شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

مسأله آزادی
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ خرداد ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، آزادی ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

در پاسخ به چیستى آزادى و فضاهاى گوناگون آن، آثار متنوع و متعددى به نگارش در آمده است. اما این پرسش جاى طرح و بررسى دارد که چرا تا کنون بشر به یک پاسخ، برداشت و تفسیر واحد و البته مطلوب و مورد اجماع از آزادى دست نیافته است و تلقى هاى گوناگونى از آزادى رواج دارد. به نوشته آیزایا برلین «در تاریخ بشر همه اخلاقیون آزادى را ستوده اند. اما معنى آزادى نیز مانند کلمات خوشبختى، خوبى، طبیعت و حقیقت به قدرى کشدار است که با هر گونه تفسیرى جور در مى آید.»[آیزایا برلین،چهار مقاله در باره آزادى، ترجمه محمدعلى موحد، تهران: شرکت سهامى انتشارات خوارزمى، 1368، ص234.] همو مى نویسد، نویسندگان تاریخ عقاید، بیش از دویست تعریف براى این واژه ضبط کرده اند.

به کثرت و تعدد مکتوبات موجود در باره آزادى (اعم از کتاب و مقاله) چه به دیده نیکو و مثبت و چه به دیده تردید و منفى نگریسته شود، واقعیتى انکارناپذیر است. شاید بتوان گفت تکثّر و گستردگى بحث آزادى و فقدان اتفاق جمعى بر مفهوم واحد و فضاهاى یکسان از انواع آزادى به این سبب است که نخست افرادى که به این بحث وارد شده اند داراى اندیشه ها و عقاید متفاوتى بوده اند و هر کدام نیز با توجه به پیش فرضها و مسلک و مرام خویش به یک تلقى از این موضوع دست یافته است. و بدیهى است که در این صورت، تفاوتها محسوس و چشمگیر و صورت آشکارى به خود مى گیرد. دیگر این که، این اختلاف در طول تاریخ، با توجه به شرایط و نیازهاى زمان حادث شده است و فضاى عمومى و مسایل سیاسى و قدرت حاکمان در فقدان توافق جمعى اندیشمندان و صاحب نظران و اتخاذ موضعى متفاوت با دیگران بى تأثیر نبوده است. و این گونه است که در برخى موارد به جنبه هاى سیاسى ـ اجتماعى آزادى اشاره شده و در برخى مواقع بر عناصر فلسفی و یا اقتصادى تأکیده شده و در موارد دیگر بر جنبه هاى معنوى و درونى آزادى انگشت نهاده شده است. از جمله عوامل دیگر مى توان به سوء استفاده از آزادى اشاره کرد که در برخى ازمنه جریان داشته است و طالبان فهم حقیقى آزادى را سر در گم و گمراه کرده است.

اساسى بودن بحث از «مسأله آزادى» از آن رو است که آزادى همواره مطلوب آدمیان بوده است و چه بسیار مبارزات و فداکارى ها و برخوردها که به خاطر به دست آوردن آن صورت گرفته است. و امروزه نیز یکى از مباحث مهم و پر سر و صدا و محل بحث در جامعه ما است. آزادى یک ضرورت است، ضرورتى که برگرفته از زندگى آدمى است. زیرا انسان تنها موجود صاحب اختیار و اراده است که مى تواند با تفکر و تأمل تصمیم گیرى نماید و در نهایت به انجام کارى که مورد رضایت و مطابق میل او است مبادرت ورزد و یا از انجام کارى که باب طبع او نیست اجتناب ورزد.

اگر آزادى از آدمى دریغ شود، جوهره آدمى، که انتخاب و اختیار آگاهانه و آزادانه همراه با مسؤولیت است، زمینه بروز ندارد. در این صورت چه انتظار و توانى از یک موجود بدون اراده و فاقد آزادى مى توان داشت! آیا مىتوان او را مسؤول انجام اعمالى دانست که مرتکب مى شود؟ به طور قطع پاسخ منفى است. آدمى نسبت به همه کارهایى که انجام مى دهد بازخواست مى شود، زیرا آزاد آفریده شده است. از سوى دیگر انسان مکلّف است، چرا که آزاد آفریده شده و آزاد مىزید و داراى حق و حقوقى است که خداوند براى او قرار داده است.

از این رو می‌توان گفت آزادی در هر صورت اولویت دارد و مقدم بر سایر ارزش‌ها است است.

تنازع بر سر بحث آزادى و فضاهاى آن، زیاده از حد استقصاء است. کثرت آثار نشر یافته و موجود در این زمینه گویاى چنین نظرى است. نگاه به آزادى از زوایاى مختلف و با هدفها و انگیزه‏هاى گونه‏گون صورت مى‏پذیرد. چونان که گروهى از آزادى در قالب هر شکل و مضمونى دفاع مى‏کنند، گروهى نیز آن را در هر چارچوب و صورتى نفى مى‏کنند و به بستن باب آزادى در هر زمینه‏اى رأى مى‏دهند.

کثرت فهم و برداشت و تعدد مکتوبات در باره آزادى به خودى خود نه مطرود و نه مذموم و نه مطلوب و مقصود است. اما به هر تقدیر واقعیتى انکارناپذیر است و آنچه که در پس این واقعیت باید به انجام رسد، تبیین عمیق دیدگاه اسلامى از آزادى است که به جرأت مى‏توان گفت تاکنون سامان نیافته و این مفهوم همچنان پر ابهام و رازآلود باقى مانده است. رازآلود و در پرده ابهام باقى ماندن آزادى اسلامى و بومی همان اندازه دلهره‏آور و نگران‏کننده و خطرآفرین است که مطرح شدن و گسترش یافتن آزادى غربى در جامعه اسلامى. نمى‏توان چشم فرو بست و واقعیتها را نفى و انکار کرد و در پى تبیین مفاهیم اساسى زندگى آدمى نبود و از سوى دیگر به دنبال جامعه‏اى آرمانى - اسلامى بود که در آن مراد و مطلوب همه برآورده شده باشد.

راه برون شد از چنین مرحله‏اى در ابتدا شناخت منابع و متون و اندیشه‌های موجود است. در این مرحله کاستی‌ها رخ مى‏نماید و زوایاى تاریک، پنهان و رازآلود نمایان مى‏شود. در پى شناخت نواقص و کاستی‌ها، تبیین و تفسیر و تحلیل مفهوم پرجاذبه و دلکشی چون آزادى ظاهر مى‏شود. در این صورت است که گوهر آزادى، که یک خواست همگانی است و در ذات انقلاب اسلامى و قانون اساسی جمهورى اسلامى و به ویژه دین اسلام نهفته است روی می‌نمایاند و تطهیر می‌گردد و از ابهام و رازآلودگی خارج می‌شود. فقدان اجماع عمومى در سطح نخبگان و به تبع آن در سطح عموم مردم در باب مفاهیم اساسى‌ای همچون آزادى، نکته‏اى است که نمى‏توان نسبت به تبعات آن غافل ماند. بدیهى است در غیاب اجماع عمومى در مرحله عمل و نه در مرحله نظر، همه، سردرگم خواهند بود.