شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای حوزه خلیج فارس
ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: یادداشت ، انقلاب اسلامی ، خلیج فارس ، وبلاگ

شورای همکاری خلیج فارس در سال 1981 پس از جلسات متعدد شش کشور حوزه ی خلیج فارس رسما تشکیل شد. شش کشور عضو عبارتند از: 1ـ عربستان؛ 2ـ کویت؛ 3ـ قطر؛ 4ـ امارات؛ 5 ـ عمان؛ 6ـ بحرین. تشکیل این شورا در شرایطی اتفاق افتاد که دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی در ایران می گذشت. این مسأله همزمان با خلأ قدرت ناشی از سقوط رژیم شاه که به عنوان ژاندارم منطقه عمل می کرد و نیز اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق و بروز جنگ بین ایران و عراق هم چنین همکاری امریکا و بلوک غرب با اعراب بود. بنابراین در تشکیل شورا نمی توان متغیرهای یاد شده را نادیده گرفت.

اما جای این پرسش باقی است که ـ به طور دقیق ـ چه عناصری در تشکیل شورای همکاری خلیج فارس مؤثر بوده اند و آیا هدف شورا آن گونه که اعلام شده، اقتصادی است و یا انگیزه های امنیتی و متغیرهای دیگری نیز در آن دخیل بوده اند؟ هدف این نوشته پاسخ به این پرسش است که شورای همکاری خلیج فارس چرا و در چه شرایطی تشکیل شد و این شورا چه مقدار از انقلاب اسلامی ایران متأثر بوده است؟ فرضیه های مختلفی برای پاسخ به پرسش فوق مطرح شده است که در ذیل به نقد و بررسی هر یک پرداخته خواهد شد. البته گفتنی است که به رابطه ی ایران با این شورا نیز توجه خواهد شد.

فرضیه های مطرح جهت تشکیل شورای همکاری خلیج فارس

نخستین فرضیه این است که تأسیس شورای همکاری خلیج فارس، محصول طبیعی تلاش های شش کشور عضو شورا است و هدف آن وحدت در زمینه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. این فرضیه با توجه به عملکرد شورا نسبت به جنگ ایران و عراق و نیز جایگاه خاص شورا در استراتژی های دفاعی ـ امنیتی غرب از ضعف آشکاری برخوردار است، اما اکنون سؤال این است که اگر شورا یک فرایند طبیعی را برای پیدایش طی کرده است، تا کنون چه خلأیی را در زمینه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پر کرده است. روشن است که در زمینه ی اقتصادی، همه ی کشورهای عضو متکی به درآمدهای نفتی هستند که به خارج صادر می شود. بنابراین زمینه ی دیگری برای همکاری اقتصادی باقی نمی ماند. در زمینه های سیاسی و فرهنگی نیز هر یک ساختار مخصوص به خود را دارد و از قوّت و ضعف خاصی برخوردار است.

دومین فرضیه معتقد است که شورای همکاری خلیج فارس به خاطر یک نیاز برخاسته از منافع مشترک شکل گرفت. این نیازمندی، ضعف امنیتی و سیاسی اعضای شورا بود که اقتضا می کرد به خاطر حفظ منافع خود، دور هم گرد آیند و شورایی متشکل و واحد را تأسیس نمایند. در واقع در فکر تشکیل «ایالات متحده ی خلیج فارس» بوده اند. و به عبارتی تأسیس شورا برآیند طبیعی تلاش های دسته جمعی کشورهای عضو، جهت حفظ، برقراری و تداوم امنیت بود. بنابراین شاخص اصلی این فرضیه، امنیت و مسایل سیاسی مرتبط با امنیت است. در بررسی این فرضیه می توان گفت: درست است که اعضای شورا از لحاظ نظامی، سیاسی و امنیتی توسعه نیافته و کشورهایی ضعیف و عقب مانده هستند، اما آیا تشکیل شورا توانسته است این ضعف و عقب افتادگی آشکار را جبران و برطرف کند؟ به نظر می رسد تصرف چند ساعته ی کویت از سوی عراق برای بطلان و نقض این فرضیه کافی باشد. گذشته از این مسأله، کشورهای عضو، اختلافات مرزی تاریخی با یکدیگر دارند که هنوز نتوانسته اند به حل آن ها مبادرت ورزند. بنابراین نمی توان به تنهایی این فرضیه را کامل دانست.

در فرضیه ای دیگر، برخی بر این باورند که شکل گیری شورای همکاری خلیج فارس که دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به وجود آمد، در واقع به خاطر شرایط خاصی بود که در آن مقطع بر منطقه حاکم شد. بنابراین می توان گفت که خلأ قدرت ناشی از فقدان رژیم شاه، اشغال افغانستان توسط ارتش شوروی و شکستن سیاست سدّ نفوذ امریکا، بروز جنگ بین ایران و عراق، همکاری گسترده ی امریکا و بلوک غرب با اعراب، خروج ایران از پیمان دفاعی ـ امنیتی سنتو و موارد دیگری از این قبیل باعث تأسیس شورای همکاری خلیج فارس گردید. بنابراین به نظر طرفداران این فرضیه متغیرهای فراوانی در شکل گیری شورا مؤثر و دخیل بوده اند. به هر حال این فرضیه اصل را بر این می گذارد که تشکیل شورای همکاری خلیج فارس، برآیند طبیعی تلاش های دسته جمعی کشورهای منطقه جهت حفظ امنیت نیست، بلکه نتیجه ی فعل و انفعالات و تحولات سال 1979 و بعد از آن و به ویژه پیروزی انقلاب اسلامی است.

فرضیه ی چهارم علاوه بر این که متغیرهای فرضیه ی سوم را تا حدی می پذیرد؛ معتقد است که هدف اصلی از تشکیل شورای همکاری خلیج فارس ایجاد یک انسجام و تشکل واحد در کشورهای ضعیف و پاره پاره ی حوزه ی خلیج فارس بود. این تشکل واحد به آنان امکان می داد که در تصمیم گیری های خود از یک انسجام درونی برخوردار باشند و به مثابه ی یک صف واحد در مقابل تهدیدها و تهاجمات عمل نمایند. بنابراین ایجاد انسجام و تمرکز در تصمیم گیری هدف اصلی بوده است. این تمرکز و انسجامِ در تصمیم گیری در راستای اهداف دیگری است که عبارتند از: تحکیم همکاری های دفاعی ـ امنیتی شش کشور، جلوگیری از شکست عراق در جنگ علیه ایران و دفاع از منافع جهان غرب در منطقه و... .

بنابراین ترس از هجوم و حمله ای که امکان داشت به کشورهای عضو شورا صورت بگیرد، و نیز تهدیدهای امنیتی؛ نظیر بروز انقلاب اسلامی در ایران و صدور ایده های انقلابی به خارج و به ویژه به کشورهای همسایه ی عضو شورا ـ که اتفاقا از پتانسیل پذیرش این ایده ها نیز برخوردار بودند ـ اشغال افغانستان توسط ارتش اتحاد جماهیر شوروی سابق و گسترش آن در منطقه و در نهایت جنگ ایران و عراق، از جمله دلایلی است که یک تمرکز و انسجام در تصمیم گیری در میان این کشورهای ضعیف و عقب مانده را ایجاب می کرد.

البته در تشکیل شورای همکاری خلیج نمی توان مشترکات این کشورها را نادیده انگاشت. این مشترکات عبارتند از: زبان، مذهب، ساختارهای اجتماعی، نظام های حکومتی و شرایط جغرافیایی. نکته ی مهم این است که شورا در غیاب دو کشور مهم منطقه؛ یعنی ایران و عراق به وجود آمد و این مسأله به خاطر این است که دو کشور مذکور ازجمله کشورهای مهم و قدرتمند در منطقه هستند و کشورهای عضو شورا به طور سنتی از این دو کشور بزرگ و قدرتمند وحشت و هراس داشته و دارند و پیروزی هریک از طرفین در جنگ، موجب برهم زدن موازنه ی قوا در منطقه و بدست گرفتن ژاندارمی منطقه می شد. گرچه حس ناسیونالسیتی این کشورها، آنان را واداشت که در هنگام جنگ ایران و عراق به کمک عراق بشتابند، اما در کل خواستار تضعیف هردو کشور به ویژه ایران، یعنی همسایه ی قدرتمند سواحل شمالی خود بودند.

نکته ی مهم دیگر درباره ی شکل گیری شورا، نقش امریکا است. از آن جا که سقوط شاه در سال 1357 معادلات و دکترین های امریکا در منطقه را برهم زد و ضربه ی سختی بر منافع امریکا وارد آورد، این کشور درصدد برآمد تا کشورهای منطقه را دور هم گردآورد و یک انسجام در میان آن ها به وجود آورد. با بروز انقلاب اسلامی، ایران از پیمان دفاعی ـ امنیتی سنتو خارج شد و به جنبش عدم تعهد پیوست. هم چنین ایران دیگر ژاندارمی خلیج فارس را عهده دار نبود و این امر به سیاست سدّ نفوذ امریکا خلل وارد می آورد. لغو قراردادهای تسلیحاتی ایران با امریکا و خروج مستشاران نظامی و غیرنظامی امریکا از ایران را نیز باید به این مجموعه اضافه کرد.

محور اصلی شورای همکاری، عربستان سعودی بود. چراکه با پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط شاه، عربستان به علت موقعیت برتر نسبت به سایر کشورها، عامل مهمی در تأمین امنیت در منطقه بود. از سویی عربستان تنها کشوری بود که می توانست خلأ سیاسی ناشی از سقوط شاه را برطرف کند. لذا به شدت مورد حمایت غرب قرار گرفت و سایر کشورهای حوزه ی خلیج فارس نیز بر گرد عربستان جمع شدند و در راستای اهداف مورد نظر غرب حرکت کردند.

شورای همکاری در 25 مه 1981 رسما تأسیس شد و مهم ترین بند منشور، ماده ی چهار آن است که هدف نهایی شش کشور را نیل به وحدت و سربرآوردن اتحادیه ای از درون شورای همکاری عنوان می کند. عالی ترین مرجع شورا، شورای عالی است که از سران شش کشور تشکیل یافته است. در صورت لزوم، شورای عالی می تواند به عنوان مرجع حل اختلاف میان اعضا عمل نماید. بعد از شورای عالی، شورای وزیران قرار دارد که گروه کاری شورا محسوب می شود و متشکل از وزیران خارجه ی شش کشور عضو است. مقر دبیرخانه ی شورا در «ریاض» قرار دارد.

برخی معتقدند که شورا در مسیر اولیه ی خود بیشتر در امور اقتصادی و اجتماعی فعالیت نموده و این مسأله به دو دلیل بوده است: 1. اقدام در جهت هماهنگی اقتصادی و اجتماعی نسبت به هماهنگی امنیتی و دفاعی ساده تر؛ 2. این امر می توانست تا مدتی بر حساسیت برانگیز بودن شورا سرپوش بگذارد.

استراتژی های شورای همکاری خلیج فارس در ضدیت ایران و عراق

1. تقویت سیاسی و اقتصادی عراق جهت جلوگیری از نفوذ هرچه بیشتر ایران؛

2. کمک های بلاعوض که در حدود 35 تا 45 میلیارد دلار تخمین زده شده است؛

3. انتقال اطلاعات؛

4. تبدیل بنادر برخی کشورهای عضو شورا به مراکز عمده ی ترابری دریایی برای عراق؛

5. کمک های لجستیکی و تدارکات؛

6. اعلام حمایت اعضای شورا از عراق، توسط اعلامیه های صادره از سوی اجلاس وزیران خارجه ی شورا؛

7. حمایت های تبلیغاتی توسط رسانه های گروهی کشورهای عضو شورا.

البته شورای همکاری خلیج فارس استراتژی ثابتی را در قبال ایران اتخاذ نکرده است. شورا به رغم این که از عراق حمایت می کرد، اما خواستار ادامه ی جنگ تا زمانی بود که به سایر کشورهای همسایه سرایت نکند. هم چنین شورا تا قبل از فتح خرمشهر به شدت پشتیبان عراق بود، اما بعد از آن در مواضع شورا تغییر محسوسی ایجاد شد و ارتباط مستقیمی با ایران برقرار نمود. در نتیجه ی این وضعیت گفته می شود که کمک های شورا به عراق کاهش یافته است. البته با توجه به شرایط به وجودآمده مصالح و منافع برخی کشورهای عضو؛ مانند امارات و عمان، نزدیکی به ایران را ایجاب می کرد. البته با تصرّف بخش هایی از خاک عراق توسط ایران، شورا احساس خطر بیشتری نمود و کمک های خود را به عراق افزایش داد و حتی سعی در کشاندن قدرت های بزرگ به منطقه را داشت.

عوامل تیرگی روابط میان ایران و عرب ها

1. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران به دخالت در کشورهای حوزه ی خلیج فارس متهم شد؛

2. جنگ تحمیلی باعث حمایت عرب ها از عراق گردید؛

3. با شروع جنگ خلیج فارس و حضور ناوگان های خارجی روابط هم چنان تیره بود؛

4. اختلاف ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه ی ایرانی.

دوره ی کنونی از جمله سیاست های موفق جناب آقای خاتمی است که در قالب سیاست تنش زدایی، روابط ایران با کشورهای حوزه ی خلیج فارس روبه بهبود گذاشته است. از جمله دلایل نزدیکی ایران و عرب ها می توان به عواملی نظیر: موفق نبودن طرح صلح خاورمیانه، سقوط شدید بهای نفت، بهبود روابط ایران با غرب و گسترش روابط شورای همکاری و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز اشاره کرد.

* مطلب فوق از نوشته های قدیمی شریف لک زایی است که اکنون به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی و برای نخستین بار در اینجا منتشر می شود.