شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

درنگی در مفهوم‌شناسی حکمت متعالی سیاسی
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، حکمت سیاسی متعالیه ، وبلاگ ، ملاصدرا

توازن آرامش و توسعه

گزارش نشست نقد کتاب مفهوم شناسی حکمت متعالی سیاسی

یکی از زمینه‌های سنت‌پژوهی، بررسی چگونگی تداوم و سیر آن در دوران معاصر است. به‌ویژه در عصر حاضر که سنت به ظاهر از زیست‌بوم اجتماعی و سیاسی انسان مدرن حذف شده، این شیوه و نگاه برای آن دسته از مردمانی که اشتیاق بازگشت به سنت را به موازات مدرنیته دارند، می‌تواند کارگشا باشد.

از این حیث، انقلاب اسلامی، انقلابی بود که در جهان مدرن رخ داد اما سودای آن احیای سنت و ارزش‌های اسلامی و به تعبیر مرحوم شریعتی بازگشت به خویشتن بود. امام خمینی(ره) که خود از متن سنت برخاسته بود ، با آگاهی از مقتضیات عصر نوین، رهبر چنین انقلابی شد و جمهوری اسلامی را بنیان نهاد. این امر خود می‌توانست دستمایه اندیشه‌ورزی متفکران سیاسی قرار گیرد اما کوشش‌های اندکی در پی تحلیل و بررسی بنیان‌های انقلاب اسلامی در نسبت با سنت فلسفه اسلامی، به‌ویژه از نوع صدرایی آن بر آمدند.

حکمت متعالیه که امام(ره) در آن پرورش یافته بودند، نقطه تعادل عقل، وحی و عرف است. به عبارت دیگر، حکمت صدرایی شناخت مبدأ و معاد و چگونگی انتقال از وضعیت موجود به مطلوب است و سیر میان این دو را سیاست تعیین می‌کند. امام خمینی(ره) این اندیشه صدرایی را گسترش و خوانش جدیدی دادند و با تأکید بر عنصر سیاست از طریق حکمت به تعبیر دکتر علیرضا صدرا، حکمت متعالی سیاسی را در تکامل مکتب صدرایی بنیان نهادند.در همین زمینه اخیرا کتاب حکمت متعالی سیاسی گامی است نسبتا تازه در این حوزه که توسط دکتر علیرضا صدرا نگاشته شده است.

چندی پیش به انگیزه چاپ این کتاب نشستی با حضور نویسنده کتاب و دکتر شریف لک‌زایی به‌عنوان منتقد برگزار شد که چکیده‌ای از آنچه در این نشست مطرح شده را در پی می‌خوانیم.

دکتر علیرضا صدرا در نشست رونمایی کتاب حکمت متعالی سیاسی اظهار داشت: حکمت به معنای فرزانگی و فرهیختگی، دانایی و خردمندی و نیز حقیقت‌شناخت و شناخت حقیقت است و تعالی به معنای عالی، اعلا و برترین است. متعالی را نیز تعالی‌طلبی و تعالی‌بخشی تعریف کرده‌اند.

بنا به تعابیری از جمله تعبیر فارابی، حکمت در شرق زاده شده و در ایران قدیم با نام حکمت جاویدان تبیین و تئوریزه شده است. به تأکید هانری کربن نیز حکمت جاویدان معروف به حکمت شرقی و ایرانی است. اخیرا سنت‌گران معاصر به‌دنبال احیای حکمت جاویدان هستند و حکمت متعالی که به نوعی تداوم و تعالی بخش آن جریان است، بارها توسط ملاصدرا تحت عنوان حکمت ایرانیان، فارسیان، خسروانی و... تصریح و تأکید شده است. گذشتگان بر این عقیده بودند که حکمت جاویدان، مثلثی نیم‌ساز، برآیند و برآمد 3جریان عقلانیت، دیانت و سیاست است. به عبارتی دیگر دارای 3ضلع عقل، وحی، حس و عرف است؛ یکی در جهت ایجاد تعادل عقلانیت، ضلع دیگر به‌دنبال تعالی جامعه و ضلع آخر یعنی همان تدبیر و سیاست به‌دنبال ایجاد نظم و توسعه است. در اصل حکمت جاویدان را آمیزه‌ای از 3جریان می‌دانند. طرح مباحث جدید در فلسفه سیاسی به منظور توانمندسازی فلسفه سیاسی اسلامی و تأسیس حکمت سیاسی متعالی متناسب با شرایط زمانه مهم‌ترین ایده و بحثی است که آن را در این نشست دنبال می‌کنیم. موضوع و عنوان حکمت متعالی سیاسی از 3مولفه حکمت، متعالی و سیاسی یا سیاست تشکیل شده است. در کتاب مفهوم‌شناسی حکمت متعالی سیاسی ابتدا پایه مفاهیم را طرح کردیم و در فصل دیگر ضروریات و شبهات را و بعد وارد متن اصلی شدیم.

در کتاب دیگری، مفاهیم عمومی در اندیشه ملاصدرا و نسبت آنها با سیاست بررسی می‌شوند. در اندیشه صدرا مفاهیمی وجود دارند که شاید به ظاهر ارتباطی با سیاست نداشته باشند، اما می‌توان بین آنها رابطه‌ای ایجاد کرد. به‌عنوان مثال، اگر از دریچه 2مفهوم اعتبارات ماهیت و اصالت وجود، به پدیده‌های سیاسی نگاه کنیم، بسیاری از مشکلات جهان معاصر در حوزه سیاست را حل کرده‌ایم. این دو مفهوم، وحدت در عین کثرت را توجیه می‌کند و بر این اساس، تفاوت دمکراسی‌ها در کشورهای مختلف توجیه می‌شود. در این کتاب به‌دنبال آن بودیم که دریابیم اساسا حکمت از نظر ملاصدرا چیست؟ سیاست چه تعریفی دارد و متعالی را چگونه معنا کرده است که برآیند این پاسخ‌ها حکمت متعالی سیاسی را تشکیل می‌دهد. ملاصدرا به‌طور اجمالی حکمت را به معنای سیاست و سیاست را به معنای هدایت و تعالی را به معنای توسعه و نظم معنا کرده است. او معتقد است که تدبیر و نظم در تفکر صدرایی لازم است اما کافی نیست و اگر توسعه همراه تعالی باشد، مفید است. مکتب بودیسم و هندویسم بر این عقیده‌اند که توسعه نه لازم است و نه کافی بلکه باید با ترک توسعه به تعالی رسید. در کنار آن تفکر مدرنیسم می‌گوید توسعه هم لازم است و هم کافی و انسان نیازمند آرامش است اما ملاصدرا می‌گوید که آسایش لازم است اما کافی نیست. آرامش با تعالی صورت می‌گیرد و نه با توسعه و بین توسعه و آرامش باید تعادل و توازنی برقرار شود. سعادت انسان در دنیا شامل آسایش مادی و آرامش معنوی است و اگر غیر از این باشد با اضطرار و اضطراب مواجه می‌شود و برای اینکه دچار حزن و خوف نشود باید بین آنها تعادل برقرار کرد.

نظریه جدید تمدن‌سازی‌ اسلامی- ایرانی بعدها در یونان، حکمت راستین تداوم‌بخش حکمت جاویدان شرقی و ایرانی می‌شود. با گذشت زمان این جریان در دوره اسلامی توسط فارابی تحت عنوان حکمت مدینه فاضله که علوم اجتماعی و سیاسی را در بر دارد، باز‌تولید می‌شود. در واقع علم سیاست یا مدنی، علوم دیگر را در اداره مملکت کاربردی می‌کند. در ایران 2جریان از این حکمت انشعاب پیدا می‌کند؛ جریان حکمت مشاء سینوی و دیگری جریان اشراق سهروردی. به مرور زمان ملاصدرا با تجمیع و ترکیب آمیزه‌های این جریانات با اخلاق نظری و عملی، کلام و عرفان، حکمت متعالی را تولید و تأسیس می‌کند. در این ساختار حکمت متعالی نقطه تعادل و تعالی حکمت محسوب می‌شود.

حکمت جاویدان تا حکمت متعالی سیر تکاملی مانند دین داشته است. ملاصدرا حکمت‌های پیشین را متعارف می‌دانست اما حکمت جدید را متعالی نامگذاری کرد. او اسفار چهارگانه را وارد تنظیم حکمت می‌کند. در واقع نگاه مبدأ و معادی دارد؛ حکمت، شناخت مبدأ و معاد و چگونگی انتقال از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است و سیر میان این دو را سیاست تنظیم می‌کند که نقش هدایتی دارد. ملاصدرا یکی از تعاریف مهم حکمت را سیاست می‌دانست. نگاه متعالی به سیاست و نگاه سیاسی به حکمت با نگاه حداقلی، اگر نگوییم حکمت متعالی- به تعبیر علامه جوادی‌آملی- تمامش سیاست متعالی است. می‌توان گفت حکمت متعالی معطوف به سیاست است؛ یعنی همانطور که در طبقه‌بندی علوم، فارابی علم مدنی را برآمد و معمار علوم می‌داند، ملاصدرا فلسفه کلی حکمت را از مبدأ تا معاد وارد بحث سیاست می‌کند تا جامعه را به توسعه، تعادل و تعالی برساند. در واقع حکمت متعالی متولی تبیین نظری و ترسیم عملیاتی است. در تداوم حکمت صدرایی، ملاصدرا مسیری را مطرح کرد اما کمتر وارد بحث عملی و تفسیر آن شد. این جریان ادامه پیدا می‌کند تا اینکه حضرت امام خمینی(ره) ابعاد عملی حکمت متعالی را تفصیل، تبیین و آن را در قالب نظریه حکومت اسلامی تحقق حکمت یا حاکمیت و حکومت بر اساس حکمت متعالی عملیاتی می‌کنند.

ملاصدرا حکیمی است که از پایه‌های حکمت به سیاست نگاه می‌کند اما حضرت امام که خود سیاستمدار و سیاست‌نگر است به کاربرد حکمت در سیاست می‌اندیشد. سیاست امام راحل منعطف از حکمت متعالی است و حکمت متعالی صدرا معطوف به سیاست است. بنابراین، این حکمت از نگاه ملاصدرا حکمت متعالی سیاسی و از دیدگاه امام(ره) حکمت سیاسی متعالی است؛ درست مانند نگاه افلاطون و فارابی به سیاست. امام راحل با توجه به مبنا و تداوم حکمت متعالی که نقطه تداوم، تعادل و تعالی کل جریانات حکمی است، تفصیل عملیاتی به حکمت صدرایی می‌بخشند و آن را وارد زندگی روزمره می‌کنند.

به بیانی دیگر، حکمت سیاسی متعالی امام(ره) نظریه جدید تمدن‌سازی‌ اسلامی ایرانی را تبیین کرده و برای طراحی دکترین عملی و ترسیم برنامه‌ریزی سیاست‌های راهبردی و نیز ساختار اجرایی نظام و تمدن جهان اسلامی را ارائه می‌دهد.

دکتر شریف لک‌زایی نیز دراین نشست یادآور شد: به‌نظر می‌آید در طول 100سال اخیر در بحث علوم انسانی با دشواری‌ها و مشکلاتی مواجه بوده و هستیم و می‌توان گفت کاستی‌های این حوزه به حوزه علوم سیاسی نیز سرایت کرده است. با گذشت 100سال از تأسیس رشته علوم سیاسی در ایران، همچنان فاقد تولید نظریه‌ای در باب علوم سیاسی هستیم. با پیروزی انقلاب اسلامی فضای جدیدی برای رشد علوم وحیانی، اسلامی و بومی به وجود آمد. به تعبیر آیت‌الله جوادی آملی، انقلاب اسلامی تنها تعدادی از زندانیان سیاسی را آزاد نکرد بلکه مهم‌تر از آن آزادسازی علوم بود؛ علومی که جامعه و سنت فکری‌مان با آنها عجین شده و باید مشکلات را از راه دستیابی، تولید و تأسیس این دانش‌ها رفع کرد. اگرچه با پشتیبانی نیروی انسانی که با متون، سنت اصیل فکری و نیز علم سیاسی آشنا بودند، در این حوزه اقداماتی صورت گرفته اما آنچنان که باید منسجم، متمرکز و هدفمند نبوده است.

هدف این طرح شناسایی ظرفیت‌های فلسفه متعالی برای ورود به حوزه حیات اجتماعی و سیاسی است تا به نوعی به توانمند‌سازی‌ فلسفه سیاسی اسلامی کمک کند. با گذشت قرن‌ها همواره از حکمت متعالی به‌عنوان یک فلسفه محض یاد شده است و زمانی هم که این بحث مطرح می‌شود که آیا ملاصدرا اندیشه سیاسی داشته یا خیر با امتناع‌هایی مواجه می‌شویم. در فضای جدید باید رجوع مستقیم و مستقلی به آثار و سنت‌هایمان داشته باشیم و به‌دنبال ایجاد ظرفیت‌های سیاسی و اجتماعی مؤثر در حوزه سیاسی باشیم. علاوه بر آن، توجه به رویکردهای بومی در جامعه از ضروریات است و با توجه به افزایش این رویکردها در حوزه علوم انسانی برای بازنگری در مبانی و بینش حاکم بر علوم انسانی در کشور باید تلاشی شایسته کنیم و می‌توان گفت اثر دکتر صدرا کاری بنیادی محسوب می‌شود که توانسته در این فضا به ویژه در بحث مفاهیم نگاهی جدید را ایجاد کند.

باید توجه داشته باشیم هنگامی که در حوزه علوم انسانی صحبت می‌کنیم، باید مبتنی بر فلسفه‌ای باشد که بتواند آن را پشتیبانی کند تا مباحث را به صورت منسجم و هماهنگ پیش ببرد. به منظور ترسیم هویت دینی و ملی و نیز داشتن نگاه روش‌مند و نقادانه، توجه به سنت فکری مسئله‌ای جدی است. ما نمی‌گوییم آموخته‌های دیگر را کنار می‌گذاریم و از آنها استفاده نمی‌کنیم، بلکه بین آموزه‌های تولید شده و آموخته‌ها، بحث تعامل را پیش خواهیم کشید. توجه به حکمت متعالی برای تبیین، ترسیم و استحکام بخشی به هویت ملی و دینی‌مان بسیار مؤثر است. کتاب «مفهوم‌شناسی حکمت متعالی سیاسی» در راستای تحقق علوم سیاسی مبتنی بر مبانی اسلامی و ایرانی تالیف شده و شاید بتوان گفت این کتاب گامی در راستای تبیین فلسفه سیاسی است که از ضروریات جامعه محسوب می‌شود. به‌طور کلی کتاب ارزشمند حکمت متعالی سیاسی، پژوهشی در بازشناسی، بازنگری و بازسازی سنت‌های فکری‌مان است و مضاف بر آن نظریه‌سازی‌ و تأسیس رشته و دانش فلسفه سیاسی متعالی را نیز به‌دنبال دارد.

روزنامه همشهری، نوزدهم تیرماه 1390.


 
مرجعیت؛ برتری امام خمینی به ملاصدرا
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، ملاصدرا ، وبلاگ ، امام خمینی

شریف لک زایی، عضو هیات علمی گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و نویسنده این اثر، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این اثر را شامل مجموعه مقالاتی دانست که طی ده سال گذشته تالیف و در مجلات مختلف منتشر شده‌اند.

وی افزود: این مقالات مباحث مختلفی نظیر آزادی، آزادی مطبوعات و ولایت مطلقه فقیه در اندیشه امام خمینی(ره) را بررسی کرده‌‌اند. این اثر برای انتشار به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) ارایه شده است.

لک زایی این کتاب را منبع خوبی برای درس «اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)» که اکنون در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود، دانست و درباره رویکردش در این اثر گفت: اندیشه امام(ره) در دستگاه فلسفی حکمت متعالیه قابل بررسی است. بنابراین، برخی از مقالات اندیشه سیاسی ایشان را از این منظر و برخی دیگر از مقالات این موضوع را فارغ از مبانی نظری و حکمی ایشان بررسی کرده‌ام. همچنین در مقالات مربوط به نسبت اندیشه ایشان با حکمت متعالیه، اشتراکات و تمایزات آن با اندیشه ملاصدرا ذکر شده‌اند.

وی مهم‌ترین تمایز امام(ره) با ملاصدرا را وارد شدن ایشان به عرصه عمومی دانست و گفت: امام(ره) با استفاده از پارادایم مرجعیت، اقداماتی انجام دادند که نتیجه آن در تاسیس جمهوری اسلامی متبلور شد، در حالی که این امکان برای ملاصدرا وجود نداشت. صدرالمتالهین کرسی درس و بحث در شیراز داشت، اما نتوانست به لحاظ عملی تاثیری نظیر امام خمینی(ره) در جامعه داشته باشد. باید اذعان کرد که ملاصدرا به لحاظ نظری، بسیار قوی است و آثار او در حوزه فلسفه مقام والایی دارند.

لک زایی درباره امکان قابل بررسی بودن اندیشه سیاسی امام(ره) با اندیشه سیاسی معاصر جهان گفت: طبیعی است که اندیشمندان معاصر، مباحثی را مطرح می‌کنند که گذشتگان مطرح نکرده‌اند. «جمهوری اسلامی» نیز پدیده جدیدی در عرصه مفاهیم و پدیده‌های سیاسی به شمار می‌آید که با نظام جمهوری اسلامی ظهور و بروز یافت.

وی افزود: امام راحل نکات و دقایق دیگری را نیز در این عرصه مطرح کردند. به طور کلی، می‌توان گفت که مبانی و آموزه‌های دینی بر اندیشه سیاسی تمامی متفکران مسلمان تاثیرگذارند، اما نتیجه این تاثیر دچار قبض و بسط‌هایی می‌شود و در دوره‌های مختلف، شیوه‌های مختلفی دارد.

عضو هیات علمی گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی یادآور شد: در دوره‌های جدید نیازها و پرسش‌های جدیدی شکل می‌گیرند و اندیشمندان با پاسخ به این پرسش‌ها، وارد مرحله‌ای جدیدتر و متفاوت از قبل می‌شود.

وی با بیان این که «تفکر امام(ره) به لحاظ دستگاه فلسفی در حکمت متعالیه تعریف می‌شود» اظهار داشت: این حکمت، محل تلاقی عرفان، برهان و قرآن است و بنابراین، معتقدان به آن روش‌های متکثری برای دست‌یابی به حقیقت دارند و در عین حال، از عقل و وحی نیز بهره می‌گیرند. در اختیار داشتن ابزارهای معرفتی گوناگون برای رسیدن به حقیقت، یکی از ویژگی‌های برتر این حکمت به شمار می‌آید.

لک زایی ادامه داد: امام(ره) علاوه بر داشتن این ویژگی، از مقام مرجعیت نیز بهره‌مند بودند، مقامی که قدرت حرکت دادن مردم را داشت. به بیان دیگر، فقه و فقاهت را نیز باید به دانش‌های فلسفی، کلامی و عرفانی ایشان افزود.

وی به تفاوت سه دستگاه فلسفی اسلامی مشاء، اشراق و حکمت متعالیه اشاره کرد و گفت: برخی از عناصر این دستگاه‌ها به طور طبیعی متفاوت از یکدیگرند. برای مثال، حرکت جوهری تنها در حکمت متعالیه مطرح است. همین نسبت درباره دستگاه‌های فکری اسلامی و غربی نیز صادق است و ما مبانی انسان‌شناسی، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی متفاوتی را در این دستگاه‌های فلسفی غربی و اسلامی شاهدیم.

لک زایی یادآور شد: با وجود تفاوت‌های اساسی اندیشه سیاسی غربی و اسلامی، قالب‌های مشترکی در این دو اندیشه وجود دارند که جمهوریت و دموکراسی از جمله آنهایند و مبانی، خط تمایز این دستگاه‌های فکری محسوب می‌شوند.

وی تبیین اندیشه سیاسی اسلامی را یکی از ضروریات در جامعه علمی کشور دانست و گفت: چند دهه است که از بومی کردن علوم انسانی سخن می‌گوییم و یکی از مسایل مهم در عملی کردن این اقدام، توجه به مسایل روز در کتاب‌هایی است که درباره اندیشه سیاسی می‌نویسیم.


 
عدالت در اندیشه امام موسی صدر در گفتگو با شریف لک زایی
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، امام موسی صدر ، وبلاگ ، عدالت

عدالت و آزادی ظرفیت­ های انسان را شکوفا می­ کنند
اندیشمندان اسلامی بسیاری به مفهوم عدالت توجه کرده اند به نحوی امام موسی صدر در دو سطح عملی و تئوریک آن را در جامعه لبنان به کار بسته است که این نحو از برخورد، به خود عدالت باز می گردد. در مصاحبه دیپنا با دکتر شریف لک ­زایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، این بحث بررسی شده است که در ذیل می آید.

دیپنا: جایگاه عدالت در نظام سیاسی اسلام چگونه تبیین و تشریح می­ شود؟

بحث عدالت از دیرباز و در همۀ زمان­ها و در اندیشۀ اسلامی به هر حال مطرح و برجسته بوده و مورد توجه تقریباً همۀ متفکران مسلمان قرار گرفته است. به عنوان مثال، ابن مسکویه رساله­ ای دارد با عنوان «رسالة العداله»، خواجه نصیر نیز در اخلاق ناصری به بحث عدالت توجه بسیار ویژه­ای دارد، یا در دورۀ معاصر شیخ انصاری رساله­ای در باب عدالت دارد و متفکران جدیدتر نظیر حضرت امام خمینی (ره)، استاد مطهری، حضرت آیت الله جوادی آملی و ... که نسبت به بحث عدالت مباحث خاصی داشته ­اند. اجمالاً این تلقی­ ها از بحث عدالت و بحث­ ها راجع به عدالت در بین متفکران مسلمان، در واقع ناشی از یک نگاه دینی به این مسأله هست و تأکیدی که در آموزه­ های دینی­ مان به خصوص قرآن راجع به این پدیده شده است. بنابراین ریشه در آموز­ه های دینی ما دارد. ضمن این­که در بین متفکرین عمومی جهان مثل افلاطون هم جایگاه ویژه­ ای دارد.

در واقع شاید به نوعی بتوانیم بگوئیم، عدالت یک مفهوم بسیار گسترده­ای است که مورد تأیید و تأکید همۀ متفکرین بزرگ ما بوده است از افلاطون در بحث فلسفه گرفته تا دورۀ اخیر و دورۀ جدید که به خصوص در غرب بحث عدالت تحت الشعاع قرار گرفت و تقریباً از صحنه کنار رفت و درواقع آزادی جایگزین آن شد. امّا اخیراً با بحث­ هایی که جان رالز در فلسفۀ سیاسی راجع به عدالت انجام داد این بحث دوباره به سطح عمومی و گفتگوهای روزمرۀ متفکرین غرب هم آمده است و بحث­ های بسیار متفاوت، متعدد، متنوع و متکثری راجع به بحث عدالت در غرب الان مطرح می­ شود. طبیعتاً از همین زاویه می­ شود بحث­ های متفکرین مسلمان را هم دوباره مورد بازخوانی قرار بدهیم.

دیپنا: جایگاه عدالت در اندیشه سیاسی امام موسی صدر چگونه است؟

یکی از مهمترین متفکرین ما در دورۀ معاصر که به این بحث هم در نظر و هم در عمل توجه داشته امام موسی صدر است. ایشان در لبنان سعی می­کند هم به لحاظ نظری بنیاد قوی­ای را برای تحقق عدالت و به خصوص عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی و عدالت اقتصادی پی ریزی کند و از طرفی در عمل هم اقدامات و کارهایی صورت می­ دهد که این منجر می­ شود به این­که شیعیان لبنان به عنوان یک طایفۀ بسیار ضعیف، فقیر، تحقیر شده و کرامت از دست داده، ارتقاء پیدا کنند و به عنوان یک قشر جا افتاده­ ای در لبنان مورد توجه قرار بگیرند و هم در سرنوشت خودشان و هم در سرنوشت جامعه­ شان تأثیرگذار باشند، به خصوص در تقابل با رژیم اسرائیل.

نکتۀ مهم این است که به نظر امام موسی صدر، عدالت در همۀ زمینه­ های فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، ریشه در ایدئولوژیِ اسلامی و آموزه­ های دینی و قرآنی دارد و انسان­ ها را به این سمت هدایت می­ کند که آنها خودشان عدالت را برپا کنند. بنابراین، عدالت با توجه به اینکه یک عنصر اساسی و برجسته در زندگی فردی و اجتماعی است و امام موسی صدر این را این­گونه تلقی می­ کند، این به آن نگرشی که یک انسان مسلمان به خداوند، گیتی، هستی و در واقع به خود انسان و جامعه دارد، برمی­ گردد. در واقع، از همین زاویه است که امام موسی صدر معتقد است عدالت یکی از برجسته ترین صفات ثبوتیه خداوند است و در همۀ گیتی هم نمود پیدا کرده است. بنابراین از منظر یک انسان مسلمان و در یک نگرش اسلامی حتی می­ توانیم این­گونه تلقی کنیم که در واقع، ثمرۀ ایمان عدالت است.

ثمرۀ ایمان به عدالت آفریننده در واقع می­ تواند عدالت را در گیتی و در هستی محقق کند. این یک قاعدۀ ثابت در زندگی فردی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، است. از این منظر، اگر ما به عدالت بنگریم تأثیرگذاریش بسیار روشن خواهد بود. ما در آموزه­ هایمان داریم که تصدی برخی مشاغل منوط به این است که عدالت باشد؛ یعنی فرد باید عادل باشد تا بتواند امام جماعت باشد، عادل باشد تا بتواند قاضی شود یا بتواند رهبر باشد. در ولایت فقیه امام خمینی (ره) بحث علم و عدالت را مطرح می­ کنند. این دو تا عنصر بسیار مهمی که رهبر جامعه باید داشته باشد که اگر هر کدام از اینها مخدوش شود از رهبری نیز ساقط می­ شود. پس از نگاه امام موسی صدر عدالت مبتنی بر ایمان است و کسی­ که ایمان داشته باشد حتماً بر اساس این آموزه عمل خواهد کرد. امام موسی صدر به عدالت فردی نگاه نمی­ کند، از نگاه ایشان عدل فردی باید به اجتماع و عرصه­ های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سرایت پیدا کند.

دیپنا: از نگاه امام موسی صدر، مؤلفه­ های عدالت در یک نظام سیاسی چگونه بیان شده است؟

به صورت کلی، راجع به بحث مؤلفه ­ها معمولاً چند مؤلفۀ عمده برای بحث عدالت ذکر می ­شود. امّا امام موسی صدر به صورت شفاف و آشکار از مؤلفه­ ها یاد نکرده است، ولی به صورت عمومی و استنباطی می­ توان از فحوای صحبت­ های ایشان استنباط کرد. یکی از مؤلفه­ ها برابری و مساوات می­ باشد که در واقع به عنوان مهم­ترین و اصلی­ترین معنای عدالت نیز مورد توجه است. منظور از آن این است که افراد باید از یک حق برابر به منظور استفاده از امکانات، ظرفیت­ ها و فضاهای اجتماعی بهره­ مند باشند. در واقع امام موسی صدر وقتی این مسأله را مطرح می­ کند، به دنبال این است که در جامعۀ طایفه­ ای - قومی لبنان با آن کثرت مذهبی- دینی، رئیس جمهور، وکلا، دستگاه قضایی جامعه و ... به همه با نگاه برابر نگاه کنند تا احقاق حق صورت گیرد و همه از فرصت­ های برابری برای رشد، ترقی و تکامل برخوردار شوند و محروم نشوند.

بحث دیگری را که در این­جا می­ توانیم به عنوان یکی از ملاک­ ها اتخاذ نمائیم بحث قانون است که در ذیل برابری می­ تواند اتفاق بیفتد. این­که در جامعه قانون و مقررات نسبت به همه برابر اعمال شود و درواقع، قانونمندی محقق شود؛ تبعیضی وجود نداشته باشد.

دیپنا: از نگاه امام موسی صدر، در نظام سیاسی اسلام نسبت بین عدالت با آزادی و پیشرفت چگونه تشریح و تبیین می شود؟

امام موسی صدر دو عنصر آزادی و عدالت را اساساً در کنار یکدیگر می­ بیند، البته شرایط جامعۀ لبنان نیز اقتضاء می­ کند که ایشان این نوع نگاه را داشته باشند. امّا این­که نسبت عدالت با پیشرفت چگونه است؟ امام موسی صدر می­ گوید عدالت و آزادی، موجب می­ شوند تا در جامعه ظرفیت­ ها و استعدادها شکوفا شوند و در واقع، جامعه از پیشرفت متوازن، متناسب و متعادلی برخوردار گردد. بنابراین، نقش عدالت و آزادی شکوفاسازی استعدادهای متفاوت افراد در جامعه است. امام موسی صدر در جامعۀ لبنان دقیقاً به دنبال همین امر هستند که به گونه ه­ای مدیریت سیاسی، مدیریت عمومی عموم سامان پیدا کند که همۀ طوایف به صورت یکسان بتوانند ظرفیت­ هایشان را ظهور و بروز دهند و این­گونه است که جامعه پیشرفت می­ کند.

امام موسی صدر در بحث آزادی بحث­ های مختلف و زیادی دارد و نگاهی که به این بحث دارد تا اندازه­ ای نسبت به نگاه سایر متفکرین متفاوت است. ایشان بر این نکته تأکید بسیار دارند که آزادی یک حق الهی، خدادادی و تکوینی­ است و کسی نمی­ تواند آن را نفی کند. البته باید توجه کرد، ایشان در جامعۀ لبنان که انواع و اقسام محرومیت­ ها و محدودیت­ ها بر افراد، حداقل بخشی از افراد جامعه، تحمیل می­ شود، این سخن را بیان می­ دارد. در واقع، بحث کلیدی امام موسی صدر از این مباحث بوده که یک همزیستی مسالمت­ آمیزی بین ادیان، طوایف و اقوام مختلف در لبنان به وجود بیاورد.

ایشان در باب آزادی چند اصل را مطرح می­ کنند: اصل احترام متقابل، اصل اعتماد به یکدیگر، اصل گفتگو. نکته­ ای که امام موسی صدر به آن توجه داشتند این بود که همیشه جوامع از درون متلاشی می­ شوند نه از بیرون. در واقع، وقتی جامعه آسیب می­ بیند که از درون با مشکل مواجه شود؛ به عبارت واضح تر، در جامعه بی­ عدالتی به وجود آید؛ قشری از آزادی محروم شوند؛ اعتماد عمومی سلب شود. بنابراین، در بحث آسیب­ شناسی رابطۀ بین عدالت و آزادی این­گونه می­ شود که می­ تواند به جامعه­ ای آسیب بزند؛ امّا اگر بخواهیم نسبت این دو را بررسی کنیم، عدالت عامتر از آزادی است. یعنی وقتی می­ گوئیم عدالت، آزادی در درون آن نهفته است و طبیعتاً اگر آزادی محقق شود بخشی از عدالت هم محقق می­ شود، چرا که عدالت، به ویژه در بحث عدالت سیاسی تماماً در حوزۀ آزادی (آزادی­ های سیاسی) قرار می­ گیرد. این­ها می­ توانند در پیشرفت جامعه کمک کنند.
 
علی ای حال، عدالت فراگیرتر و گسترده­ تر است، ابعاد و لایه­ های مختلفی دارد که آزادی در درونش جای گرفته است که طبیعتاً هر کدام از این لایه­ ها مثل آزادی در جامعه تحقق پیدا کند عدالت هم تحقق پیدا می­ کند. پس در واقع نسبت این دو نسبت عموم و خصوص مطلق تلقی می­ شود: آزادی در عدالت هست ولی همۀ عدالت آزادی نیست.
 
امّا لازم به ذکر است که عدالت و آزادی، هر دو ظرفیت­ ها و توانایی­ های انسان را شکوفا می­ کنند و نیز هر دو انسان و جامعه را به صورت یکسان و همسان مورد توجه و خطاب قرار می­ دهند. اصولی که پیش از این بیان شد، آن اصولی که می بایست در جامعه در بحث تحقق عدالت لحاظ شود، راه­ هایی است که می­ توانیم در جامعه به سمت همبستگی اجتماعی پیش برویم. عدالت و آزادی باعث همبستگی می­ شود و این همبستگی خود پیش شرط و به نوعی الزام پیشرفت است. اگر همبستگی وجود نداشته باشد نیروها، توانایی­ ها، ظرفیت­ ها همدیگر را خنثی می­ کنند. طبیعتاً اگر توان­ ها یک­جا در کنار هم لحاظ شود، البته با همه تنوعات، اختلاف و تکثری که دارد، در آن جهات اصلی و مورد نظر و هدف حرکت کند به جائی می­ رسد.

به عنوان جملۀ پایانی و حسن ختام، امام موسی صدر بیان می­ کند: حکومت بایستی به آسمان نزدیک شود و آن گاه به همه نگاه آسمانی داشته باشد. که اصل عدالت و آزادی همین را نسبت به انسان اقتضا می­ کند.

دیپنا: با سپاس از حضرتعالی که در این مصاحبه شرکت نمودید.

منبع: دیپنا (پایگاه اطلاع رسانی دین پژوهشی ایران)


 
انسان؛ معمار خویشتن و جامعه
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، آیت الله بهشتی ، وبلاگ ، آزادی

بازخوانی مفهوم «آزادی» در اندیشه شهید دکتر بهشتی
در گفت و شنود با شریف لک زایی
 
از یک منظر، پیدایی و رشد انقلاب‌ها را حاصل آمادگی شرایط ذهنی و عینی یک جامعه برای تحول انقلابی دانسته‌اند. انقلاب 57 هم به یک معنا برخاسته از این دو آمادگی بود؛ به این معنا که هم جامعه و شرایط و بسترهای اجتماعی و سیاسی آن، در آستانه تحول بودند و هم ذهنیت مردم ایران این تحول‌خواهی را دریافته بود. با این حال، نمی‌توان از نقش متفکرانی که در پیدایی این شرایط ذهنی تاثیرگذار بودند، غافل ماند. مرحوم دکتر شریعتی، شهید مطهری و شهید دکتر بهشتی در آگاهی رسانی به مردم از نقش ویژه‌ای برخوردار بودند. در این میان شهید دکتر بهشتی چه در ایران و چه در مرکز اسلامی‌ هامبورگ، با ایراد سخنرانی‌‌ها و نگارش آثاری در خصوص مهم‌ترین مسائل مبتلا به جامعه، به تدریج ذهنیت مردم ایران را برای انقلاب و حکومت‌ اسلامی آماده می‌کرد. حتی سال‌ها پیش از وقوع انقلاب اسلامی،‌ دکتر بهشتی در جلسات گوناگونی که در قم و تهران برپا می‌شد، به طرح موضوع «حکومت‌ اسلامی» پرداخته بود. با این حال، شهید بهشتی پس از انقلاب نیز با عهده‌دار شدن مسئولیت‌های خطیری، در استقرار و تثبیت انقلاب اسلامی و آرمان‌های آن کوشید. آنچه از پی می‌آید، حاصل گفت‌وگویی است با دکتر شریف لک‌زایی درباره اندیشه‌های شهید بهشتی درباره مفهوم «آزادی».

به نظر می‌رسد که شهید بهشتی بحث آزادی را از منظرهای گوناگونی مطرح می‌کند. با توجه به تحصیلات حوزوی و دانشگاهی، یک بعد فلسفی در بحث‌های وی مطرح است؛ به این دلیل که شهید بهشتی در حوزه، فلسفه متعالیه خوانده بود. منظر دیگری که او بحث می‌کند دینی است. به هر حال شهید بهشتی یک عالم دینی است و لذا نگاه وی به آزادی نمی‌تواند فارغ از دین باشد. این انتظار از ایشان به حق است که به عنوان عالم دینی موضع خود را در ارتباط با بحث مهمی چون آزادی بیان کند. موضوع دیگری که او مورد توجه قرار می‌دهد، از منظر جامعه شناختی است. به نظر ایشان وضعیت جامعه ما، به گونه‌ای است که استبداد در آن ریشه دوانده است.

البته ایشان به طور کلی، مشکل بنیادین آزادی در ایران را در دو نکته می‌دانند:

یکی اینکه آزادی در جامعه ما به معنای نفی استبداد درک می‌شود و لذا اینگونه نتیجه گرفته می‌شود که با ساقط کردن فرد مستبد به آزادی می‌رسیم. نمونه این مسئله را در انقلاب اسلامی می‌توان دید. بر اثر انقلاب اسلامی، شاه مستبد از کشور می‌رود و تصور می‌شود که این کفایت می‌کند که به آزادی دسترسی پیدا کنیم.

مشکل دوم، این است که برخی اینگونه تصور می‌کنند که آزادی یعنی نیل به خواسته‌ها و آرزوها، از هر راهی که ممکن باشد، حتی اگر منجر به پایمال شدن نظم و قانون و حقوق دیگران بشود. در این خصوص، عده‌ای می‌اندیشند که آزادی رسیدن به خواست فردی است ولی توجه نمی‌شود که بدون امکانات و ظرفیت‌های مادی و معنوی جامعه و منطقی و مشروع بودن خواسته‌های افراد نمی‌توان به آن دست یافت.

این یک تلقی منفی از آزادی است. در واقع براساس دیدگاه شهید‌ بهشتی، بیشتر بر بعد منفی آزادی تاکید می‌شود. براساس دیدگاه ایشان ما تنها با آزادی منفی (آزادی‌از) به‌ آزادی نمی‌رسیم. این مسئله نیاز به این دارد که «آزادی برای» یا آزادی مثبت نیز مورد توجه قرار گیرد. با این دو برداشتی که در جامعه وجود دارد، دکتر بهشتی به سمت تصحیح نگاه به آزادی حرکت و در همین راستا آزادی را تعریف می‌کند.

وی در بحث آزادی اشاره می‌کند که تعریف و تبیین دقیق آزادی‌، باید در جامعه روشن باشد و ارائه شود، به طوری که ما ابهامی راجع به مفهوم آزادی نداشته باشیم. شرط اول تحقق آزادی در جامعه، شناخت درست و عمیق آن است. دکتر بهشتی مباحث دیگری را ذیل این بحث عنوان می‌کند که مهم‌ترین آنها، تعهد، وظیفه‌شناسی، ابتکار و خلاقیت و به ویژه روح تعاون و همکاری است. در واقع او می‌خواهد این بحث را مطرح سازد که آزادی تنها در سایه تعهد و احساس مسئولیت در اداره امور تحقق و معنا پیدا می‌کند؛ اما اینکه او چه تعریفی از آزادی ارائه می‌کند، نکته مهمی است.

او تعریف جالبی از آزادی ارائه می‌دهد: آزادی، یعنی تسلط انسان بر ساختن خویش و محیط‌ خویش. به این معنا که انسان هم از این توان برخوردار باشد که خود را بسازد و هم جامعه را. انسان هم نسبت به خودش مسئول است و هم نسبت به جامعه خویش. اگر خلاصه کنیم، آزادی از دیدگاه شهید بهشتی، به معنای توانمندی است.

در ادامه این تعریف، وی آزادی را بر دو قسم می‌داند:

اول، آزادی درونی یا آزادی از تعلقات و هوی و هوس‌های درون و آزادی از استبداد بیرونی. تسلط انسان بر خویشتن خود ناظر بر همین قسم از آزادی است. شهید بهشتی معتقد است که این نوع آزادی، یک نیاز عمیق و اصیل درونی است و در هر فردی هم یافت می‌شود. براساس تعبیر وی، آزادی، ذاتی انسان است و آدمی براساس آموزه‌های دینی مجاز به از دست دادن آزادی خویش نیست.

دومین قسم آزادی، بعد اجتماعی دارد. دکتر بهشتی معتقد است که در گونه دوم آ‌زادی ما از آن به عنوان یک واقعیت اجتماعی سخن می‌گوییم که باید شرایط و امکان اعمال و تحقق و برخورداری مردم از آن به صورت تدریجی فراهم شود. در واژه «تدریجی» نکته‌ای نهفته است و آن، اینکه آزادی با دستور و یک شبه تحقق نمی‌یابد و با رفتن یک مستبد هم محقق نمی‌شود.

بنابراین شهید بهشتی از دوگونه آزادی درونی و آزادی به عنوان یک واقعیت اجتماعی سخن می‌گوید.

اینکه شهید بهشتی بحث آزادی را از چه منظری پی می‌گیرد، به نظر می‌رسد که از منظر انسان‌شناختی باشد. برهمین اساس وی بر این نظر است که انسان موجودی است آزاد، خودساز و محیط‌ساز و آ‌زاد از جبر طبیعت و جبر جامعه و تاریخ. می‌بینیم که در اینجا عناصر دیگری هم به بحث آزادی افزوده می‌شود و آن اینکه انسان از طبیعت هم آزاد است، همان گونه که از جبر جامعه و تاریخ. در واقع نه محیط طبیعی در انسان تاثیر می‌گذارد و وی را مجبور می‌سازد که به سمت خاصی سوق یابد و نه جامعه و تاریخ می‌تواند اینگونه در وی اثرگذار باشد. انسان در طبیعت، جامعه و محیطی که زیست می‌کند قادر به پاره کردن بندها و رهاسازی خود از آنهاست.

براین اساس نوع نگاه دکتر بهشتی به انسان هم، نگاه به انسان انتخابگر و آزاد است؛ به این معنا که اگر فردی نپذیرد که از طبیعت و جامعه‌اش آزاد شود، به انسان غیر انتخابگر بدل می‌شود و نیازمند «قیّم» می‌شود و در مقابل، اگر کسی به انسان آزاد معتقد باشد، او نیازمند «قیم» نیست. آزادی در این‌ نگاه، ذاتی انسان است که بر اساس آموزه‌های دینی هم ما معتقدیم که انسان از آزادی تکوینی برخوردار است؛ بنابر‌این تعریف شهید بهشتی از انسان این است که وی موجودی آگاه و انتخابگر است و با این آگاهی و انتخاب، آینده و سرنوشت خویش را می‌سازد.

اگر آزادی از آدمی دریغ شود، مسخ شخصیت و انسانیت آدمی را به‌همراه دارد. در این صورت او دیگر انسان انتخابگر نخواهد بود و وقتی انتخابگر نباشد، نخواهد توانست خالق شخصیت و معمار سرنوشت خویش باشد.

البته دکتر بهشتی، آزادی درونی را فدای آزادی اجتماعی نمی‌سازد. در طرح آن دو مشکل پیش گفته، مسئله آزادی، دکتر بهشتی به دنبال حل آنهاست؛ از این رو، ایشان یک بحث جامعه‌ شناختی را مطرح می‌کند؛ به این معنا که همان‌گونه که انسان برای دستیابی به آزادی درونی نیازمند مجاهدت و اقدام است، در بحث تحقق آزادی اجتماعی هم نیازمند فعالیت‌های خاصی است- که به چندتای آن اشاره شد- از جمله روحیه تعاون و همکاری و نیز احترام به قانون، حتی وظیفه‌ شناسی هم به عنوان ضروریات تحقق آزادی می‌تواند مطرح باشد. به تعبیر دکتر بهشتی، اگر مردم نخواهند خود را تغییر دهند، تغییر روابط اجتماعی به تنهایی اثری نخواهد داشت و احتمالاً نتایج منفی آن، خیلی بیش از نتایج مثبت آن خواهد بود. آزادی هم نیازمند به اخلاق است؛ اخلاق آزادی خواهانه. انسانی می‌تواند در عمل آزادی‌خواه باشد که ظرفیت و اخلاق آزادی خواهانه را کسب کرده باشد.

این بحث تماماً به همان دو مشکل پیش‌گفته باز می‌گردد؛ یک جامعه با یک انقلاب ضرورتاً به آزادی نمی‌رسد، سقوط یک مستبد، یک شرط لازم است، اما شرط کافی نیست. دکتر بهشتی معتقد است که باید نظام استبدادی از جامعه برچیده شود. اینجاست که باید پرورش روحیه آزادی خواهانه صورت گیرد. انسان برای تحقق آزادی باید تربیت شود. در فقدان این امر (تربیت آزادی خواهانه) ممکن است آزادی به ضد خود بدل شود.

ویژگی‌های یک مستبد، خودبینی، تک‌روی و استبداد فکری است. گیریم که این فرد از جامعه بیرون رانده شد، اما میلیون‌ها مستبد دیگر در جامعه وجود دارند که با توجه به وجود نظام استبدادی و روابط استبدادی در طول تاریخ در جامعه شکل گرفته‌اند؛ از این‌رو، تحقق آزادی نیازمند شرایطی است که در وهله اول بتواند نظام و روابط استبدادی را از میان بردارد.

دکتر بهشتی به‌نوعی تصریح دارند که نهادهای اجتماعی را به سمت پذیرش و تحقق آزادی سوق دهیم. دکتر بهشتی بر این باور است که روحیه استبدادی نهادینه شده باید به روحیه آزادی‌منشانه تبدیل شود و روابط آزادی‌گرایانه‌ای میان افراد شکل گیرد؛ به این معنا که شبکه قدرت اجتماعی، آزادی‌ را نهادینه کند.

بحث آزادی همواره در جامعه ما مطرح بوده است و ما باید به سمتی حرکت کنیم تا آزادی در جامعه نهادینه شود و حداقل از آرمان‌های انقلاب دور نشویم. به نظر می‌رسد بازخوانی آرا و آثار بزرگانی مثل شهید بهشتی می‌تواند به ما کمک کند تا بتوانیم این خواسته اصیل و ذاتی انسان را در جامعه محقق سازیم. آزادی با حرف و شعار در جامعه پدیدار نمی‌شود، لذا نیازمند تحقق بخشیدن به آن در عمل است.

روزنامه همشهری، هفتم تیر 1390.


 
مباحث تفسیری شهید بهشتی مغفول مانده است
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، آیت الله بهشتی ، وبلاگ ، انقلاب اسلامی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با تأکید بر این‌که مباحث تفسیری آیت‌الله بهشتی در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی بسیار کارگشا بود، از غفلت در انتشار مباحث تفسیری ایشان که تا سوره طه انجام شده انتقاد کرد.

«شریف لک زایی»، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، ضمن بیان این مطلب در مورد تأثیرپذیری اندیشه‌های سیاسی‌ شهید بهشتی از علوم دینی و قرآنی گفت: متأسفانه مباحث قرآنی شهید بهشتی به صورت کتاب منتشر نشده است، به خصوص بحث‌های تفسیری ایشان که اطلاع دارم خیلی مفصل است و این یک ضعف است.

مؤلف کتاب «آزادی سیاسی در اندیشه آیت‌الله مطهری و آیت‌الله بهشتی» افزود: شهید بهشتی و شهید مطهری جزء متفکران بسیار برجسته انقلاب اسلامی هستند، البته در باب اندیشه‌های استاد مطهری کارهای خوبی صورت گرفته است و آثار ایشان منتشر شده و تعدادی هنوز باقی‌ مانده که در حال انتشار است اما متأسفانه در مورد انتشار اندیشه‌‌های شهید بهشتی غفلتی صورت گرفته و مباحث ایشان منتشر نشده است.

نویسنده کتاب «آزادی و دانش» با اشاره به این‌که بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت‌الله دکتر بهشتی دارد اقداماتی را انجام می‌دهد، تصریح کرد: بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت‌الله دکتر بهشتی با بضاعت اندکی که دارد اقداماتی را انجام می‌دهد ولی نیازمند این است که نظام در این رابطه سرمایه‌گذاری کند و چهره علمی این متفکر را هم به جامعه نشان دهد.

لک‌زایی در ادامه سخنانش اظهار کرد: یکی از غفلت‌‌ها در مورد نشر اندیشه‌های شهید بهشتی نپرداختن به مباحث تفسیری ایشان است که این مباحث را در جمع‌‌ها و گروه‌هایی که تشکیل می‌شد از ابتدای قرآن شروع کردند و به صورت موضوعی همه آیات را تفسیر کردند تا آنجایی که بنده اطلاع دارم ایشان تا سوره طه را تفسیر کردند. تفسیر سوره بقره بسیار مفصل‌تر از بقیه سوره‌هاست؛ هم به خاطر حجم سوره و هم به دلیل موضوع‌های بسیار متنوعی که در این سوره مطرح شده است.

مؤلف کتاب «آزادی» با اشاره به این‌که ایشان راجع به مبحث حج 2 تا 3 جلسه بسیار مفصل صحبت کردند، گفت: وقتی شهید بهشتی به آیاتی می‌رسند که در باب خلیفة‌‌اللهی انسان است دو تا سه جلسه صحبت می‌کنند و مباحث بسیار مهمی را در این ارتباط بیان می‌کنند.

این محقق و نویسنده کشورمان با بیان این‌که اگر بخواهیم اندیشه سیاسی شهید بهشتی را پردازش، مطرح و الگوسازی کنیم نیاز است که به همه آثار ایشان دسترسی داشته باشیم گفت: نظام باید کمک کند که همه آثار ایشان در دسترس و در معرض رؤیت فرهنگیان و نخبگان قرار گیرد. این نکته بسیار مقدماتی و اجمالی است که در شناخت اندیشه سیاسی ایشان مطرح است و در برطرف کردن خلأها، چالش‌ها و ابهام‌هایی که در اندیشه ایشان وجود دارد طبیعتا مؤثر است.

نویسنده کتاب «بررسی تطبیقی نظریه‌های ولایت فقیه» با تأکید بر این‌که بخشی از تاریخ و حیات اجتماعی و سیاسی و حتی علمی جامعه همین بحث‌هایی است که ایشان در فضای قبل و سال‌های آغازین انقلاب مطرح کرده است، گفت: این مباحث در آن فضاها تا اندازه‌ای کارگشا بوده و امروز هم می‌تواند برای ما کارگشا باشد و مورد استفاده قرار گیرد.

نویسنده کتاب «توزیع و مهار قدرت در نظریه ولایت فقیه» با تأکید بر این‌که غفلت از منتشر نکردن بحث‌های قرآنی و مباحث تفسیری آیت‌الله بهشتی یک غفلت نابخشودنی است، گفت: در شرایطی که جامعه را به این امر دعوت می‌کنیم که جامعه‌ای قرآنی باشد و مردم به قرآن توجه کنند و از قرآن برای حیات خودشان در عرصه‌های مختلف الگو بگیرند منتشر نکردن این مباحث مسئله بسیار مهمی است که نابخشودنی است. جامعه دینی جامعه‌ای است که آموزه‌های خود را از قرآن أخذ کند.
 
آیت‌الله بهشتی قائل به وجود نسبت تکاملی و تعاملی میان فرد و جامعه بود
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با تأکید بر بحث‌های آیت‌الله بهشتی در نقش انسان در زندگی فردی و اجتماعی گفت: ایشان به وجود نسبت تکاملی و تعاملی میان فرد و جامعه قائل بود که انسان هم باید خودسازی داشته باشد و هم تلاش کند جامعه را بسازد.

شریف لکزایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) ضمن بیان این مطلب در مورد تأثیرپذیری اندیشه‌های سیاسی‌ شهید بهشتی از علوم دینی و قرآنی گفت: بحث سرنوشت و مشارکت انسان در زندگی فردی، شخصی و اجتماعی موضوعی است که آیت‌الله‌ بهشتی در تفسیر قرآن کریم مطرح می‌کنند.
 
وی افزود: یکی از مهم‌ترین آموزه‌های ایشان مشارکت در مباحثی است که در حوزه حیات عمومی مطرح می‌شود؛ ایشان روایت حضرت رسول(ص) که فرمودند «کسی که صبح کند و به امور مسلمان اهتمام نداشته باشد مسلمان نیست» را مطرح می‌کند و برای مباحثی که در بحث آزادی بیان می‌کند، این را به عنوان سندی می‌داند که انسان باید در زندگی جمعی و اجتماعی مشارکت کند و زندگی خود و جامعه خود را سامان دهد و اگر این کار را انجام ندهد وظیفه خودش را انجام نداده است.
 
نویسنده کتاب «آزادی و دانش» با اشاره به این‌که در تعبیرات آیت‌الله بهشتی، انسان یک صیرورت و رویش و حرکت است، اظهار کرد: در واقع انسان با خودآگاهی و با توجه به محیط خود و خودسازی که صورت می‌دهد محیط خود را سامان می‌دهد و این انتخاب‌گری براساس انتخاب آگاهانه و آزادانه خواهد بود.
 
لک‌زایی در ادامه سخنانش اظهار کرد: انسان در تعبیر آیت‌الله بهشتی چون متأخذ از آموزه‌‌های اصیل دینی است، با انتخاب آگاهانه و آزادنه هم می‌تواند خود را بسازد و هم در تغییر ساخت محیط طبیعی خودش دخالت گسترده‌ای را انجام می‌دهد و محیط اجتماعی خود را آن‌چنان که شایسته است، بسازد. اتفاقاً ایشان در تبیین حدود آزادی همین امر را به کار می‌گیرد، از طرف ایشان آزادی توانی محسوب می‌شود که به انسان در ساختن محیط خود کمک می‌کند.
 
مؤلف کتاب «آزادی» با اشاره به اینکه ایشان بحث‌های مختلفی را به خصوص در نسبت میان فرد و جامعه و اینکه به هر حال اصالت با کدام است، مطرح می‌کند، تصریح کرد: مارکسیست‌ها قائل به اصالت جمع و لیبرال‌ها قائل به اصالت فرد بودند، طبیعتاً یک متفکر مسلمان مانند ایشان باید در این رابطه اتخاذ موضع کند که به هر حال اصالت با کدام طرف است؟ ایشان بحث تکامل را در اینجا مطرح می‌کند که در واقع در مناسبات فرد و جامعه باید بحث مناسبات تکاملی را مطرح کنیم.
این محقق و نویسنده کشورمان تأکید کرد: در اندیشه آیت‌الله‌بهشتی هم نقش فرد به عنوان مبدأ برجسته است و هم این‌که حرکت‌های اجتماعی را کسانی به وجود می‌آورند که توانسته‌اند با خودسازی، دانایی و آزادی ذاتی خودشان حرکت‌ها را به وجود بیاورند و تغییراتی را در جامعه ایجاد کنند و طبیعتاً این تغییرات اجتماعی در فرد هم تأثیرگذار است.
 
نویسنده کتاب «بررسی تطبیقی نظریه‌های ولایت فقیه» با اشاره به این‌که نسبت تکاملی و تعاملی میان فرد و جامعه در اندیشه شهید بهشتی برقرار است، گفت: بر این اساس هم فرد بر جامعه و هم جامعه بر فرد تأثیر می‌گذارد. طبیعتاً یک حرکت انقلابی و اجتماعی چه مثبت و چه منفی بر افرادی که در آن جامعه زندگی می‌کنند، قطعاً هم مؤثر است.
 
وی افزود: در نتیجه ایشان معتقد است که ما نباید از جامعه هم غفلت کنیم، فرد به عنوان مبدأ مهم است، ولی از نظر وضعیت و شرایط اجتماعی جامعه هم می‌تواند تأثیرگذار باشد و در حرکت انسان مؤثر است. بنابراین محیط اجتماعی هم می‌تواند نقش تسهیل‌‌کننده‌ و هم نقش دشوارکننده‌ای را در تغییرات درونی به عهده داشته باشد.
 
نویسنده کتاب «توزیع و مهار قدرت در نظریه ولایت فقیه» تأکید کرد: در هدایت جامعه به سوی رستگاری و سعادت، انسان نمی‌تواند نسبت به اوضاع اجتماعی بی‌اعتنا باشد و صرفاً به سازندگی درون خود اکتفا کند. بنابراین به‌زعم آیت‌الله بهشتی نگاه تعاملی میان فرد و جامعه وجود دارد که انسان هم باید خود را بسازد و هم باید تلاش کند جامعه خود را بسازد.

شعار اصیل اسلامی به تعبیر شهید بهشتی خودسازی و جامعه‌سازی است

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با تأکید بر این‌که عمدتاً متفکرینی که متأثر از حکمت متعالیه هستند، به قرآن کریم و روایات توجه گسترده‌ و عمیقی دارند، گفت: به تعبیر آیت‌الله بهشتی، شعار اصیل اسلامی این است که هر فردی خود را بسازد و در ساختن محیط نیز باید نقش خود را ایفا کند.

شریف لکزایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) ضمن بیان این مطلب در مورد تأثیرپذیری اندیشه‌های سیاسی‌ شهید بهشتی از علوم دینی و قرآنی گفت: در اندیشه شهید آیت‌الله بهشتی، خودسازی شرط لازم برای انسان است اما این شرطی کافی نیست.

وی افزود: به تعبیر آیت‌الله بهشتی، شعار اصیل اسلامی این است که هر فردی خود را بسازد و در ساختن محیط نیز نقش خود را ایفا کند تا جامعه ساخته شود. در این‌جا وجود آموزه‌های دیگر دینی به میان می‌آید که بحث امر به معروف و نهی از منکر در این ارتباط بسیار نقش پررنگ و برجسته‌ای دارد و ایشان اثری هم در این ارتباط دارند.
بخش قبلی گفت‌وگو را این‌جا بخوانید!

نویسنده کتاب «آزادی و دانش» با اشاره به این‌که عمدتا متفکرین که متأثر از حکمت متعالیه هستند به قرآن کریم و روایات توجه بسیار خوب، گسترده‌ و عمیقی دارند، اظهار کرد: غالب متفکران اسلامی که در حکمت متعالیه تلمذ کردند و جزء حکمای حکمت متعالیه به شمار می‌روند دستی در تفسیر قرآن دارند از خود ملاصدرا تا حکمای امروز، به عنوان مثال بزرگ‌ترین مفسر جهان معاصر ما علامه طباطبایی در این قسمت بسیار برجسته و معروف است.

لک‌زایی در ادامه سخنانش تصریح کرد: حضرت امام خمینی(ره) هم در این زمینه ورود داشتند که حتی بعد از انقلاب اسلامی هم به تفسیر قرآن و تفسیر سوره حمد ‌پرداختند که به دلایل مختلف و فشارهایی که بود ایشان آن‌را تعطیل کردند. مجموعه آثار شهید مطهری سرشار از مباحث قرآنی و تفسیری است. همچنین شهید بهشتی هم دارای آثار تفسیری هستند که متأسفانه هنوز آثار تفسیری ایشان منتشر نشده است.

مؤلف کتاب «آزادی» با اشاره به این‌که امام موسی صدر هم این گونه بوده است، گفت: از طرفی امام موسی صدر در لبنان هم به همین ترتیب در سخنان و مباحث خودشان به این بحث توجه بسیار زیادی داشتند.

نویسنده کتاب «بررسی تطبیقی نظریه‌های ولایت فقیه» تأکید کرد: عمده مباحث این بزرگان سرشار از مباحث قرآنی است و هم‌اکنون هم مباحث تفسیری آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی را هم ملاحظه می‌کنیم که ایشان به عنوان یک حکیم حکمت متعالیه بحث‌هایی که دارند سرشار از مباحث قرآنی است و اصلا تفسیری که دارند مطرح می‌کنند متأخذ از این مبانی فلسفی است و به هر حال قرآن در آثار حکمای متعالیه برجستگی دارد.

لکزایی تصریح کرد: معتقدم با توجه به این‌که شهید بهشتی شاگرد امام(ره) بودند و با شهید مطهری هم مراوده زیادی داشتند و از طرفی شاگرد علامه طباطبایی هم محسوب می‌شود و در چنین فضایی زیسته و تحصیل کرده و فعالیت اجتماعی، مذهبی و ... داشته متأثر از این مکتب فکری و فلسفی است.

نویسنده کتاب «توزیع و مهار قدرت در نظریه ولایت فقیه» تأکید کرد: کسی که فاقد مکتب فکری و فلسفی باشد نمی‌تواند بحث‌های منسجم، متمرکز و عمیقی را ارائه دهد و فکر می‌کنم باید روی این نکته هم تأمل شود و مورد توجه جامعه علمی ما قرار گیرد که اگر راجع به ایشان صحبت می‌شود، مشخص شود که ایشان در چه مکتب فلسفی دارد تفکر می‌کند.
  

مطالب مرتبط

 
باید ظرفیت های سیاسی و اجتماعی حکمت متعالیه را عملیاتی کنیم
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، حکمت سیاسی متعالیه ، وبلاگ ، علوم انسانی

شریف لک زایی، با اشاره به اینکه همواره از حکمت متعالیه به عنوان یک فلسفه محض یادشده است، اظهار داشت: امروزه در فضای جدیدی می خواهیم ظرفیت های سیاسی و اجتماعی این حکمت را مطرح کرده و از آن ها استفاده کنیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان، جلسه نقد و بررسی کتاب "مفهوم شناسی حکمت متعالی سیاسی" با سخنرانی دکتر شریف لک زایی و باحضور نویسنده کتاب، دکتر علیرضا صدرا، در سرای اهل قلم برگزار شد.

دکتر شریف لک زایی سخنانش را با بررسی دغدغه های تالیف چنین کتاب هایی آغاز کرد و گفت: به نظر می آید که ما در سال های اخیر و به خصوص در یکصد سال گذشته، در حوزه علوم انسانی با مشکلاتی جدی و بنیادین روبه رو بوده ایم که این دشواری ها و مشکلات به علوم سیاسی هم بالطبع سرایت کرده است.


وی مدعی بود که در یکصد سالی که از تولد و ترویج علوم سیاسی در ایران گذشته است، حتی فاقد یک نظریه در این علم در ایران بوده ایم.


لکزایی بااشاره به پیروزی انقلاب اسلامی و تاثیر آن در جریان های علمی کشور، ادامه داد: با انقلاب فضای جدیدی برای علوم اسلامی و علوم وحیانی به وجود آمد، به طوری که برخی از بزرگان بر این باورند که انقلاب نه تنها زندانیانی را از اسارت نجات داد، بلکه به آزادسازی علوم پرداخت که در نتیجه این آزادسازی، جامعه ما به رشد و توسعه رسید.


وی بااشاره مجدد به مشکلات بنادین در مبانی علوم انسانی، ادامه داد: بر همین اساس و با پشتوانه نیروی انسانی ای که تربیت شده بود، کارهایی در جهت تنظیم و تبیین مبانی علوم انجام گرفته است و اکنون به جایی رسیده ایم که می توانیم طرح جدیدی برای این علوم پی ریزی کنیم.


پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، بر این باور است که کتاب "مفهوم شناسی حکمت متعالی سیاسی" که نمونه ای از چنین طرح هایی برای تبیین مبانی علوم است، با این دغدغه انجام گرفته که بتواند از این طریق پشتوانه فلسفی سیاسی برای جامعه خود پی ریزی کند.


وی مدعی شد که این کار به این معنی نیست که ما آموخته های دیگر را کنار می گذاریم و از آنها استفاده می کنیم، بلکه بین این آموزه های تولید شده و آموخته ها، بحث تعامل را پیش خواهد کشاند.


لکزایی با بیان این مطلب که صرف ترجمه آثار دیگران و ترویج و ارائه آن در جامعه راه به جایی نخواهیم برد، ادامه داد: این ترجمه ها در صورتی انجام می گیرد که گاهی از سنت های خودمان غفلت می شود و به آنها توجهی نمی گردد، در حالی که می توانیم در کنار آموزه های سنتی خودمان، از ظرفیت های غربی نیز استفاده کنیم.


وی با اشاره به اینکه چنین طرح هایی، هم بازشناسی سنت های فکری است و هم از طرفی پس از آشنایی با این آموزه ها، در فضای جدیدی نیازهای جامعه ظهور و بروز می یابند، گفت: در این صورت است که دانش هایی تولید خواهد شد که این خلاء علمی در علوم انسانی از بین خواهد رفت.


این پژوهشگر حوزه علوم سیاسی بر این بارو است که از حکمت متعالیه همواره به عنوان یک فلسفه محض یادمی شود و در این باره افزود: ما امروزه در فضای جدیدی می خواهیم ظرفیت های سیاسی و اجتماعی این حکمت را مطرح کرده و از آن ها استفاده کنیم.


وی توجه به رویکردهای بومی در جامعه و تلاش برای بازنگری در مبانی و بینش حاکم بر علوم انسانی را از اهداف این کتاب عنوان کرد و گفت: این اثر یک کار بنادین و اولیه ای است که در کنار این اهداف، نگاهی نیز به بازسازی و احیای تمدن اسلامی داشته است.


لکزایی در همین باره افزود: به منظور ترسیم هویت ملی و دینی خودمان و داشتن نگاه روش مند و نقادانه، توجه به سنت فکری جدی است و این نگاه ما به حکمت متعالیه، برای تحکیم سنت فکری می باشد.


وی درباره انگیزه های تالیف این کتاب نیز گفت: این کتاب در راستای تحقق علوم سیاسی، مبتنی بر مبانی ایرانی و اسلامی تالیف شده است و شاید بتوان گفت که برای فلسفه سیاسی در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم و دارای مشکلات خاص خود است، تهیه و تنظیم شده است.

مطالب مرتبط

امام خمینی(ره) حکمت متعالی سیاسی را عملی کردند