شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

نقص عقل
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، مسائل زنان ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

 

چندی قبل در جلسه‌ای با دوستان اعضای کانون اندیشه جوان نقصان عقل زنان مورد بحث و بررسی قرار گرفت. برخی از دیدگاه‌های نگارنده که در ذیل آمده است در جلسه مذکور مطرح شده است. البته مباحث ارائه شده تنها چکیده‌ای از بحث‌های ارائه شده در آن جلسه است. مباحث را به طور کامل در سایت  حلقه    ملاحظه فرمایید. متأسفانه مباحث منتشر شده فاقد معیارهای حداقلی ویرایشی است. در زیر تلاش شد تا این چکیده به صورت روان‌تری در اینجا آورده شود. اما به هر حال شاید احساس نوعی پراکندگی و نا انسجامی مشاهده شود.

۰ در بحث عقل، جنسیت ملاک نیست، بلکه عدالت معیار است. در مباحثی که در حوزه عمومی می‌شود ارائه کرد معیار عدالت می‌تواند کمک زیادی به ما بکند. عقل در واقع در اینجا بیشتر حالت نسبی دارد. برای اینکه بحث نسبی بودن را روشن کنم به بحث ایمان مثال بزنیم که سه سطح و لایه در آن مطرح می‌شود: 1. لایه عقلی و برهانی؛ 2. سطح عادی و معمولی (تظاهر)؛ 3. سطح قلبی و درونی. اینها سه مرتبه از ایمان را نشان می‌دهد.

۰ در بحث نقصان عقل نیز این چنین است و دارای مراتبی است: فرمایش امام علی(ع) را علماء تفسیر کرده‌اند. می‌توان گفت نقصان نیز امری نسبی است. التزام و رابطه‌ای میان اینکه ما از نقصان عقل زنان به نقصان عقل مردان برسیم، وجود ندارد. نمی‌توان از نفی چیزی به اثبات چیز دیگری رسید و برعکس. به ویژه در این گونه مباحث ما نباید در بحث کمال و نقص عقل، جنسیت را لحاظ کنیم، بلکه می‌بایست مراتبی را در نظر بگیریم. در شرایط و الزاماتی ممکن است عقل مرد نقصان داشته باشد و در شرایطی دیگر عقل زن نقصان داشته باشد.

 

۰ به نظر می‌رسد در این بحث معیاری را که روایات با آن سنجش می‌شود باید مشخص شود. آیا معیار عدالت است یا چیز دیگری است؟ در قرآن آیه‌ای در باب نقص عقل زنان نداریم. در صورتی که در قرآن آیاتی داریم که انسان اگر سعی کند به آن جاهایی که می‌خواهد می‌رسد؛ زن باشد یا مرد باشد، مسلمان باشد یا غیرمسلمان باشد. به هر حال در قرآن معیار برتری هر کدام از زن یا مرد، پارسایی است و نه جنسیت.

 

۰ غیر از اینکه ما معیاری داشته باشیم یا نه و کدام مبنای انسان شناختی را لحاظ بکنیم، بحث جامعه‌شناختی و تاریخی بودن نیز باید لحاظ شود. در یک شرایطی و به لحاظ جامعه شناختی وضعیتی وجود داشته که جنس زن پایین‌تر از جنس مرد بوده است و همیشه در جوامع مخصوصاً گذشته، این طور بوده که جنس زن، جنس دوم تلقی شده است. در جامعه اگر یک نگاه تحقیرانه به زن باشد طبیعتاً در دانش نیز تأثیر می‌گذارد. برخی دانش‌ها که در جامعه ما رشد نکرده است به دلیل این است که دانش هم پای زمان پیش نرفته است و در این مورد می‌توان گفت دانش بر اساس معیار مبتنی نبوده است تا در پاره‌ای از امور بازخوانی داشته باشد.

 
۰ به هر حال می‌توان در ادامه سخنان برخی بزرگان گفت که برخی دانش‌های ما دانش جدید و امروزی نیست و معمولاً بحث‌ها از گذشته تا امروز باقی مانده است و چیز جدیدی ندارد. دانشی که با زندگی و زمانه خود قطع رابطه کرده باشد، پاسخگوی پرسش‌های زندگی نیست و در گذشته سیر می‌کند. در پاسخ به مباحثی از این قبیل باید به اقتضائات و محدودیت‌های دانش‌های راکد علوم اسلامی توجه داشت و الا بر پرسش‌ها افزوده می‌شود.