شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

امنیت با چشم ظاهری یا چشم بصیرت!
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: تروریسم ، سیستان و بلوچستان ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

براستی این گروه چه هدفی دارد و چرا افراد شیعه را با مظلومیت تمام به شهادت می رسانند و بعد هم می گویند که ما جهاد کرده ایم؟ جهاد چیست؟ جهاد مگر به این معنی است که افراد مسلح جلوی انسان های بی گناه را بگیرند و آنها را با دستان و چشمان بسته به ضرب گلوله به شهادت برسانند؟ جهاد این است که پشت چراغ قرمز حافظین امنیت را به رگبار ببندند؟ و یا جهاد این است که اتوبوس پاسداران انقلاب اسلامی را منفجر کرد؟


یکی از خوانندگان «انتخاب» با ارسال یادداشتی آورده است:

تقریباً کمتر از یک ماه تا سالگرد شهدای فاجعه تروریستی تاسوکی باقی مانده است، در طی این یک سال مردم سیستان و و بلوچستان با یک حساب سرانگشتی، معلوم می شود که بیش از پنجاه شهید در طول این مدت زمان کوتاه تقدیم به نظام مقدس جمهوری اسلامی نموده است و همه افرادی که شهید شدند از بهترین فرزندان سیستان بوده اند و قربانی جهالت یک گروه جاهل پیشه شدند.

به قول دکتر مختاری «امروز شهدای سیستان بیش از شهدای جنگ تحمیلی شده است»، اما باید گفت اینها شهدای جهل و نادانی یک گروه آن هم گروهی که خود را جندا... می خواند شده اند.

براستی این گروه چه هدفی دارد و چرا افراد شیعه را با مظلومیت تمام به شهادت می رسانند و بعد هم می گویند که ما جهاد کرده ایم؟ جهاد چیست؟ جهاد مگر به این معنی است که افراد مسلح جلوی انسان های بی گناه را بگیرند و آنها را با دستان و چشمان بسته به ضرب گلوله به شهادت برسانند؟ جهاد این است که پشت چراغ قرمز حافظین امنیت را به رگبار ببندند؟ و یا جهاد این است که اتوبوس پاسداران انقلاب اسلامی را منفجر کرد؟

جهاد چیست؟ این افراد کجا رشد پیدا کرده اند که امروز این گونه بر این نظام جمهوری خط و نشان می کشند؟ اینها همان افراد خودی نیستند که پای سفره همین انقلاب تا دیروز نشسته بودند و امروز سلاح به دست گرفته و شاخ و شانه می کشند؟ اینها را چه کسی حمایت می کند؟ با حمایت چه کسی این جرأت را به خود داده اند که این گونه شیعیان را می کشند!

امروز تمامی افراد مسلمان چه شیعه و چه سنی در استان سیستان و بلوچستان اعمال این افراد را محکوم می کنند از امامان جمعه شیعه گرفته تا مولوی های استان، همه و همه.

دیروزها وزیر ... از جاده زابل – زاهدان تردد می کرد این جاده چنان در کنترل بود که شهروندی که تازه از نقطه ای دیگر در این جاده رفت و آمد می کرد با خود می گفت بهترین امنیت ایجاست در حالی که در روزهای دیگر واژه ای حتی با نام امنیت در این منطقه به چشم نمی خورد.

و مسئولین کجایند که دیگر وقت عمل رسیده، دیگر حرف ها فایده ندارد، حرف برای کسی است که بفهمد اما آیا این افرادی که با نام اسلام برادر کشی می کنند این قدرت فهم را دارند؟ تا کی باید بر دستان خود لاله های پرپر شده را سوی گلزار شهدا برد بخدا، بار دیگر می گوییم «دیگر مزار شهرمان جای ندارد»، امنیت از جامعه ما رخت بسته است نماینده شهر ... در مجلس شهدا می آید و می گوید: حرمت میهمان نگه دارید و سکوت کنید! آخر این چه سکوتی است که فریاد مظلومیتان را به گوش اهلش نرسانیم؛ اما مثل اینکه این بعضی ها هستند که پنبه در گوش کرده و نمی خواهند که بشنوند.

و اما باز هم ای مسئولین! حال که سالگرد شهدای مظلوم تاسوکی در حال فرارسیدن است بیایید و بگویید عهدتان را چه کردید؟ آیا قاتلین و مصوبین آن جنایت خونین و دلخراش را به سزای اعمالشان رساندید؟ به مردم گزارش دهید تا آنها هم بدانند که افرادی به دنبال واژه امنیت برای آنان هستند و با ناامن کنندگان جامعه آنها مبارزه می کنند؟
گفته می شود و شنیده می شود در این استان امنیت برقرار است اما این امنیت را با چشم ظاهری نمی توان دید و باید با چشم بصیرت! آن را دید. دریغا که همه حرف های یاوه!!! است

به امید روز تامین امنیت.

احمد نارویی از ایرانشهر