شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

دیدار رسول مهر و مودت
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، خاطرات ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

متن حاضر بخشی از خاطرات سفر دانشجویی اینجانب به حج عمره است که در تابستانسال ۱۳۸۱ انجام گرفته است و اینک همزمان با خجسته میلاد رسول مهر و محبت برای نخستین‌بار در معرض مطالعه و داوری خوانندگان ارجمند قرار می‌گیرد.

آغاز سفر با همه‌ی کاستی‌ها و خوشی‌هایش ـ که شرح آن‌ها را خواهم نوشت ـ با رسیدن به حرم نبوی در مدینه‌ی منوره، شهر پیامبر، حال و هوایی دیگر یافت.

اکنون که این نوشته را می‌نویسم , در کنار حرم نبوی ، رسول نورافشان و پیام آور سخن الاهی و اسوه و نماد دینداری و مسلمانی هستم.

اینک ، پیامبر معرفت‌‌آموز، با همه‌ی آن چه من از او در ذهن داشته و دارم , در کنار من است و من در حضور و در کنارش ! این , خود , باز ، تولید کننده‌ی پرسش‌هایی است : چه‌گونه به زیارت او بشتابم؟ چه‌گونه تصورات ذهنی خود را با او تطبیق دهم ؟

او , همه‌ی امید من و ما برای معرفت‌آموزی و دین‌ورزی و معنویت‌گرایی و آزادی و عدالت است ؛ او , امید و آرزوی مسلمانان و بلکه تمام آدمیان و بشریت است ؛ او , پیام‌آور رحمت و صلح و معنویت و آزادی و عدالت است ؛ او, توانست در مدتی اندک , جامعه‌ای جاهل و سرکش را متمدن و متحول سازد و جامعه‌ی جاهلی را جامعه‌ای دینی کند.

گنبد و بارگاه شخصیت نورپاش رسول، با همه سادگی و بی‌پیرایگی‌ و بی هیچ زرق و برقی، با رنگ سبز خود ، چشم را جلا می‌دهد و خیره می سازد. آن‌جا , آن‌قدر جذاب است که  دوست داری ساعت‌ها به قبه‌ی سبزش چشم بدوزی ، نگاهش کنی , با رسول به نجوا بنشینی.

هنوز به حرم نرفته‌ام تا از او و درباره‌ی او و برای او بنویسم . تا چه خواهد شد . آیا شهامتی برای رفتن به نزد او در خود سراغ دارم؟

نمای بیرونی گنبد و بارگاه و مسجد پیامبر ، آن گونه که در اماکن زیارتی ایران دیده‌ایم ، نشانی از طلاکاری و تزیینات معمول را در خود ندارد. آن‌جا , چونان خود رسول ـ چنان که بزرگان گفته‌اند ـ ساده و اعجاب‌آور است . اگر شخصی , به جمعی که رسول در آن حضور داشت ، وارد می شد ، بدون پرسش از دیگران نمی‌توانست رسول را از غیر رسول متمایز کند . این , یعنی که هیچ چیزی متمایز کننده‌ و حایل میان او و دیگران نبود , برخلاف آن چه که اکنون در ایران مرسوم شده است و اشخاص و صنف‌ها و گروه‌ها به گونه‌ای از هم متمایز شده‌اند و حتی در پاره‌ای از مراسم‌ها و جلسه‌ها نیز موانعی بویژه میان اشخاص عادی و اصناف قدرت , فاصله انداخته است و آنان را از دست‌رس مردم دور داشته است. حتی در مراسم‌هایی  نظیر نماز جمعه, به راحتی می‌توان دید که چه‌گونه میان مردم عادی و گروهی از اصحاب قدرت و اصناف , جدایی و فاصله انداخته شده است ! بگذرم.

تو می توانی با دیدن گنبد و بارگاه مسجد و حرم رسول ،  بین خود و او هیچ فاصله‌ای را گمان مبری ؛ تو می‌توانی با او از همان دوردست‌ها به نجوا بنشینی و پاسخ‌های او را در دل خود بجویی.

شریف لک‌زایی