شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

دنیای غرب باب آزادی بیان، ریاکارانه عمل می کند
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، آزادی ، پیامبر اکرم (ع) ، وبلاگ

شریف لک زایی در گفتگو با روزنامه جام جم گفت: غرب با نشان دادن خشونت مسلمانان علیه خود و بویژه آمریکا سعی دارد چهره اسلام و مسلمانان را نازیبا نشان دهد. در واقع با یک تیر دو نشان می‌زند. هم فیلم و کاریکاتور اهانت‌آمیز علیه مقدسات مسلمانان منتشر کرده و از سازندگان آن حمایت و هم با این کار به تحریک مسلمانان مبادرت و آن‌گاه با نشان دادن خشونت‌های مسلمانان و با ابزار رسانه‌ای دوباره علیه مسلمانان اقدام می‌کند. القاعده با ارائه چهره خشونت‌آمیز علیه مسلمانان و اسلام در راستای اهداف غربی‌ها گام برمی‌دارد.


 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن کامل گفتگوی جام جم با دکتر شریف لک زایی
توهین به پیامبر اعظم(ص) و آزادی بیان غربی

اشاره: در روزهای اخیر، بار دیگر شاهد اهانت به مقدسات مسلمین و ساخت فیلمی موهن در توهین به ساحت نورانی و بزرگوار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بودیم که قلب مسلمانان را در سراسر جهان جریحه دار ساخت. این بار هم غربیها به بهانه ازادی بیان از نوع غربی، نه تنها از مسلمانان عذرخواهی نکرده، بلکه این حرکت زشت را با توجیه به دفاع از آزادی بیان، در راستای اهداف پلید خود، به گونه ای دیگر جلوه دادند. برای تببین علمی این موضوع به سراغ دکتر شریف لک زایی، عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و صاحب تألیفات متعدد در حوزه فلسفه سیاسی و آزادی رفتیم تا با ایشان در این باره گفتگو کنیم.

*. با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، لطفا به عنوان اولین سؤال بفرمایید تعریف شما از ازادی بیان چیست؟
آزادی بیان به معنای ازادی گفتار و نوشتار است. اینکه کسانی که در یک جامعه زندگی می کنند، از این امکان برخوردار باشند که عقاید و اندیشه های خود را به دیگران منتقل کنند. این ممکن است در قالب گفتار یا نوشتار باشد. ممکن است مصادیق دیگری هم داشته باشد؛ مثل نمایش دادن یا برنامه های دیداری مثل سریالها و فیلمها و تلویزیون و ماهواره و اینترنت. و یا از طریق نوشتار که شامل کتاب و نشریه و یا متنهای نوشتاری در اینترنت می شود.

بنابراین آزادی بیان از یک وضوح و روشنی برخوردار است و نیازی به تعریف ندارد. چنانکه حضرت امام هم فرمودند آزادی یک امر بدیهی است. به عبارتی شاید آزادی بیان هم این گونه باشد. این به سبب اهمیت آزادی بیان است. ابزارهای بیان به ویژه رسانه های دیداری یا شنیداری فرهنگ افرین و شکل دهنده افکار عمومی هستند و خوراک روح را تأمین می کند. حتی می توان گفت یک رسانه در سازماندهی جامعه دخالت می کند و به فرد و جامعه جهت می دهد و به نوعی در جامعه روشنگری می کند. از این جهت ازادی بیان نسبت به دیگر آزادیها دارای اهمیت است. حتی ازادی سیاسی هم که گفته می شود مادر آزادی ها است، بدون ازادی بیان پایش می لنگد. همین باعث ایجاد یک چالش در جوامع می شود که می توان از آن صحبت کرد. اگر آزادی بیان در عرصه های جهانی و بین المللی مورد توجه قرار گیرد با توجه به اینکه با ارزشهای مختلفی ممکن است تعارض داشته باشد این چالش برجسته تر می شود.

بنابراین اهمیت آن شاید یک وضوح خاص و روشنی خاصی داشته باشد و ما البته از همین وضوح به چالش آزادی بیان میرسیم. هر چقدر این تمایزها و فرهنگ هامتفاوت باشد چالش هم عظیم تر و بزرگتر می شود. بنابراین، آزادی بیان، یک ظرافت هایی دارد که در مرحله عمل و بهره گیری از آن باید لحاظ شود. البته آزادی بیان برای شکوفا کردن قابلیتها و ظرفیتها و استعدادهای افراد جامعه ضروری تلقی میشود و به رغم آن چالش ما باید از آن دفاع کنیم. حتی در آموزه های دینی هم این دفاع تأیید و پذیرفته شده است. بزرگانی همچون امام خمینی، استاد مطهری و شهید بهشتی به کرات از ضرورت آزادی بیان در یک جامعه و به ویژه یک جامعه اسلامی صحبت و دفاع کردند.

از طرفی آزادی بیان در شمار آزادی های مدنی نیز قرار می گیرد و به همین جهت اهمیت آن افزون تر می شود. وقتی گفته می شود آزادی های مدنی یعنی آزادی هایی که فراتر از آزادی های فردی است. موضوع آن نیز، گروه یا اجتماع است. انواع آزادی های مدنی، آزادی تشکیل انجمها و اجتماعات و آزادی عقیده و بیان است و نقطه مهم آن، همان آزادی بیان است و بقیه هم به نوعی منوط به آزادی بیان است. اگر از عقیده، آزادی ابراز آن گرفته شود دیگر از چیزی با عنوان عقیده صحبت نمی شود.

بنابراین، حوزه عقیده به حوزه آزادی بیان بازمی گردد و عرصه ها و مصادیق آن اظهار موضع و عقیده افراد است. در همین راستا است فرمایشات استاد مطهری که میفرماید اگر جلوی فکر را بگیرید اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده اید و حتی ایشان می گویند راه حفظ معتقدات اسلامی، جلوگیری از ابراز عقیده دیگران نیست. ایشان بر این باور است تنها از یک راه می توان از ارزشهای اسلامی دفاع کرد، و آن هم علم و مواجهه ازاد با افکار مختلف است. بنابراین در ضرورت و اهمیت آزادی بیان تردیدی وجود ندارد.

*. آزادی بیان از ابعاد مختلف جامعه شناختی، اخلاقی و دینی تا چه حد به مثابه ارزش قابل دفاع است؟
همان طور که اشاره شد به نظر میرسد که از هر سه منظر قابل دفاع باشد. از منظر جامعه شناختی، طبیعتاً در حوزه سیاسی اجتماعی قرار می گیرد و طبیعتاً آنجا نگاه خاصی وجود دارد. در حوزه سیاسی و اجتماعی باید به افراد و گروه ها برای طرح دیدگاه هایشان ازادی داد. ممکن است این دیدگاه ها با آنچه از سوی حاکمیت مطرح میشود متفاوت باشد. اما نکته مهم این است که مرز آزادی بیان در حوزه اجتماعی و سیاسی، قانون است. چون ما این گونه تلقی می کنیم که آزادی بیان در عرصه حیات سیاسی وجود دارد بنابراین هر تحولی منوط به آزادی بیان است و اگر مرزها شکسته شود طبیعتاً معیاری که می آید و داوری می کند قانون است. بنابراین از لحاظ اجتماعی و جامعه شناختی می توان تأکید کرد که آزادی، یک نوع ارزش است و باید در جامعه حضور داشته باشد.

آزادی بیان به لحاظ اخلاقی هم موجه و قابل دفاع است. هم به این دلیل که ارزش های اخلاقی باید آزادانه کسب شود که طبیعتاً نیاز به بیان آزاد است. و هم اینکه مسائل اخلاقی اجباربردار نیستند؛ بنابراین اصل آزادی بیان باز هم موجه شناخته می شود. طبیعتاً مرزهای خاصی دارد. مرز حوزه های اخلاقی هم ارزش های اخلاقی است.

ما به لحاظ دینی هم آزادی بیان را ارزش تلقی کرده و از آن دفاع می کنیم. طبیعتاً اینجا اولین متن و جایی که می توانیم بدان استناد کنیم آیات قرآن است. دو آیه بسیار مشهور در این باره وجود دارد که درباره جدال احسن و موعظه حسنه صحبت می کند و اینکه ما با دیدگاه های مختلف چگونه برخورد کینم. اولی آیه 17 و 18 سوره زمر است که می فرماید: «فبشّر عباد الّذین یستمعون القول فیتّبعون أحسنه أُولئک الّذین هدیهم الله و أُولئک هم أُولوا الألباب». اینجا بشارت می دهد به کسانی که سخنان مختلفی را استماع می کنند و از قول احسن پیروی میکنند. آیه دوم مشهور است و باز به همین نکته تاکید دارد. در آیه 125 سوره نحل می فرماید: «ادع إلى سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتی هی أحسن». در اینجا به سه نکته مهم اشاره دارد: حکمت که در آن شیوه برخورد با نخبگان را مد نظر قرار داده است؛ موعظه نیکو که اکثریت مردم را باید با آن به پرودگار دعوت کرد؛ و جدال احسن طبیعتاً شیوه برخورد و گفتگو با مخالفان است. این را هم باید گفت که جدال، مستلزم آزادی بیان است.
بنابراین از نظر دینی هم ما می توانیم از آزادی بیان دفاع کنیم. اساساً بنیان دعوت اسلام بر آزادی بیان پی ریزی شده است؛ به خصوص در برخورد و مواجهه با مخالفان و کسانی که دیدگاه های مخالفی نسبت به مسلمانان دارند. در نتیجه از هر سه جنبه جامعه شناختی، اخلاقی و دینی آزادی دارای ارزش بوده و قابل دفاع است.

*. آیا مجاز دانستن توهین به قداست های دینی، از موضع دفاع از آزادی بیان، از بعد نظری و تئوریک،  موجه است؟
پاسخ قطعاً منفی است و طبیعتاً بهره گیری از آزادی بیان برای توهین به مقدسات دینی در هر شکل و قالبی موجه نیست. بنابراین به لحاظ تئوری و نظری، توهین به مقدسات اساساً موجه نیست. یکی از دلایل بسیار واضح و آشکار این است که موجب تحریک طرفداران آن نگاه قدسی می شود و طبیعتاً موجبات خشونت را فراهم می کند. ما به لحاظ تئوریک نمی توانیم از آزادی بیان مطلق دفاع کنیم. همان طور که در پاسخ به پرسش پیشین اشاره شد ما از اصل آزادی بیان دفاع می کنیم اما این دفاع از آزادی بیان، مطلق نیست.

در بیان خود اندیشمندان غربی هم این بحث مطرح شده است. برای مثال جان استوارت میل، آزادی عقیده و بیان را در صورت تحریک امیز بودن و اخلال در مصالح مشروع دیگران رد می کند. وی می گوید: "وقتی اوضاع و شرایطی که عقاید در آن ابراز میگردد چنان باشد که ابراز عقیده را به صورت نوعی تحریک آمیز برای انجام کاری مخل مصالح مشروع دیگران در آورد، آن وقت حتی اظهار عقاید هم مصونیت خود را از دست می دهد." این تحریک آمیز بودن ممکن است در حوزه های مختلفی باشد. البته حوزه دینی در اینجا غلیظ تر است.

به لحاظ اخلاقی هم آزادی بیان مطلق نیست چون با اصول اخلاقی معارضه کرده و موجب اخلال در اصول اخلاقی می شود. در واقع اگر قائل به آزادی بیان مطلق شویم به نوعی دروغ، افترا، فحاشی و افشای اسرار دیگران، بدگویی، غیبت، تمسخر دیگران، طعن و عیب جویی، نسبت القاب زشت و ناپسند به دیگران دادن و ... را موجه شمرده ایم. اینها بخشی از مباحث اخلاقی است که ما می گوییم در سر راه آزادی بیان وجود دارد. درواقع اگر از آزادی بیان مطلق دفاع نماییم تمامی آسیب هایی که از ناحیه کلام و بیان به دیگران می رسد و به نوعی خشونت تلقی می شود را مجاز شمرده ایم. اگر ما از آزادی بیان دفاع می کنیم به معنای این نیست که کسی بیاید و غیبت کند و به دیگران بی احترامی کند.

بنابراین، آزادی بیان، محدود به حریمهایی است که حریمهای اخلاقی، مهمترین آنهاست. دین هم مرزهایی که اخلاق برای آزادی بیان مشخص میکند را تأیید میکند و از طرفی اخلال و تضعیف دین را هم مجاز نمیداند و توهین به مقدسات را هم تأیید نمی کند. آیه 108 سوره انعام به همین مسأله اشاره دارد که: «و لا تسبّوا الّذین یدعون من دون اللّه فیسبّوا اللّه عدوا بغیر علم». این آیه می فرماید شما خدایان آن‏ها را لعن نکنید، چون ممکن است آن‏ها هم نسبت به خدای شما چنین کاری را انجام دهند. بنابراین، مرزهای اخلاقی مورد تأیید دین است. البته برخی از این مرزها هم باید در حوزه قانون لحاظ شود. چرا که ممکن است قوانین کشوری، مرزهایی را برای آزادی لحاظ کرده باشد که طبیعتاً باید قانون آن کشور مورد لحاظ قرار گیرد.

*. آیا مجاز دانستن توهین به قداست های دینی توسط غرب، از موضع دفاع از آزادی بیان، از بعد عملی، صادقانه است؟ مقصودم این است که آیا تا این حد فراخ گذاشتن دایره آزادی بیان (فارغ از اینکه از حیث نظری موجه هست یا خیر) تا چه حد در موارد دیگر (مثلاً توهین به مقدسات سایر ادیان و یا توهین به تابوهای غیر دینی مثل هولوکاست) از سوی غرب اعمال می¬شود؟
خیر! به لحاظ عملی، موضع غرب در این زمینه صادقانه نیست. به نظر می رسد که غرب دچار برخود دوگانه در این زمینه است. ما مشاهده می کنیم که موضوعات تخریبی علیه مسلمانان با ابزار آزادی بیان توجیه می شود و مورد حمایت قرار می گیرد ولی موضوعاتی که به خودشان بر می گردد، توسط قانون و به پشتوانه قانون ممنوع می شود. نمونه های این دو گانگی در برخورد را در فیلم موهن منتشر شده مشاهده کردیم؛ زیرا در حالی که از چاپ و انتشار کاریکاتورهای اهانت آمیز علیه رسول اکرم (ص) دفاع می کنند همزمان چاپ و انتشار تصاویر عریان یکی از وابستگان سلطنتی انگلیس ممنوع می شود! برای همین است که میگوییم غرب صادق نیست و از فضای اسلام هراسی جانبداری میکند. و جالب اینکه در اینجا رفتارهای گروههایی چون طالبان و القاعده هم به کمک غرب می آید و علیه مسلمانان موج ایجاد می کنند و آنها را به تروریسم بودن متهم می کنند. بنابراین هم در نظر و هم در عمل، دنیای غرب در باب آزادی بیان، ریاکارانه عمل می کند. به نوعی در غرب، تابوزدایی از ارزش ها و مقدسات به ویژه اسلامی، نهادینه و قانونمند شده است.

*. چرا غرب این گونه رفتار میکند؟
پاسخ این است که چون غرب، خدا را نادیده انگاشته و طبیعتاً کسی که خدا را نادیده بگیرد به هر کاری دست میزند و چنگ می زند. تمدن غرب، یک تمدن مادی است. مادی است نه به این معنا که خدا را انکار می کند. به تعبیر امام موسی صدر، تمدن غرب، یک تمدن مادی است چون خدا را نادیده میگیرد. بنیاد تمدن غربی بر نادیده انگاشتن خداوند و ارزش های الهی استوار شده است؛ اگرچه خدا را هم انکار نکند. از همین منظر وقتی تمدن غربی مبتنی بر نادیده انگاشتن خداوند بود، قدرت پرست، جاه طلب، مستکبر و ظالم نسبت به هم نوعان خودش میشود. ممکن است نسبت به جامعه خودش این گونه نباشد اما نسبت به جوامع دیگر، تا سرحد امکان به جاه طلبی خودش عمل می کند.

به نظر می رسد که آزادی بیان در غرب، تنها در شرایطی وجود دارد که آن «بیان» علیه اسلام باشد ولو اینکه اعتراض یک و نیم میلیارد مسلمان و انسان ازاده را هم بر انگیزد. این نوعی دوگانگی غرب در برخورد با آزادی بیان را نشان می دهد. در حقیقت، غرب از یک سوی با منکران و پرسشگران هولوکاست مقابله می کند و از سوی دیگر از چاپ و انتشار کاریکاتورهای موهن علیه پیامبر دفاع می کند و برای چاپ و انتشار کتاب سلمان رشدی، سینه چاک می کند و از تولید فیلم اهانت آمیز علیه پیامبر اکرم (ص) دفاع می کند.

در تعریف آزادی آمده است که آزادی عبارت است از اینکه هر انسانی بتواند مصلحت خویش را به شیوه مورد نظر خود دنبال نماید مشروط به اینکه به مصالح دیگران آسیبی نرساند. بنابراین، آزادی و آزادی بیان تا جایی است که به مصالح دیگران ضرری وارد نسازد. در مورد فیلم موهن منتشره اخیر، احساسات یک و نیم میلیارد مسلمان جریحه دارد شده است؛ از این رو به نظر، عقاید یک و نیم میلیارد انسان مورد تعرض قرار گرفته و خدشه دار شده است. احترام به عقاید دیگران، یک مسأله پذیرفته شده است.

غرب با نشان دادن خشونت مسلمانان علیه خود و به ویژه امریکا سعی دارد چهره اسلام و مسلمانان را نازیبا نشان دهد. در واقع با یک تیر دو نشان میزند: هم فیلم و کاریکاتور اهانت آمیز علیه مقدسات مسلمانان منتشر میکند و از سازندگان آن حمایت می کند و هم با این کار به تحریک مسلمانان مبادرت می کند و آن گاه با نشان دادن خشونت های مسلمانان و با ابراز رسانه ای، دوباره علیه مسلمانان اقدام می کند. القاعده با ارائه چهره خشونت آمیز علیه مسلمانان و اسلام در راستای اهداف غربی ها گام بر می دارد.

ما بر این نظر و باوریم که هر کلامی که از سوی افراد صادر می شود دارای یک قدرتی است و وقتی که این قدرت منجر به واکنشهایی در جهان می شود بنابراین نباید در مقابل آن به نظاره نشست. احساسات یک و نیم میلیارد مسلمان هم قابل تامل و ارج نهادن است.

*. به نظر شما نوع برخورد مسلمانان در برابر چنین توهین هایی چگونه هست و چگونه باید باشد؟
طبیعتاً نکته ابتدایی که در اینجا میتوان مطرح کرد این است که برخوردها باید خردمندانه و عاقلانه باشد. نمونه اعلای آن، اعتراضات میدانی بود که در ایران علیه این اقدام موهن صورت گرفت و ملت ایران فریاد اعتراض خود را به غرب رساندند. این در فضای عمومی که مردم اعتراض کردند. اما در فضای سیاسی که حضور مردم هم در آن سهیم است، آن است که هزینه های اقتصادی و سیاسی غربی ها را برای اهانت به مقدسات باید بالا برد. شاید بتوان از محدود ساختن ارتباطات سیاسی صحبت کرد. کشورهای اسلامی بایستی تمام سفرای غربی را احضار و اعتراض کشور متبوع خود را به آنها ابراز نمایند و یا حداقل اینکه کشورهای اسلامی، سفیر امریکا را احضار کرده و به او اعتراض کنند. محدود ساختن و تقلیل مبادلات اقتصادی و تجاری از سوی کشورهای اسلامی هم می تواند موثر باشد. حتی بایستی از اهرم نفت هم استفاده بشود و کشورهای غربی هزینه اهانت به مقدسات اسلامی را به عینه بپردازند.

*. آیا به نظر نمی رسد که برخی واکنش های مسلمین به این توهین ها که در رسانه های غربی برجسته می شود، (مثلاً کشته شدن دیپلمات های غربی در لیبی) با روح اسلام منافات دارد؟ به نظر شما نوع واکنشی که هویت اسلامی را نیز در دل خود محفوظ داشته باشد، چگونه واکنشی است و چگونه می باید آن را در بین مسلمین هنجارمند کرد؟
در این باب، حرف و حدیث زیاد است. به نظرم مهمترین کاری که ما باید انجام دهیم استفاده از رسانه های تاثیرگذار تصویری و ساخت مثل فیلم و سریال است. همان طور که آنها از فیلم های سخیف علیه مقدسات مسلمانان استفاده می کنند ما هم باید با ساخت و تولید فیلم های فاخر که واجد عناصر عقلانیت و خردورزی و ... است برای نشان دادن شخصیت و چهره زیبای پیامبر اکرم استفاده کنیم. البته این را هم باید خطاب به سازندگان فیلم های موهن علیه پیامبر بگوییم که هر هجمه ای که به چهره این بزرگان وارد می شود می تواند به ضد خودش مبدل شود؛ زیرا موجب پرسش در میان ملل آزاده جهان می شود. انسان ها فطرتاً حقیقت جو و حقیقت طلب هستند و اگر ما حقایق را در قالب های فاخری ارائه کنیم مورد پذیرش انسان های خداجو و حقیقت طلب هم قرار می گیرد.

البته اینجا یک انتقادی هم باید بکنیم و آن اینکه دوستداران ارزش های والای دینی با توجه به فیلترینگی که در ایران وجود دارد نمی توانند به خوبی در این عرصه ورود پیدا کنند. حداقل در عرصه اینترنت این گونه است. وقتی این گونه شد و ما نتوانستیم از اخبار و وقایع دنیا خبردار باشیم دیگر در این موارد واکنش اولیه هم با ما نیست. در قضیه فیلم موهن اخیر ، این مسئله مشهود بود و این دیگر کشورهای اسلامی بودند که اول اعتراض کردند. این به یک مشکله ای بر می گردد که ما کنترل های گسترده و وسیعی در عرصه رسانه ایجاد کرده ایم که متأسفانه نمی توانیم از آنچه در دنیا میگذرد مطلع شویم. به نظر بنده باید در این زمینه یک تأمل مجددی بشود و ما عرصه را یک مقدار متساهل تر بگیریم که بتوان از این ابزارها استفاده کرد. ضمن اینکه اینجا تولید فیلم ها و سریال های فاخر، نقش مهمی دارد و تولید آثار مکتوب اعم از کتاب و مقاله و انتشار آن به زبان مقصد می تواند بسیار موثر باشد و پوشش بیشتری را در این قسمت ایجاد کند.
ضمن اینکه باید فضای گفت و شنود بین ادیان آسمانی بیشتر از گذشته شود؛ چون مشترکاتی میان آنها وجود دارد که با آن مشترکات میتوانند علیه غیر متدیننان به صورت منطقی و عاقلانه و متحد برخورد کنند.
گفتگو کننده: سید جواد میرخلیلی

روزنامه جام جم، چهارشنبه، دوازده مهر 1391.