شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

اسلامی‌سازی علوم انسانی بنیان تحولات جهانی را سامان می‌دهد
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، علوم انسانی ، تمدن اسلامی ، وبلاگ

«شریف لک‌زایی»، عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، در تبیین یکی از راه‌کارهای اسلامی‌سازی علوم انسانی اظهار کرد: کسانی که برای علوم انسانی و برای اسلامی‌سازی علوم انسانی کار و تلاش می‌کنند و پیگیر چنین حرکتی هستند، ابتدا باید خود با علوم انسانی آشنایی داشته باشند.

وی افزود: ثانیاً این افراد باید با علوم اسلامی آشنایی داشته باشند که بتوانند آن ایده اصلی و اساسی را به درستی پیش ببرند. اکنون متأسفانه افراد و نهادها و سازمان‌هایی که دارند برای علوم انسانی تصمیم می‌گیرند و اسلامی‌سازی علوم انسانی را پیگیری می‌کنند، با علوم اسلامی و علوم انسانی آشنایی کاملی ندارند.

عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان این‌که غالب کسانی که تصمیم‌گیر این عرصه هستند، در حوزه‌های غیر علوم انسانی تحصیل کرده‌اند، عنوان کرد: این یک آسیب بسیار جدی است که در این مسیر و در این تحول عظیم می‌تواند موانع جدی را ایجاد کند و این مسیر باید اصلاح شود.

لک‌زایی تأکید کرد: وقتی ما می‌گوییم که می‌خواهیم تمدن‌سازی اسلامی را صورت بدهیم و اساساً انقلاب اسلامی به‌وجود آمده تا یک تمدن اسلامی را تأسیس کند و ما را از این سیطره غربی و سیطره دانش‌ها و الگوهای غربی رهایی ببخشد، باید با نظر به انواع و اقسام دانش‌هایی که در جامعه ما وجود دارد، به سراغ تحول و تحرک حرکت کنیم.

وی با بیان این‌که بحث اصلی انقلاب اسلامی مسائل و دغدغه‌های فرهنگی بوده، عنوان کرد: لذا در کشور ما باید این امور، اولویت و اصالت داشته باشد و متأسفانه در نهادهای تصمیم‌گیر اگرچه سخن و شعار در باب علوم انسانی و اسلامی‌سازی علوم انسانی زیاد است، اما عملاً امکانات کم‌تری به این بخش به‌ویژه بخش‌های پژوهشی آن اختصاص پیدا می‌کند.

این پژوهشگر ادامه داد: امکاناتی که به بخش‌های پژوهشی علوم انسانی اختصاص پیدا می‌کند، در کم‌ترین حد ممکن خود است، ولی حرف‌ها و شعارها در بالاترین حد و این یک تناقض است. دانش هسته‌ای خیلی مهم و ارزشمند است و جامعه را قدرتمند می‌کند، ولی صرف دانش هسته‌ای ملاک و معیار ما نیست.

عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان این‌که ما درباره دانش‌های فرهنگی است که با دنیا درگیری و منازعه داریم، گفت: انقلاب اسلامی اگر صرفا به این هدف به‌وجود می‌آمد که ما در این رشته‌‌ها پیشرفت کنیم، خیلی منازعه‌ای صورت نمی‌گرفت. منازعه اصلی اینجاست و ما نباید از هدف اصلی خود منحرف شویم.

این پژوهشگر تصریح کرد: بنابراین در عین این‌که در رشته‌های غیر علوم انسانی پیشرفت‌های خیلی خوبی داشته‌ایم و تأکید هم باید شود تا تداوم پیدا کنند، ولی در این بخش که بنیان تحولات آتی را شکل و سامان می‌دهد، باید همچنان که در شعارها و حرف‌ها و صحبت‌ها اولویت پیدا می‌کند، به لحاظ امکانات و هزینه‌هایی که در این حوزه صورت می‌گیرد، نیز باید این اتفاق بیفتد و این اولویت محقق شود.

لک‌زایی تأکید کرد: بنابراین تمدن‌‌سازی صورت نمی‌گیرد مگر این‌که یک رابطه معقولی بین آزادی و دانش برقرار شود که ما بتوانیم دانش‌های خاصی که می‌تواند از دل جامعه و آموزه‌های دینی ما بر‌آید و جامعه را به سمت مطلوبی هدایت کند، باید این‌ها حتما با یک مدیریت معقول و آگاهانه و مدیریتی که بداند که این مسیر چیست و چگونه باید طی شود، این اتفاق بیفتد.

وی با بیان این‌که دانش‌های فرهنگی باید در جامعه ما اولویت داشته باشند، عنوان کرد: منظور از اسلامی‌سازی علوم انسانی این است که به‌سمت دانش‌های فرهنگی، دانش‌های اخلاقی، دانش‌های معنوی و دانش‌های متعالی حرکت کنیم. در این مسیر، عقل، تجربه، شهود، اشراق، وحی و آموزه‌های دینی، همه در کنار هم قابل تحقق است.

عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به ابتکار ملاصدرا گفت: وی، چهار پنج قرن قبل، حکمت متعالیه‌ای تأسیس کرده که همه این ابعاد را در خودش جمع کرده است، هم از قرآن کریم بهره‌مند شده و به وحی نظر دارد، هم این‌که برهان و عقل را دخالت داده است، هم بحث عرفان، شهود، اشراق و در یک نظر دیگری، تجربه را نیز دخالت داده است.

وی تأکید کرد: ملاصدرا تمام این جنبه‌ها را در یک کار بسیار عظیم و سترگ که می‌توان از یک فعالیت بین‌رشته‌ای تعبیر کرد، سامان داده و دانشی با عنوان حکمت متعالیه تأسیس کرده است که در نظر برخی از اساتید که در حیطه علوم فرهنگی فعالیت دارند، انقلاب اسلامی نیز به نوعی، محصول حکمت متعالیه تلقی می‌شود.

لک‌زایی با اشاره به یکی از نکته‌های جدی در زمینه اسلامی‌سازی علوم انسانی اظهار کرد: ما نمی‌خواهیم تمدن غرب را انکار و رد کنیم، بلکه بر اساس آموزه‌های دینی از همه فرهنگ‌های بشری می‌توانیم استفاده کنیم و حتی ملزم شده‌ایم که از آن استفاده کنیم و بهره ببریم. طبق آموزه‌ای که از پیامبر اکرم(ص) به ما رسیده است، علم را اگر در چین هم باشد باید بیاموزیم.

این پژوهشگر عنوان کرد: ما علم دینی را که از کشوری همچون چین نمی‌توانیم بیاموزیم، علوم متعارف بشری را از آن‌ها می‌توانیم یاد بگیریم و در راستای اهداف خودمان از آن استفاده می‌کنیم. شاید در غایتی که از بحث اسلامی‌سازی علوم انسانی مدنظرمان هست، بتوان معنوی‌سازی و اخلاقی‌سازی فرد و جامعه را یکی از نتایج بسیار کلیدی اسلامی‌سازی علوم انسانی تلقی کرد.

عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اضافه کرد: به این ترتیب، ما می‌خواهیم این تمدن معنوی، اخلاقی و اسلامی شکل بگیرد تا هم باورهای ما را که مبتنی بر عقل است، سامان دهد و هم گرایش‌های ما را که مبتنی بر اخلاقیات است، سامان دهد و هم رفتارهای ما را در حوزه علوم اسلامی اعم از فقه، اقتصاد، سیاست به یک سمتی حرکت دهد که آن کلیتی که در انقلاب اسلامی مدنظر بوده، محقق شود.

وی تأکید کرد: طبیعتاً در این مسیر باید آسیب‌ها شناسایی و مرتفع شود و موانع از سر راه برداشته شود، هم موانع علمی و هم موانع عینی که ما در هر دو بخش آن مشکل داریم. این اهداف به‌تدریج باید برطرف شود و یک شبه یا یک ساله و ده ساله به‌دست نمی‌آید، یک مسیری است که به صورت طبیعی و تدریجی باید طی شود.

لک‌زایی با بیان این‌که اسلامی‌سازی علوم انسانی با بخش‌نامه و فرمان و دستور پدید نخواهد آمد، افزود: بزرگان هم تأکید کرده‌اند که این‌ها به‌صورت دفعی تحقق پیدا نمی‌کند، یک فرآیند تدریجی و حلقوی است که این حلقات باید همدیگر را کامل کنند و این مسیر به سمتی پیش برود که آن کلیتی که مدنظر است، محقق شود.

وی ادامه داد: بعد از آن‌که کلیت تمدن اسلامی محقق شد، باید به‌صورت دائمی در درون خودش به سمتی هدایت شود که آن را از پویایی خارج نکند و دائما در حال جوشش و حرکت باشد که رکود نتواند آن را متوقف کند و بر سر راهش مانعی ایجاد کند. در این مسیر، فلسفه نقش بسیار مهمی دارد و به تعبیر آیت‌الله‌العظمی جوادی‌ آملی، آنچه موجبات اسلامی‌سازی علوم را فراهم می‌کند، فلسفه است.

این پژوهشگر و محقق با بیان این‌که تمدن‌سازی نیازمند عنصر فکری و فلسفی است، اظهار کرد: در دوره حاضر اگر ما نخواهیم حتی حکمت جدید تأسیس کنیم که برخی‌ها به تأسیس حکمت جدیدی اعتقاد دارند، اما به‌هر حال به‌نظر می‌آید که حکمت متعالیه از این ظرفیت و توان برخوردار است که به این فضا رهنمون شود و ما را به این سمت و سو هدایت کند.

عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: متأسفانه ما از این حکمت متعالیه تاکنون استفاده نکرده‌ایم و یا کم استفاده کرده‌ایم، اگرچه الآن در حال طرح و بحث این موضوع هستیم که این ظرفیت‌های حکمت متعالیه را به‌صورت بالفعل ارائه کنیم و دغدغه‌ای در میان اصحاب فلسفه به‌وجود بیاید.

لک‌زایی بیان کرد: این فلسفه، تنها همین متون نیست که آن‌ها را به‌صورت چندلایه بدانیم و شروح و تعلیقات مختلفی بر آن‌ها نوشته شود، ولی هیچ تأثیری در زندگی اجتماعی و حیات سیاسی و فرهنگی ما ایفا نکند. این منظر باید تغییر پیدا کند و اگر این منظر و رویکرد در باب فلسفه محقق شود، طبیعتا ما را به‌جلو خواهد برد و پشتوانه بسیار محکمی برای تمدن‌سازی نیز ایجاد خواهد کرد.