شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

از ملاصدرا تا امام صدر
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: یادداشت ، ملاصدرا ، امام موسی صدر ، وبلاگ

حاشیه ای بر پیوند اندیشه و عمل امام سید موسی صدر

متأسفانه ما با اندیشه بسیاری از چهره‎های برجسته فکری خود کمتر آشنایی داریم. این وضعیت، هم اندیشمندان کهن این مرز و بوم و هم اندیشمندان معاصر را شامل می شود. امام سید‎موسی صدر یکی از اندیشمندان معاصر است که به‎رغم عمق فکری بسیارش در مراکز آکادمیک و دانشگاهی و علمی و سیاسی، به دلیل این که سال‎ها رهبری جامعه شیعیان لبنان را عهده‎دار بوده، تنها او را به‎عنوان یک فعال سیاسی می‎شناسند و نه اندیشمندی سیاست‎مدار. این واقعیتی مسلم است که امام صدر در طی سال‎ها حضورش در لبنان و ارتقای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی شیعیان و همچنین به دلیل اشتغالات متعدد، بسیار کمتر توانسته اندیشه خود را مفسوط کند. اما می‎توان از همین مقدار مکتوبات اندک و کم شمار وی، به‎اضافه مقدار زیادی سخنرانی‎های عالمانه و پرمحتوایش در مجامع علمی و فکری، به خطوط کلی و عمق اندیشه ایشان پی برد.

نکته مهمی که شاید بتوان آن را عامل پرفروغ تر شدن شعاع اندیشه امام سید‎موسی صدردانست، همراهی و پیوند اندیشه و عمل او با یکدیگر است. به‎جرئت می توان گفت که امام موسی صدر اندیشمندی است که اندیشه و عملش پیوند استواری با هم داشته است. بی تردید عمل او بر اندیشه والایش مبتنی بود. هرگونه که می‎اندیشید با عمل بدان‎گونه تجلی می یافت و به‎طوری باورنکردنی‎ ساحت نظر و عمل را در هم می آمیخت. این ویژگی را در کمتر اندیشمندی می‎توان یافت. غالبا شرایط اجتماعی و سیاسی به بسیاری از اندیشمندان اجازه نمی‎دهد در مقام رهبری جامعه قرار گیرند و ایده‎های خود را عملی کنند یا این که حداقل در پی عملی سازی ایده‎های خود حرکت کنند. عمده ایده‎های اندیشمندان در همان حوزه نظر باقی می‎مانند و کمتر تجربه حضور در مصادر اجتماعی و سیاسی و رهبری مذهبی را (توسط صاحبان ایده‎ها) می‎یابند. از این‎رو دیدگاه‎های‎شان در لابه لای مکتوبات آنان باقی مانده و به‎ندرت ممکن است افرادی پیدا شوند تا آن ایده‎ها و نظرات را عملی سازند. امام موسی صدر از آن دسته عالمانی‎ست که از این موقعیت برخوردار شد تا بتواند ایده‎های خویش را به‎ویژه در طی 20 سال حضور در لبنان و آن هم در جایگاه رهبری شیعیان لبنان عملی کند.

برای نشان دادن استواری و عمق اندیشه امام سید‎موسی صدر توجه به برخی از مستندات اندیشه وی می‎تواند راه گشا باشد.

نخست این که امام صدر با سرعت وصف ناپذیری دوره‎های تحصیلی مرسوم در آموزش و پرورش و نیز تحصیلات حوزوی را در شهر و حوزه علمیه قم طی کرد و به‎سرعت به مراحل بالای علمی و اجتهاد شیعی نزدیک شد. وی برای این منظور البته سفری هم به نجف داشت تا به تحصیلاتش عمق بیشتری ببخشد و از اساتید آن دیار نیز تجربه، اندوخته و استفاده کند. او همچنین به منظور آشنایی با آخرین دستاوردهای علمی دانشگاهی و نیز تعمیق آموخته های خود به دانشگاه رفت و در رشته اقتصاد و حقوق از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. افزون بر این، رشد و نمو در بیت مرجعیت نیز تجربه‎های زیادی را نصیبش کرد که در پختگی فکر او مؤثر افتاد. این موفقیت البته کمتر نصیب کسی می‎شود و او توانست با بهره‎گیری از همه این شرایط در حالی که هنوز سه دهه از عمرش را طی نکرده بود، ردای اجتهاد بر تن کند.

دوم این که او دانش آموخته حوزه علمیه بود که به انتشار نشریه‎ای با عنوان «مکتب اسلام» اقدام کرد و در آن باب بحث و گفت و گو درباره مهم‎ترین مباحث فکری را گشود و به نوعی دیدگاه‎های مطرح در لابه لای متون را به عرصه عمومی جامعه کشاند و تأثیرگذاری این دیدگاه‎ها با خاستگاه حوزوی را نشان داد. این را می توان هم به سبب اشرافش به مسائل علمی دانست و هم به سبب روحیه نوآوری و اجتهادی او به منظور ارتقای جامعه. مباحث امام موسی صدر در زمینه اقتصاد که به‎صورت سلسله مقاله در مجله مکتب نشر یافت، نشان می‎دهد ایشان توانسته است از اندوخته‎های علمی خویش به‎درستی در زمینه مهم‎ترین مسائل روز جامعه بهره ببرد و ابوابی را در این زمینه بگشاید که در آن زمان تازگی داشت. این در شرایطی است که هنوز زمینه‎های بروز و ظهور فکر وی به‎طور کامل فراهم نیامده بود.

سوم آن‎که امام موسی صدر درس‎آموخته مکتب فلسفی حکمت متعالیه است. آن‎طور که گزارش شده است، او برخی مباحث فلسفی از جمله اسفار اربعه ملاصدرا را در قم نزد فیلسوف و مفسر برجسته معاصر علامه محمدحسین طباطبایی آموخت. همچنین ایشان در ایامی که به منظور تحصیل در نجف به سر می‎برد، اندوخته های دیگری از حکمت متعالیه را به‎طور مستقیم نزد آیت الله صدرا بادکوبه‎ای فرا گرفت و بر خرمن معرفت فکری و فلسفی متعالی خویش بیش از پیش افزود. از این‎رو می‎توان امام موسی صدر را از پیروان اصحاب حکمت متعالیه به شمار آورد.

تلقی او از حکمت متعالیه صدرایی و نیز مقایسه آن با آخرین دستاوردهای فکری قرن بیستم، البته نشان از اشراف وافر وی به این مکتب فلسفی دارد که توانسته است مشی فکری و رفتاری‎اش را تحت تأثیر قرار دهد. نوشته مبسوط وی با عنوان «اسلام و فرهنگ قرن بیستم» در این زمینه می تواند شاهدی بر این تلقی باشد. ایشان در این نوشته با مقایسه مبحث بسیار مهم زمان در فلسفه ملاصدرا با نظریه های معاصر نشان داد هم به فلسفه متعالیه اشراف دارد و هم با دستاوردهای مهم فکری مغرب زمین بیگانه نیست. ضمن این که وی در این مقایسه بر نقاط قوت حکمت متعالیه تأکید کرده و آن را برجسته‎تر از فلسفه‎ها و اندیشه‎های مغرب زمین به‎شمار آورده است. (1)

سید‎موسی صدر در مقابله با مشکلات فکری و علمی هم توانست از این مکتب فلسفی بهره‎های زیادی ببرد. نگاه وی به مسائل جامعه و به‎ویژه تلقی‎اش از آموزه های دینی را به وضوح می‎توان متأثر از این نگاه فلسفی متعالی دانست. همین نگاه، اندیشه سیاسی وی را نیز تعمیق بخشید. در واقع پیوند اندیشه و عمل که در ابتدای این نوشته بر آن تأکید شد، برخاسته از بینشی است که از حکمت متعالیه ناشی شده است. اگر ملاصدرای شیرازی در قرن یازدهم هجری نتوانست و یا نخواست ابعاد عملی حکمت متعالیه را به بار بنشاند، امام خمینی در ایران و امام سید‎موسی صدر در لبنان، توانستند ابعاد عملی این حکمت را اجرا کنند و میان نظر و عمل، پیوندی ناگسستنی به‎وجود بیاورند.

حکمت متعالیه ظرفیتی به فرد واجد صلاحیت می‎دهد و این امکان را برای او فراهم می‎سازد که بتواند با بهره‎گیری از روش‎های مختلف مطرح در حکمت متعالیه، مرزهای دانش را بشکافد و در مقابل اندیشه‎های رقیب، پیشتاز باشد و در عین‎حال، ضمن نوآوری از اعتقاد و باورهای شیعی خویش هم کوتاه نیاید. امام صدر توانست با بهره‎گیری از این مکتب فکری، هم ظرفیت‎ها و استعدادهای خویش را شکوفا سازد و هم اندیشه فقهی‎اش را از این مکتب سیراب کند و نمودی پویا و موفق از فقه شیعه را در جامعه متکثر و چند فرهنگی لبنان معرفی سازد و ضمن ارتباط با دیگر فرهنگ‎ها و قومیت‎ها، سرمایه اجتماعی تشیع را در جامعه لبنان ارتقاء بخشد. این سرمایه اجتماعی جز در احترام متقابل، اعتماد و اطمینان متقابل با دیگران و اصل آزادی میسور نشد که این خود وجهه‎ای از پیوند اندیشه و عمل او و به‎نوعی برخاسته از اندیشه فلسفی متعالی است که در عمل او بروز و ظهور یافت.

این پیوند همچنین از آن‎روست که در حکمت متعالیه، روح، برخاسته از جسم آدمی است و از هرگونه دوگانگی مبراست. ملاصدرای شیرازی روح را «جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء» دانست و در واقع با این طرح، دیگر دوره جداانگاری روح و بدن خاتمه یافت و با این نگاه، زمینه برای تحولات فکری و بعدا اجتماعی و سیاسی به‎ویژه در دوره امام خمینی و امام موسی صدر فراهم شد. چنین نگاهی در اندیشه و عمل امام موسی صدر هم پدید آمد و می‎توان گفت که صدر اندیشمندی است که با تأثیرپذیری از چنین مکتبی میان اندیشه و عمل خویش پیوند استواری برقرار کرده است و از این رهگذر، موجب تحول عظیمی در لبنان شده است.

بررسی و تبیین اندیشه و عمل امام موسی صدر، به‎ویژه با توجه به ابعاد سیاسی آن، کاری است که نگارنده در حال انجام آن است و بر آن است تا برخی از برجستگی‎های اندیشه سیاسی این اندیشمند سیاست‎مدار جهان اسلام را در آن به وضوح نشان دهد.

پی‎نوشت
1. سخنرانی «اسلام و فرهنگ قرن بیستم» در سایت مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر به این نشانی:
http://www.imamsadr.ir/Andishe/show.php?id=75

 شریف لک زایی

منبع: هفته نامه پنجره، شماره 59، شهریور 1389.