شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

مدتی این مثنوی تأخیر شد!
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: خبر و نظر ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

ضمن سپاس از همه عزیزانی که  به وبلاگ آزادی و فضیلت سر می‌زنند و به مباحث این‌جانب لطف دارند و درباره آنها اظهار نظر می‌کنند. باید بنویسم که پس از چندین روز که مثلا در تعطیلات تابستانی به سر می‌بردم و به قول معروف این مثنوی تأخیر افتاد زین پس همانند گذشته مباحثی را قلمی کرده و در وبلاگ در معرض رؤیت خوانندگان خواهم گذاشت. امید اینکه همچنان از اظهار نظرهای شما بهره‌مند باشم.


 
از چهاردهم خرداد تا چهاردهم مرداد راهی نیست!
ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، نهضت مشروطه ، وبلاگ ، انقلاب اسلامی

امروز چهاردهم مردادماه سالگشت نهضت ناتمام مشروطیت است. به طور کلی سه جریان را می‌توان در نهضت مشروطیت از هم بازشناخت که هر کدام اهداف خاصی را دنبال می‌کرده است. این اهداف بیشتر ناظر به مشکلاتی بوده است که ایران آن روز و ایران امروز گرفتار و درگیر آن بوده است.

جریان نخست در طرفداران مشروطه‌طلب سکولار و غرب‌گرا خلاصه می‌شود. به طور بسیار سطحی این جریان عبور از مشکلات ایران را پیروی از تجربه غرب می‌داند و در این راه دم از مشروطه و تقلیل قدرت مطلقه سلطنت می‌زند.

جریان دوم موجود در نهضت مشروطیت را می‌توان جریان مشروعه‌طلب نهضت مشروطه‌ نام نهاد. این جریان راه عبور از مشکلات ایران و جامعه ایرانی را پناه بردن به دامان مشروطه مشروعه می‌داند البته با تلقی خاصی که از مشروطه و مشروعه دارد.

جریان سوم که از آن می‌توان با عنوان اصلاح‌طلبان و نواندیشان دینی مشروطه‌خواه یاد کرد مشکله ایران را مواجهه با غرب و مشکلات پیش روی آن از این بابت می‌داند. از این رو به بازخوانی مفاهیم وارده از غرب به ایران و تطبیق آن با اسلام و اندیشه‌های بومی را در دستور کار خود قرار می‌دهد.

در واقع اگر جریان غرب‌گرا مشکله ایران را عقب‌ماندگی می‌داند این جریان سوم بومی‌سازی مفاهیم مدرن را در دستور کار خود قرار می‌دهد و سعی در بومی سازی آن دارد البته جریان دوم نیز دغدغه امنیت دارد و راهکاری برای حفظ امنیت ارائه می‌دهد.

با این وصف با توجه به ناهماهنگی هر سه جریان مذکور هیچ کدام از آنها موفق به محقق ساختن ایده‌های خود نمی‌شود و آنچه در نهایت و پس از چند سال سر برمی‌آورد همانا استبداد است. شاید بتوان گفت انقلاب اسلامی از دل اندیشه‌های مشروطیت برخواست و توانست با تکیه بر شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی نظامی دیگر را جایگزین سازد.

به نظر می‌رسد باید به دغدغه هر سه گروه پیش‌گفته توجه داشت و هم امنیت هم آزادی و هم توجه به مفاهیم جدید و بومی‌سازی و شفاف‌سازی آنها را در نظر داشت. در این صورت است که می‌توان راه ناهموار و دشوار پیش روی را هموار ساخت و موفق بود.

نگارنده پژوهش مبسوطی در این‌باره در دست تهیه دارد که در آینده نزدیک به اصحاب معرفت و دانش تقدیم خواهد شد.


 
فلسفه یعنی آزادی
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، آزادی ، وبلاگ ، فلسفه سیاسی

چندی قبل جلسه‌ای با آقای دکتر عباس منوچهری در پژوهشکده اندیشه سیاسی داشتیم. موضوع جلسه، چالش‌های فلسفی جمهوری اسلامی بود. دکتر اگر چه مطالعه‌ای انجام نداده بود و یا تعارف می‌کرد اما به نکات بسیار خوبی اشاره کرد. وی بحث در باب محوریت اندیشه سیاسی آغاز نمود و اینکه چه نسبتی با امر واقع دارد. در این زمینه معتقد بود که می‌بایست کارهای اندیشه‌ای بسیاری انجام گیرد تا جامعه از ابهام در مفاهیم خلاصی یابد.

چالش بسیار مهمی که وی اشاره نمود عبارت بود از وجود ابهام در بسیاری از مباحث محوری اندیشه سیاسی. و این یعنی اینکه باید از این مفاهیم کلیدی و مورد استفاده ابهام‌زدایی شود. پاره‌ای از این مفاهیم عبارتند از: ایدئولوژی، حوزه عمومی، هویت. و من آزادی را نیز می‌افزایم. در این راستا می‌بایست به ضرورت‌ها، مفروضات، فرصت‌ها، تهدیدات، روش و مباحث فنی پرداخت و هر کدام را به گونه‌ای شفاف نمود. به نظر می‌رسد در دوره جمهوری اسلامی هیچ کدام از این مباحث شفاف و مورد اجماع نیست.می‌بایست به بحث سرشت انسان پرداخت و زندگی نیک و مطلوب را طرح نمود و به مسأله قدرت توجه کرد. اینکه چه روابطی از قدرت در جامعه وجود دارد می‌بایست از ابهام درآید.

در حوزه عمومی نیز می‌بایست ابهام‌زدایی شود. برای مثال سه حوزه می‌بایست از هم جدا فرض شود: قلمرو و حوزه شخصی، قلمرو و حوزه سیاسی و قلمرو و حوزه مدنی. در هر کدام از این موارد می‌بایست حوزه‌های زندگی از هم تفکیک شود و گرنه در آینده جمهوری اسلامی دچار مشکلاتی خواهد شد.

نکته درخور دیگر مورد اشاره بحث تفاهم و ضرورت تفاهم در جامعه امروز ایران بود. به باور وی امروزه با توجه به منازعات و انگ‌زدن‌های بی‌حاصل و بیهوده، تنها فرصت‌ها از چنگ می‌رود و ابهامات بیش‌از پیش افزون می‌گردد. از این رو می‌بایست به سمت تفاهم حرکت نمود و کم‌تر درآمدها را هدر داد و برای آینده بهتر برنامه‌ریزی نمود.

و نکته آخر اینکه می‌گفت اخیراً کتابی از هایدگر به زبان انگلیسی ترجمه شده است که در آن موضوع فلسفه را آزادی می‌داند. من که بحث‌های آزادی را پی می‌گیرم از این موضوع بی‌نهایت مسرور شدم. اگر به این متن دست‌رسی یافتم گزارشی از آن را در وبلاگ خواهم نهاد. البته به این نکته هم اشاره نمایم که ممکن است با اندیشه‌های کسی که این گفته از او است نیز هیچ نسبتی برقرار نباشد. البته اخیراً مقاله‌ جالبی به قلم آقای بیژن عبدالکریمی مطالعه کردم که در آن به بحث حقیقت و آزادی در تفکر هایدگر پرداخته بود. در این‌باره باز هم قلم خواهم زد.