شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

شهید بهشتی و دفاع از آزادی
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ تیر ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: مقاله ، آیت الله بهشتی ، آزادی ، وبلاگ

در چند روز گذشته قصد داشتم درباره اندیشه آیت‌الله دکتر بهشتی چیزهایی بنویسم اما فرصت نشد. با این حال سایت بازتاب یکی از نوشته‌ّهایم را در سایت گذاشت که جبران کرد. در زیر خلاصه‌ این نوشته، که نقد و معرفی کتاب آزادی، هرج و مرج، زورمداری است را تقدیم علاقه‌مندان می‌کنم. باید یادآور شوم که دکتر بهشتی نیز چونان دکتر چمران و دکتر شریعتی نسبتی با امام موسی صدر دارد. این هر چهار نفر به گونه‌ای با یکدیگر به لحاظ فکری بسیار نزدیک بودند. به ویژه امام موسی صدر و شهید بهشتی دوستان دوران تحصیل در حوزه علمیه بودند. این دو نخستین طلبه‌هایی بودند که وارد دانشگاه شدند و افزون بر تحصیلات حوزوی به تحصیلات دانشگاهی نیز پرداختند. هر کدام با چند زبان زنده دنیا نیز آشنایی کامل داشتند. بهشتی با آلمانی، انگلیسی و عربی و امام موسی صدر با فرانسه و عربی به خوبی آشنا بودند و از نزدیک تحولات بین‌المللی را رصد می‌کردند. به دیگر سخن عالم زمان خود بودند و... .

روحش شاد باد. در ادامه چکیده نوشته این جانب در سایت بازتاب تقدیم می‌شود.

در ماه‌های نخست سال 60، اگرچه هنوز امنیت و ثبات کافی در نظام جمهوری اسلامی به وجود نیامده بود، اما رهبران انقلاب اسلامی، به ویژه آیت‌الله شهید بهشتی، که در آن زمان خود، رئیس یکی از قوای سه‌گانه کشور بود، نه تنها حاضر به گفت‌وگو و مناظره با گروه‌های چپگرا و مارکسیستی می‌شدند، بلکه از آن استقبال کرده و آن را موجب رشد فکری جامعه می‌دانستند. این در حالی بود که برخی از این گروه‌ها، علیه نظام جمهوری اسلامی، دست به اسلحه برده و جنگ روانی گسترده‌ای را بر ضد رهبران نظام و حزب جمهوری اسلامی به راه انداخته بودند.
البته رویکردهایی چون همین مناظرات ـ که به صورت زنده هم از سیما پخش می‌شد ـ در کنار ویژگی‌های اخلاقی شهید بهشتی، منجر به آشکار شدن هویت و جایگاه واقعی آن گروه‌ها شد و سرانجام حتی پس از ترور شهید بهشتی و 72 تن از مدیران برجسته مردم به مظلومیت و حقانیت آنان پی بردند.

به جرأت شاید بتوان گفت که بنیاد و محور اساسی اندیشه آیت‌الله بهشتی آزادی است. و شاید با اندک تأملی در آثار بهشتی بتوان او را فیلسوف آزادی نامید. در واقع فکر او بر این اعتقاد و بنیان راستین استوار شده است که: «انسان شدنی است مستمر و پویشی خودآگاه، انتخاب گر و خودساز، و بر اساس آگاهی‌هایی که در فطرتش زمینه دارد و در پرتو تجربه و عمل بارور می‌شود، و با قدرت گزینشی آزاد که به او داده شده، جهت این پویش سازنده را آگاهانه و آزادانه برمی گزیند و در جهتی که خود انتخاب و اختیار کرده است، رشد می‌کند، جلو می‌رود و ساخته می‌شود. ویژگی اساسی انسان همین خودسازی و محیط سازی آگاهانه و آزادانه اوست. ارزش او در همین است که می‌تواند آزادانه به راه خیر و فضیلت درآید، یا آزادانه به راه زشتی و شر و پستی و ناپاکی فروغلطد. و این است آزمون بزرگی که در آن شرکت دارد»... .

در نظر آیت‌الله بهشتی، آزادی عقیده امری طبیعی است. اساساً هیچ اعتقاد و باوری قابل تحمیل نیست. هیچ گاه نمی‌توان اعتقاد و ایمان و باور را با زور و اکراه و اجبار و یا حتی با تطمیع، به شخص دیگری منتقل ساخت و یا از او سلب کرد. آنچه می‌تواند وسیله ایجاد یا سلب یک عقیده باشد، بحث و استدلال و تجزیه و تحلیل و نظایر اینها است و نه زور و اجبار و تحمیل. در همین زمینه بهشتی از آیه 257 سوره بقره نیز کمک می‌گیرد که می‌فرماید: «در دین اکراه راه ندارد. راه از بیراهه مشخص شده. هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، محکم‌ترین دستاویز را به دست آورده است که گسست‌ناپذیر است». روشن است که حضور و حیات یک عقیده در جامعه، مغایر با نادرست بودن آن نیست. چه بسا بسیاری از باورها و اندیشه‌ها که هیچ منزلت برهانی و عقلی ندارند و از منظر اسلام مردودند، اما دارای پایگاه و نقش گسترده‌ای در برخی جوامع هستند.

بهشتی در بحث آزادی بیان و تبلیغ، ضمن تصریح و اعتقاد به آزادی بیان، به صراحت و آشکارا می‌گوید: «نشر یک طرفه عقاید و افکار ضد اسلامی در جامعه اسلامی ممنوع است و از انتشار کتب ظلال و نشریات گمراه کننده جلوگیری می‌شود، مگر آنکه با نشریاتی دیگر همراه باشد که به خواننده در تجزیه و تحلیل رسای این گونه عقاید و افکار ضد اسلامی کمک کند». ایشان همین وضعیت را به بحث‌ها و سخنرانی‌ها نیز سرایت می‌دهد. به باور بهشتی جامعه اسلامی نه همچون جامعه‌های دربسته اردوگاه مارکسیسم است که انسان‌ها را در پشت دیوارهای آهنین نگه دارد و نه همچون جامعه‌های لیبرال غربی است که بازار مکاره عرضه بی ضابطه آرا و افکار باشد، بلکه در این زمینه هم، به راستی، نه شرقی است نه غربی. همچنین بر این باور است که از نشر مطالب توهین آمیز به مقدسات اسلام نیز جلوگیری می‌شود؛ زیرا هر جا ایمان هست، عشق و علاقه و حساسیت نیز هم هست و جریحه دار کردن این عشق‌ها و علاقه‌های مقدس آزاد نیست. نشر دروغ و تهمت و افترا و شایعه نیز گناه و ممنوع است و درخور کیفر و باید طبق ضوابط قانونی از آن جلوگیری شود... .

در پاره‌ای از موارد مباحث مطرح شده سایر اعضای حاضر در نشست (پیمان، فتاح پور و کیانوری) تبیین و توضیح و تکمیل مباحثی است که بهشتی ایراد کرده است. آنان ضمن بحث و پذیرش نکات مشترک، به مطالب بهشتی نیز پرداخته و تبیینی از آن ارائه داده اند که تقریباٌ همان مباحث دکتر بهشتی است و خواننده، تفاوت و تمایزی میان مباحث آنان با بحث دکتر بهشتی نمی‌یابد. این موضوع به ویژه در مباحث فتاح پور و کیانوری خودش را بیشتر نشان می‌دهد.

نمی‌توان از این مسئله غفلت نمود که بهشتی به اهمیت و تأثیر چنین جلسات و گفت‌وگوهایی باوری ژرف و عمیق داشته است. زیرا این گفت‌وگوها، جز در یک فضای صادقانه و شفاف شکل نخواهد گرفت و از این روی تأثیرات خاص خود را بر مخاطبان برجای می‌نهد. منطق دکتر بهشتی، بر مبنای انصاف و عدالت و متانت در گفت‌وگو در عین صلابت و شفافیت در تبیین دیدگاه‌ها و مواضع استوار است. در این میان طبیعی است گروه‌هایی که حیات خود را در گرو غوغاسالاری و جنجال آفرینی می‌بیینند از حضور در این گونه مناظره‌ها امتناع می‌کنند و از راه‌های دیگری سعی در تحمیل دیدگاه‌ها و سلایق خود در جامعه دارند. آنچه که با فکر آیت‌الله بهشتی از اساس متمایز و متفاوت است. استمرار و تداوم حیات و پیشرفت مشروط به تضارب آرا و افکار است: «در یک جامعه زنده، برخورد سالم و سازنده آراء و افکار، شرط زنده ماندن و پیشرفت کردن است».
جالب است که دکتر نورالدین کیانوری با توجه به فضای به وجود آمده تصریح می‌کند که: «حزب توده ایران جزو آن سازمان‌های سیاسی است که در دوران چهل ساله موجودیت خود خیلی کم از چنین امکانی برخوردار بوده و شاید اصلاً از چنین امکانی برخوردار نبوده است»... .
مطالعه مجموع مباحث دکتر بهشتی در این میزگرد و مناظره نشان گر آن است که حضور ایشان با مطالعه گسترده‌ای همراه بوده است و اطلاعات خوبی درباره مسئله مورد بحث دارد. به ویژه اینکه در بسیاری از مباحث، که نقدی است بر دیدگاه‌های مطرح شده، به نکات دقیقی از اسناد و مکتوبات اشاره و ارجاع می‌دهد که نشان از مطالعه ژرف و عمیق وی از مجموعه مباحث اندیشه‌ای دارد.

چنین مناظره و میزگردی نشان می‌دهد که با مسائل فکری می‌بایست در یک فضای آزاد و برابر گفت‌وگو صورت گیرد و چنان که بهشتی نیز معتقد است، اجبار و تحمیل و زور اثربخش نیست. این موضوع با توجه به اینکه این روزها بحث ایجاد کرسی‌های نظریه پردازی و تولید دانش در مراکز علمی نیز در دستور کار است می‌تواند ثمرات شیرینی را نصیب نماید و روند تولید علم در حوزه دانش‌های معنایی را هموار سازد. به هر حال تولید دانش در یک فضای آزاد و امن و آرام صورت خواهد پذیرفت و فراهم آمدن چنین نشست‌هایی در حوزه مباحث فکری در شمار ضروریات تولید دانش است و به بارور شدن مجموعه دانش‌های ارزشی و فرهنگی و معنایی مدد می‌رساند....

سوگمندانه باید گفت اندیشه‌های ژرف این اندیشمند برجسته مسلمان در طول این سال‌ها در محاق رفته است. نشر اندیشه ایشان و تأکید بر مباحث و آثار وی می‌تواند پاسخ بخش‌هایی از مباحث مبتلابه کنونی جامعه ما را فراهم سازد. اگر نشر منقح آثار ایشان در این سال‌ها از سوی انتشارات بقعه انجام نمی گرفت روشن نبود که چگونه نسل جدید با اندیشه‌های این عالم ژرف اندیش جهان اسلام آشنا می‌شد.
در توضیح بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های آیت‌الله شهید دکتر بهشتی آمده است که دو سال تلاش پیگیر از طرق گوناگون جهت به دست آوردن نوارهای جلسات باقیمانده از آرشیو سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ناکام مانده است. نوار دو جلسه منتشر شده نیز در همان سال‌ها توسط یکی از علاقه مندان ضبط شده است و در اختیار بنیاد جهت نشر قرار گرفته است. امید اینکه با توجه به جایگاه این اثر در منازعات فکری سال‌های آغازین انقلاب اسلامی، به زودی این مجموعه به طور کامل به دست خوانندگان برسد... .
متن کامل را در اینجا بخوانید.