شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

استاد مطهری و معنای آزادی
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: مقاله ، آیت الله مطهری ، آزادی ، وبلاگ

در اردیبهشت ماه چندین متن از نگارنده درباره اندیشه آیت‌الله مطهری منتشر شد که برخی از آنها پیش از این در نشریات مختلف چاپ شده بود. به غیر از متن‌هایی که بدون اجازه و اطلاع نگارنده منتشر شدند برخی از متن‌ها توسط اینجانب در اختیار برخی پایگاه‌های اینترنتی قرار گرفت. متن زیر اخیراْ توسط دوستان عزیز در نشریه الکترونیک شرقیان منتشر شده است که در معرض مطالعه خوانندگان ارجمند قرار می‌گیرد.

استاد مطهرى آزادى را یکى از لوازم حیات و تکامل ذکر کرده و معتقد است موجودات براى رسیدن به مرحله تکامل و رشد به سه عنصر «تربیت»، «امنیت» و «حریت» نیازمندند. تربیت، عبارت است از عواملى که موجود زنده براى تداوم بقا به آنها محتاج است. براى مثال موجود زنده براى رشد و نمو به عناصرى چون نور، آب، غذا و علاوه بر این ها، انسان به تعلیم و تربیت نیازمند است. امنیت، یعنى این که موجود زنده آن چه را در اختیار دارد، همانند حیات، ثروت، سلامت و ... از او سلب نگردد. و آزادى، یعنى «نبودن مانع. انسان هاى آزاد، انسان هایى هستند که با موانعى که در جلو رشد و تکاملشان هست، مبارزه مى کنند. انسان هایى هستند که تن به وجود مانع نمى دهند».(۱)

بنابراین مفهوم آزادى در اندیشه استاد مطهرى، فقدان مانع در راه رشد استعدادها به منظور طى کردن مسیر کمال است. این موانع از جهتى ممکن است درونى و از جهتى برونى باشند. بر این اساس، آزادى از یک سو، بعدى معنوى و از سوى دیگر، بعدى اجتماعى و سیاسى مى یابد. استاد مطهرى، درباره آزادى اجتماعى معتقد است : «بشر باید در اجتماع از ناحیه سایر افراد اجتماع، آزادى داشته باشد. دیگران مانعى در راه رشد و تکامل او نباشند، او را محبوس نکنند ... که جلو فعالیتش گرفته شود، دیگران او استثمار نکنند، استخدام نکنند، استعباد نکنند، یعنى تمام قواى فکرى و جسمى او را در جهت منافع خودشان به کار نگیرند».(۲)

تحلیل مطهرى از آزادى اجتماعى در واقع همان آزادى سیاسى است که امروزه در ادبیات سیاسى به کار مى رود. آزادى سیاسى به طور کلى به نقش مردم در زندگى سیاسى اشاره دارد و مقصود از آن انواع آزادی هایى است که فرد در حوزه اجتماع و در برابر حکومت داراست. از این رو آزادى بیان و حق اظهار نظر، آزادى قلم و مطبوعات، آزادى انتقاد و اعتراض و مواردى از این قبیل در شمار آزادى هاى سیاسى است.

آیت الله مطهرى با طبقه بندى آزادى به معنوى و اجتماعى، طبقه بندى تقریبا کاملى از آزادى ارائه مى دهد که هم جنبه هاى درونى و معنوى که به خود افراد مربوط مى شود را در بر مى گیرد و هم جنبه هاى بیرونى و اجتماعى و به عبارتى سیاسى را شامل مى شود. مطهرى به درستى متذکر مى شود که آن چه امروزه در دنیا مقدس و ارجمند است، آزادى هاى اجتماعى و سیاسى است. اما به گمان ایشان، آزادى معنوى زیر بنا و بنیاد آزادى هاى اجتماعى و سیاسى است. از این رو، از سوى وى تأکیدات بسیارى بر آزادى معنوى شده است و آزادى معنوى در اولویت قرار دارد.

مطهرى فقدان آزادى هاى اجتماعى و سیاسى را یکى از گرفتارى هاى بشر در طول تاریخ ذکر مى کند و مى گوید: «یکى از مقاصد انبیا به طور کلى و به طور قطع این است که آزادى اجتماعى را تأمین کنند و با انواع بندگى ها و بردگى هاى اجتماعى و سلب آزادى هایى که در اجتماع هست مبارزه کنند.»(۳) ایشان براى اثبات آزادى اجتماعى در دین به آیه ۶۴ سوره آل عمران(۴) اشاره مى کند و در تفسیر آن مى‌گوید: «در مقام پرستش، جز خداى یگانه چیزى را پرستش نکنیم، نه مسیح را و نه اهرمن را. و این که هیچ کدام از ما دیگرى را بنده و برده خودش نداند و هیچ کس هم یک نفر دیگر را ارباب و آقاى خودش نداند، یعنى نظام آقایى و نوکرى ملغا، نظام استثمار ملغا، نظام لامساوات ملغا. هیچ کس حق استثمار و استعباد دیگرى را نداشته باشد».(5)

در نگاه مطهرى، آزادى اجتماعى و سیاسى مقدس است، همچنان که دنیاى امروز هم آزادى اجتماعى را مقدس مى شمارد، اما آنچه بیش از آزادى اجتماعى ارزش دارد، آزادى معنوى است. از نظر مطهرى: «پیغمبران آمده اند تا علاوه بر آزادى اجتماعى به بشر آزادى معنوى بدهند. آزادى اجتماعى بدون آزادى معنوى میسر و عملى نیست. درد امروز جامعه بشرى این است که بشر امروز مى خواهد آزادى اجتماعى را تامین کند، ولى به دنبال آزادى معنوى نمى رود. ... آزادى را جز از طریق نبوت، انبیاء، دین، ایمان و کتاب هاى آسمانى نمى توان تأمین کرد».(6)

مطهرى مهم ترین مسأله و مشکل عصر حاضر را فقدان آزادى معنوى ذکر مى کند و این که جامعه اى که به آزادى معنوى نرسیده، به آزادى اجتماعى هم نخواهد رسید : «بزرگ ترین خسران عصر ما این است که همه اش مى گویند آزادى، اما جز از آزادى اجتماعى سخن نمى گویند. از آزادى معنوى دیگر حرفى نمى زنند و به همین دلیل به آزادى اجتماعى هم نمى رسند».(7)

ایشان آزادى معنوى را مقدمه اى براى رسیدن به آزادى اجتماعى مى داند. به باور وى، براى رسیدن به آزادى واقعى اجتماعى، انسان ها باید نخست از درون خود آزاد گردند و بنده و برده شهوات و مادیات و دلبستگى هاى دنیوى نباشند. به عبارتى، آزادى معنوى، آزادى از خود است و آزادى اجتماعى، آزادى از بندگى دیگران و به ویژه حکومت : «آزادى اجتماعى، آزادى انسان است از قید و اسارت افراد دیگران، ولى آزادى معنوى، آزادى انسان است از قید و اسارت خودش».(8)

به نظر ایشان: «تقوا به انسان آزادى معنوى مى دهد، یعنى او را از اسارت و بندگى هوا و هوس آزاد مى کند، رشته آز و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش برمى دارد و به این ترتیب ریشه رقیت ها و بردگى هاى اجتماعى را از بین مى برد. مردمى که بنده و برده پول و مقام و راحت طلبى نباشند، هرگز زیر بار اسارت ها و رقیت هاى اجتماعى نمى روند».(9)

همچنین مطهرى یکى از مهم ترین حکمت هاى زهدورزى را آزادى و آزادگى ذکر مى کند: «میان زهد و آزادگى، پیوندى کهن و ناگسستنى برقرار است. نیاز و احتیاج، ملاک رو به مزاجى است و بى نیازى ملاک آزادگى. آزادگان جهان که سبک بارى و سبک بالى و قابلیت تحرک و پرواز، اصیل ترین آرزوى آنهاست، از آن جهت زهد و قناعت را پیشه مى سازند که نیازها را تقلیل دهند و به نسبت تقلیل نیازها، خویشتن را از قید اسارت اشیا و اشخاص رها سازند».(10)

به هر روى، مسائلى چون تقوا، زهد و صبر، ریشه در آزادمنشى آدمى دارند. انسان در برابر عواملى که درون او را به اسارت مى کشاند و او را ضعیف و خوار مى سازد، طغیان مى کند و خود را رها مى سازد و این گونه است که در برابر بندهاى برونى نیز قیام مى کند و تنها به حاکمیت خداوند و دستورهاى او گردن مى نهد و غیر او را نفى مى کند.

مطهرى بر این باور است که آزادى به طور کلى به دلایل ذیل صحیح است. یکی این که «نباید مانع بروز استعدادهاى بشر شد. دیگر به این معنا صحیح است که بسیارى از چیزهاست که با جبر نمى توان به بشر تحمیل کرد و دیگر به این جهت است که بشر موجودى است که باید بالاختیار و در صحنه تنازع و کشمکش به کمال خود برسد».(11)

بنابراین در کلام مطهرى، آزادى سمت و سویى مى یابد که بنا به دلایلى نباید از انسان سلب شود. این عناصر عبارتند از این که بروز و ظهور استعدادهاى آدمى نیازمند فضاى آزاد است. در فضاى بسته و محیط خفقان آمیز و استبدادى و به عبارتى در فقدان آزادى هاى اجتماعى و سیاسى، زمینه اى براى بروز خلاقیت ها و استعدادها به وجود نمی آید. در فضاى مستبدانه اى که بر جامعه حاکم است، چاپلوسان و زبان بازان قدرت مى یابند و آزادگان و آزاداندیشان ذلیل و حقیر مى شوند، چرا که وضعیت موجود، اجازه چون و چرا کردن به خیرخواهان و مصلحان را نمى دهد. تنها آنان که زبان به مدح بگشایند، جایى و مقامى مى یابند و بس.

عنصر دوم که انسان براى آن نیازمند آزادى است این است که بسیارى از امور و چیزها، صلاحیت و قابلیت تحمیل به بشر را ندارند. براى مثال، دین اجباربردار و اجبارپذیر نیست. نمى توان کسى را به زور وادار به پذیرش دین کرد. به ویژه دین اسلام را که حتى پذیرش آن نیز مى بایست با برهان و استدلال همراه باشد و آن که از روى تقلید و بدون تحقیق آن را مى پذیرد از او پذیرفته نیست. اساسا مطهرى نقطه قوت دین اسلام را همین مى داند، چرا که پذیرش خود را منوط به تحقیق و نه تقلید کرده است.

مطهرى در این باره مى گوید: «بعضى چیزهاست که اصلا اجباربردار نیست، یعنى نمى شود بشر را مجبور کرد که آن را داشته باشد. اگر تمام قدرت هاى مادى جهان جمع شوند و بخواهند با زور آن را اجرا بکنند، قابل اجرا نیست. مثلا محبت و دوستى».(12)

دین، ایمان، مهرورزی و مهرگستری و دوستى و بسیارى چیزهاى دیگر اجباربردار و تحمیل کردنى نیست و آیات فراوانى در قرآن نیز به این موضوع اشاره دارد : «لا اکراه فى الدین، قد تبین الرشد من الغى؛ در کار دین اکراه روا نیست، چرا که راه از بیراهه به روشنى آشکار شده است».(13)

و از این جهت است که قرآن مى فرماید مردم را با حکمت دعوت کن: «إدع الى سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه».(14) مردم را با دلیل و منطق دعوت کن تا روح و قلب آنها را خاضع [و] عشق و محبت را در دل آنها ایجاد کنى. در آیه اى دیگر مى خوانیم: «فذکر إنما أنت مذکر لست علیهم بمصیطر(15)؛ اى پیغمبر، وظیفه تو گفتن و ابلاغ و یادآورى است. تو مسلط بر مردم نیستى که بخواهى به زور آنها را مومن و مسلمان کنى».(16)

ویژگى سوم براى آزاد بودن انسان این است که قابلیت کمال یابى انسان در فضایى ارزشمند است که آگاهانه و آزادانه صورت پذیرد. براى رسیدن به کمال باید با بسیارى از چیزها در تنازع و کشمش به سر برد. ابتدا در درون خود و براى رسیدن به آزادى معنوى باید تلاش کرد و سپس در بیرون و براى رسیدن به آزادى اجتماعى و سیاسى.

به هر روى، در اندیشه مطهرى، آزادى، راه و معبرى براى رسیدن به مقصد است. در این مسیر باید با هوا و هوس ها و خواهش هاى نفسانى مبارزه کرد و پیروز گشت و براى ادامه این راه، باید بندها و زنجیرهاى بیرونى را گسست و از هرچه تعلق و وابستگى است آزاد گشت. آزادى در این معنا، وسیله اى براى بروز و ظهور استعدادهاى نهفته آدمى است. انسان نیازمند آزادى است و آزادى به صورت فطرى در نهاد وى به ودیعت نهاده شده است و وى باید در مسیر زندگى خویش و براى بروز و ظهور استعدادهاى عالى و برتر انسانى از آن استفاده کند. در چنین وضعیتى است که راه رشد و پیشرفت به سوى کمال براى انسان گشوده مى شود و جامعه انسانى هر روز افزون بر گذشته به پیش گام برمى دارد.

پی‌نوشت‌ها

۱. مرتضى مطهرى، گفتارهاى معنوى، تهران، صدرا، چاپ پنجم، ۱۳۶۶، ص ۱۴.
۲. همان، ص ۱۴.
۳. همان، ص ۱۸.
۴. قل یا أهل الکتاب تعالوا الى کلمه سوإ بیننا و بینکم ألا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا أربابا من دون الله؛ بگو اى اهل کتاب، بیایید بر سر سخنى که بین ما و شما یکسان است بایستیم که جز خداوند را نپرستیم و براى او هیچ گونه شریکى نیاوریم و هیچ کس از ما دیگران را به جاى خداوند به خدایى بر نگیرد.
۵. مرتضى مطهرى، گفتارهاى معنوى، ص ۱۷.
۶. همان، ص ۱۹.
۷. همان، ص ۵۱.
۸. همان، ص ۳۲.
۹. مرتضى مطهرى، سیرى در نهج البلاغه، تهران، صدرا، چاپ ششم، ۱۳۶۸، ص ۲۰۷ و ۲۰۸.
۱۰. همان، ص ۲۳۱.
۱۱. حسین یزدى (گردآورنده)، آزادى در نگاه استاد مطهرى، تهران، صدرا، چاپ اول، ۱۳۷۹، ص ۱۹.
۱۲. مرتضى مطهرى، پیرامون جمهورى اسلامى، ص ۱۱۷.
۱۳. بقره(۲)، آیه ۲۵۶. بیان آیه محتمل نفى و نهى است: ۱. نفى: زمخشرى و اغلب معتزله آن را انتخاب کرده اند. یعنى خداوند امر ایمان را بر اجبار و اکراه و وادار کردن ننهاده، بلکه بر تمکین و اختیار نهاده است، چنان که در جاى دیگر فرموده است: «اگر پروردگارت مى خواست همه کسانى که در روى زمین هستند ایمان می آوردند، پس آیا مردم را وا مى دارى (اکراه مى کنى) که مومن شوند؟» (یونس(۱۰)، آیه ۹۹). ۲. نهى: کسى را بر اسلام آوردن اجبار نکنید، زیرا ایمان اجبارى، اعتبار ندارد، بلکه کفر اجبارى هم اعتبار ندارد. (آیه تقیه: نحل(16)، آیه ۶) ر.ک: توضیحات بهإالدین خرمشاهى ذیل آیه مورد بحث.
۱۴. نحل(۱۶)، آیه ۱۲۵.
۱۵. غاشیه (۸۸)، آیه ۲۱ و ۲۲.
۱۶. مرتضى مطهرى، پیرامون جمهورى اسلامى، ص ۱۱۹.