شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

فلسفه سیاسی اسلام سال‌ها مورد غفلت قرار گرفته است
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، فلسفه سیاسی ، حکمت سیاسی متعالیه ، وبلاگ

شریف لک زایی در گفت و گو با خبرگزاری رسا گفت: متأسفانه برخی مراکز که وظیفه ترویج فلسفه اسلامی را بر عهده دارند، به دنبال ترجمه آثار غربی افتاده‌اند که ترجمه آنها از دیگران هم برمی آید و لازم نیست در حوزه های علمیه نهادهایی در پی ترجمه باشند. به نظر من مراکز آموزش و پژوهش فلسفه در کشور نتوانسته اند زیر ساخت های لازم برای اندیشه ورزی سیاسی و فلسفه ورزی سیاسی و تولید علوم سیاسی اسلامی و بومی را ایجاد کنند.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: در فلسفه سیاسی باید مکتوبات حکمت اسلامی و فلسفه سیاسی در دسترس همه باشد ولی در این بخش فقیر هستیم، چون متأسفانه برخی مراکز که وظیفه ترویج فلسفه اسلامی را برعهده دارند، به دنبال ترجمه آثار غربی افتاده اند.

دکتر شریف لک زایی، دانش آموخته حوزه علمیه قم و عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی معتقد است توان فلسفه متعالیه برای پاسخ گویی به پرسش ها و نیازمندیهای معاصر در شاخه های گوناگون علمی از جمله سیاست بسیار بالاست لکن دانشمندان فلسفه در حوزه و دانشگاه به زیر ساخت های لازم در نظریه پردازی فلسفه اسلامی توجه نداشته اند.

وی چند سالی است با همکاری دیگر اعضای این پژوهشکده، بر روی موضوع فلسفه سیاسی اسلامی مشغول تحقیق و پژوهش است. او مدیر طرح پژوهشی حکمت سیاسی متعالیه نیز هست.

آنچه در پی می آید گفت‌وگوی خبرنگار خبرگزاری رسا با این پژوهشگر دینی در این زمینه است.

چه شد که شما به بحث فلسفه سیاسی روی آوردید؟
این مسأله بیشتر به علایق شخصی و پروژه فکری بنده بر می‌گردد. اما در باب پیشینه این بحث باید بگویم عده ای از دوستان ما درباره تاریخ اندیشه سیاسی متفکران مسلمان کار می کردند که طرح کلانی بود و تا کنون پژوهش و نگارش حدود صد متفکر مسلمان از سوی برخی از پژوهشگران انجام شده و برخی از آنها چاپ و منتشر شده است. این بحث در واقع از آنجا شروع شد که نظراتی مطرح شده بود مبنی بر اینکه اندیشمندان مسلمان فاقد تفکر سیاسی هستند، این حرف، صحیح نبود، البته در بین فیلسوفان مسلمان، نحوه پرداختن به این بحث مختلف است، ما وقتی به آثار فارابی مراجعه می کنیم، بحث سیاست و فلسفه سیاسی در آثارش مشهود است، اما بحث های سیاسی برخی دیگر از اندیشمندان مسلمان باید با دقت استخراج و مطرح می شد. به عنوان مثال اندیشه سیاسی ملاصدرا آن گونه تبیین نشده است که حتی برخی بر این نظرند ملاصدرا اوج زوال اندیشه سیاسی اسلامی است و از سویی ایشان را فاقد اندیشه سیاسی می دانند، از این رو لازم دیدیم روی آثار ایشان بحث و بررسی بیشتری از این زاویه صورت گیرد و نظرات ملاصدرا در بحث اندیشه سیاسی مستند گردد.

نکته دیگری که باید مورد تأکید قراردهم این است که فلسفه بر خلاف فقه، زبان جهان شمولی دارد، می توان با آن با تمام دنیا مفاهمه ایجاد کرد از این رو نباید از این ظرفیت غافل بود، چون زبان فلسفه یک زبان بین المللی است. بنابراین کارهای فلسفی و فلسفه سیاسی می‌تواند دست مایه تعامل با جوامع علمی در تمام دنیا باشد.

در این راستا، تک نگاری هایی صورت گرفت، اما بنده طرحی با عنوان وجوه سیاسی حکمت متعالیه پیشنهاد دادم که ما فلسفه سیاسی را در دستگاه فلسفی حکمت متعالیه در بعدی جامع در آثار ملاصدرا، علامه طباطبایی، شهید مطهری، امام خمینی(ره) و اندیشمندان دیگر مورد توجه قرار دهیم.

فلسفه اسلامی دارای گرایش های متفاوتی است، چرا حکمت متعالیه را انتخاب کردید؟
همان طور که می‌دانیم فلسفه اسلامی دارای شاخه‌هایی از قبیل فلسفه مشاء، فلسفه اشراق و فلسفه متعالیه است که به نظر می‌رسد بتوان با توجه به تمایزات هر کدام از این فلسفه‌های اسلامی از فلسفه‌های سیاسی متفاوتی با همین شاخه‌ها نیز سخن به میان آورد. بنابراین می توانیم فلسفه های سیاسی اسلامی متفاوتی هم داشته باشیم البته با فرض این که این سه دستگاه معرفتی از هم متمایز هستند اگر چه با یکدیگر اشتراکاتی هم دارند و حق هم همین است.

ما در حکمت متعالیه با اصالت وجود، حرکت جوهری، اتحاد عاقل و معقول و برخی تمایزات دیگر مواجه هستیم که نتایج خاص خود را خواهد داشت. در بحث تمایزات، ملاصدرا در رساله شواهد الربوبیه به 187 نوآوری خود در فلسفه اشاره می کند که این اثر به تازگی توسط خانم دکتر مصطفوی ترجمه و شرح و به بازار نشر ارائه شده است.

علت اهتمام به حکمت متعالیه هم این بود که این گرایش از فلسفه، هم اکنون در جامعه علمی ما در دو ساحت حوزه های علمیه و دانشگاه ها رواج دارد، از این رو تصمیم گرفتیم با توجه به ظرفیت‌های فراوان این حکمت، برای به روز کردن فلسفه سیاسی اسلامی از این مکتب بهره بگیریم.

به نظرمان می‌رسید حکمت متعالیه بتواند پرسش های معاصر و نیازمندی‌های ما را در عصر حاضر بهتر پاسخ گوید. به هر حال نمی توان امتداد و استمرار حکمت متعالیه را نادیده انگاشت. جدای از آثار مهمی که ملاصدرا در حکمت متعالیه پدید آورده است بسیاری از متفکران معاصر نیز در شمار حکما و پیروان حکمت متعالیه هستند و از این مکتب متأثرند. این مسأله موجب شده است که در عرصه سیاسی و اجتماعی نتایج و پیامدهای خاصی به وجود آید که در جای خود نیازمند بررسی و تأمل است.

لازم به ذکر می‌دانم که در طول این سال‌ها اندیشه سیاسی اسلامی مورد غفلت قرار گرفته بود و این به خاطر نبود مجالی برای بروز اندیشه های اسلامی بود. به قول حضرت آیت الله جوادی آملی، انقلاب اسلامی ایران باعث شد تا دانش‌های اسلامی آزاد گردد. در این بین، وظیفه ما است تا دانش های اسلامی را پردازش و به روز و در قالبی عینی به جامعه ارائه دهیم و در این راه از جایگاه سلبی و نفی افکار مخالف و منتقد فراتر رفته و به صورت ایجابی اندیشه سیاسی اسلامی را نشان دهیم.

در راستای نظریه پردازی در سیاست متعالیه چه اقداماتی انجام داده اید؟
برگزاری همایش سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه نقطه شروع ما است که به وسیله آن یک کار علمی، ترویجی صورت گرفت. این همایش بعد از بحث ها، نقد و نظرها، و برگزاری قریب سی نشست علمی صورت گرفت و تا کنون یک جلد چکیده مقالات و نشست ها و یک مجلد از متن کامل نشست ها و گفتگوها و یک جلد از مجموعه مقالات همایش با عنوان سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه به چاپ رسیده است. سه جلد دیگر مجموعه مقالات و دو جلد دیگر از مجموعه نشست ها و گفت گوها در مراحل نهایی ویرایش است که به خواست خدا به چاپ خواهد رسید.

در راستای بسط و گسترش ادبیات بحث، نشریات مختلفی نیز با همکاری دبیرخانه همایش اقدام به انتشار ویژه نامه هایی در موضوع حکمت سیاسی متعالیه کردند از جمله فصل‌نامه پژوهش و حوزه، فصلنامه دانشگاه اسلامی، فصلنامه علوم سیاسی و هفته‌نامه پگاه حوزه ویژه‌نامه‌هایی را تنظیم و منتشر کردند.

در کنار این، کتاب مقدمه ای بر حکمت سیاسی متعالیه در حال آماده سازی برای چاپ است و سه تحقیق مستقل انسان شناسی فلسفه سیاسی، مفهوم شناسی حکمت متعالیه سیاسی و سیاست صدرایی مراحل نهایی ویرایش خود را برای انتشار طی می‌کند. تحقیق دیگری نیز با عنوان فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی صدرالمتالهین در حال انجام است که در شمار آثار خوب این طرح پژوهشی است.

در مورد کتاب سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه که به همت شما تالیف شده است، توضیح بیشتری بفرمایید؟
همان طور که اشاره شد تا‌کنون دو مجلد از این سری کتاب منتشر شده است. یک مجلد، مجموعه نشست و گفت وگو است و یک مجلد از مجموعه مقالات همایش است. دفتر اول نشست ها و گفت گوها حاصل سلسله نشست‌ها و گفتگوها با اساتید برجسته و صاحب نظر در موضوع اندیشه و فلسفه سیاسی است و در نظر دارد تا به موضوع سیاست و مسایل مربوط به آن از منظر دستگاه فلسفی صدرایی یا حمکت متعالیه بنگرد. در مجموعه مقالات نیز سعی شده است با همکاری برخی از اساتید و پژوهشگران فلسفه سیاسی برخی از ابعاد سیاسی حکمت متعالیه در موضوع فلسفه سیاسی و اندیشه سیاسی تبیین شود.

من در مقدمه این کتاب آورده ام که هیچکدام از آثار صدرالدین شیرازی یا دیگر حکمای حکمت متعالیه تاکنون از منظر فلسفه سیاسی تحلیل نشده است و هدف اصلی این پروژه را رفع خلأهای مورد اشاره و توانمند‌سازی فلسفه سیاسی اسلامی، به ویژه با تأکید بر تبیین ابعاد سیاسی حکمت متعالیه، به مثابه حکمتی زنده و پویا معّرفی نموده ام که در کتاب بر ظرفیت و توانایی بالای حکمت متعالیه برای تأسیس فلسفه سیاسی متعالیه، تاکید شده است و همه اساتید مدعو در نشست ها و گفت و گوها این مسأله را پذیرفته اند.

کاری که شما شروع کردید، یک کار میان رشته ای در فلسفه و علوم سیاسی است، چه مشکلاتی در این بین وجود دارد؟
باید اشاره کنم که در بحث تولید دانش های اسلامی و بومی، نیازمند زیر ساخت های تمهید شده آن دانش هستیم. الان در فلسفه اسلامی، پنج متفکر اصیل داریم که اغلب به مطالب آنها ارجاع می شود. می توان به فارابی، سهروردی، ابن سینا، خواجه نصیر و ملاصدرا اشاره کرد که متأسفانه هم اکنون یک دوره آثار آنها را به عربی و فارسی به صورت کامل نداریم.

در فلسفه سیاسی باید مکتوبات حکمت اسلامی و فلسفه سیاسی در دسترس همه باشد لکن متاسفانه در این قسمت فقیر هستیم، چون کار پژوهشگر اندیشه سیاسی و فلسفه سیاسی، تصحیح و ترجمه آثار متفکران نیست. این خلاء ها وجود دارد و متأسفانه برخی مراکز که وظیفه ترویج فلسفه اسلامی را برعهده دارند، به دنبال ترجمه آثار غربی افتاده‌اند که ترجمه آنها از دیگران هم برمی آید و لازم نیست در حوزه های علمیه نهادهایی در پی ترجمه باشند.

به نظر من دانشکده‌ها و پژوهشکده‌ها و مراکز آموزش و پژوهش فلسفه در کشور نتوانسته اند زیر ساخت های لازم برای اندیشه ورزی سیاسی و فلسفه ورزی سیاسی و تولید علوم سیاسی اسلامی و بومی را انجام دهند.

در وضعیت فعلی رجوع به آثار فارابی و دیگر متفکران اصیل و برجسته تمدن ایرانی و اسلامی از سوی یک دانشجو و پژوهشگر علوم سیاسی بسیار سخت است. ما حتی یک دوره آثار فارابی را به عربی در اختیار نداریم چه برسد به یک دور ترجمه فارسی آنها. در حالی که آثار متفکران غربی نظیر افلاطون و ارسطو و ... با بهترین ترجمه و بهترین کیفیت در دسترس است و هر ساله کتاب‌های متعددی درباره اندیشه آنان در این مرز و بوم ترجمه و چاپ و منتشر می شود اما کار بر روی اندیشه متفکران خود ما با کاستی‌های زیادی مواجه است که باید جبران شود.

می توان گفت دانشکده های فلسفه ما متأسفانه به وظیفه اصلی خود عمل نمی کنند و فلسفه ای که آموزش داده می شود، فلسفه به روزی نیست تا پژوهشگران را جذب کند. ضمن این که متأسفانه بحث فلسفه سیاسی در این گونه مراکز اساساً مورد توجه نیست و لزوم و ضرورت پرداختن به فلسفه سیاسی برای این گونه مراکز روشن نیست.

خلاصه آنکه، تولید دانش مبتنی بر بازشناسی آثاری است که از پیشنیان در اختیار داریم. ما در حصار گذشته‌ایم و باید سرمایه گذاری خاص خود را برای زندگی مان در این زمینه انجام دهیم. آن گاه باید این گونه آثار مورد بازنگری و تحقیقات انتقادی قرار گیرد؛ یعنی با نگاه انتقادی آنها را بررسی کنیم و نقاط خلأ و قوت آنها را دریابیم. در نهایت با بازسازی آنها نظریه های متناسب با نیازهای خود تولید کنیم.

ویژگی ملاصدرا به نظر شما چیست؟
مهمترین خصیصه صدرالمتألهین اجتماعی بودن و مؤسس بودن است. ملاصدرا در شمار عالمانی است که بر خلاف تصور بعضی در خلاء کتاب ننوشته است بلکه اگر نگاهی به آثار او بکنیم، خصیصه عالم به زمانه بودن را در او می بینیم و همین مسأله موجب شد حکمت متعالیه را نظام و قوام بخشد. به عنوان نمونه ملاصدرا در کتاب کسر الاصنام الجاهلیه به مقابله با عرفان های نوظهور کاذب زمانه خود پرداخته است که اشراف او به مسایل اجتماعی را نشان می دهد. یا در رساله سه اصل که تنها رساله فارسی او است، نگاه های نادرست به فقه و فقیه را نشانه رفته است و با تحلیل دقیق مسائل زمانه خود به نقد ظاهر گرایان و ظاهرگرایی پرداخته و بر نگاه‌های درست تأکید کرده است.

ملاصدرا به صورت کامل به جریان های فکری و فضای سیاسی خود آگاه بوده است و این در حالی بوده است که نه حوزه علمیه، و نه هیچ گروه و جریانی از او حمایت نکرده است و با توجه به عدم همراهی با حکومت وقت از جامعه علمی روز خود نیز طرد شده است. همین مسأله ضرورت حمایت از عالمان آزاداندیش را در حوزه ایجاب می کند. این عالمان خود آزاداندیش بودند و متأسفانه حوزه علمیه آن روز به دلایلی از آنان حمایتی به عمل نیاورد که باید در زمان حاضر جبران شود.

ملاصدرا در اسفار اربعه در جلد اول مقدمه ای دارد که سرشار از مباحث سیاسی و اجتماعی و اعتراضی و انتقادی نسبت به مسائل زمانه است، در حالی که برخی فکر می کنند وی فقط به ارائه مطالب خشک استدلالی و برهانی پرداخته است.

اگرچه برخی بر این نظرند که ملاصدرا در برخی از موارد مباحث اجمالی متفکران قبلی را توسعه داده اما باید گفت وی مباحث جدیدی را هم پی ریزی و تئوریزه کرده است که می تواند بنیاد مباحث اجتماعی و سیاسی باشد از جمله نظریه حرکت جوهری.

مشخصه های اساسی در فلسفه که باید در فلسفه سیاسی متعالیه مورد توجه قرار گیرد را بیان کنید.
یکی از مباحث اساسی در فلسفه اسلامی، مسأله سعادت است که به چیستی و راههای رسیدن به آن اشاره دارد و صدرالمتألهین در این زمینه سخنان شنیدنی و مهمی دارد. سعادت از منظر ملاصدرا به دنیوی و اخروی و سعادت دنیوی به جسمی و خارجی و سعادت اخروی به علمی و عملی تقسم می شود که هر کدام الزاماتی را ایجاب می کند و نگاه جامع ملاصدرا به این بحث را نشان می دهد.

انسان شناسی از دیگر مباحث مهم ملاصدرا است که از منظر فلسفه سیاسی می‌تواند مهم باشد. قابل توجه این که امام خمینی(ره) نیز به بحث انواع انسان در حکمت متعالیه در جلد سوم تقریرات فلسفه و دیگر آثار خود پرداخته و این بحث را به تکامل رسانده است. جلد سوم تقریرات فلسفه امام خمینی(ره) مجموعه بحث های ایشان بر جلد هشتم و نهم اسفار را در بر دارد که نشان از اهمیت این بحث در نزد ایشان دارد.

یکی از مباحث مهم در فلسفه سیاسی متعالیه، بحث همراهی سیاست با معنویت و اخلاق است. حکمت متعالیه برخوردار از عناصری است که می خواهد انسان را به سمتی سوق دهد تا سیاست را اخلاقی و معنوی کند و در این زمینه از فلسفه های سیاسی روز متمایز است. در واقع سیاست در حکمت متعالیه نیز سیاستی معنوی و اخلاقی و متعالی است که بایستی ابعاد آن تبیین گردد.

بحث اختیار، مشروعیت، امامت و ولایت، عدالت که جزء ارکان فلسفه سیاسی است، قدرت و امنیت، رابطه سیاست و شریعت نیز از دیگر مباحث است که در حکمت متعالیه صدرایی مهم است و باید کار مبسوط بر روی آنها صورت گیرد که هم اکنون ما به دنبال تبیین این مباحث هستیم.

به هر حال ما بایستی برای بسط این مباحث در سه سطح بحث ها را در حکمت متعالیه دنبال کنیم: نخست، تبیین مفاهیم و مسائل اساسی و کلیدی؛ در مرحله دوم تطبیق این مفاهیم با فلسفه های اسلامی رقیب و مشابه و تأکید بر وجوه تمایز و تشابه؛ و در گام آخر تطبیق با فلسفه های روز دنیا و بیان نقاط قوت فلسفه سیاسی اسلامی.

از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید سپاسگزاریم.