شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

انقلاب اسلامی، امام موسی صدر و خاورمیانه اسلامی
ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: یادداشت ، بیداری اسلامی ، امام خمینی ، وبلاگ

شاید به زودی، دمینوی حرکت های انقلابی کشورهای عربی، دیکتاتور لیبی که بیش از سه دهه است بر مردم مسلمان لیبی حکم رانی می کند را نیز به لرزه درآورد و در این میان سرنوشت امام موسی صدر به عنوان رهبر و مغز متفکر جهان اسلام را پس از سه دهه روشن سازد.

رویدادهای اخیر در چند کشور اسلامی عربی بسیاری را به تکاپو درآورده است. این تکاپوها از سویی در جهت بقای رژیم های پوسیده ای است که ده ها سال است با حمایت غربی های مدعی حقوق بشر بر جان و مال و ناموس و آبروی مردم مسلمان منطقه حاکم شده و با شیوه های استبدادی شان به حکم رانی مشغول بوده اند. از سوی دیگر این تکاپوها در حالی در حمایت از معترضان و مخالفان حاکمان مادام العمری انجام می شود که تنها پشتوانه شان مردم و حمایت های مردمی و توکل به خداوند است.

واقعیت این است که به نظر همه این اقدامات انقلابی و اعتراضی اخیر در این کشورها متأثر از انقلاب اسلامی ایران و اندیشه ناب و ملکوتی امام راحل، خمینی کبیر، است که با تأخیری سی و دو ساله بروز و ظهور یافته است. حضور معنوی و ارزشی انقلاب اسلامی به گونه ای است که نمی-توان آن را کتمان کرد. متأسفانه غربی ها با تشویق و حمایت دیکتاتور عراق جنگی هشت ساله را بر ایران اسلامی تحمیل کردند و ایران انقلابی نتوانست آن طور که باید و شاید به ارائه اندیشه ناب اسلامی و انقلابی و به اصطلاح صدور معنا و معنویت انقلاب اسلامی به دیگر کشورها و به ویژه کشورهای اسلامی بپردازد. پس از پایان جنگ نیز با توجه به مشکلاتی که در اثر جنگ به وجود آمده بود دغدغه اصلی دولت مردان چیز دیگری شد و آنچه باید، تقریباً به محاق رفت و ایران اسلامی نتوانست اندیشه های ناب خویش را به طور کامل پی گیری کند.

همه این اقدامات اخیر در کشورهای اسلامی عربی در حالی رخ می دهد که انقلاب اسلامی در ایران در زمانی به پیروزی رسید که قبل از آن چندین نهضت و قیام کاملاً مردمی در ایران به شکست کشیده شده بود. از نهضت تنباکو و مشروطیت گرفته تا حوادث پس از شهریور بیست و پس از آن کودتای بیست و هشت مرداد و آن گاه قیام پانزده خرداد که نقطه های آغازین انقلاب اسلامی را به رهبری امام روح الله خمینی ایجاد کرد، همه و همه در راستای آزادی خواهی و عدالت خواهی و استقلال طلبی ملتی بزرگ بود که قرار بود همه این ارزش ها در قالب جمهوری اسلامی متبلور شود. درواقع انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تبلور همه خواسته های متراکمی بود که در طول یک صد سال انباشته شده بود و یکجا گرد آمده بود. و این حضرت روح الله بود که با دم مسیحایی اش تجلی بخش همه این خواسته ها شد.

اکنون ملت های منطقه در سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به میدان آمده اند تا دیکتاتورهایی که در طول پنج دهه بر گرده آنان سوار شده اند را کنار بزنند و کاری که مردم ایران در سه دهه قبل انجام داد را محقق سازند. به نظر تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی بعد از سی و دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی آن هم با توجه به حمایت همه جانبه غرب از این دیکتاتورها زمان زیادی نیست. در هر صورت ظرفیت اعتراضی و مقاومت پذیری مردم نیز بایستی به اوج خود می رسید تا در روز موعود به صحنه آمده و ندای تغییر و تحول را سر دهند و به زیر کشیدن قدرت دیکتاتورها را شاهد باشند.
در این میان پیروزی حزب الله لبنان در جنگ سی و سه روزه و پیروزی حماس در جنگ بیست و دو روزه بر رژیم اشغال گر قدس نیز بی تأثیر نبوده و نیست. البته حمایت قاطع ایران از فلسطین و به ویژه مقاومت های مذکور در حالی که برخی از همین کشورهای عربی از پشت به حزب الله و ملت فلسطین خنجر می زدند و راه خیانت را در پیش گرفته بودند نیز قابل توجه و تأمل است. باز هم اینها همه متأثر از انقلاب متعالی ایران اسلامی است. دفاع و حمایت معنوی و سیاسی از ملت مظلوم فلسطین تنها کاری بوده است که انقلاب اسلامی در طول این سال ها انجام داده و در این راه هزینه-های زیادی را متحمل شده است.

کتمان تأثیرات انقلاب اسلامی با توجه به تصریحات برخی از رهبران فعلی این قیام ها چندان راه به جایی نمی برد. راشد الغنوشی، از رهبران اسلامی تونس، در مباحث مختلف خود همواره از تأثیرات انقلاب اسلامی سخن گفته و بر آن تأکید کرده است. افزون بر این، تردیدی نیست که رشد بیداری عمومی اسلامی در سرتاسر کشورهای اسلامی همه متأثر از انقلاب اسلامی است. اگرچه در سال-های اخیر برخی گروه ها مانند القاعده در پی مصادره این تأثیرات بوده اند و با رفتارهای افراطی خود سعی در مصادره این اقدامات به نفع خود داشته اند و به گونه ای در تخفیف تأثیر وجه متعالی انقلاب اسلامی در منطقه کوشش کرده اند اما رویکردهای معقول و معتدلی نیز در منطقه وجود دارد که ریشه دارتر از القاعده بوده و می توانند با برنامه ریزی و اقدامات مؤثر خود روند اعتراضات فعلی را به سمت مطلوبی هدایت کنند که در نهایت مردم پیروز صحنه باشند.

شاید اگر این کشورها از رهبری همانند امام خمینی برخوردار می بودند این قیام و انقلاب ها سال ها قبل هم می توانست هدایت شود و رخ دهد. آنچه در ایران اسلامی اتفاق افتاد این بود که ایران دارای رهبری بود که بر اساس اسفار اربعه سیر عقلی چهارگانه عرفانی ای را پیش روی داشت که پس از گذراندن مراحل سیر و سلوک و به ویژه در سیر چهارم آن پا به میان خلق گذاشت و با هدایت مردم توانست تحول عظیمی در ایران پدید آورد. این وضعیت اگرچه در کشورهای اسلامی عربی مفقود است اما می توان همه این تحولات را متأثراز  انفاس قدسی امام خمینی و تجربه جمهوری اسلامی ایران در طول این سی و دو سال اخیر به شمار آورد. این موضوع، نکته ای است که از چشم برخی از صاحب نظران معاصر نیز مخفی نمانده است.

در همین زمینه سید حسین نصر در بخشی از مقاله مبسوط خویش می نویسد:

«برای بسیاری از افراد جالب توجه است و حتی ممکن است شگفت آور باشد که می بینند آیت آلله خمینی که در اوایل عمرش نه فقط به عرفان نظری بلکه به عرفان عملی بر ریاضت و عزلت و ترک دنیا تأکید می کند، بسیار علاقه مند بود، در اواخر عمرش کاملاً وارد صحنه سیاست شده است. کلید این معما را بیش از هر چیز باید در همان مراحل سلوک معنوی و سفر آدمی از خلق به سوی حق و رجعت وی از حق به سوی خلق که ملاصدرا در آغاز اسفار اربعه به آن پرداخته است، جست وجو کرد. این اسفار هم شامل مرحله سفر از «خلق» به «حق» است و هم شامل مرحله بازگشت به «خلق» به همراه «حق». ثانیاً کلید این معما را باید در تفسیر آیت الله خمینی از مراحل این سفر و چگونگی تطبیق آن در مورد خودش و رسالتش در زندگی جست وجو کرد.» (اطلاعات حکمت و معرفت، شماره یک).

شاید بی ارتباط نباشد که در کنار امام خمینی و تأثیرات انقلاب اسلامی بر تحولات عظیم کشورهای عربی از فعالیت های امام موسی صدر در لبنان نیز یاد کنم. ایشان در طی دوره بیست ساله حضور خود و قبل از آن که در لیبی به دستور دیکتاتور آن ربوده شد، تأثیرات عمیقی بر لبنان و دیگر کشورهای اسلامی و عربی برجای گذارد. وی با حضور مؤثر خود در لبنان و نیز رفت و آمد گسترده خود در کشورهای عربی اسلامی و رایزنی با سران و شرکت در نشست ها و سخنرانی های مختلف و به ویژه مصر و شخص جمال عبدالناصر بر آن بود که تحولی عظیم در خاورمیانه به وجود آورد. همچنان که ایشان با اقدامات علمی و عملی و به ویژه در حمایت از امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و آماده سازی کشورهای عربی و اسلامی برای پذیرش ایران بعد از انقلاب، حمایت های بی دریغی از انقلاب اسلامی ایران به عمل آورد.

بی تردید در کنار همه عوامل دیگر که موجبات تأخیر در حرکت های مردمی مردم منطقه را فراهم آورد نمی توان از فقدان امام موسی صدر به عنوان یکی از عوامل این تأخیر یاد نکرد. به یقین اگر در طول بیش از سی و دو سالی که از فقدان حضور امام موسی صدر می گذرد ایشان حضور می-داشت، «خاورمیانه اسلامی» سال ها پیش از این شکل گرفته و تثبیت شده بود. امروزه اگرچه امام موسی صدر حضور فیزیکی ندارد اما اندیشه و سیره او مسیر مردم منطقه اسلامی عربی را به روشنی ترسیم کرده و به ویژه کشورهای اسلامی عربی با پیروی از اندیشه های ایشان می توانند در تعمیق بخشی به حرکت های خود و خلوص اسلامی آن بکوشند و اجازه ندهند افکار انحرافی در مسیر آنان خللی پدید آورد. او که معتقد بود اسرائیل شرّ مطلق است.
شاید به زودی، دمینوی حرکت های انقلابی کشورهای عربی، دیکتاتور لیبی که بیش از سه دهه است بر مردم مسلمان لیبی حکم رانی می کند را نیز به لرزه درآورد و در این میان سرنوشت امام موسی صدر به عنوان رهبر و مغز متفکر جهان اسلام را پس از سه دهه روشن سازد.

در هر صورت تحولات اخیر هر گونه خاتمه یابد باز هم به نفع ایران اسلامی و مردم منطقه است. ایران با کشورهای اسلامی دارای نظام های دموکراتیک می تواند تعامل بهتر و مؤثرتری داشته باشد تا نظام های وابسته به غرب و دیکتاتورهایی که سال ها است بر ملت خود سیطره دارند و خواب هایی هم برای بعد از مرگ خود دیده اند. این وضعیت همچنین می تواند کار اسرائیل را اگر هم یکسره نکند، اما با دشواری های جدی و فراوانی مواجه کند. افزون بر این، تحول در مصر می تواند دمینوی تغییر در منطقه خاورمیانه را تسریع کرده و خاورمیانه را آماده اسلامی شدن سازد. شک نباید کرد که در نهایت، این تحولات به نفع مردم منطقه و اهداف متعالی اسلام است و روز به روز نیز ابعاد و عمق آن گسترش می یابد و همه کشورهای دیکتاتور و مستبد منطقه را دربر می گیرد.

امید می بریم اعتراضات اخیر مردمی که از تونس شروع شد، از مصر عبور کرد، به یمن رسید، و اردن، بحرین و دیگر کشورهای غیر دموکراتیک منطقه را درنوردید به نتایج خوبی ختم شود. به ویژه امید می رود اعتراضات مردمی که در میدان تحریر در مصر اوج گرفته است به آزادی مردم مصر و سایر مردم منطقه ختم شود و این آغازی باشد بر پایان حکم رانی رژیم های پادشاهی، موروثی و ریاست جمهوری های مادام العمری.