شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

حکمت متعالیه می‌تواند پشتوانه فلسفی انقلاب اسلامی باشد
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، حکمت سیاسی متعالیه ، انقلاب اسلامی ، وبلاگ

مدیر گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری رسا به آسیب جدایی بین حوزه و دانشگاه اشاره کرد و گفت: بیشترین چیزی که در ذوب شدن حوزه و دانشگاه کمک می کند، نزدیک شدن در حوزه دانش است.


شریف لک زایی، مدیر گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، اساس انقلاب اسلامی را بر پایه حکمت متعالیه دانست و اظهار داشت: عده ای مخالف فلسفه اسلامی و حکمت متعالیه به صورت خاص هستند که به مکتب حکمت متعالیه انتقاد و اعتراض دارند. این انتقادات نیز به ملاصدرا، پایه گذار این حکمت در دوره زندگی او نیز وجود داشته و دارد که قابل انکار نیست.

لک زایی با بیان این که برخی به نداشتن پشتوانه فلسفی و دارا بودن پشتوانه فقهی حکمت متعالیه می پردازند، گفت: افرادی از لحاظ علمی به ملاصدرا انتقاد دارند و افراد دیگری نیز با فکر عرفانی او مخالف می باشند و این حکمت را رد می کنند. در ده سال اخیر، ایده ای درباره حکمت متعالیه با عنوان پشتوانه فلسفی انقلاب مطرح شده است که برخی به نداشتن پشتوانه فلسفی و دارا بودن پشتوانه فقهی این حکمت می پردازند.

مدیر گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی با اشاره به این که حکمت متعالیه می تواند پشتوانه فلسفی انقلاب اسلامی باشد، ابراز داشت: خود را منکر دیگر ابعاد تأثیرگذار فکری اسلامی در انقلاب اسلامی نمی دانیم. حکمت متعالیه می تواند پشتوانه فلسفی انقلاب اسلامی باشد. افرادی که فقه، کلام و ... را در این باره مطرح می کنند، با تئوری پردازی و نوشتن مقالات، این مسأله را مکتوب کنند.

وی به تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از قیام عاشورا و نهضت امام حسین(ع) پرداخت و خاطرنشان کرد: فلسفه متعالیه، پشتوانه حکمت متعالیه است، چرا که این حکمت دارای جهات مختلفی می باشد.تأثیر پذیری انقلاب اسلامی ایران از قیام عاشورا و نهضت امام حسین(ع) مشهود و آشکار است و نیاز به تبیین نیز ندارد و حکمت متعالیه می توانند پشتوانه فلسفی انقلاب اسلامی باشد.

لک زایی اظهار داشت: در طی مقالاتی که در سالهای اخیر چاپ کرده ایم، سعی شده است که جدای از پاسخ های نقضی، پاسخ های حلی هم داده شود. یعنی از آثار امام خمینی(ره) گفته شود که آیا امام راحل معتقد به تأثیرگذاری و اهمیت این فلسفه و فکر و مکتب می باشد؟ سعی کرده ایم که در موارد مختلفی به این مسأله اشاره شود.

مدیر گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی افزود: امام راحل از سال 1341 در مصدر مرجعیت، فقه و فقاهت بود که انقلاب را آغاز کرد. امام راحل بعد از پیروزی انقلاب، جلسات تفسیر قرآن را شروع کرد و این تفسیر سرشار از معارف حِکمی، فلسفی و عرفانی است که متأثر و مبتنی بر حکمت متعالیه می باشد.

وی اظهار داشت: امام خمینی(ره) در نامه خود به گورباچف، به آمدن دانشمندانشان به قم جهت فراگیری حکمت متعالیه، فلسفه اسلامی توصیه کرده و به نام ملاصدرا، ابن سینا و ابن عربی اشاره می کنند. امام خمینی(ره) در پاسخ به سؤال حسنین هیکل مبنی بر اینکه چه چیزی به جز قرآن و روایات ائمه(ع) در شما تأثیرگذار بوده است، به جواهر در فقه، ملاصدرا در فلسفه، کلینی در حدیث اشاره می کند.

لک زایی به نظر امام راحل درباره فلسفه مشاعی اشاره کرد و گفت: امام راحل منتقد فلسفه مشاعی بود که مستندات آن در مقالاتی ارائه شده است. ذوق عرفانی امام خمینی(ره) به گونه ای می باشد که با نگاه خشک مشاعی و مطالبی که مطرح شده است، خیلی همخوانی وجود ندارد و نقدهای جدی در این باره دارد. البته به این معنا نیست که به ملاصدرا و حکمت متعالیه انتقاد ندارد بلکه انتقاداتی به ملاصدرا و فلسفه متعالیه دارد.

مدیر گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی خاطرنشان کرد: به منتقدین حکمت متعالیه احترام می گذاریم. اما اگر بتوانند دیدگاه و ایده های خود را نیز ترسیم کنند، خوب است. آیا انقلاب اسلامی با این عظمت می تواند فاقد پشتوانه فکری، فاقد پشتوانه فلسفی و بینشی باشد؟ بر اساس فضای فرهنگی، می توانیم این مکتب را به عنوان پشتوانه انقلاب مطرح کنیم. دیدگاه ها و نگاه های مختلف و متفاوتی وجود دارد.

وی افزود: نگاهی که بگوید انقلاب اسلامی فاقد خرد و پشتوانه خردمندانه بوده است، نمی تواند به صلاح انقلاب اسلامی و روند پیشبرد و پیشرفت فکری ما کمک کند. هر تمدنی از یک فضای فکری، فرهنگی، علمی و معنوی حرکت کرده و به سمت و سوی خاصی سوق پیدا کرده است.

لک زایی گفت: آموزه فکر و فرهنگ و اندیشه با توجه به تأکیدات موجود در بحث تفکر، اندیشه و آموزه های اسلامی می تواند کمک کند. البته تمدن سازی و حتی تولید دانش های مورد نیاز در یک تمدن به راحتی امکان پذیر نیست. باید پس از گذشت سالها کار در این زمینه، تضارب آرایی شکل گیرد و بر اساس آن، تولیدی شکل بگیرد که بتواند پشتوانه حرکت باشد.

مدیر گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی درباره اسلامی سازی علوم انسانی اظهار داشت: بنده تعبیر اسلامی سازی را قبول ندارم، اسلامی شدن یعنی باید مراحل تدریجی و تکامل خود را بگذراند. اگر انقلاب اسلامی بتواند اسلامی سازی علوم را تولید، ترویج و گسترش دهد، آن هم متحول خواهد شد.

وی به رابطه حوزه و دانشگاه اشاره کرد و ابراز داشت: در سنت دانشی خود، جدایی بین دانش ها نداشته ایم. دانش هایی که در فضا و تمدن مادی غرب خلق شده است، به جامعه ما سرایت کرده و جدایی و گسستی بین دانشگاه و نهادهایی که دانش ها را تولید می کرده اند، ایجاد شد.

لک زایی به فرمایشی از امام خمینی(ره) به رابطه حوزه و دانشگاه پرداخت و گفت: اگر جدایی بین حوزه و دانشگاه ادامه داشته باشد، آسیب هایی را وارد خواهد کرد. امام خمینی(ره) معتقد به ذوب حوزه و دانشگاه در یکدیگر بوده است.

مدیر گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی افزود: منظور امام راحل از اینکه فرمود این دو نهاد در هم ذوب شوند، این است که دانشجویان در حوزه به فراگیری علم پرداخته و حوزویان نیز در دانشگاه به تحصیل علم بپردازند، و آیا این روش کفایت می کند؟ این وافی به مقصود نیست، گر چه می تواند در نزدیک سازی این دو در بخشی کمک کند.

وی نزدیک شدن حوزه و دانشگاه در حوزه دانش را راهی مؤثر در ذوب شدن این دو نهاد علمی دانست و خاطرنشان کرد: بیشترین چیزی که در ذوب شدن حوزه و دانشگاه کمک می کند، نزدیک شدن در حوزه دانشی است. یعنی حرف یکدیگر را در حوزه های دانشی بفهمند.

لک زایی به تأثیر فرهنگ غربی در دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: بیش از آنکه ما از مکاتب، اندیشه ها و فلسفه های غربی مطلع باشیم، باید بتوانیم از آموزه هایی که در این تمدن و آموزش شکل گرفته است، تحلیل و هم اندیشی کنیم. البته امروزه انتقاد می کنیم که دانشگاه ها و اساتید ما به فرهنگ غربی بیشتر توجه دارند. دلیل آن نیز طبیعی است، چرا که منابع غربی، بیشتر در اختیارشان قرار گرفته است.

مدیر گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی افزود: در حوزه اندیشه های اسلامی، منابع اسلامی بومی و ایرانی کارهایی صورت نگرفته است. پس از گذشت 36 سال از انقلاب اسلامی، تمامی آثار فارابی را بعنوان مؤسس فلسفه اسلامی و فلسفه سیاسی نداریم. اگر از اهمیت آنها اطلاع داریم، باید به انتشار تمامی آثار او بپردازیم. گر چه کارهای فردی در این زمینه انجام شده است.

وی خاطرنشان کرد: همان گونه که غرب آثار خود در اختیار ما قرار می دهد و هر روز درباره افلاطون و ارسطو و متفکرین با سابقه خود آثاری منتشر می شود و در ایران نیز ترجمه می شود، ما نیز باید درباره متفکرین خود فعالیت هایی انجام دهیم. دسترسی به منابع اولیه به دلایل مختلفی وجود ندارد و این نقصی می باشد که انقلاب اسلامی باید آن را رفع نماید.

لک زایی اظهار داشت: باید اساتید فعال در این زمینه، مورد تشویق و پشتیبانی قرار گیرند و با آثاری خود کمک کنند. برای مضاعف شدن حرکتمان، باید حوزه و دانشگاه در یکدیگر ذوب شوند که این ذوب شدن، جز در حوزه دانشی اتفاق نمی افتد.

مدیر گروه فلسفه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی گفت: باید در حوزه دانشی هم فهمی ایجاد کنیم باید زمینه ای برای رجوع کردن به آثار متفکرین ایرانی فراهم شود. یعنی دسترسی به دانشهای بومی ایرانی و اسلامی برای جامعه ما به عنوان یک اولویت مورد توجه قرار گیرد که می تواند مقدمه ذوب شدن را ایجاد کند و حداقل نتیجه آن می توان به وجود وحدت بین این دو نهاد باشد.

لک زایی خاطرنشان کرد: منابعی که در یک جامعه دیگر و بر حسب نیازهای آن جامعه تولید شده است، شاید نتواند نیازهای لازم ما را تأمین کند و نخواهد کرد، اما تأمین نیازهای جامعه خود در تعامل با دیگران،  بیشتر می تواند به ما کمک کند.
وی با بیان این که فلسفه در فقه نیز تأثیرگذار است، گفت: وی متفکران و صاحب نظرانی که فلسفه خوانده و فیلسوف بوده اند، فقه آنها نیز متفاوت می باشد دیدگاه و نگاه فلسفی در فقه تأثیر می گذارد و به تعبیری فقه را نیز متحول می کند.