شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

نرمش قهرمانانه در فضای اعتدال معنا می یابد
ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، اعتدال ، فلسفه سیاسی ، وبلاگ
sharif_lakzaee.jpgدکتر شریف لک زایی، عضو هئیت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، با بیان اینکه حضرت امام(ره) حکمت، شجاعت و عفت را به عنوان اعتدال و جانب افراط و تفریط را رذیلت به حساب آوردند، گفت: فیلسوفان و متفکران سیاسی، اندیشمندان درگیر در مباحث سیاسی باید به بحث اعتدال بپردازند و ابعاد و گستره و قلمرو آن و مباحثی که حول این مسأله هست به خصوص مبانی این بحث را مورد کاوش قرار دهند.

مبانی، ابعاد و قلمرو اعتدال مورد کاوش قرار گیرد

دکتر شریف لک زایی، عضو هئیت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد مفهوم اعتدال و نسبت آن با مفهوم فضیلت از دیدگاه ارسطو گفت: اعتدال به نوعی به معنای میانه روی است. در نزد فلاسفه یونان و خصوصا در کتاب «اخلاق نیکوماخوس» ارسطو این مسأله مطرح شده است. در واقع اعتدال و به نوعی حد وسطی که فلاسفه یونان مطرح می کنند، یک فضیلت محسوب می شود.

وی افزود: ارسطو در این کتاب فضائل مختلفی را اسم می‌برد و مورد بحث قرار می دهد. به عنوان مثال بحث گشاده دستی، بزرگواری، بزرگ منشی، شکیبایی، درستکاری، شجاعت و ... به عنوان فضائل مورد تأکید قرار می گیرد و در ابتدای کتاب بسیار مهم اخلاق نیکوماخوس در باب فضیلت هم به تفصیل صحبت می کند. بعد از اینکه مباحث نظری را مطرح می کند در مورد یک یک فضائل وارد بحث می شود و آنها را مورد بررسی قرار می دهد.

لک زایی در ادامه سخنانش اظهارداشت: بحث ارسطو، حد وسط یا این بحث است که در هر فضیلتی، جنبه افراط و تفریط وجود دارد و فرد و جامعه باید خودش را از آن حد افراط و تفریط بر کنار بداند و حد وسط را رعایت کند که همان اعتدال باشد. در نگاه ارسطو هر چیز ارزشمندی به سبب عدم اعتدال و افراط و تفریط تباه می شود. ارسطو مثال می زند و در بحث قدرت بدنی و تندرستی می گوید افراط در ورزش، نیروی بدن را تباه می کند اگر کسی زیاده از حد ورزش کند موجب تباهی تندرستی وی می شود. اگر کسی ورزش نکند و تفریط کند این عمل هم باعث تباهی بدن می شود. پس هم افراط و هم تفریط می تواند موجبات تباهی بدن و تندرستی را فراهم کند.

این محقق و استاد دانشگاه در ادامه سخنانش با اشاره به اینکه در خوردن و آشامیدن هم به این ترتیب اگر جانب افراط و تفریط لحاظ شود طبیعتا موجب زیان برای بدن می شود و تندرستی از بین می رود، بیان کرد: در حالی که اعتدال، تندرستی را پدید می آورد و رشد می دهد و نگاه می دارد. بنابراین در مباحث دیگر هم وضعیت همین طوری است، یعنی در مورد خویشتن‌داری و شجاعت و فضائل دیگری که از آنها یاد کردم به همین ترتیب، جانب افراط و تفریط مذموم تلقی می شود و جانب اعتدال مورد توجه است و حتما باید این رویکرد لحاظ شود و مورد توجه قرار گیرد.

نویسنده کتاب «آزادی و دانش» با تأکید بر اینکه این بحث ارسطو که در بحث اخلاق مطرح می شود، بنیاد مباحث سیاسی هم تلقی می شود که مقدمه ای بر ورود به عرصه سیاسی است، تصریح کرد: اعتدال مقدمه ای است برای اینکه فرد در عرصه اجتماعی بتواند کاری انجام دهد، البته ارسطو اشاره می کند که عدالت، خصلتی جمعی دارد یعنی وقتی می توانیم از عدالت صحبت کنیم که در ارتباط با دیگران مطرح شود و عدالت فردی معنایی ندارد. به نظر می رسد اعتدال هم خصلت فردی و هم خصلت جمعی دارد، یعنی انسان باید اینها را در بسیاری از قوا و فضائل در درون خود، نهادی و تمرین و ممارست کند تا به حدی از اعتدال دست پیدا کند که این امر مقدمه ای می شود بر اینکه در عرصه اجتماعی بتواند به نحو معتدلی رفتار و مشی کند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بیان کرد: از نظر این نگاه، فضائلی مثل خویشتن‌داری، شجاعت، عفت، شکیبایی و ... فضیلت به شمار می آید و مقابل آن، که افراط و تفریط باشد رذائل به شمار می آید. مثلا در بحث شجاعت، تهور و بی باکی در یک سمت و جُبن و ترسو بودن در سمت دیگر، رذیله هستند. شجاعت است که می تواند فضیلت باشد. مکاتب فلسفی یونان باستان عمدتا این مباحث را مطرح کردند که نمونه برجسته آن ارسطو است که در کتاب اخلاق نیکوماخس این امر را به نحو مطلوبی مطرح و راجع به آن تئوری‌پردازی می‌کند.

وی افزود: تأکید ارسطو بر اعتدال و نظریه حد وسط است یعنی طرح این مباحث به عنوان نظریه حد وسط مورد توجه قرار می گیرد. مکتب فضیلت‌گرایان جدید یا نوفضیلت‌گرایان در دوره معاصر همان مشی ارسطو را دنبال می کنند، به عنوان مثال «مک‌اینتایر» همین بحث را نیز مطرح می‌کند و می‌‌گوید ما باید در این مباحث خودمان دوباره به مکتب فضیلت‌گرایی بازگردیم و به نوعی بحث حد وسط برجسته می شود.

وی در ادامه سخنانش اظهار داشت: در مباحث فلسفه اسلامی هم طبیعتا حکمت مشاء با توجه به اینکه از فلسفه یونان و ارسطو تبعیت می کنند و به نوعی ریشه در آنجا داشتند و دارند، فضیلت‌گرا هستند. بحث‌های اندیشه خواجه نصیر و ابن مُسکویه را هم داریم که به نوع خاصی اینها همین مباحث اخلاقی را که توجه کردند عمدتا بحث‌هایشان و شیوه استدلال و مباحثشان با این نگاه مطرح می شود البته طبیعتا تفاوتهایی دارد. با توجه به اینکه از منظر و نگاه یک اندیشمند مسلمان این مباحث طرح می شود طبیعتا تا اندازه ای با اندیشه ارسطو متفاوت می شود اما به صورت کلی و اینها طرفدار فضیلت هستند و در این جریان فکری قرار دارند.

لک زایی با اشاره به اینکه کتاب «اخلاق ناصری» خواجه نصیر براساس فضیلت گرایی نوشته شده است که عمدتا توجه به اخلاق و ابعاد فردی و اجتماعی و سیاسی آن دارد، گفت: در واقع نقطه وسط اخلاق و سیاست در این اندیشه، عدالت است. عدالت در این نگاه جنبه فردی ندارد، بلکه تماما خصلت جنبی و اجتماعی پیدا می کند و بنابراین بحث از عدالت می شود. در این اندیشه این گونه بحث می شود که حاکم و پادشاه باید عادل باشد و سیاستمداران و حاکمان باید عادلانه رفتار کنند و اولا باید عادل باشند. هم جنبه های فردی و هم بحث تحقق عدالت که جنبه های عینی و اجتماعی دارد مورد توجه بحث قرار می گیرد.

نویسنده کتاب «آزادی سیاسی در اندیشه آیت الله مطهری و آیت الله بهشتی» تأکید کرد: بحثم این نیست که اختلاف اینها با مکتب فضیلت گرایی یونان باستان چگونه خواهد بود، طبیعتا اختلافهایی مفهوم حد وسط در اندیشه یونانی و مفهوم حد وسط در اندیشه اسلامی اختلافهایی دارند. برخی از متفکران مسلمان معتقدند که حد وسط به نوعی می تواند انعطاف داشته باشد. حد وسط هر فردی مختص خود آن فرد است یعنی نمی توان قاعده کلی را بیان کرد که این حد وسط برای همه یکسان است. نه! با توجه به شرایط برای افراد متفاوت می شود، مثلا سخاوت ممکن است در یک فرد به یک صورتی باشد و در فرد دیگری به صورت دیگری باشد. شخصی سرمایه دار باشد و شخصی کمتر ثروتمند باشد. بنابراین حدشان متفاوت می شود. در شجاعت و در بحثهای خویشتن‌داری هم همین طور است. بنابراین نوعی تفاوت منبع، نگاه و تفاوت سطوح حد وسط را می توان در این بحث برجسته کرد. نوع انعطاف مطابق با شرایط جامعه و افراد وجود دارد و بنابراین بر حسب افراد می تواند متفاوت باشد. می تواند حوزه های اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی را در بر بگیرد و از یک کشور تا کشور دیگر متفاوت باشد یعنی دایره این بحث خیلی گسترده می شود هم در حوزه فردی می تواند متفاوت باشد و هم در حوزه جمعی و دولت از یک کشور تا کشور دیگر.

وی افزود: این بحث تا این حد قابل انعطاف است و می تواند در هر دو شرایط تغییر پیدا کند و متفاوت شود البته ما نیازمند اعتدال بودیم و هستیم و خواهیم بود به ویژه در عرضه های سیاسی و خاص تر و مهمتر از آن در عرصه های فرهنگی. هم در عرصه داخلی و هم در عرصه خارجی در همه سطوح؛ این نیاز جامعه ما و عرصه بین الملل و جهانی است. اعتدال مورد تأکید متفکران خاص مسلمان به ویژه فلاسفه است که آثاری در این زمینه از آنها به دست ما رسیده است. در حکمت متعالیه به عنوان یک مکتب فلسفی دیگر در حوزه اندیشه اسلامی می بینیم که این بحث بسایر برجسته است.

نویسنده کتاب «توزیع و مهار قدرت در نظریه ولایت فقیه» در ادامه سخنانش تصریح کرد: حضرت امام(ره) در کتابهای خود به خصوص «چهل حدیث»، «شرح حدیث جنود عقل و جهل» و «تقریرات فلسفه» به این بحث توجه و به خصوص قوای سه گانه ای که معمولا مطرح می شود یعنی حکمت، شجاعت و عفت را به عنوان اعتدال تلقی کردند و جانب افراط و تفریط را رذیلت به حساب آوردند. بنابراین این امر قابل تحلیل و تفسیر است که بتوانیم این را در اندیشه متفکران مسلمان پی بگیریم و تعریفی مبسوط و دقیقی از اعتدال ارائه کنیم و هم مبانی و مبادی اعتدال را مورد بحث قرار دهیم. اینها مباحثی است که طبیعتا نیاز به کار و تأمل دارد تا بتوانیم تعریف دقیق و مبسوطی از اعتدال ارائه کنیم؛ هم مبانی و مبادی اعتدال را مطرح کنیم و قلمرو و گستره آنرا مورد بحث قرار دهیم.

لک زایی در ادامه سخنانش تصریح کرد: امام (ره) می‌گوید قوه غضبیه مفید و مؤثر است و وجود و لزومش برای انسان و تداوم حیات انسان ضرورت دارد، اما غضب ابعاد افراط و تفریط دارد به عنوان رذیله مطرح می شود. امام(ره) معتقد است که اعتدال فضیلت است ابعادی که در قوای مختلفی که معمولا مطرح می شود عمدتا به عنوان فضیلت به شمار می آید. شجاعت، حکمت و عفت فضیلت محسوب می شود. اگر حتی این بحث را مطرح کنیم سطوح و مراتب آن برای افراد متفاوت می شود یعنی همه افراد در یک مرتبه شجاع نیستند و نمی توانند شجاع باشند. همه افراد در یک مرتبه خویشتن دار نیستند و نمی توانند باشند. برای هر فرد یا جامعه مختلف است. بر اساس نگاه متعالی و مکتب فلسفه متعالی می تواند جای خود را باز کند که این امور را مراتبی ببینیم و یک مرتبه ای نبینیم که در این صورت بحث سطوح عقلی، جسی و خیالی می تواند خود را نشان دهد. در سه مرتبه حسی، خیالی و عقلی این بحث مورد توجه قرار می گیرد. اینها نیاز به بحث و تحقیق دارد.

وی با اشاره به اینکه با توجه به اینکه این بحث در جامعه ما مطرح شده است طبیعتا اندیشمندان، فیلسوفان و متفکران ما باید این بحث را تبیین کنند، گفت: از یک منظر چون از منظر سیاسی این مسأله طرح شده طبیعتا بحث اش فلسفه سیاسی خواهد بود. فیلسوفان و متفکران سیاسی، اندیشمندان درگیر در مباحث سیاسی باید به این بحث بپردازند و ابعاد و گستره و قلمرو آن و مباحثی که حول این مسأله هست به خصوص مبانی این بحث را مورد کاوش قرار دهند تا مبتلا به برخی از مفاهیم دیگر که معمولا در جامعه ما مطرح می شود و ناقص و ابتر می ماند، نشود. بنابرای کار جدی و حضوری اندیشمندانه می طلبد که به این بحث از منظرهای مختلف توجه شود، نگاه های مختلف مطرح شود و تضارب آرایی شکل گیرد و حداقل در بحثهایی جاری روز در حوزه سیاست به یک نقطه اجماعی برسیم. فارغ از شعارهایی که می تواند مصرف داخلی داشته باشد یا بخواهد افراد یا جناح هایی را راضی کند واقعا مشی اعتدالی واقعی معلوم باشد تا مشخص شود که در کجاها کوتاه آمدیم و در کجاها کوتاه نیامدیم.

این محقق و استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: فکر می کنم نرمش قهرمانانه ای که مقام معظم رهبری از آن صحبت کردند در فضای اعتدالی معنا پیدا می کند اگر ما این فضا را لحاظ نکنیم نرمش قهرمانانه هم معنا پیدا نمی کند. در فضای جنگ رو در رو با دشمن، بعضی مواقع حمله و بعضی مواقع عقب نشینی صورت می گیرد این گونه نیست که همیشه حمله و یا همیشه عقب نشینی کنیم. ممکن است در شرایطی عقب نشینی و تهاجمی صورت گیرد و یا حمله ای انجام شود، طبیعتا مهم این است که مشی معتدل و اعتدالی رعایت شود تا همراه با عقلانیت و تدبیر و خردورزی است یعنی فارغ از اینها نیست. در واقع اگر مسئولی خطایی می کند و اشتباهی صورت می گیرد باید بیاید عذرخواهی کند. این شجاعت است اگر توجیه و تحلیل و تفسیر کند و اشتباه خود را نپذیرد این فرد شجاع نیست یعنی این فرد اعتدالی نیست. انسان معتدل کسی است که به خطاهای خود اعتراف می‌کند. 

وی افزود: در عرصه سیاست داخلی مقام معظم رهبری درباره کنترل جمعیت فرمودند این سیاست اشتباه بوده است و بعد از چند سال که این کار اجرا شده و اثرات و پیامدهای آن در جامعه مشخص شده، ایشان با صراحت گفتند که این کار اشتباه بوده و باید جبران کنیم. در عرصه سیاست خارجی، هم مدیران نظام اگر متوجه شدند اشتباهی شده و خطاهایی صورت گرفته است باید بیان شود. در مسائل بین المللی شاید به خاطر سوء استفاده دشمنان ضرورتی نداشته باشد که علنا اعلام شود اما مشی اعتدالی به همین معناست که متفکران و اندیشمندان ما باید این مباحث نظری را پرورش و به نحو استواری سازمان دهند و اجماعی در باب آن شکل گیرد. طبیعتا سیاستمداران ما که با این بحثها بیگانه نیستند و علی القاعده متأثر از این مباحث می شوند در مرحله عینی و اجرایی بتوانند از این مباحث استفاده کنند و بتوانند سیاستهای جمهوری اسلامی ایران و رفاه و آسایش و آرامش ملت ایران را پیش ببرند و به ارتقای جامعه در سطح داخل و خارج به خصوص در سطح منطقه و نظام بین الملل کمک کنند.