شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

فقیه و حکیمی که با "ملاصدرا خوب جفت و جور شده"
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: یادداشت ، ملاصدرا ، وبلاگ ، امام موسی صدر
چند روز قبل طی ایمیلی درباره تدریس فلسفه توسط امام خمینی و امام موسی صدر از جناب آقای دکتر صادق طباطبایی پرس و جو کردم. ایشان، همچون گذشته، با پاسخ صمیمانه خودبه این پرسش پاسخ گفت. به نظرم، به ویژه پاسخ ایشان درباره امام موسی صدر و بیان دیدگاه آیت الله مطهری درباره امام موسی صدر و اشراف ایشان به مباحث فلسفه بسیار مهم و جالب آمد. اینجانب با کسب اجازه از آقای دکتر صادق طباطبایی متن کامل این نامه نگاری الکترونیکی را منتشر می کنم.
*****
استاد گرامی جناب آقای دکتر طباطبایی

سلام علیکم
امروز متن کوتاهی از مصاحبه جناب عالی درباره موسیقی از نظر امام خمینی در سایت آینده را مطالعه کردم که برایم جالب و آموزنده بود.

ضمن تشکر از شما به دلیل ارائه این مباحث پرسش من اما درباره تدریس فلسفه از سوی امام خمینی است. گویا حضرت امام تا اواخر دهه بیست و حتی بنابر گفته برخی از صاحب نظران تا سال سی و سه شمسی به تدریس فلسفه اشتغال داشته است اما این که چرا ایشان از ادامه تدریس فلسفه منصرف شده است، و هیچ اثر فلسفی هم نگارش نکرده است، همیشه برایم مبهم بوده است. نمی دانم حضرت عالی در این زمینه آگاهی هایی دارید یا خیر.

من تا کنون دو روایت از قطع تدریس فلسفه از سوی امام شنیده ام. یکی حضور علامه طباطبایی در قم و آغاز تدریس فلسفه از سوی ایشان و در نتیجه عدم اقبال به فلسفه امام به دلیل رونق درس فلسفه علامه؛ و دیگری به دلیل این که برخی از شاگردان در راستای اهدافی که امام خواستار آن بود حرکت نمی کردند از جمله قائل به این قول معتقد است نگارش آثاری مانند عدل الهی از سوی شهید مطهری موجب شد ایشان به قطع تدریس فلسفه اهتمام بورزد. البته با توجه به این که این کتاب و نیز دیگر آثار امثال استاد مطهری بعدها نگارش و منتشر شد شاید نتوان به این قول اعتماد کرد اما در گفتگو با یکی از صاحب نظران ایشان این مسأله را مطرح کرد.
 
 در هر صورت با توجه به اقوال موجود نظر جناب عالی در این زمینه چیست؟ خوشحال می شوم پاسخ جناب عالی را هم بشنوم.

همین مسأله درباره امام موسی صدر هم مطرح می باشد. بنده در یادداشتی که سال گذشته درباره امام موسی صدر نگاشتم که در هفته نامه پنجره در سالگرد ربوده شدن ایشان منتشر شد، و حتماً ملاحظه فرموده اید، بر این ادعا و ایده تأکید کردم که امام موسی صدر حکیمی صدرایی است و فلسفه صدرایی آموخته و حتی بنابر گفته برخی از صاحب نظران ایشان مدتی شرح منظومه نیز تدریس کرده است. البته آگاهی ها در این زمینه محدود است اما می توان مباحثی در این زمینه به صورت استنباطی مطرح کرد. در صحبت با آقای دکتر کمالیان ایشان هم بر شواهد موجود تأکید کرد. در این زمینه نظر حضرت عالی چیست. با توجه به این که شواهد کمی مبنی بر آموختن و تدریس فلسفه از سوی امام موسی صدر در اختیار است آیا شما اطلاعات بیشتری در اختیار دارید یا خیر؟

گفتنی است اخیراً کتاب «امام خمینی برای نسل سوم» تألیف آقای سید علی قادری در پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی رونمایی شد. اگر نشانی را مجدداً برایم ارسال فرمایید کتاب را برای شما ارسال خواهم کرد.

با آروزی توفیق و سلامتی
شریف لک زایی
بیست و یکم خرداد
 
*****
 
با سلام و آرزوی خیر،
از لطفتان سپاسگزارم و بعد از مدت ها از خواندن چند سطری از شما مسرور.

در مورد نکاتی که مورد نظرتان است:
1 – امام خمینی همانطور که نوشته اید تدریس فلسفه را در اوائل دهه چهل متوقف کردند، علت آن را دوستان مرحوم حاج احمد آقا ، همان ظهور و حضور علامه طباطبائی در قم و شروع درس فلسفه توسط ایشان ذکر کرده اند و در نتیجه عدم نیاز به کلاسی دیگر در آن مقطع زمانی و شرایط حوزوی؛ از این رو ایشان به درس اخلاق اهتمام ویژه ای ورزیدند. تألیفاتی همچون عدل الهی و یا انسان و سرنوشت از شهید مطهری که ظاهرا" در دهه چهل نگاشته شده ؛ نمی تواند عامل روی گرداندن امام خمینی از تدریس فلسفه بوده باشد. البته ظاهرا" یک یا چند درس خصوصی فلسفه داشته اند.
بله؛ مستقیما" نوشته ای یا تألیفاتی فلسفی ندارند؛ ولی تقریرات درس فلسفه شان در سه جلد توسط دفتر نشر اثار شان چاپ و منتشر شده است.

2 – امام صدر و فلسفه:
شهید مطهری در دیداری که یک شب در پاریس با ایشان داشتم – در زمان حضور امام در نوفل لوشاتو – در مورد امام صدر با حسرت و بیانی جانسوز؛ از فقدان ایشان یاد می کرد و در ضمن بیان برجستگی های علمی و فقهی و ... از ایشان به عنوان فقیه و حکیمی یاد می کرد که با "ملا صدرا خوب جفت و جور شده " و نوعی آمیختگی فلسفه با عرفان را در خود پرورانده است. ایشان حتی می گفت : "اقا موسی در فلسفه صاحب نظر است و اسفار در دستش چون موم است" و یا قریب به این مضمون: " تسلط آقا موسی به مباحث کلامی یکی از رموز موفقیت او در صحنه منازعات علمی لبنان است."
 
من هم از چند نفر شنیده ام که ایشان منظومه را از جمله از برادرشان حاج آقا رضا فرا گرفتند و مدتی هم خود به تدریس آن مشغول بودند. اطلاعاتی در این زمینه را می توانید از حاج اقا موسی شبیری دریافت کنید؛ که ظاهرا" با هم هم مباحثه بوده اند.

با آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای شما
صادق طباطبائی
 
مطالب مرتبط

 
«شرف الدین» علامه گفتگوهای علمی بود
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، شرف الدین ، وبلاگ ، پرشین بلاگ
نگاهی به مسأله «وحدت اسلامی» در اندیشه علامه شرف الدین
در گفتگو با منصور میراحمدی، سید کاظم سیدباقری و شریف لک زایی

علامه سید عبدالحسین شرف الدین (متولد 1290 هجری قمری، متوفای 1377 هجری قمری) از عالمان نام دیار جبل عامل لبنان و از نام آوران عرصه اتحاد و تقریب بین مذاهب و فقیهی مسلم و مجتهدی مطلق بود که نه تنها در فقه و اصول، بلکه در بسیاری از علوم و معارف رایج و غیررایج حوزه، صاحب نظر و در آن علوم، در زمره استادان به شمار می آمد. وی یکی از منادیان وحدت جهان اسلام، در قالب گفتگو و مناظره است. به مناسبت سالروز درگذشت این عالم شیعی و نویسنده کتاب ارزشمند «المراجعات» سراغ سه تن از کارشناسان اندیشه اسلامی رفتیم تا با آنها درخصوص شیوه های گفتگو و مناظره و نیز وحدت اسلامی در اندیشه علامه شرف الدین گفتگو کنیم.


اصول گفتگوی مذهبی

بدون شک، گفتگو مهمترین شیوه انتقال افکار، اندیشه ها و هدایت فکری است. گفتگو نقش بسیار مهمی در حقیقت یابی و ظهور حقایق دارد. با توجه به چنین جایگاهی گفتگو باید از ویژگیهای مهمی برخوردار باشد. ویژگیهایی که موفقیت گفتگو در گرو آنهاست. در تاریخ تفکر اسلامی، بویژه در ساحت فکر و اندیشه سیاسی، تاکنون چنین گفتگوهایی به ندرت صورت گرفته است و به همین دلیل، این عرصه، عرصه مجادلات و مناقشات بی پایان و اغلب بی حاصلی بوده است.

گفتگوی علمی سیدعبدالحسین شرف الدین به عنوان یک عالم برجسته شیعی با شیخ سلیم بشری به عنوان یک عالم برجسته اهل تسنن، از جمله گفتگوهای نادری است که با برخورداری از شرایط خاصی، از گفتگوهای علمی موفق به شمار می آیند.

دکتر منصور میراحمدی، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران در این ارتباط می گوید: بدون تردید، کتاب المراجعات، الگویی بسیار مهم از گفتگوی علمی دو نماینده برجسته شیعه و اهل سنت است. این کتاب، حاصل گفتگوهایی است که از راه مکاتبه در حدود شش ماه و در قالب 112 نامه پس از آشنایی سیدعبدالحسین شرف الدین با شیخ سلیم بشری، رئیس وقت دانشگاه الازهر در سال 1329 هجری قمری صورت گرفته است.

این استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران در ادامه با بیان این مطلب که گفتگو بر پذیرش اصل تقریب مبتنی است، می گوید: اصل تقریب، خود بیانگر اصول پذیرفته شده و مشترکی است که براساس آنها، گفتگو شکل می گیرد.

مدیر گروه فقه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به مهمترین اصولی که در کتاب المراجعات به عنوان اصول پذیرفته و گفتگو براساس آنها شکل گرفته است، به بیان برخی از آنها می پردازد و می گوید: یکی از اصول مهم در کتاب المراجعات، پرهیز از تعصب ناروا و پذیرش اعتبار علمی طرف مقابل است. گفتگو زمانی میسر است که شرکت کنندگان در آن، از تعصب ناروا دوری کنند و هر یک از آنها برای طرف مقابل، اعتبار علمی قایل بوده و به دور از تعصب، در صدد شنیدن نظریات وی و در نتیجه، پذیرفتن سخن حق باشند.

دکتر میراحمدی در ادامه به برخی دیگر از این اصول همچون پذیرش مرجعیت کتاب و سنت نیز اشاره کرده و می افزاید: اصل تقریب بر پایه پذیرش اصول مشترکی است که تأکید بر آنها، به حاشیه رفتن نقاط افتراق و کم رنگ شدن آنها را به دنبال دارد. تقریب بدون پذیرش اصول مشترک و تأکید بر آنان صورت نمی گیرد. این اصول مشترک، تناسب اساسی با موضوع گفتگو دارد.

شریف لک زایی، عضو هیأت علمی گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی نیز با بیان این مطلب که اصل احترام متقابل و حفظ حرمت و حیثیت طرف گفت و شنود، مورد تأیید شرف الدین است، می گوید: شرف الدین معتقد است رعایت آداب اخلاقی در گفتگو مهم است و اخلاق از دیدگاه شرف الدین، یکی از ارکان و زوایای مهم و کلیدی گفتمان فرهنگی به شمار می رود. به باور علامه شرف الدین، گفت و شنود برای اینکه سازنده باشد، باید همراه با پاسداشت ادب و احترام به شخصیت و اعتقادها و باورهای طرف گفتگو باشد.

عضو انجمن مطالعات سیاسی در ادامه می افزاید: شرف الدین، گفتگو را امر نظری و راه گشا به فهم حقیقت و ارائه دهنده راه و روش برای حل دشواریهای عملی می دانست.

به گفته دکتر لک زایی، این خط سیر فکری سیدشرف الدین با کتاب الفصول المهمه آغاز شد و با کتاب المراجعات، عینیت یافت و با کتاب النص والاجتهاد، آسیب شناسی و ابعاد نظری به خود گرفت. در حقیقت، علامه شرف الدین با ایجاد فرهنگ گفتگو، به دنبال احیای عقلانیتی بود که با وجود اختلاف و دوگانگی مذاهب اسلامی، چنان عقلانیتی ممکن نیست.

وحدت اسلامی راهی برای مبارزه با استعمار

دکتر منصور میراحمدی در ادامه با بیان این مطلب که ملاحظه المراجعات، به طور آشکاری شیوه های گفتگوی مؤثر و موفق را در اختیار خواننده قرار می دهد، می گوید: این شیوه ها اگر چه به تنهایی ممکن است از اهمیت فراوانی برخوردار نباشد، اما کنار هم قرار گرفتن آنها، گفتگو را به گفتگویی موفق مبدل می سازد. این استاد دانشگاه در ادامه به برخی از این شیوه ها اشاره کرده و آنها را در آشنایی اولیه، رعایت انصاف، روحیه صبر و تحمل، مستند و مستدل سخن گفتن بیان می کند.

حجةالاسلام دکتر سیدکاظم سید باقری، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نیز در گفتگو با ما در خصوص وحدت اسلامی در اندیشه علامه شرف الدین می گوید: یکی از موارد آسیب پذیر در جامعه اسلامی که همواره استعمارگران از آن سؤاستفاده می کردند، بهره گیری از اختلافهای فرقه ای و مذهبی در جامعه اسلامی بوده است. آنها با دامن زدن به دوگانگی ها، آتش کینه های دیرین را شعله ور می کردند و به اهداف خود می رسیدند؛ از این رو، بسیاری از بزرگان و مصلحان اجتماعی که به دنبال درمان بیماریهای جامعه اسلامی بودند، بر این مسأله تأکید داشتند که یکی از راه های ضروری برای مقابله فکری با استعمارگران، حفظ وحدت اسلامی است.

به گفته دکتر سیدباقری، علامه شرف الدین برای وحدت بیشتر میان مسلمانان، در کتاب النص والاجتهاد، به اصیل ترین منبع اسلامی، یعنی قرآن، تمسک می کرد. این استاد علوم سیاسی می افزاید: شرف الدین، در عمل، گرایش به وحدت را نشان داد و به دنبال آن بود تا جلوی اختلافات را بگیرد؛ زیرا می دانست و هشدار می داد که گردنهای ما از زنجیر بردگی بیرون نخواهد شد؛ مگر به وحدت، انس دلها، یکی شدن اراده ها و گرد آمدن بر یک محور برای بالا بردن کیان ملت اسلام.

سیدجواد میرخلیلی

روزنامه قدس، 22 اردیبهشت 1390.


 
The Freedom of the Press from the Point of View of Imam Khomeini
ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: مطالب انگلیسی ، آزادی ، وبلاگ ، امام خمینی
Some people believe that the freedom of the press can lead a society to welfare and happiness and provide the means of development and progress of a country. Saied Jamal Al – Din Asad Abadi, who is one of the contemporary great thinkers and outstanding figures of the present age; it is the ideas that are prevalent about the press.