شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

منافع ملی، چالش هسته ای و مسأله همبستگی داخلی
ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، انقلاب اسلامی ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

چند روزی بیشتر از بیانیه اخیر شورای حکام آژانس انرژی اتمی، که به همت سه کشور دوست و برادر(!) آلمان و انگلیس و فرانسه درباره فعالیت های هسته ای ایران نمی گذرد. در این بیانیه گرچه در پاره‌ای از موارد از ایران به خاطر همکاری با بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تشکر و قدردانی شده است، اما انتقادات مختلفی را نیز به دلیل عدم همکاری به موقع و یا ندادن اطلاعات به موقع به ایران وارد کرده است. در واقع این بیانیه تیر خلاصی بود بر گفته‌ها و نوشته‌هایی که ابراز امیدواری می‌کردند قصه هسته‌ای ایران در چند روز آتی در آژانس به نتایجی برسد و به سمت روال عادی شدن حرکت نماید. ناگفته نماند که همه این حرف ها و ابراز امیدواری ها برخاسته از تعهدی بود که باز هم همان سه کشور دوست و برادر در بروکسل به ایران وعده داده بودند.

از همان ابتدا که طرح همکاری میان اروپا و ایران در بیانیه موسوم به بیاینه تهران ریخته شد و ایران با سه کشور اروپایی توافقاتی به عمل آورد، چنین مرحله‌ای قابل پیش بینی بود. اگر به حافظه تاریخی روابط خارجی کشور خود نیک بنگریم، خواهیم دید که هیچ گاه نه اروپایی‌ها و نه روس‌ها به توافقات و تعهدات خود با ایران پایبند نبوده، بلکه آنان همیشه به دنبال منافع و خواسته‌ها و مطالبات خود بوده‌اند. هیچ کشوری امروزه حافظ منافع کشوری دیگر نیست و نخواهد بود. و بدیهی است که هر کشوری می‌بایست به سمتی حرکت نماید که از گذشته تاریخی خود درس‌ها بیاموزد و این درس‌ها را در عمل به کار بندد.

تجربه تاریخی ایران نیز به سیاستمداران می‌گوید به تعهدات و توافقات خود با دول دیگر و به ویژه با کشورهای اروپایی دل‌خوش نکنند. قصه همکاری دست و دل‌بازانه ایران با آژانس انرژی اتمی و همکاری با کشورهای اروپایی و اعطای امتیازات به آنان آخرین نوع از ماجرا است که هنوز خاتمه نیافته، مشکلات فراوان دیگری را برای ایران پدید آورده است. وضعیت به گونه‌ای شده است که غالب کشورهای دور و نزدیک، که در بازی دیپلماسی و قدرت عددی هم نیستند، برای ایران شاخ و شانه می‌کشند. به راستی چرا این گونه است و چرا این داستان‌های عبرت انگیز را پایانی نیست؟

البته در پاره ای از موارد نیز حسن نیت بیش از حد سیاستمداران کا را به گستاخی بیشتر دولت های دیگر رسانده است. می توان دستگیری و آزادی نظامیان انگلیسی در آب های ایران را نمونه چنین گستاخی هایی برشمرد. سیاستمداران انگلیسی که در پی آزادی سریع و بدون محاکمه نظامیان انگلیسی در پوست خود نمی گنجیدند و این عمل ایران را ناشی از ترس تلقی کردند امروز مدعی عذخواهی جمهوری اسلامی ایران هم هستند. امری که اگر با خردمندی بیشتر و بر اساس قانون به پیش می رفت می توانست از چنین گستاخی هایی جلوگیری نماید.

به نظر می‌رسد آنچه می‌تواند به چنین اموری خاتمه دهد، دست‌یابی به انسجام و همبستگیداخلی است. انسجام و همبستگی میان دولت (در معنای دقیق آن و نه قوه مجریه) و ملت از یک‌سوی و میان نخبگان و دولت و ملت از سوی دیگر و میان ارکان مدیریتی و سیاستگذاران نظام سیاسی از سوی دیگر. در چنین وضعیتی است که منافع ملی اصل و اساس همه فعالیت‌ها قرار می‌گیرد و منافع و مصالح ملی پاس داشته می‌شود و می‌توان امیدوار بود که در اثر انسجام و همبستگی‌های دپلماتیک سیاستمداران، قصه‌های پر غصه دیگری پدید نمی‌آید.

انسجام و همبستگی شرایطی را به وجود می‌آورد که در آن نخبگان و صاحب‌نظران می‌توانند پیشنهادات خود را برای بهبود وضعیت امور و به‌سامان کردن اوضاع با شفافیت ابراز می‌کنند و سیاستمداران را در اتخاذ تصمیمات منسجم و هماهنگ یاری می‌نمایند. اگر بتوان به چنین سازوکاری دست یافت، می‌توان امیدوار بود که دیگر از قصه‌های پرغصه تاریخ ایران خلاصی یافت. البته گرچه کسی نمی‌تواند از نتایج مثبت یا منفی تصمیمات متخذه در آینده مطلع باشد، اما در هر صورت همه کسانی که در اتخاذ سیاست‌ها مشارکت داشته‌اند می‌بایست عواقب تصمیم‌سازی‌های نادرست خود را بپردازند.

دیگران هیچ گاه نمی‌خواهند و نمی‌توانند برای ایران دل بسوزانند و حافظ منافع ملی ایران باشند. خطا است اگر اندیشیده شود کشورهای اروپایی دایه مهربان‌تر از مادر شده و از منافع ملی ایران در شورای حکام آژانس انرژی هسته‌ای دفاع می‌کنند. این موضوع را هم تاریخ و هم وضعیت فعلی به سیاستمداران می‌گوید. اروپایی‌ها و دیگران تا جایی که امکان داشته باشند از ایران امتیاز می‌گیرند و هیچ امتیازی هم به ایران نمی‌دهند. دل‌خوش کردن به چنین توافقاتی جای تعجب و تأسف دارد. اروپایی‌ها هیچ تضمینی به ما نداده‌اند که از منافع ملی ما حمایت کنند. چنان که در تاریخ گذشته ایران این گونه بوده و در تاریخ بیست و پنج ساله جمهوری اسلامی ایران هم به اثبات رسیده است.

البته پای‌بندی به توافقات و تعهدات بین‌المللی یک آموزه اسلامی است، اما سخن این است که در هنگامه‌ای که رقیب عدم پای‌بندی خود را عملاً نشان داده است دیگر جای درنگ نیست. زیرا دیگر تعهدی وجود ندارد. وقتی آنان به توافقات خود پشت پا زده‌اند دیگر نمی‌توان و نبایست در مباحثات خود بر روی چنین توافقاتی حسابی باز کرد. نگاه عاطفی و اخلاقی و احساسی به مسائل حساسی چون انرژی هسته ای می‌تواند توان دیپلماتیک جمهوری اسلامی را در چنین منازعاتی رو به تحلیل برد. باید حساب‌شده و به دور از خوش‌خیالی و فارغ از رفتارهای احساسی و عاطفی و در کمال تدبیر و غایت اندیشی به تحلیل مسائل پرداخت و مسائل را از زاویه منطقی و واقعی خود نگریست. در چنین وضعیتی است که می‌توان از منافع ملی و حق هسته‌ای ملت ایرانحراست و حمایت کرد و برای دست‌یابی به دانش هسته‌ای با کشورهای دیگر و با آژانس انرژی هسته‌ای به گفت‌وگو پرداخت.