شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

آزادی سیاسی در اندیشه آیت الله مطهری و آیت الله بهشتی
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: آثار ، آزادی ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

آزادی سیاسی از گفتمانهای پراهمیتی است که دانشوران در همه عصرها و دوره‌ها به آن توجه کرده‌اند. در روزگار ما نیز فیلسوفان سیاست و اندیشه ورزان به ژرف کاوی در این مقوله پرداخته و آرای گوناگونی ارائه کرده‌اند. از جمله آنها دو اندیشمند برجسته اسلامی آیت الله مطهری و بهشتی هستند که نگرگاه ایشان بسیار راهگشاست.

کتاب "آزادی سیاسی در اندیشه آیت الله مطهری و آیت الله بهشتی" تالیف شریف لک زایی، در پی تبیین، تحلیل و مقایسه اندیشه سیاسی آیت الله مطهری و آیت الله بهشتی درباره موضوع آزادی سیاسی است. پرسش اساسی این پژوهش، چیستی آزادی سیاسی در اندیشه آیه الله بهشتی و مطهری و مقایسه دیدگاه هایشان است. تمام پژوهش بر این پیش فرض استوار است که انسان براساس نظام توحیدی و مذهب تشیع، آزاد، مختار، صاحب اراده و انتخابگر آفریده شده است و بر این اساس، آزادی و صاحب اختیار بودن انسان، با توجه به اینکه آزادی گوهر آدمی است، مفید بوده و نیز حکومتهای استبدادی در نظام توحیدی مطرود است.

این پژوهش در چهار فصل سامان یافته است. در فصل نخست با عنوان "مفاهیم و چهارچوب های نظری" درباره برخی مفاهیم نظیر آزادی و آزادی سیاسی به تفصیل بحث شده و چارچوب نظری نیز پس از مفاهیم آمده است.

در فصل دوم "ساز و کارهای آزادی سیاسی در اندیشه آیت الله بهشتی" و اندیشه سیاسی وی راجع به آزادی سیاسی مطرح شده است. دراین فصل ضمن ارائه تعریفی از ایشان درباره آزادی، به ساز و کارها و انواع آزادی سیاسی از نگاه ایشان اشاره شده است.

فصل سوم با عنوان "ساز و کارهای آزادی سیاسی در اندیشه آیت الله مطهری" عهده دار طرح این بحث از نگاه استاد شهید مطهری است و به صورت مبسوط آرا و نظریات ایشان در این باره ذکر شده است.

فصل آخر کتاب نیز به مقایسه اندیشه استاد مطهری و شهید بهشتی درباره آزادی سیاسی و بیان نکات افتراق و اشتراک اندیشه آنان و بیان یافته‌های پژوهش حاضر و نیز نتیجه گیری و جمع بندی می‌پردازد.

کتاب "آزادی سیاسی در اندیشه آیت الله مطهری و آیت الله بهشتی" در 164 صفحه از سوی انتشارات بوستان کتاب قم منتشر شده است.‏

نویسنده: رضا جاودان

منبع: روزنامه رسالت، 24 مهر 1390.


 
الإتصال بین الحریة والتفکیر یعتبر من مبادئ الفکر السیاسی للعلامة جوادی الآملی
ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: آیت الله جوادی آملی ، آزادی ، وبلاگ ، مطالب عربی

طهران ـ ایکنا: أشار عضو الهیئة العلمیة لمعهد العلوم والثقافة الإسلامیة فی ایران إلى أن القرآن الکریم یعتبر التعقل والتفکیر أحد المبادئ الهامة للحریة قائلاً: یوجد فی فکر العلامة «جوادی الآملی» إتصال عمیق بین الحریة والتفکیر الذی یؤدی إلى کشف حقائق العالم والأعمال الصالحة.

قال ذلک «شریف لک زایی»، عضو الهیئة العلمیة لمعهد العلوم والثقافة الإسلامیة فی ایران، فی حوار له مع وکالة الأنباء القرآنیة العالمیة (ایکنا).

وأوضح بشأن العلاقة بین الحریة والعدالة فی الفکر السیاسی لآیة الله العظمی «جوادی الآملی»: تعتبر الحریة والعدالة قضیتین تملکان نطاقاً واسعاً فی الفلسفة الإسلامیة ولاتتعارضان معاً علمیاً ولاعملیاً لکننی لاأعرف لماذا یعتبرهما المفکرون الغربیون شیئین متباینین إلا أنهما لایکونان علی طرفی نقیض نظریاً حتی یمکن لنا إستنباط هذه القضیة من مباحث آیة الله «جوادی الآملی».

وأضاف: للعدالة مضمون واسع وإن کانت بمعنی «کون کل شیء فی مکانه» فتصبح الحریة فی الحقیقة قسماً من العدالة، علی سبیل المثال یعتبر تحقیق الحریات السیاسیة والإجتماعیة قسماً من العدالة لأنها تکون إحدی فروع العدالة الثقافیة ـ السیاسیة.

وتابع قائلاً: یشیر آیة الله العظمی «جوادی الآملی» إلی أن بعض المفکرین یقولون إن العدالة تکون قیداً للحریة لکن یقول سماحته إن العدالة هی التی یجب أن یؤیدها الوحی والشرع معتقداً أن هذا النوع من العدالة یمکن أن یقیّد الحریة.

واعتبر قائلاً: فلایمکن إعتبارهما شیئین متباینین بل یجب أن نتکلم حول نطاقهما فیبدو أن تحقیق العدالة أو قسم منها یتوقف علی نسبة تحقیق الحریة الإجتماعیة والسیاسیة والثقافیة؛ مهما ینجح الإنسان فی تحقیق حریته الباطنیة (الحریة من الشهوات و المیول) یقترب أکثر إلی العدالة أو یحقق قسماً من العدالة فی نفسها أو فی مستوی المجتمع.

مطالب مرتبط

پیوند آزادی و تفکر از مبانی اندیشه سیاسی علامه جوادی آملی است

 اندیشه سیاسی علامه جوادی آملی سرشار از مباحث قرآنی است

علامه جوادی آملی به تبیین مسئله «آزادی» برمبنای حکمت متعالیه پرداخته‌اند

علامه جوادی آملی سنت الهی را مبتنی بر آزادی انسان‌ها می‌دانند

العلامة جوادی آملی یری السنة الإلهیة مبنیة علی حرّیة الإنسان


 
پیوند آزادی و تفکر از مبانی اندیشه سیاسی علامه جوادی آملی است
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، آیت الله جوادی آملی ، وبلاگ ، آزادی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان این‌که قرآن کریم یکی از مبانی مهم آزادی را تعقل و تفکر دانسته است، گفت: در اندیشه علامه جوادی آملی، آزادی با عنصر تفکر که موجب کشف حقایق عالم و اعمال صالحه بر مبنای آن می‌شود، پیوند عمیق دارد.

شریف لک‌زایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، ضمن بیان این مطلب در مورد رابطه میان آزادی و عدالت در اندیشه سیاسی آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی گفت: آزادی و عدالت، دو مفهوم فربه در مباحث فلسفه سیاسی هستند و هیچ‌گاه رو در روی هم قرار نمی‌گیرند؛ نه به لحاظ عملی و نه به لحاظ عملی. نمی‌دانم که در اندیشه غربی چگونه این دو را در کنار هم قرار نمی‌دهند و فکر می‌کنند که این دو در تقابل هم هستند، ولی به لحاظ تئوری و حتی در مباحث آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی استنباط می‌‌شود که این‌ها در تقابل هم نیستند.

وی افزود: عدالت، مفهوم گسترده‌ای دارد که اگر با همین عنوان تعریف شود که «هر چیزی در جای خود قرار گیرد»، آزادی در واقع بخشی از عدالت می‌شود که باید در جای خود قرار گیرد، وقتی آزادی محقق می‌شود طبیعتاً بخشی از عدالت محقق شده است. با توجه به گستردگی که بحث عدالت دارد، به خصوص بحث عدالت فرهنگی ـ سیاسی که بیشتر در حوزه آزادی‌های سیاسی و اجتماعی قرار می‌گیرد، تحقق این امر بخشی از عدالت محسوب می‌شود.

لک‌زایی در ادامه سخنانش اظهار کرد: این دو مفهوم هیچ‌وقت رو در روی هم نیستند و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی هم بحثی در این مورد دارند، ایشان نکته‌ای را مطرح می‌کنند که برخی از اندیشمندان این‌گونه می‌گویند که این عدالت است که قیدی برای آزادی است، اما نکته این است که عدالت چگونه و توسط چه کسی تعریف و ترسیم می‌شود. در این بحث ایشان این نکته را مطرح می‌کنند که عدالت هم باید عدالتی باشد که مورد تأیید باشد؛ یعنی در این‌جا هم بحث وحی و شریعت را مطرح می‌کنند و معتقدند که چنین عدالتی است که می‌تواند به آزادی، قید بزند و آن‌را محدود کند.

وی اذعان کرد: بنابراین در این قسمت دغدغه‌ای وجود ندارد که این‌ها روبه‌روی هم قرار گیرند، بلکه بیشتر در حوزه گستره، قلمرو و محدودیت‌ها می‌توان در این باره صحبت کرد و به نظر می‌رسد که به هر مقدار که در جامعه، به لحاظ اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مدنی، آزادی محقق شود و به هر اندازه که انسان در درون خود آزادی (آزادی از شهوت‌ها و هوی و هوس‌ها) را محقق کند، به عدالت نزدیک‌تر شده یا بخشی از عدالت را در وجود خودش و در بیرون و عرصه اجتماع محقق کرده است.

نویسنده کتاب «آزادی و دانش» در ادامه سخنانش اظهار کرد: دغدغه آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در بحث آزادی، تفسیر آزادی است. جهت تفسیر مختلف است و ایشان بیان می‌کنند که دو دیدگاه، مکتب و جهان‌‌بینی الهی و مادی در اینجا وجود دارد؛ جهان‌بینی الهی چون معتقد است جهان دارای مبدأ و معادی است و انسان با توجه به روح الهی که دارد به عنوان مسافری است که وارد عالم می‌شود و عالمی را پیش رو دارد و به هر حال با مفارقت روح از این تن خاکی وارد عوالم دیگر خواهد شد، آزادی را در حدود شرع محدود می‌کند.

مؤلف کتاب «آزادی» در ادامه سخنانش تصریح کرد: جهان‌بینی الهی با جهان‌بینی مادی خیلی فرق دارد که فکر می‌کند همه وجود و همه حقیقت انسان در همین عالم مادی خلاصه می‌شود؛ بنابراین هیچ حقیقتی جز ماده و بدن نیست و حیات انسان محدود به مرگ است. این دو بینش دو تفسیر راجع به آزادی به دست می‌دهد که اندیشه مادی، رهایی از همه قیود دینی را آزادی می‌داند، اما تفکر الهی صیانت از همین حدود دینی را برای انسان کمال و سعادت می‌داند و اختیار و آزادی را امری تکوینی به شمار می‌آورد و انسان را در برگزیدن آن‌ها آزاد می‌بیند؛ لذا از نظر آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در جهان‌بینی توحیدی، آزادی به معنای رهایی نیست و انجام هر عمل حیوانی به معنای بردگی است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ادامه داد: بنابراین در این صورت انسان به نوعی از قید خرد خود رها می‌شود و در مقابلش به زنجیر اسارت هوای نفس گرفتار می‌شود. از نظر آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی چنین انسانی آزاد نیست و اسیر هوای نفس خود است؛ بنابراین دو تفسیر از آزادی براساس مبنای جهان بینی ارائه می‌شود که مبانی اتخاذ شده اندیشمند طبیعتاً مهم است و او را به سمتی هدایت می‌کند که نتایج خاصی را در بحث آزادی اتخاذ بکند.

نویسنده کتاب «بررسی تطبیقی نظریه‌های ولایت فقیه» تصریح کرد: آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی بحثی را با عنوان «آزادی محمود و رهایی مذموم» مطرح می‌کنند و معتقدند که آزادی محمود در پرتو تعالیم آسمانی متجلی است و رهایی مذموم در پذیرش قوانین انسانی بشری است و به خصوص بحث تفکر و عقل در فهم آزادی در نظرشان خیلی مهم است و ایشان در مفهوم آزادی حقیقی و کاذب این‌گونه می‌فرمایند: «آزادی در حیات انسانی نباید با فساد و تبهکاری و بی‌ بند و باری مشتبه شود، چنان‌که غالباً در مفهوم آن این مغالطه و اشتباه صورت می‌گیرد. آزادی با عناصری چون تفکر که موجب کشف حقایق عالم و اعمال صالحه بر مبنای آن می‌شود، همچنین با دعوت به امور خیر، حفظ منافع و مصالح دیگران و رعایت نظم و قانون عقلایی پیوند عمیق دارد؛ پس آزادی حقیقی در اراده و عمل زمانی واقعیت پیدا می‌کند که برمبنای تفکر و تعقل باشد، اما اگر اساس آن امیال و خواسته‌های نفسانی باشد، آزادی کاذب است. قرآن یکی از مبانی مهم آزادی را تعقل و تفکر دانسته است».

این محقق و نویسنده کشورمان اذعان کرد: آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی از منظر حکمت متعالیه معتقدند که آزادی یک مفهوم مقول به تشکیک و دارای مراتب است که ایشان در مباحث خودشان مراتب و مراحل آن‌را ترسیم می‌کنند و به‌خصوص دعوت به خیر، تأکید بر تعقل، حفظ منافع و مصالح دیگران و رعایت نظم و قانون عقلائی را در مختصات آزادی ذکر می‌کنند. این‌ها مباحث تازه‌ای است که تاکنون مشاهده نکرده‌ام.

وی در بخش دیگری از سخنانش در مورد اصطلاح «سیاست متعالیه» از منظر حکمت متعالیه اذعان کرد: طرح پژوهشی در پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصویب شد که از سال 1383 توسط بنده با عنوان «وجوه سیاسی حکمت متعالیه» مطرح شد، براساس این طرح قرار شد وجوه سیاسی ـ اجتماعی این فلسفه اسلامی را استخراج و ارائه کنیم، این طرح انجام شد و مجموعه مقالاتی توسط اندیشمندان و محققان ارائه شد و در جلد اول «سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه» منتشر شد.

وی افزود: همان موقع نشست‌هایی پیشنهاد و طراحی شد که به عنوان بزرگ‌ترین حکیم متعالیه معاصر با آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی گفت‌وگویی صورت گرفت و ایشان پذیرفت و نشست‌هایی در این زمینه برگزار شد. چند نشست با ایشان برگزار شد که در جلد اول سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه منتشر شد و دو نشست هم در جلد سوم این مجموعه کتاب به زودی منتشر می‌شود.

لک‌زایی اظهار کرد: ما می‌خواستیم همایشی را در سال 1387 برگزار کنیم، در یکی از نشست‌ها که خدمت آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی رسیدیم، این سؤال از ایشان مطرح شد که همایش را با چه عنوانی نامگذاری کنیم؟ چون تا آن موقع عنوان همایش، «وجوه سیاسی حکمت متعالیه» بود، ایشان فرمودند: همایش «سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه» که عنوان همایش همین انتخاب شد.

وی در پایان سخنانش گفت: چهار جلد مجموعه مقالات که منتشر شده با همین عنوان است. دفتر گفت‌وگوها و نشست‌ها که یک جلد آن منتشر شده و دو جلد آن در دست انتشار است هم با همین عنوان خواهد بود. تحقیقات مستقل دیگری هم وجود دارد که با این عنوان نامگذاری نشده که از آن جمله می‌توان به «مفهوم‌شناسی حکمت متعالیه سیاسی، فلسفه اخلاق متعالیه و مقدمه‌ای بر حکمت سیاسی متعالیه» اشاره کرد.

مطالب مرتبط

 اندیشه سیاسی علامه جوادی آملی سرشار از مباحث قرآنی است

علامه جوادی آملی به تبیین مسئله «آزادی» برمبنای حکمت متعالیه پرداخته‌اند

علامه جوادی آملی سنت الهی را مبتنی بر آزادی انسان‌ها می‌دانند

العلامة جوادی آملی یری السنة الإلهیة مبنیة علی حرّیة الإنسان


 
العلامة جوادی آملی یری السنة الإلهیة مبنیة علی حرّیة الإنسان
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: آیت الله جوادی آملی ، آزادی ، وبلاگ ، مطالب عربی

أشار عضو الهیئة العلمیة لمعهد العلوم و الثقافة الإسلامیة إلی أن العلامة «جوادی آملی» یقول بصراحة أن السنة الإلهیة مبنیة علی حریة الإنسان قائلاً: یعتقد سماحته أن المجتمعات إن لم تتتحر من الظلم و الإستبداد فلا یمکن تطبیق البرامج العقائدیة و الأخلاقیة علیها.

قال «شریف لک زایی» فی حوار له مع وکالة الأنباء القرآنیة العالمیة (ایکنا): أهمیة الحریة و تقویمها هی القضیة الهامة فی فکرة آیة الله العظمی «جوادی آملی»؛ إن هذه القضیة لها جوانب مختلفة لایمکن التطرق إلیها هنا لکنها هی القضیة الأولی فی فکرة سماحته و لابد من متابعتها.

وأضاف: أنواع الحریة هی القضیة الأخری التی یجب أن نهتم به فی معالجة معنی الحریة فی فکرة آیة الله العظمی «جوادی آملی»؛ إن سماحته یتکلم فی مباحثه و آراءه عن حریة الفلسفة و الأخلاق و العرفان و الحقوق و السیاسة و الثقافة و الإقتصاد؛ قد تطرق سماحته إلی بعض هذه المباحث بشکل ملخص لکنه قد توسّع فی القضایا الأخری.

و تابع قائلاً: وفقاً لمطالعاتی یبدو أن سماحته قد تطرق إلی حریة السیاسیة أکثر من القضایا الأخری إلا أن هذه الحریة تشمل أنواعاً مختلفة یحتاج إلی فرصة أکثر لمناقشته کما أن «الحریة» نفسها تتعلق بمختلف القضایا یجب معالجتها أیضاً فی فکرة سماحته.

و صرّح قائلاً: فیما یتعلق بموضوع التقویم أن رویة آیة الله العظمی «جوادی آملی» إلی قضیة الحریة مبنیة علی التعالیم و المعارف الدینیة الأصیلة؛ إن سماحته یؤکّد کثیراً فی مباحثه علی أن الأنبیاء کانوا بصدد تحقیق الحریة مطالبین حریة الناس.


 
زندگانی سیاسی امام رضا(ع): مقاله ای به قلم شهید مسلم لک زایی
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: امام رضا (ع) ، میهمان ، وبلاگ ، مسلم لک زایی

آنچه در پی می آید گزیده ای از مقالۀ شهید مسلم لک زایی است که به مناسبت میلاد امام هشتم امام رضا علی بن موسی الرضا علیه السلام بازنشر می شود. گفتنی این که این نوشته به طور کامل، همراه ضمائم در کتابی با عنوان «مسافر ملکوت» چاپ و منتشر شده است.


 
علامه جوادی آملی سنت الهی را مبتنی بر آزادی انسان‌ها می‌دانند
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، آیت الله جوادی آملی ، وبلاگ ، آزادی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان این‌ که علامه جوادی آملی صریحاً می‌فرمایند که سنت الهی بر آزادی انسان‌ها استوار است، گفت: ایشان معتقدند تا ملتی از استبداد آزاد نشود، قابلیت پذیرش برنامه‌های اعتقادی و اخلاقی را پیدا نمی‌کند.

شریف لک‌زایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، ضمن بیان این مطلب در مورد جایگاه آزادی در اندیشه سیاسی آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی گفت: نکته مهم در بحث آزادی در اندیشه آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی، بحث ارزش‌گذاری و اهمیت آن است. این بحث ابعاد مختلفی دارد و تمام در این مجال نمی‌گنجد، اما موضوع نخستی که در بحث آزادی در اندیشه آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی حتماً باید دنبال شود، ارزش‌گذاری و اهمیت آزادی است.

وی با تأکید بر این‌که حتماً باید به مفهوم آزادی با توجه به اقتضائاتی که در حکمت متعالیه و در مباحث قرآنی است، توجه شود افزود: بحث بعدی که در بررسی مفهوم آزادی در اندیشه آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی باید پی‌گیری شود بحث گونه‌های آزادی است که ایشان در مباحث و آرای خود از آزادی فلسفی، اخلاقی، عرفانی، حقوقی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی صحبت می‌کنند. در آثار و بیانات ایشان برخی از این‌ مباحث به اجمال بیان شده اما برخی هم به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است و نشان می‌دهد که ایشان در چه حوزه‌هایی دغدغه بیشتری داشته‌اند.

لک‌زایی در ادامه سخنانش اظهار کرد: با تمرکز و مطالعه‌ای که بنده داشتم، به نظر می‌رسد در بحث آزادی سیاسی ورود بیشتری دارند و به تفصیل بیشتری این بحث را مطرح کرده‌اند، این بحث در گونه‌های مختلف آزادی می‌تواند مورد توجه قرار گیرد و احتمالاً نیازمند یک فرصت مفصل است که در مورد آن صحبت شود. همچنین بحث قلمرو آزادی که چه حوزه‌هایی را در بر می‌گیرد هم باید در اندیشه ایشان بررسی شود.

مؤلف کتاب «آزادی سیاسی در اندیشه آیت‌الله مطهری و آیت‌الله بهشتی» تصریح کرد: در باب ارزش‌گذاری، نگاه آیت‌الله‌العظمی‌ جوادی آملی به مبحث آزادی همان طور که اشاره شد متکی به آموزه‌ها و معارف اصیل دینی است. ایشان در مباحث خودشان تأکید زیادی هم بر این مسئله دارند که این پیامبران بودند که در پی تحقق آزادی بودند و خواست انبیای الهی آزادی مردم بود.

وی اذعان کرد: به تعبیر ایشان حتی یکی از فواید بعثت انبیا هم نجات انسان از چنگال اسارت‌هایی است که در جامعه وجود داشت؛ هم اسارت‌های درونی و نفسی و هم اسارت‌های مادی و بیرونی که معمولاً طی سال‌ها بر انسان‌ها تحمیل شده و انسان را به غل و زنجیر کشیده است، اما به تعبیر ایشان انبیای الهی آمدند تا آزادی را به انسان اعطا کنند و این بارها و غل و زنجیرها را از دوش انسان بردارند و انسان را در واقع آزاد کنند.

نویسنده کتاب «آزادی و دانش» در ادامه سخنانش اظهار کرد: مستند آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در این بحث آیه 157 سوره اعراف «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ: و از [دوش] آنان قید و بندهایى را که بر ایشان بوده است برمی‌دارد.» است. به هر حال بت‌پرستی، خرافات و عادات و رسوم غلط حتی جنگ و استبداد و حکومت‌های مستبد و حتی استعمار و استثمار که معمولاً از طرف حکومت‌های طاغوتی اعمال می‌شود، به نظر ایشان غل‌ها و زنجیرهایی است که باید از دست و پای مردم برداشته شود.

وی با بیان این‌که این‌ها را حاکمان جور بر دست و پای مردم زدند و انبیای الهی مبعوث شدند که انسان‌ها را از انواع اسارت‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره نجات دهند، گفت: اختلاف انبیا با حاکمان در طول تاریخ همین بوده است، چون به هر حال خواستند موجب رهایی انسان و یک ملت از زیر یوغ حاکمان شوند. شاید بتوان گفت که در واقع یکی از دلایل اهمیت آزادی در اندیشه آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی همین بحث تعیین سرنوشت انسان است؛ یعنی انسان بتواند سرنوشت خود را خودش تعیین کند و دیگران بر سرنوشت او حاکم نباشند که بخواهند به صورت قیم‌مآبانه‌ای این کار را انجام دهند.

مؤلف کتاب «آزادی» در ادامه سخنانش تصریح کرد: آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی استدلال می‌کنند که تا ملتی از استبداد آزاد نشود، استعداد‌های مختلف او شکوفا نشده و قابلیت پذیرش برنامه‌های متنوع اعتقادی، اخلاقی و رفتاری پیامبران را پیدا نمی‌کند. در واقع این جمله نشان می‌دهد که آزادی به عنوان شرط پذیرش آموزه‌ها، معارف و تعالیم الهی لحاظ می‌شود، اگر این اتفاق نیفتد حتماً ایمان محکمی هم شکل نخواهد گرفت و اساساً ایمان شکل نمی‌گیرد و اخلاقی حاصل نمی‌شود؛ چرا که مبتنی بر آزادی نیست.

نویسنده کتاب «بررسی تطبیقی نظریه‌های ولایت فقیه» تصریح کرد: آزادی شرط اخلاق، دین و تعیین سرنوشت انسان است. ایشان از این منظر این بحث را مطرح می‌کنند و استنادشان همین آیه شریفه‌ای است که عرض شد. ایشان صریحاً می‌فرمایند که سنت الهی بر آزادی انسان‌ها استوار است. این جمله بی‌نیاز از تفسیر و تبیین است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ادامه داد: چون براساس آموزه‌هایی که در قرآن کریم وجود دارد و حکمت متعالیه به عنوان یک مکتب فلسفی بر آن تأکید می‌کند و از آن منظر بحث را مطرح می‌کند، اساساً انسان چاره‌ای جز این‌که آزاد و مختار باشد ندارد، انسان حتماً باید آزاد باشد، اگر آزاد نباشد، در این‌که چگونه زندگی کند دچار تردید و لغزش و خطا می‌شود؛ بنابراین به جهت دینی و قرآنی ایشان معتقدند که زندگی انسان باید مبتنی بر آزادی باشد و تعیین سرنوشت انسان براساس آزادی صورت گیرد.

مطالب مرتبط

اندیشه سیاسی علامه جوادی آملی سرشار از مباحث قرآنی است

علامه جوادی آملی به تبیین مسئله «آزادی» برمبنای حکمت متعالیه پرداخته‌اند


 
کاش کاروان های راهیان نور به این خاک بیایند
ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سیستان و بلوچستان ، تاسوکی ، وبلاگ ، میهمان

تجربه سفر به مناطق عملیاتی جنوب را داشتم، فضا برایم آَشنا بود، صدای آهنگران شعر قزوه را سوزناک کرده « مرا اسب سپیدی بود روزی، شهادت را امیدی بود روزی.....» غربت و مظلومیت تاسوکی بغضی شده بود در گلویم، بدجور عاشق این سرزمین شده بودم، کاش کاروان های راهیان نور به این خاک بیایند و باغ های بهشت را در بیابان های خشک سیستان و بلوچستان ببینند، یکی از شیرین ترین لحظات عمرم را در تاسوکی گذراندم، به دوستی که همراهم بود گفتم که این احساس را در یک جا داشتم و آن هم شلمچه بود، تنها می توانم بگویم هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله! عاشقان راهیان نور سفر به سیستان و بلوچستان را از دست ندهند.

در محل یادمان یک حسینیه ساخته اند، یک لیوان چای به همراه شیرینی محلی زاهدان پذیرایی خوبی است در وسط بیابان! اهالی این استان بدون تملق و زیاده گویی بسیار دوست داشتنی و مهمان نوازند.

یک بسته فرهنگی به ما دادند، داخلش کتابی بود، «خاطرات یک گروگان» اسم نویسنده برایم آشنا بود: رضا لک زایی. لک زایی نام خانوادگی جانشین فرمانده سپاه استان سیستان و بلوچستان است که همراهمان آمده بود، از یکی از همراهان سردار پرسیدم: رضا لک زایی نسبتی با سردار لک زایی دارد؟! جواب داد: برادرش است، از خانواده سردار چند نفر در حادثه بودند، پسر و دامادشان شهید شدند و برادرش هم به گروگان گرفته شد.

خیلی برایم جالب بود ، چشم از سردار لک زایی بر نمی داشتم تا عکس العمل هایش را ببینم، برادرش پشت تریبون رفت تا از خاطراتش بگوید، از شهادت مسلم لک زایی که گفت، سردار سر به زیر انداخته بود آرام اشک می ریخت، چهره اش خیلی معصومانه و دوست داشتنی است، شاید تداعی کننده یک سخن آقا باشد نظام را مظلوم مقتدر توصیف کرده اند. سردار لک زایی تجسم سخن امامش بود، سیمایش اقتداری مثال زدنی داشت اما مظلومیت در عمق وجودش هویدا بود.

قبلاً دست پدر یکی از شهدای فتنه را بوسیده بودم دوست داشتم دست این پدر شهید را هم ببوسم، افسوس که نشد، هیبتش نگذاشت.

رضا لک زایی خوب خاطره می گفت، از بی سوادی عبدالمالک تعریف می کرد، الحق که یکی از جنود جهل بود . عذاب الهی بر او باد.


 
علامه جوادی آملی به تبیین مسئله «آزادی» برمبنای حکمت متعالیه پرداخته‌اند
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، آزادی ، وبلاگ ، آیت الله جوادی آملی

بحث بر سر آزادی در اندیشه شیعی با اندیشه لیبرالی در هستی‌‌شناسی، انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی متفاوت است؛ علامه جوادی آملی با توجه به آموزه‌های شیعی و مکتب حکمت متعالیه به تبیین این مسئله پرداخته‌اند.

شریف لک‌زایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، ضمن بیان این مطلب در مورد جایگاه آزادی در اندیشه سیاسی آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی گفت: همواره در طول تاریخ و به خصوص در صد سال اخیر با مفهوم و بحث آزادی مواجه بودیم و دیدگاه‌های مختلفی در این باره مطرح شده و تحولات سیاسی ـ اجتماعی عمیقی به وجود آمده که رد پای بحث آزادی را در آن‌ها می‌توان دید.

وی با بیان این‌که بحث آزادی از مشروطه تا انقلاب اسلامی، پای ثابت تحولات بوده است، افزود: از همین منظر و با توجه به این شرایط اجتماعی و سیاسی که وجود داشت، نوعاً اندیشمندان ما به این سمت حرکت کردند که این مفهوم و مسئله تبیین شود.

مؤلف کتاب «آزادی سیاسی در اندیشه آیت‌الله مطهری و آیت‌الله بهشتی» اظهار کرد: اندیشمندان و متفکران مسلمان ما هم افزون بر این‌که به قصد تبیین این مسئله وارد شدند و کار کردند، از زوایه نسبت و سازگاری و ناسازگاری مفهوم و بحث آزادی با دیدگاه‌های دینی و آموزه‌های دینی هم دغدغه داشتند و این بحث را از این منظر نیز دنبال کردند.

لک‌زایی در ادامه سخنانش در بیان دیدگاه آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در این مورد اظهار کرد: به نظر می‌رسد آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی هم به همین نسبت وارد این مسئله شدند و این بحث، یکی از دغدغه‌های فکری ایشان بوده است؛ بنابراین به این بحث توجه کرده است و به نوعی به نظر می‌رسد چون متوجه بوده‌اند که این بحث، مسئله و مشکلی در جامعه ماست می‌آیند و به مسئله آزادی توجه می‌کنند و ابعاد مختلف بحث را بررسی و تبیین می‌کنند.

نویسنده کتاب «آزادی و دانش» با اشاره به این‌که برای شناخت جایگاه آزادی در اندیشه سیاسی آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی باید منظر و مشرب فکری ایشان را در نظر بگیریم، گفت: مسئله آزادی برای ایشان مسئله، مشکل و دغدغه بوده که ایشان وارد این بحث شدند که آن‌را در جامعه ما تبیین کنند؛ به‌خصوص در سازگاری و ناسارگاری و تبیین آن از منظر دینی و یک متفکر شیعی که در جامعه ایران زندگی می‌کنند و علی‌الخصوص بعد از انقلاب اسلامی و با توجه به مباحثی که در قانون اساسی مطرح شده است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اذعان کرد: این بحث را هم این گونه می‌توان مطرح کرد که به هر حال فقدان اجماع بر سر آزادی عمدتاً به مبانی انسان‌شناسی صاحب‌نظران بر می‌گردد؛ یعنی آن طور که از طرف اندیشمندان و متفکران و صاحب‌نظران مطرح می‌شود، در خود مفهوم اختلافاتی وجود دارد که می‌توان در مفهوم آن مناقشه کرد. به هر حال یک فرد، انسانی و عاملی که می‌‌خواهد از یک سری قیود و موانع آزاد شود برای این‌که به نتیجه‌ای برسد.

مؤلف کتاب «آزادی» در ادامه سخنانش تصریح کرد: این مفهوم کلی است که از آزادی ارائه می‌شود؛ «الف» آزاد از «ب» است برای این‌که به «ج» برسد یا «ج» بشود، عمدتاً به نظرم می‌رسد که در این مفهوم کلی از آزادی متفکران ما خیلی دغدغه‌ای ندارند که به هر حال إن قلت و بهانه‌جویی کنند، این در واقع نتایجی است که در بحث آزادی اتخاذ می‌‌شود و به خصوص در حوزه اجتماعی، عینی و عمومی، مأخوذ از مباحث انسان‌شناسی است.

وی افزود: همین جاست که می‌توان گفت دیدگاه علامه جوادی آملی و متفکران مسلمان از دیدگاه فردی که قائل به مبانی اومانیسم است یا در حوزه لیبرال دموکراسی تنفس می‌کند، متفاوت است.

نویسنده کتاب «بررسی تطبیقی نظریه‌های ولایت فقیه» تصریح کرد: در واقع بحث بر سر این است که این‌جا حوزه مادی و معنوی یا ساحت مادی و معنوی انسان و هستی‌‌شناسی و حتی انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی جامع و مرکبی لحاظ می‌شود، در صورتی که در فضای اندیشه‌‌ای رقیب چنین نگاهی وجود ندارد یا نگاه فقط در ساحت‌های مادی خلاصه می‌شود، به این دلیل است که از این منظر تفاو‌ت‌ها خود را نشان می‌دهد.

لک‌زایی گفت: آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی با توجه به آموزه‌های دینی شیعی و با توجه به این‌که اندیشه خود را در قالب مکتب فکری و فلسفی حکمت متعالیه ارائه می‌کنند، از آن چیزی که در فضاهای فکری رقیب حاکم است، متفاوت می‌اندیشند.

نویسنده کتاب «توزیع و مهار قدرت در نظریه ولایت فقیه» اذعان کرد: ایشان در بحث آزادی سعی می‌کند که از سویی دغدغه سازگاری و ناسازگاری آزادی را با آموزه‌های دینی مورد توجه قرار دهد و به نوعی تلاش می‌کند که به یک مفهوم اسلامی از آزادی دست پیدا کند و از سوی دیگر با توجه به پرسش‌ها و نیازهایی که در جامعه وجود دارد، بر آن است که به یک تأثیرگذاری در سطوح اجتماعی هم بپردازد؛ یعنی نیازها و خلأهای اجتماعی را هم پاسخ دهد.

این محقق و مدرس دانشگاه تأکید کرد: شاید بتوان این گونه گفت وقتی آزادی در اندیشه آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی دغدغه است، ایشان در واقع به دنبال این دو کار هستند تا این دو نگاه و بحث را پیگیری کنند که یکی ناظر به ابعاد نظری است و یکی هم ناظر به ابعاد عملی است و بدین ترتیب ایشان دو منظر عمل و نظر را مورد توجه قرار می‌دهند.


 
مجموعه «اخلاق سیاسی» : آمیزه ای از اخلاق، دین و سیاست
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: آثار ، اخلاق و سیاست ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

در ادامه فصل دوم، گفتگو با نجمه کیخا در رابطه با تحول در اخلاق و تاثیر آن بر سیاست آورده شده است. «آزادی جوهر انسانیت» نیز عنوان گفتگوی بعدی است که با شریف لک زایی در رابطه با ارتباط آزادی و اخلاق، آزادی سیاسی و اخلاق سیاسی و اجتماعی انجام شده است.


 
مشروعیت و مقبولیت: گفت‌وگوی ماهنامه زمانه با شریف لک‌زایی
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، ولایت ، وبلاگ ، انقلاب اسلامی

گفت‌وگو با دکتر شریف لک‌زایی صاحب آثار و تألیفات در حوزۀ حکومت و ولایت فقیه، برای کسی که از تولیدات علمی ایشان بهره‌برده فرصتی مغتنم است تا در این قالب به صورت فشرده مبحث مهم و پرمناقشۀ مشروعیت و مقبولیت را به بحث بگذارد. دکتر لک‌زایی، عضو هیئت علمی گروه فلسفۀ سیاسی پژوهشکدۀ علوم و اندیشۀ سیاسی، است نتیجۀ این پرسش و پاسخ حتماً برای خوانندگان نیز مفید خواهد بود.


 جناب آقای لک‌زایی اساساً مشروعیت و مقبولیت به هم مرتبط هستند؟ اگر هستند با چه نسبتی، و اگر نیستند دلیل ما کدام است؟

در ادبیات سیاسی ما مشروعیت و مقبولیت جدا تلقی شده‌اند، اما همدیگر را کامل می‌کنند؛ یعنی دو مفهوم مجزا هستند که با هم ارتباط دارند، درواقع مشروعیت از نظر فلسفی منشأ حقانیت و حکمرانی را تبیین می‌کند و مقبولیت شرایط اجرایی و عملی شدن حاکمیت را بیان می‌نماید که در آن مردم با حضور آزادانۀ خود به حکومت عینیت می‌دهند و حکومت را پذیرا می‌شوند؛ یعنی در مقام ثبوت، از مشروعیت بحث می‌کنیم و در مقام اثبات و تحقق حکومت، مقبولیت مطرح می‌شود.

 

اگر مقبولیت را جزئی از مشروعیت بدانیم چه آسیبی به نظام اندیشه‌ای ولایت فقیه وارد می‌کند؟

همان‌گونه‌که در پاسخ به پرسش پیش بیان شد، ادبیات سیاسی ما این دو را به صورت جدا مطرح می‌کند، و این الهام‌گرفته از شرع مقدس است، اما در ادبیات سیاسی رایج دنیا این دو یکی هستند و درواقع مشروعیت، که مبنای حکمرانی است، با مقبولیت گره خورده و همراه است، در الگوی لیبرال دموکراسی این مسئله به وضوح مشاهده می‌شود و آنها با فقدان مقبولیت، رأی به فقدان مشروعیت می‌دهند، اما در ادبیات سیاسی ما مسئله پیچیدگی‌های بیشتری دارد. اما در مورد قسمت بعدی سؤال، پیامد یکی شمردن این دو این است که آثار اجتماعی و عینی مقبولیت بیشتر اهمیت می‌یابد و به نوعی ابعاد فلسفی و فقهی ممکن است تا حدی تحت‌الشعاع قرار گیرد؛ یعنی تمایز اساسی در منبع مشروعیت آن ایجاد می‌شود؛ زیرا همان‌گونه‌که اشاره شد، منبع مشروطیت در نظام‌های رایج دنیا ، که مقبولیت است ، با نظام ما،که منبع مشروعیت الهی است حتی اگر مردم سهم بیشتری داشته باشند ــ متفاوت است.

 

بنابراین به نظرم این پرسش مطرح می‌شود که منبع مشروعیت چیست؟

این بحث در ادبیات سیاسی به شکل‌های گوناگونی مطرح شده است؛ البته در این حوزه بیشتر منابع سه‌گانۀ مشروعیت، که ماکس وبر مطرح کرده است، برای تحلیل استفاده می‌شود. در آنجا به سه منبع مشروعیت‌بخش اشاره شده است که عبارت‌اند از: منبع یا مشروعیت سنتی، منبع یا مشروعیت کاریزماتیک و منبع یا مشروعیت قانونی. در هر حال در نظریۀ ولایت فقیه باید بحث شود که کدام منبع مداخلۀ بیشتری دارد. براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، منبع مشروعیت به سمت سنتی و قانونی میل می‌کند؛ اگرچه در دورۀ امام خمینی منبع کاریزما نیز سهم بسزایی داشته است.

 

آیا نظری اجماعی دربارۀ مشروعیت و مقبولیت بین فقهای شیعه وجود دارد؟ اگر پاسخ منفی است، چه اقوالی وجود دارد و نظر حضرت عالی چیست؟

به طور مسلم اجماعی در این زمینه نیست. اگرچه در زمینۀ نیابت عام فقیه در عصر غیبت و شأن قضاوت فقیه میان فقهای شیعه اجماع وجود دارد، دربارۀ چگونگی بروز و ظهور و اجرایی شدن این ایده، دیدگاه‌های گوناگونی مطرح شده است. در این میان دو نظریۀ بسیار بزرگ انتصاب و انتخاب وجود دارد که می‌تواند محل بحث و نظر باشد. به‌طور طبیعی هر چه گسترۀ انتخاب مردم بیشتر باشد، زمینه‌های بروز و ظهور فساد در حکومت کاهش می‌یابد و حکومت از راه حق و حقیقت دور نخواهد شد. باید ابزارهایی تعبیه شود که رأی و نظر مردم تأثیرگذاری خودش را از دست ندهد و حضور و مشارکت آنها در مسائل مهم حکومتی تأمین و تضمین شود و صرفاً تزئینی نباشد.

 

اگر این را بپذیریم که دو نظریۀ مشهور در حوزۀ ولایت فقیه وجود دارد، مشروعیت در نظریۀ انتصاب ومشروعیت در نظریه انتخاب را چگونه تبیین می‌کنید؟

در نظریۀ انتصاب، مشروعیت صرفاً الهی تلقی می‌شود که با پذیرش مردم و به تعبیری مقبولیت، عینیت می‌یابد و اجرایی می‌گردد؛ یعنی همان تفاوت مقام ثبوت و اثبات. به بیانی دیگر مردم در مشروعیت‌بخشی به حکومت سهمی ندارند، بلکه در تحقق آن سهیم هستند، اما در نظریۀ انتخاب رأی مردم یکی از ارکان مشروعیت‌بخش به‌شمار می‌آید و به نوعی مشروعیت به گونۀ الهی و مردمی ترسیم می‌شود که در آن مردم حاکم را انتخاب می‌کنند و مقبولیت یکی از عناصر مشروعیت به‌شمار می‌آید، درحالی‌که در نظریۀ انتصاب مردم باید حاکم جامع‌‌الشرایط را بپذیرند و در انتخاب وی مداخله نکنند. ضمن اینکه از متأخران فقهایی چون ملا احمد نراقی، صاحب جواهر، آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله مصباح یزدی در زمره انتصابی‌ها جای می‌گیرند.

 

با این توصیف مردم و نظرشان در حکومت اسلامی چه جایگاهی دارند؟

دیدگاه‌ها در این زمینه بسیار متفاوت است. عده‌ای مانند شهید بهشتی بهای بسیاری به رأی مردم می­دادند و بر این نظر بودند که رأی مردم سهم اساسی دارد. دیدگاه‌های ایشان در مشروح مذاکرات قانون اساسی به صورت صریح آمده است. البته امام‌خمینی(ره) نیز به رغم اینکه در میان طرفداران نظریۀ انتصاب قرار گرفته، میزان را رأی ملت دانسته است. استاد مطهری، که می‌توان ایشان را در میان دیدگاه‌های نظریۀ انتخابی فقیه قرار داد، بحث دوره‌ای بودن حاکم را به صراحت مطرح کرده است. در هر صورت، هر گونه هم که دربارۀ مشروعیت بحث شود سرانجام مردم هستند که با پذیرش یا انتخاب خود زمینۀ اجرایی شدن حکومت فقیه را فراهم می‌کنند. بنابراین اگر تابع نتیجه باشیم می‌توان بیش از همه به سمت مشروعیت قانونی حرکت کرد و با نهادی ساختن این نوع مشروعیت، پایه‌های حکومت را استوار ساخت؛ درنتیجه جایگاه مردم و رأی آنها بسیار مهم و تأثیرگذار می‌شود. افزون بر این نباید از یاد ببریم که تأسیس حکومت به هر دو شیوۀ انتصاب یا انتخاب به تعطیل شدن عقل و رأی و نظر مردم ختم نمی‌شود و آنها پس از تأسیس و تشکیل حکومت نیز دارای حق هستند و براساس تعالیم دینی ما می‌توانند و باید بر امور حکومت نظارت کنند، که آن هم البته اقتضائات خاص خودش را دارد.

 

اساساً می‌توان جمهوریت را نمادی از مقبولیت، و مشروعیت را نمادی از اسلامیت دانست؟ در این صورت ارتباط این دو چگونه می‌شود؟

این اصطلاحات در دانش سیاسی بار معنایی خاصی دارد؛ ازاین‌رو نمی‌توان هر گونه که بخواهیم آنها را به کار گیریم؛ مگر اینکه با تفسیر مورد نظر همراه باشد و از بدآموزی حفظ گردد. امام خمینی(ره) در پاسخ اینکه منظورتان از جمهوری چیست بر مفهوم رایج از جمهوری در دنیا اشاره نمود و از بیان معنای جدید خودداری کرد، ولی دربارۀ ارتباط مشروعیت و مقبولیت بحث همان است که گفته شد.

 

 ما امروز با نهادی قانونی روبه‌رو‌ییم که لااقل سابق بر این وجود نداشته و آن خبرگان است. با توجه به توضیحاتی که دربارۀ انتصاب و انتخاب بیان فرمودید، جایگاه خبرگان در مشروعیت انتصابی از سوی شارع مقدس را چگونه می‌دانید؟

در این زمینه در نظریۀ انتصاب گفته می‌شود که خبرگان به کشف ولی فقیه دست می‌زند، اما درواقع اگر براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی به مشروعیت قانونی بیندیشیم، به‌طور طبیعی دربارۀ این موضوع نیز باید به گونۀ متفاوتی بحث کرد؛ زیرا در این صورت ابعاد و رگه‌های انتخابی خودش را بیشتر می‌نمایاند. درواقع مجلس خبرگان براساس قانون اساسی سه وظیفه دارد که عبارت است از: ۱٫ انتخاب رهبر؛ ۲٫ نظارت بر رهبر؛ ۳٫ برکناری رهبر.

 

در پایان به نظر حضرتعالی طی چه فرایندی ولی فقیه مشروعیت می‌یابد؟

براساس آنچه قانون اساسی جمهوری اسلامی مطرح کرده است با تعیین فردی که شرایط رهبری را دارد از سوی مجلس خبرگان، رهبری این فرد مشروعیت پیدا می‌کند و تا زمانی که شرایط رهبری در او استمرار داشته باشد این مشروعیت ادامه می‌یابد. به تعبیر دیگر رهبری در نظام ما مادام‌الشرایطی است ــ البته با این فرض که نمایندگان مجلس خبرگان خود از سوی مردم انتخاب شده‌اند ــ براساس آموزه‌های دینی هرگاه ولی فقیه شرایط رهبری را از دست بدهد، به‌طور طبیعی فاقد مشروعیت می‌گردد و از ولایت ساقط می‌شود.

منبع: ماهنامه زمانه، شماره 13، خرداد 1390.