اگر مشارکت سیاسى(political participation) را چنین تعریف کنیم که «مشارکت سیاسى درگیرشدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسى، از عدم درگیرى تا داشتن مقام رسمى سیاسى، است»، در این صورت، طیف وسیعى از افراد جامعه در آن جاى داده مىشوند که به نحوى درگیر و متأثر از فعل و انفعالات نظام سیاسى هستند؛ بدین معنا که اگر افراد جامعه را به گروه موافقان، مخالفان و بىطرفها یا بىتفاوتها تقسیم کنیم، همه به نحوى تحت تأثیر رفتار سیاسى دولتمردان و سیاستگذارىهاى نظام سیاسى قرار مىگیرند. این اثر پذیرى و اثرگذارى را در غیر از مؤلفه بىطرفها مىتوان در شاخصهاى رقابتآمیز و حمایتجویانه خلاصه کرد. دو شاخص مذکور در تعریف دیگرى از مشارکت سیاسى مطرح شده است. در این تعریف، مشارکت سیاسى مجموعهاى از فعالیتها و اعمال فرض شده که شهروندان به وسیله آن اعمال، در جستوجوى نفوذ در حکومت و سیاست خاصى یا حمایت از آن هستند.
بنابراین در این تعریف - که تعریفى گستردهاى است - دو مقوله مشارکت سیاسى عبارتند از: حمایتجویانه و رقابتآمیز، زیرا مردم در ارتباط با نظام سیاسى، یا از دولت حمایت و حفاظت کرده و رفتار خود را بر اساس نیازها و تقاضاهاى حکومت تنظیم مىکنند و به عبارتى، نقش پیرومنشانه دارند، یا اینکه نوع رابطه و تعامل مردم با نظام سیاسى تلاش براى اصلاح یا تغییر نظام و دستیابى به قدرت یا حداقل مخالفت با برخى تصمیمات و سیاستگذارىهاى حکومتى است. در این صورت، به رفتار مردمى که از موضع بىطرفانه و منفعلانه در جامعه عمل مىکنند. عنوان مشارکت سیاسى اطلاق نمىشود.
مشارکت سیاسى با نظریههاى مهمى در ارتباط است و این نظریهها دامنه مشارکت سیاسى را دچار قبض و بسط مىکنند. نظریه نخبهگرایى(Elitism theory) مشارکت سیاسى قابل توجه را به نخبگان محدود و محصور مىکند و تودهها را عمدتاً غیر فعال یا آلت دست نخبگان مىداند؛ اما نظریه کثرتگرایى(pluralism theory) مشارکت سیاسى را کلید رفتار سیاسى مىداند، زیرا عامل مهمى در تبیین توزیع قدرت و تعیین سیاستهاست. در نظریههاى مارکسیستى نیز مشارکت سیاسى اهمیت دارد، زیرا آگاهى طبقاتى سرانجام به صورت انقلاب به عمل یا مشارکت منتهى مىگردد.
به نظر مىرسد در یک جمعبندى کلى بتوان از دو نوع الگو در مناسبات فرد و دولت گفتوگو کرد: الگوى واگذارى(Alienatin) و الگوى کارگزارى.(Agency) در الگوى واگذارى، مردم تمامى اختیارات خود را به حاکم اعطا مىکنند و در نتیجه حاکم همهکاره مىشود و هر گونه که بخواهد رفتار مىکند و آزادىهاى اساسى و سیاسى آدمیان را از آنان سلب مىکند. این الگو فاقد هر گونه مشارکتى است؛ اما در الگوى کارگزارى، حاکم در خدمت مردم و کارگزار مردم بهشمار مىرود و هیچ اختیارى جز آنچه مردم به او اعطا کردهاند نخواهد داشت. به نظر مىرسد در این الگو، مشارکت سیاسى کاملاً برقرار باشد و حاکمان و کارگزاران هیچ گونه اختیارى جز آنچه از سوى مردم به آنان اعطا مىشود ندارند.
حال این پرسش مطرح مىشود که در نظریههاى ولایت انتخابى فقیه و ولایت انتصابى فقیه چه الگویى از مشارکت سیاسى براى شهروندان مسلمان در سازوکار حکومت تحقق مىیابد؟ فرضیه مقاله این است که نوع مناسبات فرد و دولت در مشارکت سیاسى از حیث نظرى در نظریههاى ولایت فقیه، وا - کارگزارانه (ولىّ - عامل) است. این دانشواژه که تلفیقى از دو واژه «واگذارى» و «کارگزارى» است، به این معناست که نوع مناسبات فرد و دولت در نظریههاى ولایت فقیه، دو جانبه است، نه یکسویه.
شاخصهاى مورد نظر مشارکت سیاسى در پرسش فوق، که در دو نظریه مورد سنجش قرار خواهند گرفت عبارتند از: حق انتخاب کردن، حق انتخاب شدن، حق مخالفت کردن و حق نظارت و انتقاد. شاخصهاى مذکور از مشارکت سیاسى داراى تقدّم و تأخّر و اهمیت خاصى هستند. در حالى که انتخاب شدن بالاترین مرحله مشارکت سیاسى است، انتخاب کردن و رأى دادن پایینترین مرحله مشارکت سیاسى است، زیرا نیازمند کمترین تعهد است و به محض اینکه آرا به صندوق انداخته شد و انتخابى صورت گرفت ممکن است به پایان برسد. به علاوه، صرف نظر از محدودیتهاى دیگرى که ممکن است وجود داشته باشد، رأى دادن و انتخاب کردن بهطور اجتناب ناپذیرى با فراوانى انتخابات و گزینههاى انتخابى محدود مىشود. سطح مخالفت کردن و نیز نظارت و انتقاد، چه به معناى تلاش براى تغییر و اصلاح سیاستگذارىها و قوانین و چه به معناى تلاش براى تغییر نظام سیاسى و دستیابى به قدرت سیاسى باشد، در جایگاه میانه مشارکت سیاسى قرار مىگیرد. از این دید مشارکت لزوماً متضمّن پذیرش نظام سیاسى نیست و بیگانگى، مخالفت و انتقاد و نظارت، مىتواند هم بهوسیله فعالیت سیاسى و هم با عدم فعالیت و سکوت ابراز گردد.
ادامه مقاله را در سایت بازتاب مطاله بفرمایید. لازم به یادآوری است عنوان اصلی مقاله، الگوی مشارکت سیاسی در نظریههای ولایت فقیه است که توسط دستاندرکاران سایت بازتاب به الگوی مشارکت سیاسی و شیوه انتقاد از ولی فقیه تغییر یافته است.