شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

ملک سلیمان
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: یادداشت ، نقد فیلم ، ملک سلیمان ، وبلاگ

فیلم ملک سلیمان نبی فیلم خوش‏ ساخت و خوش‏ فرمی به نظر می­ آید. بازیگران توانمندی دارد که به زعم من برخی از آنان به خوبی از پس بازیگری برآمده ­اند. کیفیت صدای آن اگر سالن مجهز به ابزارهای لازم باشد تماشاگر را همراه با وحشت با حس و حال واقعی همراه با فیلم با خود می ­برد.


اشاره

 بعد از مدتی که از اکران فیلم ملک سلیمان نبی می­گذشت توفیقی دست داد تا فیلم ملک سلیمان نبی را در سالن همایش­های دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم به تماشا بنشینم. پس از پایان نمایش فیلم تعدادی از عوامل و دست اندرکاران ساخت فیلم به برخی پرسش­های حضار پاشخ گفتند. این گونه بود که تمامی هیاهوها درباره این فیلم و تبلیغات گسترده درباره آن را به تجربه نشستم. این تبلیغات البته در بسیاری از موارد صحت داشت و اولین باری بود که برخی از تبلیغات البته درباره یک فیلم سینمایی آن هم از نوع دینی دروغ از آب در نیامد!

 فیلم ملک سلیمان نبی فیلم خوش‏ساخت و خوش‏فرمی به نظر می­آید. بازیگران توانمندی دارد که به زعم من برخی از آنان به خوبی از پس بازیگری برآمده­اند. کیفیت صدای آن اگر سالن مجهز به ابزارهای لازم باشد تماشاگر را همراه با وحشت با حس و حال واقعی همراه با فیلم با خود می­برد. من اما تخصصی درباره مسائل فنی فیلم ندارم و برآنم در حوزه علایق خودم نکاتی را درباره این فیلم نسبتاً ارزشمند یادآوری کنم. این نکات را در دو بخش نکات مثبت فیلم و برخی ملاحظات یادآور خواهم شد.

 ابعاد مثبت

 نخستین نکته این است که سلیمان نبی در حکومت‏داری خویش، بسیار مردمی است و جانب مردم را به خوبی رعایت می­کند. حتی در بخش­های اصلی فیلم که دائم به جنگ و گریز و درگیری با دشنمان و مخالفان همراه است تمامی تلاش­ها از آن رو است که بتواند مردم را از خطر مهلکی که در آن گرفتار خواهند شد رهایی بخشد. وی حتی در این راه همسر و فرزند قریب المولد خویش را یکجا از دست می­دهد. محبت و مهرورزی سلیمان نبی با مردم و به ویژه با کودکان در فیلم به گونه برجسته­ای و از همان آغاز فیلم نمود یافته و نشانه یک حکومت مطلوب دینی است. درواقع اگر دین را محبت و مهرورزی به شمار آوریم، مشی مهرورزانه سلیمان در بخش­هایی از فیلم به خوبی برجسته شده است. ضمن این که توجه وی به خانواده و به ویژه مادر و همسر نیز بسیار قابل توجه است. اگرچه مانند مجموعه­های داود میرباقری البته نقش زن در فیلم پررنگ نیست. کار کردن سلیمان در کنار سایر مردم و همراهی با آنان یکی از مهم­ترین ویژگی­هایی است که نشان می­دهد حاکم دینی همراه و در کنار مردم است و باید باشد. حاکم دینی و کارگزاران منسوب و منصوب به دین در کار و تلاش از سایر مردم متمایز نیستند و برای گذران زندگی هم­پای سایر مردم به کار و تلاش می­پردازند.

 عدم تحمیل دیدگاه خود به مخالفان سیاسی از دیگر نکاتی است که می­توان بر محسّنات فیلم افزود. سلیمان در گفتگویی بی­پیرایه و بی­تشریفات که با سران قبایل و علمای بلاد دارد و خطر قریب الوقوع مهمی را که برای مملکت رخ خواهد نمود مطرح می­کند اما این گفتگو به سرانجامی نمی­رسد و مخالفان با پرخاش به وی و متهم ساختن او با دیدگاهش به مخالفت می­پردازند و از او برای ادعایش سند می­خواهند. در این میان، سلیمان هرگز درصدد برنمی­آید که نظرش را بر رؤسای قبایل و علما تحمیل نماید و یا حتی آنان را به سبب مخالفت، تهدید کند و یا مجازات نماید. گو این که در قامت یک پیامبر ظاهر شده و نقش پیامبرانه خویش را ایفا کرده و تنها به ابلاغ پیامی الهی بسنده می­کند و حتی حاضر نمی­شود که به مخالفت­های آنان پاسخ دهد که البته این مسأله جای بحث دارد. این مسأله و آزادی مردم در ملک سلیمان را در تجارت و داد و ستد آزادانه مردم هم می­توان مشاهده کرد. به ویژه آنجا که برخی بر رباخواری تأکید کرده و حتی آن را به دین هم نسبت می‏دهند و البته از رباخواری دفاع محکمی هم به عمل می­آورند. تا آنجا که یکی از مدافعان رباخواری به صراحت می­گوید: «ربا، نمک معاملات است»! با این وصف کارگزاران سلیمان اگرچه آنها را از این عمل نهی می­کنند اما در عمل، درست یا نادرست، متعرض آنها نمی­شوند.

 شاید فراتر از همه حسن­هایی که ملک سلیمان دارا است تأکید فیلم بر این نکته اساسی است که دشمن هر مُلکی، داخلی است و نه خارجی. درواقع فیلم به خوبی نشان می­دهد که غالب ناکامی­ها به سبب تفرقه، دو دستگی و گسیختگی داخلی است که دامن­گیر حکومت­ها می­شود. در اینجا البته این تفرقه در قالب گناه و ظلم به یکدیگر در جامعه و به ویژه رشد و گسترش برخی از گناهان مانند رباخواری ترسیم شده است که می­تواند جامعه­ای را از پای دربیاورد. با این تأکید که در فیلم مستتر است، نگارنده به یاد دیدگاه امام موسی صدر می­افتد که در نظرش مهم­ترین دشمن یک جامعه همانا تفرقه، پراکندگی و گسستگی داخلی است که می­تواند مسیر مطلوب یک جامعه را تغییر دهد و انسان­ها را با یکدیگر دشمن سازد و قوه مساعدت و تعاون برای رشد و توسعه را از یک ملت سلب نماید. در نتیجه این مسأله ظرفیت­های اعضای جامعه به جای این که صرف رشد و توسعه و تعالی فردی و اجتماعی شود در راه تخریب یکدیگر مصرف می­شود. درواقع ملک سلیمان نبی به خوبی نشان می­دهد که چگونه جامعه دچار تغییر و تحول می­شود. این در حالی است که حاکم در قامت پیامبری به مملکت­داری می­پردازد ولی این باعث نمی­شود که جامعه از کاستی و نقصان در امان باشد. درواقع همه چیز به اراده آزاد انسان­ها بازمی­گردد. اگر انسان­ها طالب خیر و خوبی باشند جامعه به همان سمت خواهد رفت و اگر رفتارهای شرارت آمیز در جامعه رونق گیرد جامعه رو به انحطاط و سقوط می­رود. هیچ امر جبری بر جامعه و انسان حاکم نیست تا انسان و جامعه به صورت اجباری به سمتی سوق یابند که انسان ها در آن هیچ گونه آزادی و اختیاری ندارند.

 برخی ملاحظات

 در کنار همه حسن­هایی که این فیلم دارد و به برخی از آنها اشاره شد، اما می­توان خرده­هایی بر آن وارد کرد. از جمله این که نزدیک­ترین یاران سلیمان همانا نزدیکان نسبی وی هستند. عمده کسانی که از وی حمایت به عمل می­آورند برادران وی هستند و تقریباً غالب مأموریت­ها به آنان و چند نفر از نزدیکان محول می­شود. اگرچه می­توان گفت این به سبب پیروی تام و تمام آنان از سلیمان نبی است اما این دلیل نمی­شود که همه مناصب در اختیار آنان باشد. به ویژه این که مخالفان، مسأله را قومی و قبیله­ای برشمرده و بر آن­اند که با بهانه‏های واهی سلیمان را از تخت پادشاهی به زیر کشند. جالب این که سلیمان خود در گفتگویی با سرکرده مخالفان که در سِلک علما است بر این مطلب تأکید می­کند که آل داود در فکر هدایت آنان است اما مخالفان در فکر نابودی آل داود. به هر حال اگر هم فرض مسؤولیت گرفتن آنان بر شایستگی و همراهی آنان با سلیمان نبی است اما انحصار آنان در همین تعداد قدری تأمل برانگیز است. جالب این که وقتی سلیمان به الهام در می­یابد برای همسرش واقعه­ای رخ داده است بر آن است تا با یارانش به اورشلیم بازگردد که درایت برادر وی منجر به این می­شود که سلیمان تنها به همراه چند تن به اورشلیم بازگردد! و مابقی نیروها به مأموریت خویش برای از بین بردن اجنه شیاطین ادامه دهند. ضمن این که تعداد اندک نیروهای در رکاب سلیمان نیز جای تعجب و پرسش دارد.

 متأسفانه گفتگوهای بازیگران از نثری فاخر بی­بهره است. این مسأله به رغم نظر کارگردان و نویسنده فیلمنامه است مبنی بر این که فیلمنامه 39 بار بازنویسی شده است. با این حال اگرچه فیلمنامه بارها و بارها بازنویسی شده و ظاهراً از مشورت و نظرات کارشناسانه بسیاری بهره برده است اما به زعم نگارنده نتوانسته است دیالوگ­های فاخری را ترتیب دهد. ضمن این که به کارگیری برخی از واژگان، امروزی است. در فیلم چند بار از واژه کشور توسط سلیمان استفاده می­شود که می­توانست و می­بایست از واژه مملکت و یا وازه­های دیگر کهن بهره ببرد. افزون بر این گفتگوهای سلیمان با برخی از مخالفان، در عین این که مخالفان از آزادی کامل در ابراز نظر برخوردارند، اما وی پاسخی در مقابل آنان ندارد و در صدد قانع کردن و پاسخ داده به آنان نیست! ظاهراً حذف نیمی از متن فیلمنامه به تصریح کارگردان تا حدی به دیالوگ­ها ضربه زده است. ضمن این که روشن نیست موارد حذف شده چرا و چگونه حذف شده­اند و آیا واقعاً آن گونه که کارگردان مدعی است صحنه­های تصویری توانسته است این موارد را جبران نماید؟ همین مسأله موجب شده است در برخی موارد به دلیل کشدار شدن صحنه­های تصویری فاقد وجود دیالوگ، برای تماشاگر فیلم تا حدی خسته‏کننده می­شود و شاهد هنرنمایی موسیقی برای همراه کردن بیننده با فیلم و جبران ضعف­های پنهان و آشکار شود.

 مهم­ترین نکته­ای که بایستی یادآور شد این است که مُلک سلیمان نبی، نامی فاقد مسمی است؛ زیرا فیلم نشان نمی­دهد ایشان چگونه حکومت­داری می­کند. به جز چند صحنه مهرورزی با مردم و کودکان و جمع­آوری محصول، باقی قضایا به حملات اجنه شیطانی به ملک سلیمان و مقابله با آنها باز می­گردد و تماشاچی بیش از هر چیز شاهد صحنه­های وحشت و خشونت حمله اجنه به مردم در شهرهای مختلف است که اینها مربوط به موارد استثنایی یک مُلک است و موضوعات روزمره یک حکومت را شامل نمی­شود. جالب این که حتی در صحنه­ای که یکی از شهروندان به تظلم و دادخواهی آمده و از حیف و میل کردن مزرعه وی توسط چهارپایان همسایه به نزد سلیمان شکایت آورده است به منازعه آنان رسیدگی نمی­شود و دلیل آن این گونه عنوان می­شود که «اکنون کارهای مهم­تری در پیش داریم؛ بروید و مصالحه کنید»!

 نکته دیگری که باید به مباحث گذشته افزود این است که ابعاد معنوی چنین حکومتی در ملک سلیمان نبی کم­تر برجسته شده است. طبیعتاً حکومتی که پیامبری بر آن حکم­رانی می­کند بایستی با سایر حکومت­های رایج متفاوت باشد اما در ملک سلیمان به این مسأله توجه کافی نشده است. می­توان گفت ابعاد معنوی آن تنها مهرورزی سلیمان با مردم و کودکان و خانواده و برخی ادعیه قابل توجه است اما بیش از این چیز دندان­گیری مشاهده نمی­شود که چنین حکومتی را از سایر حکومت­ها متمایز سازد. شاید بتوان گفت مجموعه یوسف پیامبر به رغم این که از ابزارهای به­روز برای ساخت آن بهره گرفته نشده است اما در نشان دادن چنین ابعادی بسیار موفق­تر از ملک سلیمان نبی است.

 فارغ از همه اینها، مُلک سلیمان ملکی زمینی نیست؛ زیرا توانایی و قدرتی به سلیمان داده شده است که هر بنی بشری تا کنون فاقد آنها بوده و از این رو چنین ملکی نمی­تواند الگویی برای بهره­برداری بشر باشد. بهره­برداری مداوم سلیمان از قدرت­های ماورایی به گونه­ای است که فقدان ابعاد بشری را در چنین مُلکی برجسته می­سازد. ضمن این که بایستی توجه داشت که با همین توانایی­های ماورایی سلیمان، مخالفان در فقدان حضور او در مقرّ حکومتش در اورشلیم، در پی شورش برمی­آیند و تا مرز براندازی حکومت سلیمان هم پیش می­روند. می­توان گفت فیلم در برزخ و حیرت آسمان و زمین، سلیمان را نگاه می­دارد و روشن نمی­شود که اگر او دارای قدرت­های ماورایی است پس چگونه مخالفان عرض اندام کرده و حتی سر به شورش برمی­دارند و تا نزدیکی فتح حکومت وی گام برمی­دارند؟ این مسأله­ای اساسی است که برخی از ابعاد حکومت سلیمان کاملاً زمینی است و سلیمان مقید است در قالب­های زمینی به حکومت­داری بپردازد اما در پاره­ای از موارد هم بر آن است تا از قدرت­های مافوق بشری وام گیرد و پادشاهی­اش را پیش برد.

 نکته پایانی طرح این پرسش است که آیا سلیمان نبی توانسته است جامعه مطلوبی تدارک ببیند و انسان­های شایسته­ای تربیت کند و تحویل جامعه دهد یا خیر؟ آنچه در فیلم گویا است این است که سلیمان نتوانسته است همه مردم را با خود همراه سازد و جامعه­ای مطلوب و به سامان تدارک ببیند. نمونه­هایی از آشفتگی­ها در بالا اشاره شد. به ویژه این که گسیختگی داخلی بر اثر گناهانی است که در جامعه رواج یافته است و همین مسأله موجبات حمله اجنه را فراهم آورده است. این مسأله نشان می­دهد چنین ملکی نتوانسته است مردم را به گونه­ای تربیت کند تا از گناهان دوری کنند و جامعه مطلوبی سامان یابد. حضور تأثیرگذار مخالفان و دشمنان در ملک سیلمان به رغم جنبه مثبت آن یعنی بهره­مندی مخالفان از حق آزادی در چنین ملکی، اما معلوم می­سازد که ملک ایشان نتوانسته است بر اقشار مختلف تأثیرگذار باشد.

 خاتمه

 سخن در این باب بسیار است که برخی از آنها می­بایست با رجوع به آموزه­های دینی تحلیل و بررسی شود به ویژه این که آموزه­های قرآنی درباره ملک سلیمان نبی مطالب ذیقیمتی دارد که بایستی در جای خود و به منظور تحلیل این فیلم مورد توجه قرار گیرد. آنچه به قلم آمد تنها اشاراتی بود نسبت به آنچه با عنوان «فیلم ملک سلیمان نبی» بر روی پرده سینما در معرض نمایش قرار گرفت. از آنجا که این فیلم دو قطعه ساخته نشده هم دارد که هنوز مراحل مختلف خود را طی نکرده­اند، امیدواریم برخی مشکلات ساختاری و محتوایی در قطعه‏های بعدی وجود نداشته باشد.

شریف لک زایی