شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

به یاد و برای مادری پارسا و شکیبا و مهربان
ساعت ٥:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، خاطرات ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

در طول ایام سفر یکی از دعاها و خواسته‌هایم سلامتی و شفای مادرم بود. پیش از سفرم ، او را در اثر بیماری  _که بعدا فهمیدم سرطان خون بوده است _ در بیمارستان بستری کرده بودند. من در تماسی که با ایشان داشتم، گفتم به سفر نمی‌روم و دیدار شما اولویت دارد. با مهربانی گفت: «حالم خوب است. تو نگران مباش و به سفر برو. » و من هم رفتم، با این امید که با حضور در شهر پیامبر و حرم رسول و شهر خدا و کعبه، برای شفا و سلامتی ایشان دعا کنم و از خدا سلامتی ایشان را بخواهم.

پس از بازگشت هنوز ایشان در بیمارستان بستری بود و اثری از سلامتی ظاهر نشده بود. و بعد از چند هفته نیز در شب میلاد حضرت فاطمه دعوت حق را اجابت کرد و به دیار باقی شتافت.

برادرم نقل می‌کرد که یک هفته قبل از وفات، ایشان را در خواب دیده است که در صحت و سلامتی و سرحال و خندان است. با این وصف، وضعیت بیماری وی را جویا می‌شود. مادر در پاسخ می‌گوید: «من، بیخود مضطرب و نگران بودم و انتظار فراوانی کشیدم، اما اینک راحت شده‌ام.»

برادرم ادامه داد: « با این خواب در تردید به سر می‌بردم که بالاخره حال ایشان خوب می‌شود یا نه.». و البته، او بسیار امیدوار بوده که حال مادر خوب می‌شود، اما مصلحت این بود که ایشان در شب تولد حضرت زهرا و در هفتم شهریور 1381 ما را ترک کند و به دیار باقی بشتابد. روحش شاد و با حضرت فاطمه محشور باد.

ایام وفات حضرت فاطمه تسلیت باد.

(بخشی از سفرنامه منتشر ناشده دانشجویی حج عمره نگارنده)