شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

سخنی با مسؤولان بی مسؤولیت
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: یادداشت ، سیستان و بلوچستان ، تروریسم ، وبلاگ

صاحب این قلم تا کنون از اهمال کاری ها در این زمینه به طور مکرر نوشته است اگرچه توفیقات را هم نادیده نینگاشته است، اما متأسفانه این تنها مردم بوده اند که تاوان همه کاستی ها و اهمال کاری ها در این زمینه را پس داده اند. آیا باید گذاشت تا تروریست ها در مساجد و خیابان ها کودکان و نوجوانان و جوانان و کهنسالان ما را به خاک و خون بکشند آن گاه ما دیگران را محکوم کنیم؟ پس مسؤولیت و وظیفه ای که بر عهده گرفته ایم چه می شود و چه کسی بایستی در داخل پاسخ گوی اعمال تروریستی انجام گرفته باشد؟ آیا نبایستی چند نفری برکنار یا عزل شوند تا حداقل مرهمی باشد برای مسؤولیت شناسی؟


 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

متأسفانه شیرینی دستگیری شرور تروریست عبدالمالک ریگی با حادثه خونبار انفجارهای پنج شنبه شب زاهدان در کام مردم مان به تلخی گرایید. هموطنان ما در استان سیستان و بلوچستان هنوز داغ جنایات گروهک تروریستی جند الشیطان را فراموش نکرده بودند که شیرینی دستگیری سرکرده اصلی این گروهک تروریست هم تداوم نیافت و نشان داد وعده های مسؤولان امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی همچنان عملی نشده است و آنان به رغم موفقیت کم سابقه در دستگیری سرکرده این گروهک تروریستی هنور در این اندیشه اند که انفجارهای تروریستی زاهدان را پی گیری کنند!

اینک ماییم و یک مطالبه و نیاز حیاتی و ضروری و اولیه که در این چند سال بارها و بارها مطرح شده است. اگرچه دستگیری شرور تروریست عبدالمالک ریگی ضربه سنگینی به گروهک تروریستی جندالشیطان وارد ساخت اما حادثه مسجد جامع زاهدان نشان داد هم پالگی های این تروریست شرور همچنان در راستای تفرقه افکنی و عقب نگه داشتن استان سیستان و بلوچستان تلاش می کنند و همچنان به قتل عام مردم و فراری دادن سرمایه های معنوی و مادی استان مشغول هستند. آنان دست به عملیاتی زدند که هیچ ارزش نظامی نداشت. چنان که پیش از این نیز اقدامات وحشیانه دیگری را در استان انجام داده و جمعی از مردم را به خاک و خون کشیده بودند.

از تروریست های جنایتکار و حتی برخی کشورهایی که در مظانّ حمایت از این گروهک تروریست هستند هیچ انتظار و توقعی نیست بلکه همه گلایه ما از مسؤولان بی مسؤولی است که نتوانسته اند در طول این سال ها از ورود و حمایت و پشتیبانی این گروهک تروریستی خودفروخته ممانعت به عمل آورده و فضای امن و آرامی را برای مردم استان سیستان و بلوچستان به وجود آورند و تداوم بخشند.

آخر تا کی باید تن پداران و مادران زجر کشیده استان سیستان و بلوچستان بلرزد که فرزندان آنان برای عبادت به مساجد رفته اند و یا در خیابان های شهرهای استان گام برمی دارند و یا در محل کار و تلاش و فعالیت خود به کسب و کار و فعالیت مشغولند؟ تا کی باید پدران و مادران شکیبای این استان پیکر پاره پاره فرزندان خود که در جای جای این استان شربت شهادت نوشیده اند را جمع آوری کنند و به خاک بسپرند؟ تا کی باید منتظر بود که ریشه ترور و شرارت از استان سیستان و بلوچستان برچیده شود؟

صاحب این قلم تا کنون از اهمال کاری ها در این زمینه به طور مکرر نوشته است اگرچه توفیقات را هم نادیده نینگاشته است، اما متأسفانه این تنها مردم بوده اند که تاوان همه کاستی ها و اهمال کاری ها در این زمینه را پس داده اند. آیا باید گذاشت تا تروریست ها در مساجد و خیابان ها کودکان و نوجوانان و جوانان و کهنسالان ما را به خاک و خون بکشند آن گاه ما دیگران را محکوم کنیم؟ پس مسؤولیت و وظیفه ای که بر عهده گرفته ایم چه می شود و چه کسی بایستی در داخل پاسخ گوی اعمال تروریستی انجام گرفته باشد؟ آیا نبایستی چند نفری برکنار یا عزل شوند تا حداقل مرهمی باشد برای مسؤولیت شناسی؟

عجیب تر و تأسف بارتر این که نه تنها در این زمینه کم بودها ترمیم و نقص ها جبران نمی شود که بعضاً این قبیل حوادث هولناک با مسائل دیگری از قبیل آمار مرگ و میر در اثر تصادفات رانندگی محک می خورد! که بایستی گفت آن هم به سبب بی عرضگی مدیریتی و کاستی های قانونی و نهادینه نساختن بسیاری از مسائل در این زمینه است. این مسأله البته از آن رو اهمیت می یابد که این مقایسه موجب می شود ضعف ها در لایه های بسیار پیچیده ای مخفی شود و دیگر کسی پاسخ گوی مسائل به وجود آمده نباشد و ما همچنان خسارت و هزینه بپردازیم. شاید آقایان منتظرند آمار قربانیان فجایع تروریستی به تعداد آمار کشته های رانندگی برسد تا دست از مقایسه برای پنهان کردن ضعف های خود بردارند!

و نکته پایانی گلایه ای از سیمای انحصاری ما است که عنوان رسانه ملی را هم بر دوش می کشد. متأسفانه این رسانه همان طور که در حوادث دیگر تروریستی نتوانست به خوبی این حوادث را پوشش دهد و تحلیل جامعی از این حوادث به عمل آورد که حتی حاضر نیست بگوید عید مردم استان سیستان و بلوچستان در میلاد حضرت امام حسین علیه السلام و آقا ابوالفضل العباس عزا شد. رسانه به اصطلاح ملی ما حتی راضی نشد در روز نخست این حادثه خبر اول و حتی دوم و سوم خود را به مردم به خاک و خون کشیده شده مسجد جامع زاهدان اختصاص دهد اما در همان حال خبر اول خود را به برگزاری جشن های اعیاد شعبانیه اختصاص داد و در بی توجهی به آنچه در استان سیستان و بلوچستان اتفاق افتاده و تعدادی از هم وطنان را عزادار کرده است همه را غافلگیر کرد. یقین دارم که کام ملت با شنیدن این خبر آن هم در شب های بزرگ ماه مبارک شعبان به تلخی گرایید اما سیمای ملی ما خیلی هم به روی خودش نیاورد. این در حالی است که قریب سیصد تن از هموطنان در این حادثه به طور مستقیم زخم برداشتند و شهید و مصدوم شدند.

به هر حال به نظر می رسد هر آنچه که باید، در طول این سال ها گفته و نوشته شده است اما این که چرا عزمی برای خاتمه این حوادث به وجود نیامده است همچنان برای مردم استان سیستان و بلوچستان مورد سؤال است. همان عزمی که بعد از شهادت سردار شوشتری پدید آمد و بعد از چندی ثمره شیرین آن را با دستگیری سرکرده تروریست های جند الشیطان مشاهده کردیم. آیا نمی توان این عزم را تداوم بخشید؟

و کلام آخر این که اگر دولت و به ویژه نهادهای عریض و طویل امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی در تأمین امنیت مردم در استان سیستان و بلوچستان ناتوان هستند اعلام کنند تا خود مردم دست به کار شوند و چاره ای برای ترور و شرارت در استان سیستان و بلوچستان بیابند.

شریف لک زایی