شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

مفهوم مسوولیت اجتماعی
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: مقاله ، آیت الله مطهری ، نظارت عمومی ، وبلاگ

چنان که ذکر شد، نظارت عمومی در مقاله حاضر به مثابه مسؤولیتی اجتماعی تلقی می‌گردد. اما مراد از مسؤولیت اجتماعی چیست؟ چه اهمیتی دارد و چه حوزه‌هایی را در بر می‌گیرد؟ آیا مسؤلیت اجتماعی در مفاهیم دینی منزلت و جایگاهی دارد یا اینکه این مفهوم نیز همانند بسیاری از مفاهیم دیگر، همانند دموکراسی، آزادی سیاسی، مساوات و برابری، تفکیک قوا و...، از نظام معنایی دیگری وارد دستگاه و نظام معنایی مسلمانان و جامعه ما شده است؟ بخش اخیر پرسش به این مطلب اشاره دارد که پاره‌ای بر این باورند که مسؤولیت در جایی امکان می‌یابد که انتخابی صورت گیرد و از این رو چون اندیشه و عمل مسلمانان، مسبوق به انتخاب نیست و در چنین اندیشه‌ای انتخابی صورت نمی‌گیرد، مسؤولیت و پاسخ‌گویی نیز مطرح نیست. از این رو این دیدگاه را مطرح می‌کنند که مفهومی همانند مسؤولیت نیز برخاسته از فرهنگ دیگری است که وارد فرهنگ اسلامی ما شده است و از این رو در اندیشه‌ها و آموزه‌های دینی جایگاهی نمی‌یابد و نسبتی با آموزه‌های دینی برقرار نمی‌کند. طرح این گونه این چنین مفاهیمی برای بیان ناسازگاری آنها با آموزه‌های دینی و پذیرش آنها با توجه به بار معنایی ویژه خاستگاه آنها، یعنی اندیشه و فرهنگ غربی، است.

گذشته از اینکه ادعای مطرح شده چه مقدار با دیدگاه‌های اندیشمندان مسلمان مطابقت دارد و همین طور صحت و سقم این نظر، آنچه از منظر بحث حاضر مورد توجه است این است که مسؤولیت اجتماعی ـ که در مقاله حاضر از آن گفت‌وگو می‌شود ـ مفهومی کاملاً بومی و دینی و برخاسته از آموزه‌های اسلامی است و در این صورت نمی‌توان به نفی آن در اندیشه‌های اسلامی حکم نمود. آیت‌الله مطهری در شمار افرادی است که به این نظریه معتقد است و بحث مسؤولیت اجتماعی را از منظری که نگارنده یادآوری نمود، مطرح کرده است. به باور وی: «در اسلام خود مسؤولیت با لفظ مسؤولیت عنوان شده است: کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته.» و نیز «درباره مسؤولیت‌ها اسلام آن وقت سخن گفته که نه از این فلسفه‌ها نام و نشان بوده است و نه از صاحبانشان.»

علاوه بر اینکه مطهری از سویی مسؤولیت اجتماعی را «مهم‌ترین و انسانی‌ترین مسؤولیت‌ها» برمی‌شمارد. وی انواع مسؤولیت‌های آدمی را به فردی و خانوادگی و اجتماعی تقسیم می‌کند و معتقد است که مسؤولیت اجتماعی در میان انواع مسؤولیت‌های انسان، شریف‌ترین و عالی‌ترین است؛ زیرا «آن دو مسؤولیت از ناحیه عواطف طبیعی حمایت می‌شوند برخلاف این مسؤولیت.» در واقع با توجه به اینکه انسان در دو مسؤولیت پیش‌گفته علاقه و انگیزه خاصی دارد، به انجام آن مسؤولیت اقدام می‌کند، اما در مورد مسؤولیت اجتماعی می‌توان گفت فرد هیچ انگیزه‌ای ندارد تا به دنبال انجام آن برود.

از این رو مطهری از عنصر و رکنی سخن به میان می‌آورد که ارزشمندی مسؤولیت اجتماعی را یادآوری نماید و آن عدالت‌طلبی و داشتن درد و دغدغه و انگیزه معنوی است. به دیگر سخن، اصل فطری عدالت، بنیاد و محرک انسان در انجام چنین حرکت‌هایی است. با توجه به مفروضه حسن و قبح عقلی، انسان فعل قبیح را می‌تواند بشناسد و با توجه به حق‌دوستی و عدالت‌طلبی، برای ایثارگری و حتی گذشتن از جان و مال و حیثیت، واجد انگیزه کافی است و اگر اقدام متناسب ننماید جای پرسش دارد.

عدالت‌طلبی و درد و دغدغه دیگران را داشتن، مسؤولیت اجتماعی را در پی دارد و از این رو بسیاری از افراد از به انجام رساندن آن ناتوان هستند و تنها پاره‌ای می‌توانند برای انجام چنین مسؤولیت خطیری گام نهند. یک انسان از ظلم رسته و رها شده، تنها در صورتی به انسان‌های دربند و گرفتار مساعدت می‌نماید که دغدغه و درد آن‌ها را داشته باشد. در غیر این صورت هرگز برای رهایی دیگران از انواع گرفتاری‌ها تن به گرفتاری نمی‌سپرد.

اما اینکه چگونه یک انسان، درد و رنج و گرفتاری دیگران را به جان می‌خرد و به یاری و کمک آنان شتافته و برای رهایی آنان تلاش می‌کند، بسته به اندیشه‌ها و اعتقادات فردی دارد که به چنین کاری مبادرت می‌ورزد. مطهری این موضوع را با دین در ارتباط می‌داند. به دیگر سخن، وی بر این باور است که دین، یعنی مسؤولیت. این مسؤولیت، البته توأم با عشق و علاقه است و دین از نظر ماهیت غریزی، یک عشق و محبت است و از نظر ماهیت اجتماعی یک مسؤولیت است. از این رو:

«دین از مسؤولیت انفکاک‌پذیر نیست. انسان متدین واقعی خواه ناخواه احساس مسؤولیت می‌کند، هم برای خود، هم برای محیط خانواده و هم برای اجتماع. بی‌تفاوتی با دینداری سازگار نیست. دین منهای مسؤولیت، دین منهای دین است... فلسفه‌هایی که خواسته‌اند مسؤولیت منهای دین بسازند، همه شکست خورده‌ هستند... مسؤولیت، خود یک مقیاس است برای دین‌شناسی و برای استقامت و انحراف تعلیماتی که به نام دین داده می‌شود.»

روی سخن و انتقاد مطهری، با توجه به نوع مباحث وی، در بخش‌هایی، مکتب اگزیستانسیالیسم است. به باور ایشان، این مکتب علی‌رغم اینکه بر مسؤولیت اجتماعی تأکید بسیاری دارد و مطهری نیز با عنوان جنبه‌های انسانی اگزیستانسیالیسم از آن یاد کرده و به تأیید آن می‌پردازد، اما با این حال به نقد این مکتب می‌پردازد که دین و خدا را به کناری نهاده است و از طرق دیگری مسؤولیت اجتماعی را برای جامعه ضروری تشخیص داده است.

جان کلام مطهری این است که گرچه این مکتب با نفی خدا و دین به مسؤولیت اجتماعی می‌اندیشد و حکم می‌کند، اما اندیشمندان اگزیستانسیالیست‌ با تأمل بیشتر می‌توانستند بدون کنار نهادن دین، معتقد گردند که دین و آموزه‌هایی دینی جز با مسؤولیت و به ویژه مسؤولیت اجتماعی ـ آنچه که اگزیستانسیالیسم نیز بر آن تکیه نموده است ـ قرائت نمی‌شود. در این صورت تنها در سپهر اعتقاد به خداوند و دین می‌توان به آزادی و مسؤولیت اجتماعی دست یافت.

اینکه مسؤولیت اجتماعی انسانی‌ترین و مهم‌ترین مسؤلیت در میان انواع مسؤولیت‌های اجتماعی انسانی است، نباید اولویت و تقدم آن بر مسؤولیت فردی و مسؤولیت خانوادگی نتیجه گرفته شود. این هر سه نوع مسؤولیت از یکدیگر جدا نیستند و تقدم و تأخری در کار نیست. آدمی در هر حال با هر سه نوع مسؤولیت زیست می‌کند و سعی در انجام هر سه سطح مسؤلیت خویش دارد. البته هر کدام لوازم و پیامدهای خاص خود را بر فرد برجای می‌گذارد. مطهری گرچه این هر سه نوع مسؤولیت را در کنار یکدیگر ذکر می‌کند، اما از سویی با ذکر روایتی از امام علی(ع) که در آن اصلاح نفس مقدم بر فعالیت اجتماعی است، معتقد است گرچه اصلاح نفس اولویت دارد، اما این به معنای فقدان تکلیف در مورد سایر مسؤولیت‌ها نیست. در واقع شخص نمی‌تواند بگوید در حال اصلاح نفس خویش هست و از این رو به جامعه کاری ندارد. مسؤولیت فردی و خانوادگی و اجتماعی، هر سه در کنار یکدیگر معنا و مفهوم می‌یابند و همدیگر را تکمیل می‌کنند.

بحث دیگر مطهری در باب مسؤولیت اجتماعی درباره بنیان و منشأ این مسؤولیت است. پرسش این است که بنیاد و ریشه احساس مسؤولیت اجتماعی از کجا ناشی می‌شود؟ ایشان در این بخش با نقد مباحثی که سایر اندیشمندان و مکتب‌ها در بحث مبنا و منشأ مسؤولیت اجتماعی آورده‌اند، دیدگاه خاصی را ارایه می‌کند و آن اینکه ریشه مسؤولیت اجتماعی صرفاً «شکر نعمت آگاهی و فهم و قدرت» آدمی است. به این معنا که:

«انسان به حکم اینکه در خود نیرو و قوّت و قدرت مشاهده می‌کند، احساس شکر نعمت آگاهی و توانایی و دارایی و سلامت و هدایت ایجاب می‌کند خدمت را. ... انسان شاکر خدا، خود را مسؤول بندگان خدا و مخلوقات خدا می‌داند.»

با این توضیح درباره مسؤولیت اجتماعی روشن می‌شود که اهمیت این موضوع در اندیشه آیت‌الله مطهری به استناد آموزه‌های دینی است و اساساً نمی‌توان این آموزه‌ها را فارغ از مسؤولیت اجتماعی به شمار آورد. در واقع، دین، انسان را مسؤول و ناظر حوزه عمومی می‌شمارد. این مسؤولیت از آن رو است که آدمی آزاد آفریده شده است و در هر سطحی می‌بایست پاسخ‌گوی اعمالی باشد که در سپهر اجتماعی به انجام آنها مبادرت می‌ورزد.

شریف لک‌زایی