شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

ایرادات شهید بهشتی به لیبرالیسم
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: یادداشت ، آزادی ، آیت الله بهشتی ، وبلاگ
آیت الله بهشتى به جنبه هاى مثبت و منفى لیبرالیسم اشاره و لیبرالیسم را به صورت مطلق رد نمى کند. ایشان پس از تفکیک جنبه هاى مثبت و منفى لیبرالیسم مى گوید که ما جنبه هاى مثبت را مى پذیریم. به اعتقاد ایشان در لیبرالیسم بر خرد و اندیشه آدمى تاکید بسیار شده است و در واقع بر همین اساس انسان به معرفت دست پیدا مى کند و بعد مى گوید که در این مکتب وحى و دین جایى ندارد و حکومت سکولار است.

ایشان مى گوید لیبرالیسم داراى بینش فرد باورى افراطى است ولى معتقد است که نفى استبداد فردى در این مکتب بسیار پررنگ است و از این نظر اسلام هم با حاکمیت استبداد مخالف است. جنبه دیگرى که ایشان ذکر مى کند این است که لیبرالیسم با استبداد جمعى و طبقاتی، برخلاف نظام هاى مارکسیستی، مخالف است و مى گوید که البته این نوع حکومت ها نیز انسانها را به گونه دیگرى به بند مى کشند.

بنابراین، لیبرالیسم بخاطر نفى استبداد فردى و جمعى قابل توجه است. گذشته از این لیبرالیسم به اعتقاد شهید بهشتى به توانایى هاى انسان باور دارد و زمینه هاى رشد انسان ها را باز مى گذارد و باعث مى شود که انسان به ابتکار، خلاقیت و شکوفایى دست یابد. مهمترین ایراد شهید بهشتى به لیبرالیسم این است که معارف وحیانى و دینى را در این مکتب موثر نمى داند و مى گوید که این مکتب معرفت را صرفا به خرد انسان محدود مى کند. در حالى که اسلام جنبه وحیانى معرفت بشرى را مهم به شمار مى آورد.

در طول مدت پس از شهادت ایشان، بیشتر شخصیت سیاسى آیت الله بهشتى مطرح بوده و از دیگر اندیشه هاى ایشان کمتر سخن گفته شده است؛ حال آنکه به نظر مى رسد درست آن بود که عمدتا اندیشه هاى ایشان مورد شناسایى قرار گیرد تا شخصیت وى بهتر شناخته شود.

برخلاف اندیشه آیت الله مطهرى که عمدتا تاکید و ترویج شده و در طول این بیست سال به عنوان مبانى نظرى جمهورى اسلامى مورد استفاده قرار گرفته از مباحث مطرح شده توسط شهید بهشتى غفلت شده است. البته اخیرا نشر بقعه در حال انتشار آثار ایشان است، که این کار درخور تقدیر است، گرچه این کار بسیار دیر صورت گرفته است.

حقیقت این است که اندیشه ایشان طى این سال ها در محاق قرار گرفته و به ویژه اندیشه ایشان درباره آزادى بیش از حد به فراموشى سپرده شده است. اگر ما بر این اندیشه تاکید مى کردیم و آنها را به جامعه مى شناساندیم، شاید جامعه ما اکنون از وضعیت بهتر و مناسب ترى برخودار بود و آزادى هم نهادینه مى شد.

به نظر من نکته محورى و بنیان اندیشه آیت الله بهشتی، آزادى است. ولى چنان که مى دانیم روى این موضوع کارى صورت نگرفته است. وقتى ایشان مى گوید که جامعه باید به سمتى برود که آزادى در درون آن رشد کند و به لایه هاى بالایى برسد، هم به اهمیت آزادى و هم به چگونگى شکل گیرى آزادى در یک جامعه اشاره مى کند. به عقیده شهید بهشتى نظام سیاسى نمى تواند آزادى به جامعه بدهد یا به آن تحمیل کند، بلکه بر عکس باید جامعه آزادى را وارد نظام سیاسى بکند.

علاوه بر این شهید بهشتى معتقد است ابهام در مفهوم آزادى باعث سرگردانى مردم و نیز سرگردانى حاکمان مى شود. باید آشکار بشود که آزادى چیست و نقاط مثبت یا منفى آن کجاست. به عقیده ایشان انسان وقتى مى تواند قید و بند را احساس کند که نسبت به آن آگاهى داشته باشد و بخواهد این قید و بند را از خود دور کند.

شهید بهشتى معتقد است که نظام سیاسى باید متکى بر آراى مردم باشد و هیچ گونه تحمیلى به مردم صورت نگیرد. چون او مردم را پشتوانه حقیقى نظام مى داند و معتقد است نظام غیر مردمى محکوم به ناکامى و ناکارآمدى است. در واقع ضرورت اداره حکومت ایجاب مى کند که نظام سیاسی، متکى بر مردم باشد و گرنه به ناچار باید از‌ مولفه هاى دیگرى استفاده کند که آن مولفه ها همان وابستگى و یا دیکتاتورى است. صحبت هاى او در آن زمان گویى براى جامعه امروز ما است. هنگامى که دکتر بهشتى از حق مردم در زمینه آزادى اعتراض، آزادى بیان، آزادى احزاب و حق نشر سخن مى گوید ما حساسیت ایشان را در رابطه با نقش مردم به خوبى درک مى کنیم.

شریف لک زایی

روزنامه رسالت، ششم تیر 1386