شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

● مسأله علمی و پژوهش(۲)
ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: مقاله ، دانش ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

شریف لک‌زایی

مفهوم مسأله علمی. از مسأله علمی، برداشتهایی گوناگون شده است. در یک برداشت، «مسأله علمی» پرسشی دانسته شده است که برای محقق در رابطه با موضوع تحقیق مطرح است. این پرسش، بر اساس فهم و تجارب پژوهشگر، مشورت با صاحب‌نظران و بررسی ادبیات موجود طرح می‌شود.
در برداشتی دیگر، «مسأله علمی» پرسشی فرض شده است که در ذهن پژوهشگر درباره پدیده، مشکل یا معضل اجتماعی مطرح می‌شود. هدف محقق از طرح سؤال، ریشه‌یابی علت یا علل به وجود آمدن آن پدیده، مشکل یا معضل اجتماعی مطرح می‌شود.
طبق آنچه گفته شد، مسأله علمی، که به صورت پرسش اصلی متجلی می‌شود، برخاسته از دغدغه، مشکل یا معضلی است که محقق در پی ارائه راه حل برای آن است. مسأله علمی باید به صورت دغدغه ظاهر شده باشد، یا ظاهر شود. این مشکل می‌تواند به‌تنهایی دغدغه‌ای ذهنی برای محقق فرض شود، و یا اینکه معضل جامعه‌ای است که محقق در آن زیست می‌کند. البته در آنجا که یک مسأله ذهنی برای محقق تلقی می‌شود، باز هم می‌توان گفت این موضوع نمی‌تواند از مسائل و پدیده‌های جامعه جدا تلقی شود. در واقع، محقق گمان می‌کند به دنبال حل دغدغه ذهنی خود است، اما ناخواسته به دنبال حل مسائل پنهان و آشکار جامعه است. به دیگر سخن، جامعه، مسائل خود را بر پژوهشگر تحمیل نموده است، و او خودآگاه یا ناخودآگاه، به دنبال حل آنهاست.

ویژگیهای مسأله علمی. برای روشن شدن مسأله علمی، به برخی ویژگیهای آن نیز اشاره می‌گردد:
یکم. مسأله علمی باید صریح، روشن و بدون هیچ گونه اجمال و ابهام، و در قالب پرسش اصلی، مطرح شود.
دوم. باید حدّاقل دو متغیر مستقل و وابسته داشته باشد و رابطه میان این دو یا چند متغیر را بیان کند.
سوم. رابطه مطرح‌شده بین متغیرها، باید قابل اندازه‌گیری و بررسی دقیق باشد. به عبارتی، متغیرها کلی نباشند و بتوان آنها را از پدیده‌های مشابه بازشناخت.
چهارم. مسأله علمی، موضوعی را در برگیرد که ارائه راه حل آن، درصدد پاسخگویی به مشکلات انسان و محیط پیرامون وی باشد.
پنجم. باید موجب نهایت تمرکز در فرآیند تحقیق گردد و محقق را از افتادن در مسائل حاشیه‌ای و پیرامونی برهاند. به عبارتی ، مسأله علمی باید باعث شود که مواد خام جمع‌آوری شده درباره موضوع، درجای خود گردآوری شوند، و محقق در جریان کار به افقهایی گوناگون کشانده نشود، و کنجکاویهای او مسیر استنباط را منحرف ننماید.
ششم. پاسخ مسأله علمی باید از سوی محقق مورد استنتاج و استنباط قرار گیرد، و پژوهشگر مانند پاسخ به پرسش از ماهیت، تنها به توصیف بسنده نکند، بلکه دیدگاه خود را نیز درباره موضوع مورد بحث تبیین نماید.
بایسته یادآوری است که مهم‌ترین نکته درمسأله علمی، وجود دو یا چند متغیر است، که پژوهشگر باید در پی بررسی رابطه و آزمون این متغیرها باشد، و در پایان تحقیق، روشن نماید که چه نوع رابطه‌ای میان متغیرها حاکم است. در واقع، محقق با طرح مسئله علمی، که دارای متغیر است، به ارائه فرضیه می‌پردازد، و در طول تحقیق نیز در پی بررسی و آزمون فرضیه است، و در نهایت، رابطه بین متغیرها را بیان خواهد کرد.

نقش پرسشهای فرعی. ممکن است پژوهشگر برای آسان شدن تحقیق و وضوح بیشتر، به تجزیه مسأله و پرسش اصلی خود مبادرت ورزد و آن را به پرسشهای فرعی تفکیک نماید. بنا بر این، محقق با توجه به متغیرهای موجود در پرسش اصلی خود، به ارائه پرسشهای فرعی می‌پردازد و برای رسیدن به پاسخ پرسش اصلی به آنها پاسخ می‌دهد. پرسشهای فرعی باید جامع و مانع پرسش اصلی و متغیرها باشند؛ یعنی مجموع سؤالات فرعی، نباید کوچک‌تر و بزرگ‌تر از سؤال اصلی باشند. نکته مهم دیگر اینکه برخی پرسشهای اصلی قابل تفکیک از پرسشهای فرعی نیستند. از این رو، نباید به شیوه تصنعی و ملال‌آور به طرح سؤالات فرعی پرداخت.

خاتمه. ارائه پرسش اصلی، میسّر نیست مگر اینکه پژوهشگر درباره موضوع مورد پژوهش اطلاعاتی هر چند کلی و ناقص داشته باشد. بنا بر این، داشتن اطلاعات اندک نیز می‌تواند به پژوهشگر در پرسشگری دقیق و حساب‌شده یاری رساند و مسأله علمی محقق را روشن کند؛ زیرا آغاز تحقیق با جست‌وجو برای یک سؤال دقیق شروع می‌شود، و این سؤال اصلی است که راهنمای محقق در طول تحقیق است. این امر، به محقق کمک می‌کند که بداند چه کار می‌خواهد بکند و چه کاری باید، یا نباید، انجام دهد.

 

مقاله حاضر پیش از این در نشریه  دو ماهنامه پژوهه، شماره 2، مهر و آبان 1382منتشر شده است. برای مطالعه کامل‌تر و اطلاع از ارجاع‌ها سری به آدرس زیر بزنید:

http://www.qomicis.com/farsi/magazines/Magazine/p002/pashoheh.htm