شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

ارزش دانش
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، وبلاگ ، ورزش ، پرشین بلاگ

چندی قبل مطلبی با عنوان «انتشار یک کتاب علمی یا رمان به اندازه شوت فوتبالیست‌ها اهمیت ندارد؟»از جناب آقای سید مهدی شجایی در سایت بازتاب منعکس شده بود. وی به نکات خوبی، که درد دل بسیاری از عزیزانی است که بی ریا کار فرهنگی می کنند، اشاره کرده بود. جدای از رقابت ها و حذف های ناقابل جناحی و حزبی که در جامعه معمول است باید به یک نکته مهم هم اعتراف کرد و آن اینکه در میان ما و در کشور ما و به ویژه در میان سیاستمداران و سیاستگزاران ما همه چیز مهم و اساسی است، مگر مسأله فرهنگ و دانش و مسائل مربوط به آن، که متأسفانه آن بخش آن نیز که مورد توجه است، آلوده به مسائل جناحی و سیاسی کاری های معمول در کشور است.

چنان که آقای شجاعی نیز به درستی در آن گفت وگو اشاره کرده است صدا و سیمای ما ساعت ها وقت برای ورزش و نیز هنرپیشه گان تئاتر و تلویزیون و سینما صرف می نماید، اما دریغ از چند دقیقه که برای کتاب و نویسندگان و پژوهشگران و متفکران این مرزوبوم صرف نماید. بحث این نیست که به ورزش و ورزش کاران و ورزش دوستان و قشر بعضاً فرهیخته هنرپیشه جامعه توجه نشود و یا کم توجه شود، مسأله این است که کشوری که در حال پیشرفت است و می خواهد قله های دانش را فتح نماید و عقب ماندگی های تاریخی خود را جبران نماید، به اندیشمندان و دانشمندان و نخبگان و فرهیختگان خود توجهی نمی کند و در حق آنان به نوعی جفا می کند.

این پرسش قابل طرح است که چرخه حرکت عمومی کشور باید بر شانه های ورزش کاران محترم و هنرپیشه گان و بازیگران محترم سنگینی کند یا بر دوش نخبگان و اندیشمندان و عالمان این مرزوبوم و توان و دانش و تفکرات و تأملات عمیق آنان در باب موضوعات مطرح و مورد نیاز در جامعه؟ این همه برای ورزش و بازیگری صرف می شود و لابد جوان ما هم تنها آرزویش این است که یا ورزشکار شود و یا به هر آب و آتشی بزند تا مثلاً هنرپیشه شود. و روشن است که در چنین وضعیتی فضای عمومی کشور چه سمت و سویی می یابد.

بگذرم که در این زمینه حرف ها و سخنان بسیاری است. یکی از بستگان تعریف می کرد که در دانشگاه آنها به تیم های ورزشی (و بخوان گروه های موسیقی و تئاتر و...) که در مسابقات مقام و رتبه می آورند همه نوع توجه و تشویق و همکاری می شود اما به دانشجویان نخبه ای که رتبه های مهمی در دانش نائل می شوند کم ترین توجه و تشویق و همکاری صورت می گیرد. دیگر چه جای گله که چرا چراغ دانش اندوزی در میان جوانان عزیز این مرز و بوم رو به خاموشی می نهاد؟

از همه اینها مخالفت نگارنده با ورزش و ورزشکاران و هنرمندان و هنرپیشه گان عزیز و فرهیخته برداشت نشود که بی تردید مقام و موقع آنها در جای خود قابل توجه است.


 
و ای عید سعید!
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: میهمان ، امام موسی صدر ، وبلاگ ، پرشین بلاگ
ضمن شادباش فرارسیدن عید سعید فطر به همه مؤمنان و هم ایمانیان متن کوتاهی از اندیشمند فرزانه جهان اسلام امام موسی صدر را به مناسبت این عید عظیم می‌آورم. امید اینکه از برکات الاهی در این ماه رحمت و مغفرت برخوردار شده باشیم.
ای مسلمانان
بار دیگر ماه مبارک رمضان را که فراقش بر ما گران می آید، وداع گفتیم و قدم در بارگاه عید سعید فطر نهادیم. پس از آن که این وداع و این تشرف بارها و بارها تکرار شده و باز هم در آینده به اذن خداوند تکرار خواهد شد. هنگام محاسبه خود امیدواریم به آن درجه از بلوغ رسیده و از پوسته ها و ظواهر این شعایر جاویدان الهی گذشته باشیم و دریافته باشیم که روزه و نماز و عید تنها تکالیف و مناسک کلیشه ای تحمیلی نیستند که برای ارج گذاردن به خدا تقدیم او می کنیم و یا به عنوان مالیات هایی برای عالم غیب پیشاپیش می فرستیم. بلکه این عبادت، نیروهای محرکه و انگیزه های تجدید قوه دفاع در حیاتی سالم و تصحیح انحراف و خطا در سلوک انسانی است. ما به مرحله ای رسیده ایم که می شناسیم یک ساعت فکرکردن بهتر از عبادت چندین ساله است. تأمل در شعایر و توجه به انگیزه ها همان چیزی است که شرع مطهر آن را نیت نام نهاده و جوهر عبادت و محتوای حقیقی اعمال است.
ای گرامی‌داران عید
شما از چرخه پرورش ماه رمضان بیرون آمده اید. در حالی که در عزم و اراده، نیرومند و بر تحمل مشکلات و سختی ها قوی و در برابر هواها و خواهش ها مقاوم گشته اید. شما از مکتب الهی رمضان با اندیشه ای پاک و مشتاق معرفت و با قلبی پاکیزه و حریص به ذکر، به بیرون گام نهادید. روزه به شما آموخت که اخلاص برای عقیده و محافظت از آن در پنهان و آشکار چگونه است. اکنون در روز عید با آمادگی تمام به سوی زندگی می روید، تا جامعه ای با کرامت و والا بسازید که بخشش ها در آن فزونی می گیرد و به لیاقت ها واستعداد ارج گذارده می شود و فساد و ریا در آن می میرد.
جامعه ای که سستی و هرج و مرج در آن جایی ندارد و بخشندگی و احساس مسئولیت در آن موج می زند. شما برای ساختن کشوری فراخوانده شده اید که زیبایی و نزهت در آن آکنده است. وطنی که بر علم و نظم تکیه می کند و برای برگرفتن آلام زحمتکشان و مظلومان و کمر بستن برای خدمت به آنان و برداشتن ظلم و ستم از دوششان قیام می کند.
همچنین در این ماه با یاد اسحاق شهید و یاد قربانی عدالت علی بن ابی طالب(ع) زیستیم و با غم های رسول(ص) در عالم الحزن همدردی کردیم. در نخستین دهه از رمضان هنگامی که ابوطالب یاری گر و حامی پیامبر بدرود حیات گفت و ام المؤمنین خدیجه کبری نیز از دنیا رفت، به نیکی تأثیر زن مؤمن مجاهد را در زندگی امت مشاهده کردیم. و در آخر «لیلة القدر» عظیمی که خداوند آن را برتر از هزار ماه قرار داده دریافتیم و به فرمان خداوند آن را لحظه توبه و دعا و نقطه آغاز در بنای حیات نوین خود قرار دادیم؛ شبی که سرنوشت شریف ما، متناسب با گذشته امت بزرگمان، رقم خورد و استمراری حقیقی برای او خواهد داشت.
و ای عید
این‌چنین و با آمال و آرزوهایی گسترده به استقبال تو آمده ایم و در شادی افطار، شادی ارواح خود را هنگام ملاقات الهی در تو مشاهده می کنیم. با تو پیمان می بندیم که ما اگر لازم شد برای دستیابی به شادی لقای خداوند ... هر آن آماده و مهیا هستیم. والله الموفق و المعین. امید که هر سال شما موفق باشید.

 
مکتوبی از دکتر سید صادق طباطبایی
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: میهمان ، صادق طباطبایی ، وبلاگ ، پرشین بلاگ
در پی یادداشت اینجاب بر بحث آقای دکتر طباطبایی با عنوان «نازطلبی جوان» در سایت بازتاب ایشان نامه زیر را که خواندنی است برایم ارسال کرده است. ضمن سپاس و قدردانی از ایشان متن نامه را بدون هیچ تغییری در زیر ملاحظه می‌فرمایید.
 
بنام خدا
برادر گرامی جناب آقای لک زائی
با سلام و آرزوی توفیق یرای شما وبهروزی یرای جوانان این مرز و بوم،
بر خود لازم میدانم از اظهار لطف ودلگرمی شما تشکر کنم.
واقعیت آنست ، هر روز که می گذرد و اوضاع جامعه و خاصه رویکرد جوانان را به دین و مسائل فرهنگی می بینم ودور شدن تدریجی آنان را با اندیشه ها و آرمانهای امام راحل و اندیشمندان بزرگ ومسلمانی که تمام هستی خود را بر سر ایمان نسل خود قرار دادند مشاهده می کنم، دردی زائدالوصف تمام وجودم را فرا می گیرد. بزرگانی نظیر شهید بهشتی و امام صدر و شهید محمد باقر صدر ( که به گفته مرحوم پدرم – نمی دانم ایشان را می شناسید یا خیر – در تاریخ تشیع نابغه ای چون او در فقه و خاصه در اصول بسیار کم داشته ایم ) تلاشهای جانکاهی را انجام دادند و عاقبت هم جان خود را در راه هدفشان – که دشمن زودتر وعمیق ترآن را و آن ها را شناخت و از این روآنان را از سر راه خود بر داشت – گذاردند و هر سه شربت شهادت را نوشیدند و به لقای ربشان پیوستند، تا مگر پرده جهل و خرافه و نقاب وهم و جمود را از چهره این آیین الهی بزدایند. تمام امید آن ها این بود که در عصر انفجار اطلاعات ، جهان با آرمان ها و ارزش های حیات بخش اسلامی روح دیگری بگیرد وانسانیت از دامگه شیاطین ریا و نفاق وخشم و وهم رهائی یابد.
آن ها رفتند – یا بهتر بگوئیم از ما گرفته شدند – و ثمره یک عمر جهاد علمی واجتهاد حیات بخش و روح آفرینشان گرفتار پرده های دیگری ازخشم و وهم و جور و زور شد.
و عجیب این که هنوز نام و خاطره و شمیم نفسهاشان در فضای جامعه زنده است ، ولی می بینیم که نسل جدید جقدر با افکار و اندیشه های آنها بیگانه شده است. چه کس یا چه کسانی مسئول این وضعیت هستند.
این بیگانگی جوانان با آرمانهای آن بزرگان در حالی است که دلهای این ها مشتاق آن پیام هاست ولی از دسترسشان به دور است.
میزان استقبال بازدیدکنندگان را از این مقالات ببینید و با اظهارات دیگر شخصیت ها و یا دیگر موضوعات در همین مدت و در همین سایت ، مقایسه کنید.
چه نتیجه ای می توانید بگیرید ؟
واقعیت اینست که با این استقبال جوانان و با اظهار دلگرمی هائی نظیر همین لطف شما ، احساس می کنم ، درد و راه چاره هویت باختگی نسل به اصطلاح سوم ما در جای دیگر است.
این نسل از دین و آرمانهای دینی فاصله نگرفته است.آن چه این ها نمی پسندند و از آن روی بر می تابند، همان چیزی است که بزرگان ذکر شده در بالا، یک عمر با آن مبارزه کردند.
چه کسی مقصر است که آن اندیشه ها و آن نگرش ها و آن برداشت ها از دین خدا ، از نظر و منظر این جوانان به دور است ؟
من در هر دانشگاه یا اجتماعی که به مناسبتی ذکری از این بزرگان و افکار و اندیشه هایشان به عمل آورده ام با یک جهان شگفتی و یک دریا اشتیاق مستمعین که اغلب متولد شده و پرورده شده این دوران بوده اند مواجه شده ام.
هر ذکری به مناسبتی از امام موجب ناباوری جوانان می گردد.
مگر ممکن است امام خمینی با کلاس های مختلط دانشگاهها موافق بوده باشد ؟
مگر ممکن است امام با حجاب اجباری – حتی اقلیت های مذهبی – مخالف بوده باشد ؟
مگر ممکن است امام موسیقی گوش کرده باشد و با آدات و ادوات موسیقی و سازها و اجرای زنده موسیقی مخالف نبوده باشد ؟
مگر ممکن است امام خمینی کسی را که به ایشان توهین کرده است از تعرض مصون کرده باشند؟
مگر ممکن است امام خمینی نظر جمع را بر نظر خودش ترجیح داده باشد ؟
مگر ممکن است ........ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حقیقت آنست که نمیدانم چگونه باید به جنگ این رویگردانی جوانان رفت و دلهای آنان را به سرچشمه زلال اندیشه های ناب امام باز گرداند.
در هر حال از شما ممنونم و امید وارم با کارهای فرهنگی خود در نجات این نسل موفق باشید.
خدا نگهدارتان:
صادق طباطبائی
16 آبان 1386

 
صادق طباطبایی و ناز طلبی جوانان
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، صادق طباطبایی ، وبلاگ ، پرشین بلاگ
چند شب قبل مطلب آقای دکتر سید صادق طباطبایی با عنوان «نازطلبی جوان» را در سایت بازتاب مطالعه کردم و مطلب زیر را در ذیل آن نگاشتم.
به نام خدا و با سلام.
جناب آقای دکتر! به مباحث بسیار مهم و لازمی اشاره کرده اید. من تنها راجع به بخشی از آن که بسیار مهم و اساسی است تآکید می کنم و آن بحث پرجاذبه و شیرین آزادی است. نقل قولی که در بحث آزادی از امام موسی صدر آورده اید به مباحث آزادی شهید آیت الله دکتر بهشتی بسیار نزدیک است. باید اشاره کنم که به غیر از تعاملات دوستانه ای که این دو عزیز با یکدیگر داشته اند در موضوع آزادی نیز بسیار نزدیک می اندیشیده اند. در تعریفی که دکتر بهشتی از آزادی ارائه می دهد به نقش انسان در ساختن خود و جامعه خود و تسلط بر خود و جامعه و پیرامون آدمی تآکید ویژه ای شده است. در واقع انسانی که نتواند خود را بسازد و بر خود تسلط داشته باشد نمی تواند از ظرفیت ها و توانایی های خدادادی و فطری خود بهره ببرد. و جوان بیش از همه دارای این انرژی است که از توان و ظرفیت خود بهره ببرد. و البته این مسآله منوط به تحقق عنصر آزادی است که انسان به وسیله آن می تواند بر قلل آگاهی و دانش و آفرینندگی نیز چیره شود و تسلط یابد. نباید نقش آزادی را در ساختن یک فرد و یک جامعه کم اهمیت شماریم و از یاد ببریم. همان گونه که جناب عالی نیز از قول امام موسی صدر اشاره کرده اید "آزادی، برترین سازوکار فعال کردن همه توانایی‌ها و ظرفیتهای انسانی است". نگارنده در مقاله ای که پیش از این در بازتاب نیز منعکس شد اولویت آزادی بر اخلاق را مطرح و شرط یک جامعه اخلاقی را آزادی ذکر کرده بودم. خوشحالم که اینک در نوشته جناب عالی نیز چنین بحث بسیار مهمی مورد توجه و تآکید قرار گرفته است. به امید روزی که همه رفتارها و گفتارهای ما مبتنی بر آموزه های اصیل دینی و به ویژه همراه با آزادی باشد.
در پناه حضرت حق پایدار و پایا باشید.
شریف لک‌زایی

 
امکان یا امتناع آزادی سیاسی
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: مقاله ، آزادی ، وبلاگ ، امام علی (ع)

پرسش اصلى نوشته حاضر این است که آیا مى‏توان از امکان و اعمال آزادى سیاسى در اندیشه‏ى امام على‏علیه‏السلام سخن گفت؟ و آیا اساسا مى‏توان در اندیشه و رفتار سیاسى ایشان مصادیق و سازوکارهایى براى آزادى سیاسى پیدا کرد؟

در پاسخ به سؤال فوق می توان به دو مدعا اشاره کرد: یکى این که بحث‏هایى نظیر آزادى، به ویژه آزادى سیاسى، در اسلام مسبوق به سابقه نبوده و نمى‏توان در اندیشه‏ها و متون اصیل اسلامى سراغى از آن‏ها گرفت؛ زیرا این بحث‏ها مقتضاى دوران مدرنیته است که از دوره‏ى مشروطیت وارد فضاى سیاسى و ادبیات سیاسى ایران شده است. به این ترتیب در این نگاه نمى‏توان به متون و اندیشه‏هاى اصیل اسلامى براى نوع آزادى سیاسى تمسک جست. بنابراین آزادى سیاسى و مصادیق آن، مانند: حق تعیین سرنوشت، آزادى بیان، آزادى انتخابات و رأى دادن، تشکیل اجتماعات و احزاب سیاسى و آزادى مطبوعات و...، اقتضاى زندگى سیاسى کنونى است و نمى‏توان سابقه‏اى براى آنها در گذشته پیدا کرد. آن چه در گذشته وجود داشته، بحث از آزادى معنوى، با تأکید بر جنبه‏هاى درونى فردى است و نه جنبه‏هاى برونى و اجتماعى که با آزادى سیاسى نسبتى مى‏یابد.

مدعای دوم بر خلاف مدعاى نخست معتقد است که مى‏توان از امکان و اعمال آزادى سیاسى در اندیشه و عمل امام على‏علیه‏السلام سخن گفت و مصادیقى براى آن جست‏وجو کرد. و اساساً بحث از آزادى سیاسى در اندیشه و متون اصیل اسلامى مسبوق به سابقه بوده و چیزى نیست که پس از فضاى مدرنیته و در غرب پدید آمده باشد. مصادیق آزادى سیاسى؛ نظیر آزادى بیان، حق تعیین سرنوشت، آزادى انتقاد و آزادى گروه‏هاى سیاسىِ مخالف و... در حکومت امام على‏علیه‏السلام وجود داشته است و تنها امروزه شکل ظاهرى آنها تغییر نموده، اما محتوا و مضمون همان است. به عنوان مثال در این مدعا، از امر به معروف و نهى از منکر، یک برداشت دموکراتیک و آزادى گرایانه مى‏شود که نقش اساسى و مهم آن در حکومت آشکار مى‏گردد؛ زیرا مردم با عنایت به این اصل، به امر نظارت بر حکومت و حاکمان پرداخته و هر گونه نارسایى و نابسامانى و انحرافى را در حاکمان ببینند، بدون این که عوارض منفى براى افراد داشته باشد و از عواقب آن وحشت داشته باشند، گوشزد مى‏کنند و حاکمان نیز متقابلاً پاسخ‏گو هستند.

 دو مدعاى فوق در پاسخ به سؤال اصلى این مقاله مطرح و مورد بررسى و آزمون قرار مى‏گیرد، امّا مدعاى مختار این پژوهش مدعاى دوم مى‏باشد و طبیعتاً اثبات این مدعا، ابطال مدعاى دیگر را به همراه خواهد داشت. در ادامه مباحث را در چند بخش پی می گیرم.

 شاید لازم باشد در ابتدا به مفروض اساسی این مقاله نیز اشاره شود و آن این است که، انسان آزاد آفریده شده است و موجودى مختار مى‏باشد، بنابراین در طول زندگى خویش آزادانه دست به تصمیم‏گیرى و انتخاب مى‏زند و به هر سوى که بخواهد مى‏تواند حرکت کند. زندگى انسانها بر اساس جبر پایه ریزى نشده و اگر این گونه بود، اساساً دعوت پیامبران الاهى نیز چیز مطلوبى نبود. آن چه مى‏توان از اساس دعوت پیامبران آموخت، جنبه‏ى مختار بودن و آزدى انسان در تعیین راه و روش زندگى خویش است. پیامبران الاهى انسانها را به سوى حق و حقیقت فرا مى‏خوانند و انسان‏ها در پذیرش و عدم آن مختارند.

مسأله‏ى آزادى و آزادى سیاسى، یکى از اساسى‏ترین بحث‏هاى سیاسى روز جامعه ما است. جست‏وجو در اندیشه و رفتار امام على‏علیه‏السلام راه گشاى چالش‏هایى است که بر سر راه آزادى در جامعه‏ى ما وجود دارد. فایده‏ى انجام چنین پژوهش‏هایى -علاوه بر آشنایى با اندیشه و رفتار امام على‏علیه‏السلام‏درباره آزادى- مى‏تواند راه کار و سازوکارى براى افراد و نهادهاى موجود در جامعه باشد، که به آن حضرت تأسى نموده و از اندیشه و رفتار آن حضرت پیروى کنند، تا از این طریق بتوانیم به برپایى یک نظام سیاسى مطلوب دست یابیم.

برای مطالعه ادامه مقاله اینجا را کلیک فرمایید.

در زمینه اندیشه امام علی مطالعه مقاله پیام علی برای سیاستمداران توصیه می‌شود.


 
افطار پژرهشگران حوزه اندیشه سیاسی
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: خبر و نظر ، پرشین بلاگ ، وبلاگ

دیشب از سوی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی برای صرف افطار و نیز هم‌اندیشی راجع به کارهای حال و آینده آن پژوهشکده دعوت شده بودم. جای شما خالی! هم فال بود و هم تماشا. غالب دوستان و اساتید و پژوهشگران و برخی دست‌اندرکاران مسائل حوزه اندیشه سیاسی اسلام حضور داشتند. بر این‌گونه جلسات که فارغ از مسائل سیاسی و جناحی انجام می‌گیرد حال و فضای علمی و معنوی خاصی حاکم است. در هم‌ندیشی نیز برخی از دوستان و اساتید سخنانی ایران کردند که می‌تواند به انسجام پژوهش‌های حوزه اندیشه سیاسی اسلام حداقل در پژوهشکده اندیشه سیاسی مساعدت نماید. 

ریاست پژوهشکده در گزارشی به کارهای پژوهشی انجام گرفته در این مرکز اشاره کرد. بر اساس این گزارش قریب شصت پژوهشگر با مدارک دکترا و دانشجوی دکترا و کارشناس ارشد علوم سیاسی با این پژوهشکده همکاری دارند و تا کنون بیش از صد پروژه تحقیقی توسط پژوهشگران این مرکز انجام گرفته که بیش از نیمی از این تعداد منتشر شده و یا در دست انتشار است و برخی نیز در مرحله انجام می‌باشد. می‌توان به آثار پژوهشگران این پژوهشکده در زمینه اندیشه و فلسفه سیاسی متفکران مسلمان اشاره کرد. در این پژوهشکده هم اینک سه گروه فلسفه سیاسی و فقه سیاسی و علوم سیاسی فعال است.