تنها چیزی که جلب توجه می کرد نقش آفرینی آقای شریفی نیا، هنرمند توانای کشور، در فیلم بود. تنها حسن فیلم نشان دادن برخی واقعیت های جامعه ما در قالب یک افسانه! بود. که البته آن هم لطفی نداشت. زیرا هر روزه با این گونه واقعیت ها سروکار داریم و آشنا هستیم. شاید نقش آفرینی برخی هنرمندان باعث جذب تماشاگران شده بود! بگذرم که همین مقدار نوشتن درباره این فیلم هم زیادی است!

3. پنج شنبه شب دومین جلسه با دوستان وبلاگ نویس بود. ظاهراً برخی از دوستان وبلاگ نویس تصمیم گرفته اند دست به کارهایی بزنند. خوب مبارک است. من هم تشویق کردم و علی رغم این که وقتی نداشتم در جلسه ای که اعضای آن را ندیده بودم و نمی شناختم حضور یافتم. یکی از پیشنهادهای نگارنده تأسیس انجمن وبلاگ نویسان دینی در قالب NGO بود. باید یادآور شوم که آنچه در موضوع وبلاگ نویسی تا به حال رخ نموده این است که تأسیس یک وبلاگ و وبلاگ نویسی نیازمند رخصت کسی و جایی نیست. فقط کافی است کمی وقت داشته باشید و با استفاده از یک دستگاه رایانه و وصل شدن به شبکه اینترنت و اگر حرفی داشتی چیزی بنویسی. همین! وبلاگ نویسی، محدودیت های موجود در راه سایر تشکل ها و نهادها و مؤسسه ها را در پیش رو ندارد. ضمن اینکه فارغ از مشکلات و موانع موجود در راه نشریه و کتاب است. البته وبلاگ نویسی اگر به صورت شفاف و با نام واقعی نویسنده صورت گیرد الزامات و محدودیت هایی خاص را برای نویسنده آن به همراه دارد، اما این بخش تا اندازه ای که معقول و برای حفظ نرم های اجتماعی باشد قابل پذیرش است.


 
PRESS FREEDOM SYSTEM MODELS
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: مطالب انگلیسی ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

نوشته حاضر چکیده مقاله‌ای است در باب الگوهای نظام آزادی مطبوعات که پیش از این به همایش بررسی مسائل مطبوعات ارسال شده بود.

The basic question in present article is that what are  theories models of press freedom in Iran's contemporary history? These argue that there isnt any unammous approach about freedom of the press in Iran. Political and grouping situation, thogutht problems and needs of socity, influence the press freedom models in Iran. One of the reasons is that political parties and politicians, instead of formal law, have main role in lack of unitary model of freedom of the press.

In this paper we discuss three models freedom of the press. Those are authoritarian, libral and social responsibility models. I thinke the best model in Iran is social responsibility. In this article  we consider other models and argue the resons of priority  social responsibility.


 
تأملی دوباره به کتاب آزادی بیان در اسلام
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: مقاله ، آزادی ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

... نویسنده معتقد است آزادى بیان عقیده، مهم‏ترین جنبه آزادى سخن است و به نظر مى‏رسد این‏که دانشوران و فقها پیوسته از تعبیر «حریة الرأى» براى آزادى سخن استفاده کرده‏اند بدان معناست که رأى یا عقیده شخصى مهم‏ترین جنبه آزادى بیان است. (ص 152). وى حتى آزادى‏ها و حقوق و وظایف دیگر شهروندان از قبیل حق و وظیفه شهروندى براى امر به معروف و نهى از منکر، حق او براى نصیحت کردن به اشخاص صاحب منصب و قدرت یا هر کسى دیگر، حق نظارت بر فعالیت‏هاى حکومت، حق رأى دادن براى انتخاب رهبر یا امام و حق مورد مشورت قرار گرفتن در امور عمومى را نیز مبتنى بر آزادى بیان عقیده مى‏داند. اساسا به عهده گرفتن تکلیف قرآنى در خصوص امر به معروف و نهى از منکر بدون آزادى سخن و آزادى اظهار عقیده ناممکن خواهد بود. البته در این زمینه مى‏توان با نویسنده همنوا شد، اما در سطحى کلان باید گفت آنچه از مصادیق آزادى مهم‏تر است، آزادى سیاسى است که مادر آزادى‏ها نام گرفته است و البته آزادى بیان نیز به عنوان یک نوع از انواع آزادى سیاسى داراى همین جایگاه است و از این حیث مى‏تواند مهم و برجسته تلقى گردد.
نویسنده در ادامه این مقاله به بحث از صورت‏بندى رأى مى‏پردازد و رأى را به صحیح، باطل، مذموم و مشکوک تقسیم و آنها را تبیین مى‏کند. البته باید یادآورى کنم معیارهایى که نویسنده براى صحت و سقم هر کدام از این آرا بیان مى‏کند در بخش‏هایى با اندیشه شیعه متفاوت است که در هر صورت مى‏تواند نقاط اختلاف تفکر اهل سنت و تشیع را از هم باز کند و چشم اندازى جدید را براى تفکر و رسیدن به اجماع به روى اندیشه‏هاى مسلمانان بگشاید. وى توجه دارد که وقتى از آراى غیر صحیح سخن به میان مى‏آورد و به ویژه وقتى از سوء استفاده‏هاى رأى، مانند بدعت و هوا و بغى (تجاوزکارى) و اختلاف، سخن مى‏گوید، آزادى اندیشه را تحت الشعاع قرار ندهد و آزادى بیان را محدود نسازد. از این رو معتقد است سنت علم‏آموزى و تحقیق اسلامى با توجه به آزادى رأى و اجتهاد روى هم رفته حاکى از سعه صدر و تحمل است. شاهد وى بر این مدعا، اکراه علما از آوردن بدعت به قلمرو جرائم قابل مجازات است. با وجود اختلاف رأى در این نکته نظر، غالب این است که بدعت یا هر گونه نوآورى و اندیشه‏اى که براى آن هیچ مؤیدى در منابع نتوان یافت باید تحمل شود تا هنگامى که حقیقت ظاهر شود، یا در صورت دیگر تنها از طریق اقدامات ترغیبى باید از آن ممانعت کرد، مگر این‏که آشکارا زیان‏بار باشد که در آن صورت باید از زیان جلوگیرى کرد.
از سویى البته تحمل جامعه و ظرفیت اجتماع به آن دسته از اعضاى آن که حرفى براى گفتن داشته باشند این امکان را باید بدهد که بدون ترس از به جان خریدن خشم جامعه یا حکومت، سخن بگویند و این امر عمدتا به وجود افکار سالم و پیشرفت در حوزه‏هاى آموزش و فرهنگ مربوط است. در عین حال نویسنده تأکید مى‏کند باید در نظر داشت در هیچ جامعه‏اى هیچ آزادى بیان کامل و نامحدودى نمى‏توان انتظار داشت. اما کوشش براى ایجاد توازن و پیرایش استفاده از این آزادى در برابر سوء استفاده‏هاى ممکن از آن نشان دهنده دستاوردهاى آموزشى و فرهنگى جامعه است. تنها در فضایى امن و داراى تحمل، همراه با این تضمین ناگفته که اخلاص و یارى و انتقاد سازنده افراد و گروه‏ها با خوش‏رویى پذیرفته و تحمل مى‏شوند، مى‏توان این گونه یارى را به‏طور مثبت تشویق کرد. هنگامى مى‏توان به درستى از آزادى بهره‏مند شد که آزادى در جامعه نهادینه شود و در کنار نظم و امنیت بتوان از آن به نحو کامل و شایسته استفاده نمود.
به هر تقدیر، کتاب حاضر مى‏تواند به گشایشى در زمینه حقوق شهروندان و آزادى‏هاى مشروع کمک نماید و باب‏هاى تقریبا جدیدى را بر مبناى متون دینى و مباحث فقهى به روى اهل فن و معرفت بگشاید و بر غناى مباحث نظرى در این زمینه بیفزاید.
به‏رغم این‏که متن مقالات، تخصصى است و به ویژه پاره‏اى از مقالات در شمار مباحث حوزه فقه سیاسى است، مترجم توانسته است ترجمه‏اى روان و یک‏دست از متن ارائه دهد، اما در مواردى که آیات قرآن ذکر شده است، اعراب و ضبط کلمات آیات به درستى و دقت انجام نگرفته و باعث بروز اشتباهاتى شده است که لازم است در چاپ‏هاى بعدى به اصلاح آن اقدام شود. در همین زمینه ذکر متن اصلى و ترجمه آیات و روایات از سوى مترجم قابل تحسین و ستایش است.

ادامه را در سایت باشگاه اندیشه یا خبرگزاری فارس مطالعه بفرمایید.


 
Relations of freedom and ethic
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: مطالب انگلیسی ، اخلاق و سیاست ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

What is freedom? One answer that is: freedom is lack of force. For exampel had said: X is free from Y to do or be Z. But what is ethic? That is values of rule on indiviqal and socity.

A question of very important in political philosopy is that: What kind of based on another? Is freedom based on ethic or ethic based on freedom?

I think that ethic based on freedom. In other words if there is not freedom there is not ethic and morality values and low and justic …

Freedom is the most important right for human. The imam Ali (a.s.): don’t be slave of other because Allah create you free.

I bileave the freedom helpe (aid) to the progres of ethic and there fore ethic appear in socity. But this idea needed to education, programing, action and aid of the people and partis, institutions and government.

Both of them, freedom and ethic, should be institutionalised in socity.


 
تأمل در یک مسأله کهن
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، نقد فیلم ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

ایام عزای حسینی بر رهروان فضیلت جو و آزادی طلب آن امام آزادمنش و فضیلت مدار تسلیت باد.

 

این روزها، داود میرباقری، کارگردان برجسته کشورمان در حال ساخت مجموعه تاریخی مختارنامه است. وی تا کنون مجموعه های با ارزش مشابهی، همانند مجموعه امام علی(ع)، معصومیت از دست رفته و مسافر ری، را در کارنامه هنری خود به ثبت رسانده است. مختارنامه، چنان که از نامش آشکار است، به حوادث سال های پس از شهادت امام حسین(ع) و خون خواهی مختار در پی شهادت امام می پردازد. آن طور که در گفت و گوهایش نیز مطرح کرده است، در این مجموعه با محدودیت های مجموعه امام علی(ع) در ممنوعیت نمایش چهره آن حضرت مواجه نیست و به راحتی توانسته است از قابلیت ها و ظرفیت های نقش ها برای مطلوب تر ساختن داستان بهره گیرد.

متأسفانه فیلم سازانی که به سراغ مضامین تاریخی و به طور خاص امامان شیعه می روند همواره با مشکل ممنوعیت نمایش چهره آنان مواجه بوده اند و این مسأله گاه موجب شده است که عطای ساخت یک مجموعه را به لقای آن ببخشند و یا اینکه حضور و بروز و ظهور آن شخصیت برجسته را در آن مجموعه به قدری تنگ و محدود و کم اثر کنند که تمام آن چه تولید شده را تحت تأثیر قرار بدهد. البته این دومی گرچه ممکن است تا اندازه ای برخی مضامین معنوی و تاریخی را منتقل سازد اما با این حال، در فقدان چهره اصلی، نمی تواند آن گونه که باید از عهده پردازش نقش صاحب اصلی آن مجموعه بر آید.

نمونه این وضعیت را می توان در تولید مجموعه امام علی (ع) به خوبی مشاهده کرد. این مجموعه اگرچه دارای ساختی قوی و خوب است و برخوردار از مضامین بلند است اما در طرح و پردازش چهره اصلی مجموعه یعنی امام علی(ع) ناکام و ناموفق است. به گونه ای که این مسأله باعث شده است عامل تحرک تاریخ در این مجموعه در نقش نازل عامل جنسی تنزل یابد و با تأسف، قطام بازیگر نقش اصلی گردد – آنچه که در سایر مجموعه های میرباقری نظیر معصومیت از دست رفته نیز متأسفانه رخ نموده است. در مقابل، مجموعه ولایت عشق که پس از آن تولید شده است، و بخش هایی از رندگی و زمانه امام رضا(ع) را به تصویر می کشد به نسبت بیشتر موفق و تأثیر گذار بوده است. گرچه آن هم دچار مشکلات خاص خودش می باشد.

تأسف بارتر این که گاهی از همین مقدار هم با همه کاستی هایش دریغ می شود. نمونه آن آغاز و توقف تولید مجموعه امام حسین(ع) است که بنا به دلایلی، آن گونه که در خبرها آمده بود، با تعطیلی مواجه شده است و امیدها برای دیدن مجموعه ای نه حتی قوی تر از مجموعه های پیشین در باب امامان، که حتی مشابه را از مشتاقان دریغ کرده است. در این میان می توان برای ساخت چنین مجموعه هایی استدلال کرد و یا منتظر تولید مجموعه هایی از این دست بود. نباید گذاشت همین آب باریکه هم بخشکد و همچنان شاهد پخش مجموعه های نازل و مبتذل بود که نه تنها چیزی بر کمالات مردم فهیم جامعه ما نمی افزایند که همین مقدار باقی مانده را نیز فاسد می سازند.

شاید بتوان گفت یکی از دلایل توجه و رغبت برخی تهیه کنندگان و کارگردانان برای تولید مجموعه های دینی غیر اسلامی، موانع کم تر موجود در ساخت آنها است. از این رو به دلیل حساسیت بسیار بالا، فضا به سمتی سوق می یابد که عرصه برای ساخت فیلم ها و مجموعه های دینی اسلامی کم تر و کم تر می شود، و به رغم وجود محتوای بسیار ناب معارف دینی اسلامی و تاریخ بسیار پر تب و تاب سرزمین های اسلامی، شاهد تولید محصولات دینی غیر اسلامی هستیم.

توجه به یک مسأله بسیار مهم و با قدمت را تمی توان از نظر دور داشت و آن اینکه تکلیف ممنوعیت نمایش چهره پیامبران و به ویژه امامان در این گونه مجموعه ها به گونه ای روشن گردد و راه را برای تولید فیلم ها و مجموعه های غنی فراهم سازد. این مسأله خاتمه نمی یابد جز با تلاش و کار جمعی پژوهشی تخصصی و آشنا به مسأله، با توجه به اختلافات موجود در این زمینه، که با کار مداوم و فشرده به بررسی این مشکله بپردازد و با ارزیابی مبانی، ادله و نظرات فقهی ممنوعیت نمایش چهره معصوم، تکلیف این گونه فیلم ها و مجموعه ها و سازندگان آن را نسبتاً مشخص سازد. در هر حال، در صورت جواز نمایش چهره معصوم، این مسأله به رونق و گسترش تولید این مجموعه ها می انجامد و در غیر این صورت، وضعیت موجود تداوم می یابد و چیزی از دست نمی رود.

جای طرح این پرسش باقی است که به راستی متولیان و نهادهای رسمی دین چه تدابیری برای حل این مسأله اندیشیده اند؟ آیا جز منع و محدودیت و ممنوعیت و راندن تولیدکنندگان این گونه فیلم ها و مجموعه ها و توقف برخی کارهای در حال انجام، نظیر مجموعه امام حسین(ع)، کاری ایجابی هم انجام گرفته است؟