شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

مسأله علمی و پژوهش(۱)
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: مقاله ، دانش ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

شریف لک‌زایی

 

 

مقدمه. در چند سال اخیر، مهم‌ترین مسأله جهان اسلام، چالش سنت و مدرنیته بوده است، که در ایران از نهضت ناتمام مشروطیت آغاز گشت. به طور کلی، در جهان عربی ـ اسلامی پس از حمله ناپلئون به مصر در 1798م نخستین روزنه‌های آشنایی مستقیم جهان عرب و اسلام با اندیشه‌های غربی گشوده شد. البته قبل از آن، کوششهایی برای آشنایی با جهان غرب صورت گرفته بود، اما به گفته حمید عنایت، «هیچ یک از آن تلاشها، به اندازه حمله ناپلئون در بیدار کردن غرور ملی و آرزوهای پیشرفت در میان قومی عرب زبان، کارگر نیفتاد».

از این زمان، تقابل فرهنگ اسلامی- عربی با فرهنگ اروپایی و غربی شکل گرفت و مسلمانان درگیر مسائلی شدند که فرهنگ مسلمانان را دستخوش دگرگونی و چالشی عظیم ساخت. نیز مسئله‌هایی (problems) برای متفکران ایجاد شد که گریز و گزیری از حل آنها نبود؛ زیرا این مسائل با هویت و فرهنگ و باورهای مسلمانان ارتباط داشت و گذشتن از آنها امکان‌پذیر نبود.
پرابلماتیک، (
problematic) هنگامی رخ می‌دهد که حوادث و پدیده‌هایی پیش آیند که از حد معمول خارج، و چنان تکرار شوند که خود را بر انسان و جامعه انسانی تحمیل کرده، به واقعیت (fact) عینی زندگی تبدیل گردند. مسأله‌ها، تفکر رایج جامعه را به چالش می‌گیرند و سعی دارند بر آن غالب شوند. مهم‌ترین چالش غرب با جهان اسلام، مدرنیته و محصولات فکری‌اش بود که بر اثر آن، مسلمانان به‌وضوح دریافتند که دنیای غرب از آنان پیشی گرفته است و آنان از قافله تمدن عقب مانده‌اند. پس از این، متفکران مسلمان به چاره‌جویی برخاستند، و در این میان، جنبشهایی شکل گرفت؛ از جمله: نهضت ناتمام مشروطیت در ایران، نوزایش و رنسانس (النهضه) در جهان عرب.
مسأله علمی،‌که بیشتر بر اثر چالش یک تمدن و جامعه با تمدن و جامعه‌ای دیگر صورت می‌گیرد، و مهم‌ترین بخش هر پژوهشی است. پژوهشگر با توجه به مسأله و مشکلی که وجود دارد، به جست‌وجو برای پاسخ آن می‌پردازد. مسأله علمی، راهنمای محقق در طول پژوهش است. محدود کردن حوزه مطالعاتی و پژوهشی، با توجه به نوع پرسشی است که بر مبنای مسأله علمی طرح شده است. «مسأله علمی»، مرزهای زمانی و مکانی و موضوعی تحقیق را مشخص می‌سازد. همچنین نشان می‌دهد که به چه موضوعات یا مباحثی باید، یا نباید، پرداخت. به عبارت دیگر، مسأله علمی نشان می‌دهد که محقق به دنبال کشف کدام ارتباط میان پدیده‌هاست و چه چیزی نقطه تمرکز تحقیق است.
مسأله علمی در قالب پرسش، که «پرسش اصلی» نام دارد، طرح می‌شود. از این رو، راهنمای مباحث و مسیر آینده کار تحقیق را نیز ترسیم می‌کند، و محقق می‌داند که به دنبال پاسخ به چه پرسشی است. علاوه بر آن، خواننده تحقیق در همان ابتدای تحقیق متوجه می‌شود که پژوهشگر چه دغدغه و مسأله‌ای دارد و در پی پاسخ به کدام «پرسش اصلی» است.

تفاوت پرسش با مسأله. دانش واژه «مسأله» (problem) و «پرسش» (question) به اعتبار بحثهای روش‌شناسی از همدیگر متمایز می‌شوند. مسأله علمی قبل از فرضیه‌سازی مطرح می‌گردد. فرضیه زمانی می‌تواند امکان بروز و ظهور یابد که قبل از آن، ذهن پژوهشگر مصروف مسأله‌ای شده باشد. به دیگر سخن، محقق دغدغه علمی درباره موضوع خاصی را در ذهن داشته باشد. طبیعی است که این مسأله و دغدغه باید در جایی خود را بنمایاند و آن گاه در پرتو فرضیه، خودنمایی کند. البته مسأله علمی برای اینکه قابل تشخیص باشد، باید در قالب «پرسش اصلی» طرح گردد، تا در پی آن، محقق بتواند احتمالات موجود برای پاسخ به پرسش اصلی را در فرضیه خود بازخوانی کند.
جمله «این چیست؟»، «مسأله علمی» نام ندارد، بلکه به آن «پرسش» (
question) گفته می‌شود. پرسش، عبارت است از گفتنِ «این چه هست؟ (What is this?) و «آن چه هست؟» (What is that?). این هنر چیست؟ دنیا چیست؟ اینها همه در شمار پرسش‌اند؛ زیرا علاوه بر اینکه پاسخ به آنها جنبه وصفی خواهد داشت، یک «چیست» در پایان آنها افزوده شده است. بنا بر این، این گونه پرسشها نمی‌توانند مسأله علمی قلمداد شوند.
برخی روشهای تحقیق، با این «چیست»ها سر و کار دارند و ممکن است در چارچوب شناختن ظاهر شوند. از این رو، به دنبال شناختن ماهیت هستند. ماهیتها نیز همیشه در شکل «چیست» ظاهر می‌شوند؛ اما در فرضیه‌سازی، که در پی مسأله علمی و دغدغه نمایان می‌شود، همیشه با مسأله (
problem) سرو کار داریم. تا مسأله پیدا نشده باشد، به دنبال گشودن آن نمی‌روند. به همین دلیل، گشودن مسأله، به آزمون فرضیه، بستگی‌ای تام و تمام دارد.
در اینجا، مراد از مسأله علمی، پرسشی است که نیازمند فرضیه است. در واقع، فرضیه به دنبال آن می‌آید؛ و در هر پژوهش علمی، همین گونه است. شاید بتوان گفت پرسش از ماهیت، تنها توصیف را به دنبال دارد. بنا بر این، نیازمند فرضیه نخواهد بود؛ زیرا صِرف توصیف، پاسخ آن پرسش است، نه چیز دیگر. مسأله‌ای وجود ندارد تا محقق به دنبال رازگشایی آن باشد. پس در اینجا از هر دو دانش واژه استفاده می‌شود، اما باید به خاطر داشت که مراد، پرسشِ نیازمند فرضیه است. مثلاً پرسش از نسبت دین با مفاهیمی مانند اخلاق و دموکراسی، در دایره مسأله علمی قرار می‌گیرد و نیازمد فرضیه‌سازی است. در اینجا، از نسبتی که با دین و جامعه دینی برقرار می‌کند، پرسش شده است، نه از ماهیت و چیستی مفهوم. از این رو، نیازمند تأملات و پاسخهایی ویژه است.

ادامه دارد