شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

امام سید موسی صدر در غربت غربی
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: یادداشت ، امام موسی صدر ، سید حسین نصر ، وبلاگ

به تازگی کتاب در غربت غربی، شرح حال خودنوشت دکتر سید حسین نصر، را مطالعه می کردم. افزون بر نکات بی شمار آموختنی که در آن نهفته است، سیر تفکر در ایران معاصر هم در آن به طور مبسوط مورد اشاره قرار گرفته است. کتاب بیش از آن که شرح حال نصر باشد، شرح ماجرای فکر فلسفی در ایران معاصر است. در این مجموعه از افراد بی شماری که از سرآمدان تفکر در ایران و جهان اسلام هستند یاد شده است. از جمله از شخصیت برجسته جهان اسلام امام سید موسی صدر نیز به طور کوتاهی یاد و به نکات ذیقیمتی اشاره شده است. نصر در اثر خود به درستی اشاره کرده است که شخصیت علمی امام صدر، تحت تأثیر وجهه سیاسی و اجتماعی وی، کم تر مورد توجه قرار گرفته است. مناسب دیدم این بخش را عیناً بیاورم تا ابعاد علمی عمیق امام سید موسی صدر بیشتر آشکار شود. نصر می نویسد:


«برجسته ترین شخص در میان متفکران شیعی، امام موسی صدر رهبر سیاسی و دینی شیعیان لبنان بود که آثار مهمی در تاریخ لبنان در دهه 70 به جا گذاشت. امام موسی صدر، جزو آن دسته از خانواده های شیعی بود که در زمان صفویه در قرن دهم، همزمان در جبل عامل واقع در جنوب لبنان و سوریه، ایران و عراق سکونت داشتند. خود امام موسی صدر در دانشگاه تهران درس خوانده بود و با آن که زبان مادری اش عربی بود به فصاحت به زبان فارسی سخن می گفت. او نزد بسیاری از اساتید سنتی من درس خوانده بود و در عین این که به عنوان رهبر شیعیان لبنان فعالیت های سیاسی را دنبال می کرد، علاقه ای جدی به فلسفه سنتی داشت. روابط دوستانه خوبی میان ما شکل گرفت و امام موسی صدر هم در لبنان و هم در تهران به منزل ما رفت و آمد داشت. من مطالب زیادی درباره فضای فکری شرق عربی از او آموختم. چقدر اسف انگیز بود که در زمانی که لبنان و ایران به وجود او نیازمند بودند او به نحو اسرارآمیزی در جریان یک سفر به لیبی ناپدید شد. نفوذ و شهرت عظیم سیاسی او بیشتر مردم را از توجه به وجوه فلسفی او غافل ساخته بود. در حالی که امام موسی صدر پرورده آن نوع تعلیم و تربیت مذهبی شیعی بود که هماره بعد فلسفی عمیقی داشته است.» (در غربت غربی: زندگی نامه خودنوشت دکتر سید حسین نصر، ترجمه امیر نصری و امیر مازیار، تهران، رسا، 1383، ص 109 و 110)

نصر به نکته درخوری درباره امام سید موسی صدر اشاره کرده است و آن تعلق وی به سنت تعلیمی فلسفی شیعی است. در تکمیل سخن نصر باید اشاره کنم که امام موسی صدر درشمار فیلسوفان توانمند حکمت متعالیه است. تبحر و اشراف وی در حکمت متعالیه از برخی مباحث و نوشته های وی به خوبی مشهود است. به ویژه این که در برخی نوشته های خود همانند اسلام و فرهنگ قرن بیستم به مقایسه میان افکار و آرای حکیم متأله، صدرالدین محمد شیرازی، مشهور به صدرالمتألهین، مؤسس حکمت متعالیه و برخی اندیشمندان قرن بیستم غرب اشاره کرده و سرآمد بودن صدرالمتألهین را بر اندیشمندان قرن بیستم غرب مورد بحث قرار داده است. به ویژه تأکید وی در آن نوشته بر مبحث زمان و حرکت جوهری قابل توجه است.

آنچه در پایان این نوشته و در نقد شرح حال خودنوشت دکتر سید حسین نصر می توانم اشاره کنم غفلت تعمد گونه ایشان از گفت و گو درباره تأثیرات امام خمینی بر جامعه فکری و فلسفی ایران و جهان است. وی به ویژه در بخش هایی که به سنت تعلیمی شیعی اشاره کرده است از بسیاری از متفکران پرآوازه امروزین ایران یاد کرده است که از قضا غالب آنها در حوزه علمیه تحصیلات خود را گذرانده اند اما در این میان یادی و نامی از فیلسوف متعالیه معاصر امام خمینی نکرده است.

اخیراً البته از برخی از دوستانم شنیدم که نصر سخنرانی مبسوط و مهمی درباره اندیشه امام خمینی ایراد و آن غفلت را جبران کرده است. این متن هنوز به دستم نرسیده تا در این باره قضاوتی داشته باشم اما گمان می برم جبران مافات زندگی نامه خودنوشت و غیاب امام خمینی از آن شده است.

گفتنی است به تازگی مقاله ای درباره مفهوم آزادی در تمدن اسلامی از دکتر نصر مطالعه کردم با عنوان: آزادی به مثابه رهایی. مقاله درخوری بود و در راستای نوشته مبسوطی بود که چندی پیش نگارنده در باب روش شناسی فهم مسأله آزادی نگارش کرده بود. توجه نصر به مفهوم بنیادین آزادی در این نوشته قابل توجه است. به باور وی آزادی در اندیشه اسلامی خود با مفهوم رهایی پیوند یافته است و این رهایی در دل اندیشه صوفیانه بسط و معنا می یابد. مقاله در بخش هایی نارسایی ها و خلأهایی داشت. اینجانب در نوشته ای این مقاله را نقد کرده ام که به زودی منتشر می شود.

...

بعد از نگارش نوشته فوق در بیست و چهارم اسفند خلاصه شرح حال امام موسی صدر در روزنامه همشهری منتشر شد. مناسب دیدم این چکیده را هم به متن فوق بیفزایم.

 

امام موسی صدر در روز ۱۴خرداد سال ۱۳۰۷ هجری شمسی در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. امام موسی صدر پس از اتمام سیکل اول و بخش مقدمات علوم حوزوی، در خرداد سال ۱۳۲۲ رسما به حوزه علمیه قم پیوست و طی مدتی کوتاه، ضمن بهره گیری از محضر حضرات آیات سیدمحمد باقر سلطانی طباطبایی، شیخ عبدالجواد جبل عاملی، امام خمینی و سیدمحمد محقق داماد، دروس دوره سطح را به پایان رساند و نزدیک به سیزده سال تمام، از مدرسان بزرگ حوزه های علمیه قم و نجف کسب فیض کرد. امام موسی صدر در طول زندگی حوزوی خود شاگردان برجسته ای را تربیت کرده است. معروف ترین آنان در ایران، آیت الله یوسف صانعی- از علمای قم- و در لبنان، شهید سیدعباس موسوی- دبیرکل سابق حزب الله- هستند. وی به عنوان اولین دانشجوی روحانی در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد شد و قبل از عزیمت به نجف، از سوی علامه طباطبایی، مسئولیت نظارت بر نشریه «انجمن تعلیمات دینی» را بر عهده گرفت. وی همزمان با تحصیل در حوزه علمیه نجف، به عضویت هیأت امنای جمعیت «منتدی النشر» درآمد و پس از بازگشت به قم، ضمن اداره یکی از مدارس ملی این شهر، مسئولیت سردبیری مجله تازه تاسیس «مکتب اسلام» را عهده دار گردید. امام موسی صدر در اواخر سال ۱۳۳۸ایران را به سوی لبنان ترک کرد . اصلاح امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه شیعیان لبنان از یک سو و استفاده از ظرفیت های منحصر به فرد لبنان جهت نمایاندن چهره عاقل، عادل، انسان دوست و با زمان مکتب اهل بیت به جهانیان از سوی دیگر، اهداف اصلی این هجرت را تشکیل می داد. وی در بهار سال ،۱۳۴۴ اولین دور سلسله گفت وگوهای اسلام و مسیحیت را با حضور بزرگان این دو دین الهی، در مؤسسه فرهنگی «الندوه اللبنانیه» به راه انداخت و در سال ۱۳۴۹ رهبران مذهبی مسلمانان و مسیحیان جنوب لبنان را در چارچوب «کمیته دفاع از جنوب» گرد هم آورد تا برای مقاومت در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی چاره اندیشی کنند.

 

امام موسی صدر اگرچه لبنان را محل اصلی فعالیت هایش قرار داده بود، اما هیچ گاه از دیگر مسائل جهان اسلام غافل نبود. بدون تردید، بزرگ ترین خدمت امام موسی صدر به انقلاب اسلامی ایران آن بود که در سال های ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۷ و پس از قریب دو دهه ترویج ارزش های زیبای اسلام راستین در لبنان، عموم مردم- بخصوص شیعیان و بالاخص کادرهای مقاومت آن کشور- را با این انقلاب آشنا و مرتبط کرد. امام موسی صدر در ۳ شهریور سال ۱۳۵۷ و در آخرین مرحله از سفر دوره ای خود به کشورهای عربی، بنا بر دعوت رسمی معمر قذافی، وارد لیبی و در روز ۹ شهریور ربوده شد. تحقیقات دستگاه های قضائی دولت های لبنان و ایتالیا و همچنین تحقیقات انجام شده از سوی واتیکان، ادعای رژیم لیبی مبنی بر خروج امام موسی صدر از آن کشور و ورود ایشان به رم را رسماً تکذیب کرد. مجموعه اطلاعات آشکار و پنهانی که طی دو دهه پیش به دست آمده اند، تماما دال بر آن هستند که امام موسی صدر هرگز خاک لیبی را ترک نکرده است. در این میان، قرائن متعددی حکایت از آن دارد که امام موسی صدر همچنان در قید حیات بوده و چون برخی دیگر از علمای اسلامی، شرایط زندان و حبس ابد را می گذراند.

شریف لک زایی

 مطالب مرتبط

انسجام و همبستگی اسلامی در اندیشه و عمل امام موسی صدر

فکر سیاسى امام موسى صدر (1)

فکر سیاسى امام موسى صدر(2)

فکر سیاسى امام موسى صدر (3)

موسی! تو سی شب وعده کرده بودی نه سی سال

راز محبوبیت امام موسی صدر؟

امام موسی صدر همان وقت نیز آدم روشنی بود

دکتر سریع القلم: مجذوب اندیشه امام موسی صدر شدم

ایران و لیبی و قصه غربت امام موسی صدر

امام سید موسی صدر در غربت غربی

برای نخستین بار: تدوین اندیشه سیاسی امام موسی صدر

توضیجاتی مجدد بر حاشیه دیگر دکتر کمالیان

گپ و گفتی با دکتر محسن کمالیان

ناله ای می شنوم کز قفسی می آید

امام موسی صدر و مصطفی عقاد

یادی از امام موسی صدر

نای و نی

شریعتی، چمران و امام موسی صدر

درباره امام موسی صدر

امام موسی صدر و اولویت آزادی