شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

پاسخ منتقدان به تحول علوم سیاسی در گفت‎وگو با نجف لک زایی
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: نجف لک زایی ، علوم انسانی ، وبلاگ ، پرشین بلاگ
باید بپذیریم که نمی‎توان نسبت به مسائل علمی رویکرد‎های غیرعلمی هم داشت. روشی را که از سوی دوستان در پیش گرفته شده، علمی و مناسب نمی‎دانم و مسلما نتیجه‎ای نخواهد داشت. تا حالا استادی را ندیدم که از سرفصل‎های قبلی دفاع کند. این دوستان منتقد هم، از سرفصل‎های قبلی دفاع نمی‎کنند، اما می‎گویند ما به سرفصل جدید اشکال داریم. ولی پیشنهادی را مطرح می‎کنند که نتیجه‎اش این می‎شود که همان سرفصل کهنه و مشکل دار قبلی مبنای عمل قرار گیرد و در دانشگاه‎ها ادامه پیدا کند. نتیجه‎اش، ادامه ناکارآمدی فعلی علوم سیاسی در ایران خواهد شد. الان علوم سیاسی در ایران، یکی از رشته‎‎های ناکارآمد است. اساتید علوم سیاسی و کارشناسان علوم سیاسی، چه سهم و نقشی در حل مسائل و مشکلات جامعه ایران دارند؟! چه‎کاری انجام می‎دهند؟! خودشان هم قبول دارند که رشته علوم سیاسی، ناکارآمد است. اگر رشته، رشته ناکارآمدی است، باید همه ما دست به دست هم دهیم و این ناکارآمدی را به کارآمدی تبدیل کنیم.

اختلافات علمی با نامه‌نگاری به رئیس‌جمهور حل نمی‌شود
سیده معصومه محمدی
تحول در علوم سیاسی و تغییر سرفصل‎ها، وجه اشتراک اساتید موافق و مخالف طرح تحول صورت گرفته در این رشته است. یکی از انتقاد‎های گروه مخالفان، این است که کار با شفافیت لازم انجام نشده است. حجت‎الاسلام والمسلمین دکتر نجف لک زایی، رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و استاد دانشگاه باقرالعلوم (علیه‎السلام) یکی از اعضای کارگروه تحول و ارتقای علوم سیاسی بوده است. در گفت‎وگویی با وی، چگونگی انجام کار تحول، بررسی و به برخی از انتقادات منتقدان طرح تحول پاسخ داده می‎شود که متن مصاحبه را با هم می‎خوانیم.

شما به‎عنوان استاد علوم سیاسی که سال‎ها در حوزه و دانشگاه این رشته را تدریس کرده‌اید، به منابع موجود و سرفصل‎های دروس علوم سیاسی چه انتقاداتی داشته و دارید؟

منابعی که در وضعیت کنونی در رشته علوم سیاسی در مقطع کارشناسی مورد بحث است و از آن‎ها در طول این مدت استفاده می‎شد، منابع کمی است. در وضعیت کنونی، بیشتر دروس منبع مناسبی ندارد، ولی آن تعداد از دروس هم که منبع دارند، غالبا به‌روز، روشمند وکاربردی نیست. مثلا منابعی که برای درس اندیشه‎‎های سیاسی (چه اندیشه‎‎های سیاسی غرب وچه اندیشه‎‎های سیاسی اسلام)، مورد استفاده قرارمی‎گیرد، به‌روز،روشمند و کاربردی نیست. یعنی اکنون دانشجوی کارشناسی شش واحد اندیشه‎‎های سیاسی غرب می‎خواند، اما معلوم نیست که برای چه‌چیزی این‎ها را می‎خواند. منابعی که فعلا از آن‎ها استفاده می‎شود، غالبا رویکرد تاریخی دارد، یعنی به نقل و توصیف بعضی از اندیشه‎ها می‎پردازد، بدون اینکه ربط و نسبتی با جامعه ایران داشته باشد. البته الزام‌آورنیست که استاد حتما منبع خاصی را مورد استفاده قرار دهد.

با توجه به سطح علمی دانشجویان کارشناسی که از دبیرستان وارد دانشگاه شده‎اند وهنوز عادت ندارند که از منبع فاصله بگیرند، غالبا اساتید، منابعی را معرفی می‎کنند و اگر آن دسته از  اساتیدی را هم که می‎گویند ما منبع معرفی نمی‎کنیم بررسی کنیم، می‎بینیم که جزوه استاد تبدیل به منبع می‎شود، یعنی مباحثی که استاد در کلاس می‎گوید. معمولا بعضی ازدانشجویان که تندنویس‎تر هستند، جزوه‎شان تکثیر می‌شود و دانشجویان دیگر استفاده می‎کنند. لذا وضعیت موجود منابع، وضعیتی نیست که اساتید از آن‎ها راضی باشند. ماهم غالبا درتحقیقاتی که در پژوهشکده علوم واندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی انجام شد- ‌به‎طورخاص در زمان برگزاری همایش ملی چشم‎انداز دانش سیاسی در ایران‌ـ به‌طوردقیق به این نتایج رسیدیم.

ما حدود پنجسال در پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، با مشارکت مراکز مهم وموثر و درجه اول علوم سیاسی (چه به‎لحاظ آموزشی و چه به‎لحاظ پژوهشی) این بررسی را انجام دادیم و به این نتیجه رسیدیم که همه اساتید، هم ازسرفصل‎های موجود ناراضی هستند وهم از منابع.درجه رضایت اساتید از منابع وسرفصل‎ها بسیارپایین بود.

با کار اصلاحی که انجام شده، سرفصل‎ها و منابع تغییر کرده است. گرایش‎ها هم به چهار گرایش تجمیع شد.نظر شما در مورد تغییر سرفصل‎ها و تجمیع گرایش‎ها چیست؟

در مقطع کارشناسی، سرفصلی که ارائه شده گرایش ندارد، اما در قالب دروس اختیاری می‎توان رد پای چهار گرایشی که شما گفتید را دید. در وضعیت کنونی، در مقطع کارشناسی یک رشته علوم سیاسی و یک رشته روابط بین‎الملل داریم.از سال‎های گذشته این بحث در میان کارشناسان و اساتید علوم سیاسی مطرح بوده و امروزه هم مطرح است که آیا مقطع کارشناسی را هم‎چنان دورشته‎ای پیش ببریم یا رشته‎ها را اضافه کنیم یا اینکه این‎هارا به یک رشته برگردانیم. آن‎هایی که می‎گویند رشته‎‎هایی هم اضافه شود، برای مثال رشته اندیشه سیاسی اسلام یا مطالعات سیاسی اسلام را پیشنهاد می‎کنند و می‎گویند در مقطع کارشناسی مناسباست که رشته مستقلی با عنوان مطالعات سیاسی اسلامی، و یک رشته به نام روابط بین‎الملل ومطالعات منطقه‎ای داشته باشیم. البته بعضی‎ها رشته‎‎های دیگری را هم اضافه می‎کنند.

پیشنهاد دیگر این بود که در مقطع کارشناسی برای اینکه وحدت میان رشته‎ها حفظ شود، یک رشته علوم سیاسی داشته باشیم، اما درقالب دروس اختیاری دانشجو بتواند گرایشی را انتخاب کند.یا گروه علوم سیاسی مربوطه درهر دانشگاه بتواند دانشجویان را به‎سمتی ببرد که این‎هابرای مقطع ارشدبه‎دنبال رشته‎ای که تخصصی‎ترمی‎شود بروند. نهایتا در تحولات جدیدی که رویداد این مطلب مورد قبول اکثریت اساتید قرار گرفت که وحدت رشته علوم سیاسی در مقطع کارشناسی حفظ شود. یعنی رشته علوم سیاسی داشته باشیم، اما دانشجو بتواند در دروس اختیاری خودش درس‎های اختیاری را با راهنمایی گروه به شکلی انتخاب کند که زمینه برای ورود به گرایش تخصصی در مقطع ارشد فراهم شود. اما در کارشناسی ارشد چهارتا گرایش خواهیم داشت که یکی مطالعات سیاسی (منظور مطالعات سیاسی نظری است)، دوم مطالعات سیاسی اسلام، سوم رشته مطالعات سیاسی جهان که همان مباحث روابط بین‎الملل و سازمان‎های بین‎المللی و مطالعات منطقه‎ای را پوشش می‎دهد، و چهارم مطالعات سیاسی ایران است که به‎طور کاربردی و نظری مسائل ایران را در برمی‌گیرد.البته هررشته‎ای طبیعتا گرایش‎هایی دارد، همان‌طور که الان در مقطع ارشد مرسوم است.بنابراین مقطع کارشناسی علوم سیاسی به یک رشته تجمیع شده است، یعنی رشته‎ای به نام روابط بین‎الملل نخواهیم داشت. دانشجو می‎تواند این را از طریق دروس اختیاری وانتخابی با راهنمایی گروه مربوط جبران کند. این چیزی است که درسرفصل جدید اتفاق افتاده است. کار دیگری هم که انجام شده این است که تعدادی از دروس درسرفصل سابق، بلاموضوع شده بود. یعنی در شرایط کنونی موضوعیت خود را از دست داده بودند، مثل سیاست و حکومت در شوروی، یا سیاست و حکومت در اروپای شرقی. یا بعضی از درس‎هاچهار واحدی بود که اساتید اذعان می‎کنند درس‎های چهار واحدی معمولا از کارایی لازم برخوردار نیست و مشکلاتی را هم برای اساتید وهم برای دانشجویان ایجاد می‎کند.در سرفصل فعلی از سویی درس‎هابه‌روز شده و از سوی دیگردرس چهار واحدی و سه واحدی به هیچ وجه وجودندارد، تمامی درس‎ها دو واحدی شده است.

هدف اصلی از این تغییرات، علاوه بر موجود نبودن منابع و روزآمد کردن و...، احتمالا اسلامی کردن علوم سیاسی نیز بوده است. آیا این مطلب درست است؟

با وضعیت فعلی آموزش در کشورما تقریبا اسلامی‎سازی مقدور نیست، برای اینکه دانشجویان ما، که دانش‌آموزان دبیرستانی هستند وقتی وارد دانشگاه می‎شوند، نمی‎توانند از زبان عربی و منابع عربی وقرآنی و اسلامی استفاده کنند. علاوه بر این، غالب اساتید فعلی هم نمی‎توانند ازمنابع اسلامی استفاده کنند. بنابراین تقریبا با وضعیت فعلی آموزش در آموزش و پرورش و دانشگاه‎ها، اسلامی‎سازی علوم انسانی در دانشگاه‎‎های مامقدور  نیست، یعنی شدنی نیست مگر اینکه طرح بنیادی داشته باشیم و آموزش را ازآموزش و پرورش متحول کنیم. مسئله زبان را حل کنیم و بسیاری از کار‎های دیگر.

کاری که الان اتفاق افتاد، این بود که قدری (در حد ضرورت) مباحث سیاسی اسلامی هم در اختیار دانشجو قرار گیرد. به‎عنوان مثال، دانشجوی علوم سیاسی که کارشناسی را تمام می‎کند، اگر از اوبپرسند شما راجع به حکومت پیغمبر (صل‌الله‎علیه‎وآله‎وسلم) اطلاعاتی دارید، بگوید: بله! دو واحد سیره سیاسی پیامبر (صل‌الله‎علیه‎وآله‎وسلم) را در دانشگاه خواندیم. یا اگربه او گفتند راجع به سیره سیاسی امام علی (علیه‎السلام) و امام حسین (علیه‎السلام) و دیگر ائمه (علیهم‎السلام) اطلاعاتی دارید یا نه؟ بگوید: بله! دو واحد سیره سیاسی ائمه (علیهم‎السلام) را در دانشگاه خواندم. یا اگراز او بپرسند که شما راجع به مسائل سیاسی که در قرآن وجود دارد، اطلاعاتی دارید یا نه؟ بگوید: بله! مادو واحد قرآن و سیاست داشتیم . در این حد کلی بتواند اطلاعاتی داشته باشد. چطور در همین سرفصل جدید، شش واحد اندیشه سیاسی غرب وجود دارد که از هومر و هزیود (9 قرن قبل از میلاد) شروع می‎شود و بعد به پنج قرن قبل از میلاد مباحث سقراط، افلاطون و ارسطو می‎رسد تا قرون بیستم و بیست و یکم؟برای چه شش واحد این دروس را می‎خواند؟ این‎ها تدریس می‎شود وخوب است که خوانده شود. ما نمی‎گوییم خوانده نشود، برای اینکه دانشجو اجمالا از آرا و اندیشه‎ها و نظریه‎‎های سیاسی آگاه و مطلع شود. دراین سرفصل جدید، زمینه‎ای فراهم شده تا دانشجو با آرا و افکار و اندیشه‎‎های سیاسی در منابع اسلامی و جهان اسلام هم آشنا شود. نمی‎توان گفت که علوم سیاسی ما اسلامی شده است. دلیلش هم این است که اگر افراد، این رشته را بخوانند و کارشناس شوند، نمی‎توان گفت کارشناس مسائل سیاسی اسلامی هم شدند، ولی نسبت به وضع موجود، چند واحدی مباحث اسلامی بیشتر شده است. به‎خاطر اینکه بعضی از دروس اسلامی که قبلا بوده است، در سرفصل‎های جدیدحذف شده، یعنی درس‎هایی جایگزین آن شده است،عناوین جدیدتری آمده تا به‌شکل تخصصی‌تری قابل ارائه باشد، لذابه‎نظرم نمی‎توان گفت که علوم سیاسی اسلامی شده است، ولی می‎توان گفت که مقداری به فرهنگ ایران و مسائل ایران نزدیک‎ترشده است. در همین حد تغییرانجام شده است.

شما در پاسخ به سوال اول گفتید که انتقاد‎هایی به منابع موجود وارد است. به‎نظر شما با تحول انجام گرفته در علوم سیاسی، این نواقص تا چه حدی مرتفع شده است؟

برطرف کردن نواقص موجود، کاری نیست که بتوان بااین‎گونه کار‎هابه سرعت برطرف کرد. بعضی ازدروس در سرفصل جدید هست که وقتی ابلاغ وبرای اجرا به دانشگاه می‎رود، ممکن است اساتید آمادگی لازم برای ارائه بعضی ازاین دروس را نداشته باشند. بحثی که در کارگروه مطرح شد، این بود که مناسباست برای هردرس، منابعی نوشته شود. این منابع برای آن دسته از اساتیدی است که به آن نیاز داشته باشند و الا اگر استادی صاحب نظر باشد و بتواند جزوه یا کتاب بنویسد یا با استفاده از منابع مختلف تدریس کند و به دانشجویان جزوه بگوید، طبیعی است که این کار راانجام می‎دهد.اما فرض این اقدام، این است که اگر استادی به منبع نیازدارد و می‎خواهد منبع نسبتا مناسبی را که درصدی از سرفصل‎ها را هم پوشش داده باشد، به دانشجویان معرفی کند،بتوانیم به او بگوئیم حداقل یک متن درباره این درس وجود دارد، و الا این آغاز کار خواهد بود. طبیعتا اساتید آزادند تا منابع مناسب را برای درس‎ها تدوین کنند. یعنی بعد از شروع این حرکت و طی مثلا چندسال، شاهد این امر خواهیم بود که بعضی از دروس، منابع متعدد و متنوعی داشته باشند.ولی مستحضر هستید که در سیستم دانشگاهی، منابع را نمی‎توان اجبار کرد. یعنی نمی‎توان به استاد گفت حتما شما این منبع را تدریس کنید. وضعیتی که در سیستم‎های آموزش عالی وجوددارد این است که سرفصل دراختیار استاد قرار بگیرد. استاد بایددرس را به شکلی مدیریت کند که اهداف تدریس تحقق پیدا کند.استاد صاحب‌نظر و اهل مطالعه وتحقیق است. طبیعتا می‎تواند از منابع موجود استفاده و درس را ارائه کند. اگرهم پسندید، از منابعی که در دسترس اوست، می‎تواند یک یا چند کتاب را به دانشجویان معرفی کند تا آن‎هااز این منابع استفاده کنند. اما باید این نکته را هم درنظر داشته باشیم که بعضی ازدانشگاه‎‎های کشوراستادمحور نیستند، بلکه متن محور هستند.مثلا اگر دانشگاه پیام نور، متن نداشته باشد، اصلا نمی‎توان رشته را اجرا کرد.لذا باید به فکر دانشگاه‎‎های مکتوب هم باشیم که متن محورهستند.

بعضی از اساتید منتقد این‎گونه برداشت کردند که سرفصل‎هایی ارائه شده و متونی قرار است تدوین شود و همین متون الزامی می‎شود و همه باید این متون را تدریس کنند. یعنی چهره‌ای غیرواقعی از تغییر و تحولی که صورت گرفته است، ترسیم شد.درحالی‎که آن‎ طوریکه از روندکار اطلاع دارم و درگیر بودم، این‎گونه بحث‎ها اصلا وجود ندارد وچنین صحبت‎هایی درست نیست.

آقای دکتر در جریان هستید که 160 استاد علوم سیاسی به رئیس‎جمهور نامه نوشتند و بابت این کار اعتراض کردند، به قول شما شاید برخی از انتقادات، ناشی از شفاف نبودن طرح تحول بوده باشد.شما در شفاف‎سازی این طرح یا در پاسخ به منتقدان چه پاسخی دارید؟

البته بعید می‎دانم این آمار وتعداد امضاکنندگان درست باشد، به‎خاطراینکه تا جاییکه من اطلاع دارم، در تدوین این سرفصل‌ها،بیشتر اساتید علوم سیاسی ایران مشارکت داشتند. اگر نگفتم همه اساتید، برای احتیاط است. باگروه‎‎های علوم سیاسی سراسر کشور مکاتبه می‎شد.البته ممکن است مثلا گروهی غفلت کرده باشد ومطالب را دراختیار اساتید قرارنداده باشد. از چنین اتفاق‎هایی بی‎خبرم، ولی می‎خواهم بگویم روند تدوین این سرفصل روند بسته‎ای نبوده است، یعنی این‎گونه نبوده است که تعداد مشخصی استاد در مکانی جمع شوند و بریده از اساتید دیگر و مراکزعلمی این کار را انجام دهند.چنین چیزی نبوده است. البته طبیعی است که گزارش‎های موجود در دبیرخانه شورای تحول علوم سیاسی، موجود و قابل ارائه ونشر است. یعنی می‎توانند به‎طورمشخص بگویند که چه تعداد از اساتید، از چه دانشگاهی، به چه شکلی و درچه حدی در این کار مشارکت کردند.

تا جایی که اطلاع دارم و در بعضی از جلسات بودم و مشارکت‎هایی در تدوین این سرفصل‎ها داشتم، مشارکت وحضور اساتید، حضور بسیار پررنگی بوده است. ولی شخصا چنین روش‌هایی (نوشتن نامه به رئیس‎جمهور) را نمی‎پسندم، یعنی اگر دوستان ما برای اینکه حرف خودشان را به کرسی بنشانند، به روش‎های غیرعلمی روی بیاورند، طبیعی است با این کار‎ها سنگ روی سنگ بند نمی‎شود. باید انتقاد خود را به شکل علمی بگویند. باید بگویند به کجای این سرفصل اشکال دارند. اشکالات را می‎توانند بگویند. طبق مقررات جاری، سرفصل‎ها به شکل سالانه قابل اصلاح است. نظرات در کارگروه‎ها و کمیته‎‎های مربوطه مورد بررسی قرار می‎گیرد و اصلاح می‎شود. باید انتقادات به این شکل خود را نشان دهد. معنا ندارد برای حل اختلافات علمی به رئیس‎جمهور نامه بنویسند. گروه مقابل هم می‎توانند چنین کاری راانجام دهند. آیااین دوستان این کار را می‎پذیرند و می‎پسندند؟! اصلا این روند، روند علمی و کار درستی است؟!تا حالا اشکال و انتقادی علمی از منتقدان ندیده‌ام. مثلا اینکه بگویند این دروس برای دانشجوی علوم سیاسی در ایران فایده‎ای ندارد، این دروس باید اضافه شود یا این سرفصل باید وجود داشته باشد. یا مثلان شان دهند که درسی در سرفصل قبلی بوده و مفید است وجایش در این سرفصل جدید خالی است. اگر به این شکل صحبت کنند، خواسته‌هایشان قابل بررسی است و می‎توان روی آن‎ها بحث کرد و الا اگر راجع به مسائل علمی وتخصصی به این شیوه‎ای که تاکنون عمل و اظهارنظر شده، بخواهیم عمل کنیم، اتفاق خاصی صورت نمی‎گیرد. باید بپذیریم که نمی‎توان نسبت به مسائل علمی رویکرد‎های غیرعلمی هم داشت. روشی را که از سوی دوستان در پیش گرفته شده، علمی و مناسب نمی‎دانم و مسلما نتیجه‎ای نخواهد داشت. تا حالا استادی را ندیدم که از سرفصل‎های قبلی دفاع کند. این دوستان منتقد هم، از سرفصل‎های قبلی دفاع نمی‎کنند، اما می‎گویند ما به سرفصل جدید اشکال داریم. ولی پیشنهادی را مطرح می‎کنند که نتیجه‎اش این می‎شود که همان سرفصل کهنه و مشکل دار قبلی مبنای عمل قرار گیرد و در دانشگاه‎ها ادامه پیدا کند. نتیجه‎اش، ادامه ناکارآمدی فعلی علوم سیاسی در ایران خواهد شد. الان علوم سیاسی در ایران، یکی از رشته‎‎های ناکارآمد است. اساتید علوم سیاسی و کارشناسان علوم سیاسی، چه سهم و نقشی در حل مسائل و مشکلات جامعه ایران دارند؟! چه‎کاری انجام می‎دهند؟! خودشان هم قبول دارند که رشته علوم سیاسی، ناکارآمد است. اگر رشته، رشته ناکارآمدی است، باید همه ما دست به دست هم دهیم و این ناکارآمدی رابه کارآمدی تبدیل کنیم. ممکن است در سرفصل‎ها و رشته‎‎های جدید اشکالاتی وجود داشته باشد، ولی این اشکالات را منتقدان مشخص و ارائه نکرده‌اند. ولی به فرض اینکه انتقاداتی را مشخص کنند، نمی‎توان نتیجه گرفت که اجرای این سرفصل‎ها باید متوقف شود. انتقادات را باید بررسی کنیم و بعد از یک یا دو سال که از اجرای سرفصل‎ها گذشت، نسخه اصلاح شده جدید می‎تواند تدوین و ابلاغ شود. بسیار مناسباست که نقد و اصلاح و روزآمد کردن دروس مداوم ا انجام شود. طبق آیین نامه وزارت علوم، سرفصل‎هاهر سال می‎توانند به‌روزشوند که البته بهتر است این کار انجام شود.*

*منبع: هفته نامه پنجره، شماره 201