شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

انفعال انجمنهای علمی؛ خروجی سیاست زدگی و عدم حمایت مالی
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٥  کلمات کلیدی: گفت و شنود ، علوم انسانی ، انجمن های علمی ، وبلاگ

استاد فلسفه با اشاره به آسیب هایی که انجمن های علمی با آنها مواجه اند، گفت: سیاست زدگی آفت انجمن ها و تحرکات علمی جامعه است و باید برای تحول در علوم انسانی از این انجمن ها حمایت های کافی صورت پذیرد.

به گزارش خبرنگار گروه اندیشه خبرگزاری شبستان، تحول در علوم انسانی نیازمند تبادل آراء علمی و حرکتی منسجم است که طی آن بتوانیم از ورای برگزاری جلسات نظریه محور به اجماعی برسیم که سبب تحول در رشته های مختلف این علوم شود. این مهم قاعدتا نیازمند حمایت های مراکز و نهادهای مختلف است چراکه یک انجمن علمی به تنهایی نمی تواند اثرگذار باشد.

 در راستای بررسی این مباحث با دکتر شریف لک زایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و از صاحبنظران حوزه تحول در علوم انسانی به گفت وگو نشسته ایم، که مشروح آن به حضورتان عرضه می شود:


اساس فلسفۀ تأسیس انجمن های علمی دانشگاهی کمک به سامان گرفتن و تجمیع رویکردهای مشترک و مشابه حول یک مکتب یا روند نظری متفاوت است، آیا در این زمینه موفق بوده ایم؟ آیا این انجمن ها توانسته اند به خوبی عمل کنند؟

 از آنجایی که این انجمن ها در واقع نهادهایی فراتر از رویه و رویکرد علمی معمول در سطح دانشگاه و حوزه هستند شاید از این جهت بتوانند در تجمیع نظریات، اندیشه ها و دیدگاه ها در مناطق مختلف کمک کنند و در ایجاد یک فضای علمی و منتقدانه در مورد ایده ها موثر باشند. البته تجربه ای که من از حضور در برخی از این انجمن ها دارم حکایت از توفیق کمتر این نهادها است که دلایل مخلتفی دارد.

 علت این عدم موفقیت چیست؟

شاید یک دلیل این باشد که این انجمن ها و نهادها کمتر توانسته اند گروه های علمی مختلف را زیر یک سقف جمع کنند و از سلیقه های مختلف علمی بهره ببرند. اما علت دیگری که به نظر می رسد از موفقیت فضاهای انجمن های علمی کاسته باشد آن است که محیط  مناسب برای گفت وگو ایجاد نشده و بعضا آنچه که اتفاق افتاده یک جانبه و یک طرفه بوده است. شاید بتوانم بگویم در ایجاد یک تضارب آرا و یک آزاداندیشی علمی کمتر توفیق داشته ایم. از سوی دیگر مشکلات مالی، کمبود منابع انسانی از دیگر موانعی است که پیش روی این انجمن ها قرار دارد.

 توجه داشته باشیم که این انجمن ها در واقع به صورت افتخاری عضوگیری می کنند و با توجه به دغدغه هایی که افراد نسبت به مسائل معیشتی دارند کمتر می توانند در این فضاها حضور پیدا کنند. از نظر من باید حمایت های مالی لازمی از این انجمن ها وجود داشته باشد تا این فضا تقویت و به شکلی مستقل عمل کند.

 از سوی دیگر فراموش نکنیم که نوعی ناامیدی، انفعال، تاثیرپذیری از فضای عمومی جامعه در این نهادها رخنه کرده است و امکان طرح مباحث جدید را از آنها گرفته است، با این وصف دیگر رمقی باقی نمی ماند که در فضای سیاسی و اجتماعی بحثی در بگیرد و این بحث مسیر درست خود را طی کند. همچنین، کمیت گرایی هم یک نوع آفت است، به هر حال ممکن است که این نهادها و انجمن ها بی نصیب از این آفت ها نباشند، ضمن اینکه به هر حال از نظر مالی این انجمن ها وابستگی هایی دارند و خود به خود به سمت برخی مراکز سوق پیدا می کنند.

 مشکل دیگر اینکه مراودات با مراکز علمی خارج از کشور در این انجمن ها بسیار ضعیف است و انجمن ها هم از این ضعف برخوردارند چون انجمن باید محملی باشد برای تجمیع نظر رشته های مختلف و از سوی دیگر باید ظرفیت تعامل و مراوده نیز ایجاد شود.

 چه پیشنهاداتی برای تقویت این انجمن ها دارید؟

 فعالیت انجمن ها نمی تواند خارج از فضای عمومی جامعه موفق باشد، به نظر می رسد باید فضای مناسب روانی، ذهنی و علمی برای یک کار علمی به وجود آید و به نوعی فضای خوب برای انجام کار علمی با نشاط ایجاد شود؛ در فضای فعلی تصور می کنم سیاست زدگی آسیب های جدی را وارد کرده است.

 من فکر می کنم باید الزامات یک نشست علمی، یک جلسه علمی در جامعه ما ایجاد شود تا انجمن های علمی نیز جایگاه خود را بازیابند و در روند تحول علوم نقشی را ایفا کنند. به هر حال گفت و گو، تبادل نظر و ارائه آراء در قالب یک انحمن علمی –تخصصی به تنهایی گامی برای تحول در علوم به ویژه علوم انسانی محسوب می شود.

 آیا منابعی که اکنون در اختیار داریم پاسخگوی نیاز  انجمن های علمی-دانشگاهی است؟

شاید لازم است که به این نکته اشاره کنم که برخی رشته ها حقیقتا منابع لازم را برای پژوهش در اختیار ندارند، استاد دانشگاه منابع کافی را برای تحقیق در اختیار ندارد. طبیعتا دانشجو نیز برای رفع مشکلات پژوهشی به استاد مراجعه می کند حال وقتی این منابع به روز و دقیق نباشد قطعا آسیب می بینیم. متاسفانه این وضعیت کم و بیش در برخی رشته ها وجود دارد.

ضمن اینکه ما در رشته هایی از علوم انسانی منابعی داریم که در طول سالیان گذشته نگارش شده است که این خود نیازمند آن است که در حرکتی دقیق و علمی این منابع به روز شوند. یا حتی برخی منابع خطی داریم که به شکلی نه چندان زیبا از گذشته به چاپ رسیده و همان طور باقی مانده است. این دست از منابع تصحیح نشده اند، در نتیجه چندان مورد استفاده قرار نمی گیرد.

همچنین، برخی منابع نیز به زبان های دیگر نگارش شده اند و نیاز داریم که ترجمه شوند. ما در سنت خودمان منابع عربی فراوانی داریم که اتفاقا بسیار می تواند به محققان کمک کند، اما مشکل آن است که بسیاری از این منابع ترجمه نشده اند و دانشجوی ما نیز با زبان عربی آشنایی کمی دارد. بنابراین، از نظر من اول باید منابع دست اول دانش های مورد نیاز در اختیار قرار گیرد و سپس در یک فضای علمی به نقد و بررسی گذاشته شود تا این رویکرد بتواند جبران مافات کند.