شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

مناسبات آزادی و دانش
ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ فروردین ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: مقاله ، آزادی ، دانش ، وبلاگ

شریف لک‌زایی

میشل فوکو، اندیشمند پسامدرن عصر حاضر، به تقدم قدرت بر دانش تأکید داشت و بر آن بود که بذر این بحث را در جامعه بپراکند. او معتقد بود این تنها قدرت است که می‌تواند عالمان و اندیشمندان را در موافقت و مخالفت، زیر سلطه خود بگیرد و دانش خاصی را تولید نماید. فوکو از آزادی گفت‌وگو نمی‌کند و نقطه تمرکز مباحثش بر مدار قدرت می‌چرخد. اما پرسش این است که نظریه‌پردازی و تولید دانش و اندیشه چگونه ممکن است؟ آیا قدرت، دانش و اندیشه را می‌پروراند یا عناصر مهم‌تری نیز مؤثر است؟

نگارنده به اولویت و تقدم آزادی و به ویژه آزاداندیشی بر دانش و قدرت می‌اندیشد. در این معنا، جامعة فاقد آزادی، از توان و پویایی لازم برای تولید اندیشه و دانش و نظریه‌پردازی برخوردار نیست و از این رو است که قدرتمند نیز نخواهد بود و در میدان رقابت، نیز رقیبان، گوی سبقت را خواهند ربود. نظریه‌پردازی و تولید دانش و اندیشه هنگامی میسر است که جامعه و به ویژه جامعه علمی، بهره‌ای از آزادی ببرد. محصول چنین وضعیتی همانا توانمندی و قدرتمندی جامعه و دولت است.

به دیگر سخن، آزادی به تولید دانش و اندیشه منجر می‌شود و دانش و اندیشه تولید شده، جامعه و دولت را توانا و مقتدر می‌سازد. رکود و انحطاط یک جامعه و تمدن، در پی فقدان آزادی حاصل می‌شود؛ زیرا تولید اندیشه و دانش تعطیل می‌شود. تولید اندیشه و دانش، محصول تکاپوی اندیشه‌ها و تضارب آرا است و فضای استبدادی هرگز مجال رویش و گسترش آزادی و آزاداندیشی را نمی‌دهد. در نتیجه چراغ دانش‌افروزی و اندیشه‌ورزی نیز از آن جامعه رخت برخواهد بست.

مراد از دانش، دانش‌های معطوف به اندیشه و حیات اجتماعی و سیاسی آدمی است. در غیر این صورت دانش‌های معطوف به فن و صنعت و تجربه با قدرت سیاسی و حاکمان ناسازگار نیست و غالباً از سوی ارباب قدرت (سیاست و اقتصاد) به خدمت گرفته می‌شود. از این رو کاربرد دانش در این نوشته ناظر به دانش‌های معطوف به اندیشه است که بی‌تردید با آزاداندیشی نسبتی معنادار می‌یابد. در صورتی که قدرت آنها را به خدمت بگیرد، آن چنان که باید رشد نمی‌کنند و فضا و ساخت قدرت نیز این امکان را به آنان نمی‌دهد که به طور آزادانه رشد و نمو نمایند. در این معنا، تنها دانش‌هایی اجازة رشد و بروز و ظهور می‌یابند که بتوانند توسط قدرت به خدمت گرفته شوند و یا از خدمت به اصحاب قدرت فراتر نروند.

در همین زمینه می‌توان جوامع مارکسیستی و لیبرالی را با یکدیگر سنجید و نتیجه گرفت که در جوامعی که اندیشه اقتدارگرایی و استبدادی حاکم بوده است، برخلاف جوامع لیبرالی، آنچه تولید شده غالباً معطوف به جنبه‌های فنی و سخت‌افزاری دانش بوده است. قدرت در نظام‌های اقتدارگرا و توتالیتر، اجازة رشد دانش و اندیشة خلاف خواست و ارادة حاکمان را به اندیشمندان نمی‌دهد.

در هر صورت برای تولید اندیشه و دانش و نظریه‌پردازی می‌بایست حداقل شرایط آن، که آزادی در صدر آنها است، فراهم آید و در غیر این صورت، تولید دانش و اندیشه و نظریه‌پردازی در فقدان آزادی و آزاداندیشی، سرابی بیش نخواهد بود و آب در هاون کوبیدن است.

یادداشت حاضر چکیده‌ای است از مقاله‌ای که نگارنده مشغول تدوین آن است. امید می‌برم از دیدگاه‌ها و نظرات خوانندگان محترم بهره‌مند شوم. همچنین برای مطالعه دیدگاهی مقابل مطلب حاضر (دیدگاه آقای دکتر داوری اردکانی) بنگرید به:

http://bashgah.net/Articles/bodya.asp?id=2424