شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

از رسیدگی به ارومیه ممنون، دریاچه هامون هم خشکید!
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آذر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: یادداشت ، سیستان و بلوچستان ، هامون ، وبلاگ
دریاچه هامون، که حیات سیستان به آن وابسته است، سالهاست که خشکیده است. اما تا کنون برای احیای آن هیچ همایش و هم اندیشی ای برگزار نشده است. عواقب سوء خشکی دریاچه هامون بر کسی پوشیده نیست اما با این حال متأسفانه تا کنون هیچ تلاشی برای احیای این دریاچه صورت نگرفته است. شاید مسؤولان کارهای مهم تری دارند!

یادداشتی به قلم شریف لک زایی درباره هامون سیستان

این روزها صحبت های زیادی درباره نجات دریاچه ارومیه می شود. حتی همایش ها و هم اندیشی های مختلفی برای بررسی راه کارهای نجات این دریاچه برگزار می شود. مسؤولان محترم در مناصب مختلف در این زمینه گفتگو و بر اهمیت نجات و احیای این دریاچه تأکید می کنند.

همه اینها خوب، به جا، لازم و ضروری است. ما هم بر نجات و احیای این دریاچه به مثابه یک نعمت خدادادی که تأثیر بسیار زیادی در محیط زیست منطقه بر جای می گذارد تأکید می کنیم. زیرا از عواقب و پیامدهای فقدان آن به خوبی آگاهیم. این آگاهی به سبب لمس این پیامدها در منطقه سیستان است.
دریاچه هامون، که حیات سیستان به آن وابسته است، سالهاست که خشکیده است. اما تا کنون برای احیای آن هیچ همایش و هم اندیشی ای برگزار نشده است. عواقب سوء خشکی دریاچه هامون بر کسی پوشیده نیست اما با این حال متأسفانه تا کنون هیچ تلاشی برای احیای این دریاچه صورت نگرفته است. شاید مسؤولان کارهای مهم تری دارند!

در ادامه برخی ابعاد و پیامدها ذکر می شود تا شاید کمی متأثرمان سازد و به تأمل وادارمان کند:
کوچ و مهاجرت اجباری مردم سیستان و رها کردن خانه و کاشانه و خالی کردن منطقه یکی از نتایج تلخ خشکی دریاچه هامون است. بروز انواع بیماری ها و مشکلات بهداشتی که امروزه دامن گیر مردم منطقه سیستان شده است تنها راه و چاره را در مهاجرت و کوچ اجباری به دیگر مناطق پیش رو می گذارد که مشکلات ناشی از این مهاجرت ناخواسته هم برای مهاجران و هم برای مناطق مهاجرپذیر گریز ناپذیر است.
کافی است به آمار جمعیت مرکز آمار توجه شود و بررسی شود که چه مقدار از جمعیت سیستان در طول این سال ها کاهش یافته است و چه مشکلاتی برای خانواده های مهاجر به وجود آمده و چه مشکلاتی دیگر مناطق را گرفتار کرده است.
در تمام این سال ها، مشکلات تنفسی مردم منطقه به نحو بسیار مضاعفی رو به رشد بوده است. این مشکل متأسفانه به دلیل فقدان و کم بود پزشکان متخصص و با تجربه و درمانگاه ها و بیمارستان های مجهز در منطقه بسیاری از مردم را گرفتار کرده که باز هم چاره ای برای مهاجرت و کوچ اجباری برای آنان باقی نگذاشته است.

مهم تر این که فقدان آب در دریاچه موجبات ناامنی های گسترده در منطقه را پدید آورده است. سرقت مسلحانه، گروگان گیری، منازعات و درگیری های روزمره و ناآرامی روانی موجب شده است مشکلات عدیده ای برای شهروندان سیستان پدید آید. از سویی به دلیل فقدان آب که می توانست به مثابه مانعی طبیعی عمل کند شاهد روند رو به گسترش انواع و اقسام قاچاق هستیم که امنیت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ما را هدف گرفته است.

بیکاری مضاعف و گسترده نسبت به نرخ بیکاری در کشور از دیگر مشکلات به وجود آمده است. کشاورزی، شیلات و صید و صیادی تقریباً نابود شده است و بر اساس آمار رسمی سیستان و بلوچستان و به ویژه منطقه سیستان و شهرستان زابل یکی از چهار شهر با بیشترین آمار بیکاری در کشور است. این در حالی است که منطقه سیستان برخلاف دیگر شهرهای کشور، فاقد هر گونه رشد صنعتی است و تنها کارخانه موجود در منطقه هم نتوانسته پاسخ گوی خیل عظیم بیکاران منطقه باشد.

عواقب سوء زیست محیطی و ایجاد شرایط نامساعد آب و هوایی از دیگر پیامدهای فقدان آب در دریاپه هامون است. محیط زیست منطقه سیستان نابود شده و تقریباً هیچ تلاشی برای احیای آن تا کنون به عمل نیامده است. در طول بیش از پانزده سال گذشته هیچ صدای رسایی برای بیان مشکلات عدیده زیست محیطی که منطقه را مبتلا کرده است شنیده نشده است. در چنین وضعیتی مردم منطقه چه باید بکنند؟ آیا چاره ای جز مهاجرت و کچ اجباری برای آنان باقی می ماند؟

اوضاع اقتصادی نامساعد البته به نحو مضاعف اسباب فشار بر مردم محروم و صبور منطقه سیستان شده است. در فقدان آب و نابودی کشاورزی، دامداری، صید و صیادی و شیلات بیکاری افزون شده و اوضاع اقتصادی خانواده ها به شدت با چالش های عدیده مواجه شده است. فقر و محرومیت مضاعف منطقه را فرا گرفته و فریاد رسی نیست. گو این که کسی خودش را مسؤول و پاسخگوی شرایط ایجاد شده و نجات مردم و نه حتی دریاچه هامون نمی داند.

شیوع و گسترش بلای خانمان سوز اعتیاد از دیگر عواقب بیکاری و محصول کم آبی و فقدان آب و بیکاری گسترده است. شاید بتوان گفت پرداخت یارانه مستقیم و نقدی نیز چنین وضعیت را تشدید کرده و مجبات گرفتاری خانواده های بیشتری را فراهم آورده است.
با همه این اوصاف و با همه اشک و آه ناله هایی که به حق برای احیای دریاچه ارومیه بیان می شود کمی هم برای هامون اشک و آه بریزیم و برای احیای آن تلاش کنیم که در صورت کم کاری در این زمینه جبران آن بسیار سخت و عواقب دیگری دامن گیر منطقه و کشور می شود. با این احتساب که هم اینک با برخی از عوارض و پیامدهای سوء آن مبتلا هستیم.

چه انتظاری است که مردم در سیستان با قدمت پنج هزار ساله باقی بمانند در حالی که نه مانند بسیاری از مناطق دیگر کشور از برخی نعمات خدادای مانند گاز و ... بهره مند هستند و حتی دریغ از اندکی آب برای کشاورزی و رونق باغات و محصولات کشاورزی و دامداری و صید و صیادی و شیلات و کار و تلاش و زندگی و زندگی و زندگی!