شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

آزادی در اندیشه شهید بهشتی
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ تیر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: یادداشت ، آزادی ، آیت الله بهشتی ، وبلاگ

آیت الله دکتر سید محمد حسینى بهشتى نامى آشنا براى جامعه ما است. مجاهدت هاى ایشان در طى سالیان متمادى براى به ثمر نشستن انقلاب اسلامى و تحقق و نهادینه ساختن آزادى و تلاش‌هاى مداوم و بى وقفه در جهت تحکیم پایه هاى نظام جمهورى اسلامى در ایران مشهود و معروف است. اما آنچه از ابعاد این شخصیت برجسته ناشناخته مانده است، اندیشه هاى ژرف و تابناکى است که ایشان به شکلى نظام مند در زمینه هاى گوناگون ارائه کرده و آن مجاهدت و تلاش را هدف، سامان و قوام بخشیده است.


یکى از آن زمینه ها و موضوعات گونه گونى که به طور مبسوط در آثار و گفتار بهشتى خود را نمایانده است، مفهوم آزادى است. به جرات شاید بتوان گفت که بنیاد و محور اساسى اندیشه آیت الله بهشتى آزادى است. و شاید با اندک تاملى در آثار بهشتى بتوان او را فیلسوف آزادى نامید. در واقع فکر او بر این اعتقاد و بنیان راستین استوار شده است که:

«انسان شدنى است مستمر و پویشى خودآگاه، انتخاب گر و خودساز، و بر اساس آگاهى هایى که در فطرتش زمینه دارد و در پرتو تجربه و عمل بارور مى شود، و با قدرت گزینشى آزاد که به او داده شده، جهت این پویش سازنده را آگاهانه و آزادانه برمى گزیند و در جهتى که خود انتخاب و اختیار کرده است، رشد مى کند، جلو مى رود و ساخته مى شود. ویژگى اساسى انسان همین خودسازى و محیط سازى آگاهانه و آزادانه اوست. ارزش او در همین است که مى تواند آزادانه به راه خیر و فضیلت درآید، یا آزادانه به راه زشتى و شر و پستى و ناپاکى فروغلطد. و این است آزمون بزرگى که در آن شرکت دارد.»

اهمیت آزادى در اندیشه شهید بهشتى ناشى از نگرش ایشان به انسان است. دو نوع نگاه به انسان وجود دارد. یکى نگاه قیم مآبانه که معتقد است باید اندیشه ها و عقیده را به انسانها تحمیل کرد و دیگر نگاهى که انسان را موجودى آزاد و انتخاب گر مى بیند. دکتر بهشتى از این زاویه دوم به انسان نگاه مى کند و معتقد است که انسان ذاتا آزاد است. وى در تعریف انسان مى گوید که او «موجودى آزاد و انتخاب گر است» و اهمیت و برترى انسان هم در همین «توان» او نهفته است.

به عقیده ایشان آزادى عبارت از توانایى انسان در ساختن سرنوشت فردى و جمعى خود است. البته ایشان تصریح مى کند که تعریف آزادى در زمان هاى مختلف و در شرایط متفاوت یکسان نیست و با پیشرفت انسان تعریف آزادى هم تغییر مى کند. در واقع، شرایط خاص فرهنگی، تاریخی، اجتماعى و سیاسى باعث مى شود که تعاریف ارائه شده از آزادی، متفاوت باشد. شهید بهشتى از یک سو مى گوید انسان موجودى است که مى تواند خود را بسازد (که این همان آزادى معنوى و درونى است) و از سوى دیگر مى گوید آدمى مى تواند محیط ساز و جامعه ساز نیز باشد. این معناى جدیدى است که شهید بهشتى به آن توجه و عنایت دارد.

همچنین ایشان به تقدم آزادى بیرونى بر آزادى درونى و اجتماعى معتقد است و معتقد است آزادى بیرونى اهمیت بیشترى دارد؛ زیرا آزادى باید به عنوان یک واقعیت عینى وجود داشته باشد تا انسانها بتوانند آسان تر و آزادانه تر به سوى آزادى درونى حرکت کنند. به دیگر سخن، ایشان آزادى بیرونى را لازمه و مقدمه آزادى درونى مى داند و در این باره مى گوید ضرورت آزادى اجتماعى که به نوع روابط اجتماعى مربوط مى شود ناشى از این است که این مساله یک خواست و یک نیاز درونى و اصیل است و انسان تنها مى تواند به این نیاز درونى اش پاسخ گوید که در جامعه، آزاد زندگى کند. یعنى آزادى به عنوان یک واقعیت اجتماعى مى بایست وجود داشته باشد.

آیت الله بهشتى تصریح مى کند که در جامعه استبداد زده این نیاز انسان به فراموشى سپرده مى شود و انسان ها از شرایط استبدادى تاثیر مى پذیرند، در نتیجه خلق و خوى آنان نیز حالتى استبداد زده به خود مى گیرد. بنابراین ایشان آزادى بیرونى را از جهاتى مهمتر از آزادى درونى و رهایى معنوى به شمار مى آورند.

از دیگر سوی، بهشتى شرط تحقق آزادى درونى یا به گفته شما، رهایى معنوى را وابسته به وجود آزادى بیرونى مى داند. البته در این میان استثنائاتى نیز مى توان یافت؛ زیرا کسانى هم هستند که به رغم فقدان آزادى هاى مدنی، توانسته اند به آزادى درونى دست یابند. اما تعداد این افراد بسیار کم خواهد بود؛ به ویژه در عصر حاضر که مردم بیش از گذشته از شرایط عصر خود متاثر هستند. ایشان مى گوید باید سازوکارى را به وجود آورد که آزادى عینیت پیدا کند و سپس معنویت در یک فضاى آزاد گسترش یابد.

شریف لک زایی

روزنامه رسالت، دوشنبه چهارم تیر 1386