شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

حکیم را چه به سیاست؟! به بهانه پخش "نردبام آسمان"
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: یادداشت ، نقد فیلم ، حکمت سیاسی متعالیه ، وبلاگ

این قصه البته سر دراز دارد که آیا سلطان باید حکیم باشد یا حکیم، سلطان؟ افلاطون این گونه می اندیشید که پادشاه حکیمی باید بر مردم حکومت کند و از فیلسوف شاهی دم زد و خلقی را بعد از خود مشغول ساخت که درباره این رأی حکیم یونانی موضع بگیرند و گروهی در تأیید آن و پاره ای نیز در رد آن مطالب سودمندی ارائه کنند. به نظر افلاطون، فیلسوف شاه می بایست از اوضاع جامعه آگاهی تام و تمامی داشته و از عهده اداره مملکت برآید. نه آن که مملکت داری به نام او و به کام دیگران باشد.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درست است که مجموعه های تلویزیونی ماه مبارک رمضان امسال باب طبع غالب بینندگان قرار نگرفته و از سطح نازل تری نسبت به مجموعه های سال های گذشته برخوردار هستند اما در این میان شاید بتوان گفت مجموعه تردبام آسمان استثنا است زیرا یکی از فاخرترین این مجموعه ها در سال های جاری است.

اگرچه در وانفسای مسائل پیش آمده پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری دل و دماغی برای تماشای تلویزیون نمانده است اما نمی شد از تماشای سُلّمُ السَّماء یا همان نردبام آسمان گذشت.

نردبام آسمان، روایت سرگذشت غیاث الدین جمشید کاشانی، حکیمی منجم از این مرزوبوم بود که کم تر درباره ایشان خوانده ایم و شنیده ایم. و مگر از سایر اندیشمندان این مرزوبوم چیزی خوانده و شنیده ایم که ایشان جامانده باشد؟ ما در فقر محضی از آگاهی از مفاخر این آب و خاک به سر می بریم. مگر تا کنون فیلم و یا سریالی درباره خواجه نصیرالدین تولید شده که از دیگران غفلت شده باشد؟ 

نردبام آسمان، تنها روایت گر سرنوشت یک حکیم منجم که مشابه او ده ها و صدها حکیم و منجم دیگر نیز در این سرزمین بوده و هستند، نیست، بلکه روایت سیاست و سیاستمداری در زمانه ای است که به ظاهر علم و دانش ارج و قربی داشته و امیرزاده الغ بیگ خود در سلک سرآمدان دانشمندان و دانش دوستان است. اما به قول وزیر او مگر سیاست را دانش و دانشمندان رقم می زنند و کار مُلکداری به دست آنان است؟ 

این قصه البته سر دراز دارد که آیا سلطان باید حکیم باشد یا حکیم، سلطان؟ افلاطون این گونه می اندیشید که پادشاه حکیمی باید بر مردم حکومت کند و از فیلسوف شاهی دم زد و خلقی را بعد از خود مشغول ساخت که درباره این رأی حکیم یونانی موضع بگیرند و گروهی در تأیید آن و پاره ای نیز در رد آن مطالب سودمندی ارائه کنند. به نظر افلاطون، فیلسوف شاه می بایست از اوضاع جامعه آگاهی تام و تمامی داشته و از عهده اداره مملکت برآید. نه آن که مملکت داری به نام او و به کام دیگران باشد. 

در این میان مجموعه نردبام آسمان به گونه ظریف و زیرکانه ای از این نظریه دفاع می کند که دانشمندان را چه جای حکومت و مملکت داری است؟ چنان که سقراط جام زهرآگین را نوشید دیگر حکیمان نیز آماج تیرهای زهر آلود و زهرآگین خواهند شد. غیاث الدین جمشید کاشانی در زمره یکی از این حکیمان منجم بود که خونش بر زمین ریخت در حالی که امیرزاده ای دانشمند و دانش دوست حکم می راند و به وی نیز علاقه و ارادت داشت؛ اما به رأی روزگار و به واسطه سعایت بدخواهان، به حکم مملکت داری و سیاستمداری در وفاداری جمشید تردید کرد! 

اگرچه این می تواند نقد جانانه ای بر نظریه افلاطون باشد اما با این کاستی بزرگ هم همراه است که در این سریال، امیرزاده از واقعیت اوضاع جامعه خود مطلع نیست و نمی داند که همه توطئه ها از بیخ گوش او یعنی از قصر او پرده برداری و بنا به دستور همسر او اجرا می شود! 

از همین رو است که مظلوم در جایگاه متهم ظاهر می شود و در وانفسای سعایت سعایتگران و دیوانیان آلوده به مکر و توطئه آنچه در نهایت قربانی می شود همانا مظلوم است و بس. که البته قربانی واقعی همانا دانش و آزادی و آزادگی است که در دام بد سیرتانِ بی معرفت گرفتار شده و سرانجام این جهل است که می تازد.

 بگذرم!

 اما نمی توانم خرسندی ام را از تولید و پخش این مجموعه ابراز نکنم؛ زیرا بعد از مدت ها که از مجموعه خوش ساخت سرنوشت صدرالمتألهین با نام «روشن تر از خاموشی» به کارگردانی حسن فتحی می گذشت، چنین مجموعه فاخری درباره یکی دیگر از متفکران این سرزمین تولید و پخش نشده بود. کاش هر سال و هر ماه رمضان از دیدن چنین مجموعه های ارزش مندی بهره مند می شدیم و تصمیم سازان رسانه های تصویری در برنامه های خود هر ساله حداقل ساخت یکی از این مجموعه ها را قرار دهند و جامعه ما را با فرهنگ و هویت این مرزوبوم بیش از گذشته آشنا کنند.

 البته باید دریغ و تأسف هم خورد از این که در تولید و پخش این مجموعه ها رقابتی نیست تا طعم روایت های مختلف چشیده شود و هر رسانه سعی در ربایش مخاطبان عام و خاص داشته باشد.

 شاید روزی برسد که همان گونه که بانک های خصوصی در ایران راه افتاد تلویزیون خصوصی هم راه اندازی شود. دعا می کنیم آن روز هم بر تولید و پخش چنین مجموعه هایی افزوده شود و ما مجبور نباشیم به تماشای مجموعه های نازل برخی کشورهای دور و نزدیک و یا حتی تولیدات سطح پایین داخلی بنشینیم.

 شاید در آن فردا مردان سیاست و مردان قلم در کنار هم به کار کشورداری سرگرم باشند و اسباب آرامش و سازندگی و کمال جامعه را فراهم کنند که کار ملک جز به قلم و جز به سیاست سامان نخواهد یافت و آنچه در این میان اهمیت وافری دارد همانا قلم و آزادی و آزادگی است که می تواند سیاست و شمشیرها را در بند و یا رها سازد.

شریف لک زایی

مقاله مرتبط:

شرح حال غیاث الدین جمشید کاشانی