شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

آزادی در اندیشه سیاسی اسلام ابعاد مثبت و منفی دارد
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، آزادی ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

به نظر می رسد آزادی متعالی و مورد قبول و معقولی که جعفری برای آن استدلال می نماید، در بحث آزادی مثبت و منفی قابل تحلیل و استدلال باشد. به گونه ای علامه جعفری در بحث آزادی وقتی از آزادی طبیعی محض و آزادی تصعید شده سخن به میان می آورد نوع مثبت آزادی را در همان مرحله نخست بر دو نوع طبقه بندی می نماید. آنگاه در بحثی با عنوان اختیار به نوع متعالی و برتر آزادی که چیزی فراتر از آزادی مثبت نیست، اشاره کرده و دیدگاهی فلسفی و اسلامی را از آزادی ارائه می دهد.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نبود مانع برای رسیدن به کمال
 
یک تلقی مهم و برجسته در اندیشه سیاسی، معتقد به دو مفهوم مثبت و منفی از آزادی است؛ بنابر نگاه شهید مطهری آزادی یعنی نبودن مانع برای طی کردن مسیر کمال نه اینکه چون آزاد هستم به کمال رسیده ام.

خبرگزاری شبستان: چهارمین نشست اندیشه های راهبردی جمهوری اسلامی با حضور حدود 150 تن از اندیشمندان، نخبگان، اساتید حوزه و دانشگاه، پژوهشگران و مؤلفان آثار علمی، همراه با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، 23 آبان ماه در ، به بحث و بررسی درخصوص ابعاد مختلف موضوع «آزادی» پرداختند. در ابتدای این دیدار 10 نفر از صاحبنظران و اندیشمندان دیدگاههای خود را درباره مقوله آزادی بیان کردند. سپس 17 نفر از اساتید و پژوهشگران به مباحثه و نقد دیدگاههای مطرح شده پرداختند. در گفتگو با دکتر شریف لک زایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و از حاضران در این نشست به بررسی این موضوع پرداختیم که اکنون بخش نخست این مصاحبه از نظر شما می گذرد.
 
آزادی چیست یا در واقع چه تلقی ها و تعابیری از آزادی وجود دارد؟
یک تلقی مهم و برجسته در اندیشه سیاسی، معتقد به دو مفهوم آزادی مثبت و منفی از آزادی است. آزادی منفی را در فارسی باید به «رهایی» یا «آزادی از» بازگردانیم. آزادی از، یعنی آزاد بودن از یک رشته منع ها، زورها، بیگانگان، سلطان جبار، ارباب و آزادی از زنجیرهایی که دست و پای آدمی را بسته است. کسی که بنده است و طالب آزادی است، طالب آزادی منفی است. آزادی مثبت و به تعبیری «آزادی در» پس از آزادی منفی فرا می رسد. وقتی موانع از جلوی پای افراد برداشته شد، در زندان باز و شر یک ارباب از سر برده ای کوتاه شد، «آزادی منفی» محقق می شود؛ از اینجا به بعد نوبت آزادی مثبت یا آزادی در فرا می رسد.

تلقی دیگری از آزادی، معتقد است که تمامی مباحث مربوط به آزادی را می توان در قالب تئوری واحدی بیان کرد. در این برداشت، آزادی از یک وحدت مفهومی برخوردار است. اما با توجه به این وحدت مفهومی، می توان تلقی ها و برداشت های مختلف از آزادی را در قالب یک تئوری ارائه نمود. در این تئوری با توجه به آنچه در بحث از آزادی منفی و مثبت آمد، شخص ابتدا سعی می کند به آزادی منفی دست یابد. به این معنا که × (فاعل و عامل) با از بین بردن Y (مانع و رادع) بتواند و سعی کند به آزادی دست بیابد. این تلاش فرد برای رهایی و از میان بردن موانع، در واقع تلاش برای دست یافتن به آزادی منفی است که اگر موفقیت آمیز باشد، آزادی منفی محقق شده است. اما این وضعیت هنوز به پایان نرسیده است؛ زیرا این پرسش مطرح می شود که شخص، این آزادی را برای چه چیزی می خواهد. طبیعتاً بخش دیگری از تئوری به این پرسش پاسخ می دهد و می گوید شخص، آزادی را برای این می خواهد که فعالیتی را انجام دهد و یا به وضعیت خاصی که(Z غایت و هدف) است برسد. بنابراین، شخص، آزادی را برای غایت و هدفی می خواهد که این هدف با توجه به مفروضات، شرایط و اقتضائات جغرافیایی و اندیشه ای، می تواند متفاوت و متنوع باشد و حوزه ای گسترده از مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را شامل شود. بر این اساس مشاجرات درباره آزادی، مشاجره درباره سه شرط مورد اشاره است که به عامل (الف)، مانع(ب) و به اقدام یا حالت(پ) مورد نظر اشاره دارد.

آیا همین مفاهیم (آزادی منفی و آزادی مثبت) در آثار اندیشمندان مسلمان نیز وجود دارد؟
بله! برای مثال آیت الله مطهری در تعریفی که از آزادی ارائه می دهد دو جنبه مثبت و منفی آزادی را یکجا لحاظ کرده است. به گفته ایشان «آزادی یعنی نبودن مانع. نبودن جبر، نبودن هیچ قیدی در سر راه، پس آزادم و می توانم راه کمال خودم را طی کنم، نه اینکه چون آزاد هستم به کمال خود رسیده ام». فقدان مانع، اشاره به مفهوم منفی آزادی دارد، اما این آزادی منفی، از منظر مطهری، به خودی خود ارزشمند و کامل نیست و از این رو پای آزادی مثبت نیز به تعریف وی گشوده می شود و از این رو از منظر وی آزادی در رشد و کمال آدمی می بایست مورد توجه و بهره مندی قرار گیرد. مفهوم مثبت و منفی آزادی تقریباً در تمامی مواردی که مطهری به تعریف آزادی مبادرت ورزیده لحاظ شده است.
این تعریف از آزادی، و توجه به ابعاد مثبت و منفی آزادی، می تواند هم درونی و شخصی تلقی شود و هم می تواند جنبه اجتماعی و عمومی بیابد. مطهری تنها به بعد شخصی آزادی توجه نمی کند، بلکه برای کامل کردن تعریف آزادی بر بعد جمعی و عمومی آن نیز انگشت می نهد و البته در این جنبه نیز می توان رگه های آزادی مثبت و منفی را یکجا در تعریف ایشان مشاهده کرد.

تعریف مفهوم آزادی، که مطهری بر آن تأکید و تکیه می کند، در قالب تئوری پیش گفته درباره آزادی نیز قابل ارائه است. به این معنا که انسان، یعنی فاعل آزادی با سعی و تلاش، موانع پیش روی خود را از میان می برد و پس از آن در راستای شدن و رسیدن به هدف خاصی تلاش می کند و استعدادهایش را در آن زمینه هزینه می نماید. مطهری افزون بر این که فقدان موانع را شرط می داند از سوی دیگر هدف را نیز به طور مصداقی مشخص می کند و از این رو بار ارزشی خاصی نمی یابد.
 
دیگر اندیشمندان چه، آیا آنها هم وارد این مباحث شدند؟
در تبیین بیشتر مفهوم آزادی می توان از آرای فیلسوف دیگر معاصر یعنی آیت الله محمدتقی جعفری نیز بهره گرفت. وی در تبیین مفهوم آزادی، سه واژه رهایی، آزادی و اختیار را به خدمت گرفته است و با تفکیک آنها از یکدیگر به تبیین این مفهوم فربه در فلسفه سیاسی می پردازد. رهایی، «باز شدن قید از مسیر جریان اراده به طور نسبی» است. برای مثال شخصی که به تبعید و ماندن در مکانی محکوم شده است و حق خروج از آن محدوده را ندارد وقتی این ممنوعیت از وی برداشته شد این شخص رها می شود، اما در عین حال ممکن است محدودیت ها و قیدهای دیگری، آزادی ها و به ویژه آزادی های سیاسی را از او سلب کرده باشد.

در مرتبه دوم، برای تعریف آزادی، آن را به دو درجه تقسیم می کند: درجه یکم، آزادی طبیعی و محض و درجه دوم، آزادی تصعید شده. آزادی طبیعی محض عبارت است از توانایی انتخاب یک هدف از میان اشیایی که ممکن است به عنوان هدف منظور شود و یا انتخاب یک وسیله از میان اشیایی که ممکن است روش و ابزار تلقی شود. این درجه از آزادی برتر از حالت رهایی است که برداشته شدن قید و مانع از جریان اراده بود، اما آزادی تصعید شده عبارت از نظارت و سلطه شخصیت بر دو قطب مثبت و منفی کار است. بر این اساس، هر اندازه نظارت یا سلطه شخصیت بر کار بیشتر شود، آزادی انسان در آن کار بیشتر خواهد بود و در مقابل هر اندازه که نظارت و سلطه شخصیت بر کاری کمتر باشد، به همان نسبت آزادی انسان به نحو محسوسی کاهش می یابد. این مرتبه از آزادی با حالت رهایی تفاوتهای بسیاری دارد؛ زیرا انسان در این درجه از آزادی از شخصیت و توانایی خود در اجرای دو قطب مثبت و منفی کار یا ترک کاری بهره برداری گسترده ای می کند.
اما اختیار در تعریف جعفری عبارت از اعمال نظارت و سلطه شخصیت بر دو قطب مثبت و منفی کاری یا ترک شایسته کاری با هدف گیری خیر است. این تبیین از اختیار و ذکر موءلفه اساسی «ترک شایسته کاری با هدف گیری خیر» با آنچه وی درباره مفهوم آزادی آورده متفاوت است. بر همین اساس ایشان به سه تفاوت میان آزادی و اختیار اشاره می کند.

به نظر می رسد آزادی متعالی و مورد قبول و معقولی که جعفری برای آن استدلال می نماید، در بحث آزادی مثبت و منفی قابل تحلیل و استدلال باشد. به گونه ای علامه جعفری در بحث آزادی وقتی از آزادی طبیعی محض و آزادی تصعید شده سخن به میان می آورد نوع مثبت آزادی را در همان مرحله نخست بر دو نوع طبقه بندی می نماید. آنگاه در بحثی با عنوان اختیار به نوع متعالی و برتر آزادی که چیزی فراتر از آزادی مثبت نیست، اشاره کرده و دیدگاهی فلسفی و اسلامی را از آزادی ارائه می دهد. این دیدگاه علاوه بر جهات مثبت و منفی که می تواند بر آزادی تحمیل نماید، ویژگی های دیگری همچون امور شایسته با جهت گیری خیر را مطرح می نماید. به این ترتیب در نگاه جعفری اختیار وجه دیگری از آزادی می یابد و همان آزادی به ثمر رسیده است. وی از این نوع آزادی با عنوان «آزادی برین» یاد می کند.
 
مطالب مرتبط

آزادی، شرط جامعه اخلاقی: تأمل در اندیشه مطهری