شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

گفت و گوی همدلانه صدای آمریکا با یک تروریست
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: تروریسم ، سیستان و بلوچستان ، امریکا ، وبلاگ

وی همچنین در ادعایی خنده دار اعلام کرد که «بسیاری از مردم ایران از او حمایت کرده و هر روز تماس می گیرند که ما می خواهیم به جنبش تروریست شما بپیوندیم!» پس از این اظهارات، مجری و سایر تحلیلگران صدای آمریکا، اعلام کرد که «ریگی جان! ما خیلی با تو احساس همبستگی می کنیم»


 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خبرگزاری انتخاب : شب گذشته، عبدالمالک ریگی تروریست وهابی که در سیستان و بلوچستان ، ده ها تن از مردم دیار سیستان و وبلوچستان را تیرباران و یا گردن زده، در گفت و گو با رادیو صدای آمریکا، ادعا کرد که «تروریست نیست و این رژیم ایران است که او را تروریست نامیده است»

وی همچنین در ادعایی خنده دار اعلام کرد که «بسیاری از مردم ایران از او حمایت کرده و هر روز تماس می گیرند که ما می خواهیم به جنبش تروریست شما بپیوندیم!»

پس از این اظهارات، مجری و سایر تحلیلگران صدای آمریکا، اعلام کرد که «ریگی جان! ما خیلی با تو احساس همبستگی می کنیم»

محمود فرجامی در وبلاگ «باران در دهان نیمه باز» (farjami.debsh.com) ، می نویسد: دیشب که دیدم محسن سازگارا در برنامه صدای امریکا، چه جد و جهدی دارد که بازداشت 15 ملوان نظامی نیروی دریایی انگلیس در دهانه شطالعرب را با ماجرای گروگانگیری سفارت امریکا مقایسه کند؛ دل-دل می کردم که چیزکی درباره اینهمه حماقت و دیگران را احمق فرض کردن بنویسم یانه. بیشترین چیزی که منصرفم می کرد از این کار این بود که مبادا اختیارم را از دست بدهم و هرچه به دهانم و قلمم می آید نثار این کاسه لیس هایی کنم که چشمشان را به روی گروگانگیری دیپلومات های ایرانی در عراق به دست نظامی های امریکایی (متحد انگلیسی ها) می بندند و بعد با کمال بی شرمی، بازداشت یکعده نیروی «نظامی» را که وارد آبهای ایران شده بودند را با اشغال سفارت امریکا (که البته کار خودشان هم بود) مقایسه می کنند.

اما چند ساعت بعد، در بازپخش برنامه ها چیزی دیدم که دود از کله ام بلند شد. صدای امریکا با عبدالمالک ریگی مصاحبه همدلانه ای کرده بود و بیش از ده مرتبه، او را با عنوان «رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران» توسط زیرنویس معرفی کرد!

جدا مانده ام چه بگویم. خداراشکر نمردیم و در این چند ساله معنای دموکراسی، آزادی بیان، اخلاق رسانه ای و اینجور چیزهای خوب-خوب که قراراست امریکایی ها برایمان بیاورند را فهمیدیم.

دیشب چند ساعت از دیدن این صحنه خوابم نبرد. اینها که البته چندان چندان حرجی برشان نیست؛ مشتی آدم مفلوک و درمانده اند که برای لقمه نانی و چند صباح اقامتی، دم جنبان هرکسی می شوند و مدح و ذم هرچیزی را که قرار باشد می کنند؛ حمید شبخیزهای سیاسی اند، منتها بی وطن تر. دلم برای آنهایی می سوزد که عقل و فهمشان را دست اینها می دهند و از صبح تا شب جفنگیات امثال سازگارا و نوری زاده را که صدای امریکا و امثال آن به خوردشان می دهند را بلغور می کنند و هر کس که مخالفتی کند را "شستشوی مغزی شده" و "خوش باور" و "تحت تاثیر راستی ها" و نهایتا "مزدور" فرض می کنند.

هوارشان به آسمان بلند است که واانسانیتا که احمدی نژاد هولوکاست را زیر سوال برد و هرکس در آن جنایت شک کند را به زندان می فرستند، آنوقت جلوی چشم ما با یک جنایتکار که حتی منکر آدمکشی هایش هم نیست دل می دهند و قلوه می گیرند.

هرکسی را که ظن همفکری اش با القاعده باشد ماه ها و سال ها به گوانتانامو می فرستند، آنوقت به کسی که بمب می گذارد و سر می برد به نمایندگی از ما رهبریت جنبش مقاومت مردمی ایران را هبه می کنند.

الان که می خواهید دلبری کنید، اینقدر بی شرم و وقیحید، وای به آن روزی که بخواهید با چراغ قوه توی ماشین ها و خانه ها را بگردید.

جدا در مقابل این همه بی شرمی چه می توان گفت؟ شرمشان باد؟ کو شرم و شرافتی؟

فقط شاید  از ته دل گفت تف به رویتان... تف به رویتان!

*******

گفتنی است تنها یکی از جرم های این تروریست و جانی به گلوله بستن سی نفر در منطقه تاسوکی سیستان بود که بیست نفر از آنها هیچ گونه مسؤولیتی نداشته و برخی از آنها دانش آموز و دانشجو و خبرنگار بودند.