شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

مکتوبی دیگر از دکتر سید صادق طباطبایی
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: میهمان ، صادق طباطبایی ، وبلاگ ، پرشین بلاگ
مکتوب زیر از سوی جناب آقای دکتر طباطبایی برایم ارسال شده است که از منظر شما خوانندگان ارجمند می‌گذرد.
بنام خدا

با عرض سلام متقابل به بازدید کننده محترمی که بالاخره با پشتکار خود موفق شدند پیامشان را به من برسانند و آرزوی توفیق برای ایشان ،
لازم می دانم به اطلاع ایشان برسانم که من هم بار اول که نوشته من منتشر شد و دیدم که پاره ای از مصا د یق را حذف کرده اند ، گلایه خود را به گوش یکی از دبیران سایت رساندم و خواهش کردم آن را اصلاح کنند.اما متأسفانه این کار را نکردند. مصادیقی که حذف شده اند ، همانطور که دیده اید به نظر من نمونه های بارز کج فهمی مفاهیم دینی و تنگ اندیشی حوزه های اخلاقی و تربیتی و تحجر فکری می باشند. استدلال آقایان این بود که در مورد این مقولات احادیث فراوانی در کتب دینی و منابع روائی و فقهی ما وجود دارند که گر چه با اصول علمی و مسلمات عقلی روز نا سازگارند ولی به هر حال مورد عنایت پاره ای از معتقدان به شریعت قرار دارند. مثلا" این که گفته می شود: خداوند هشتاد هزار ملک را مأمور کرده که هرروز مشک های خود را از آب دریا ها پر کرده و بر روی خورشید بریزند تا با کاستن از حرارت آن ، امکان حیات برای انسان ها در روی زمین فراهم گردد و یا این که:
هر روز هفته متعلق به یک قوم است و روز چهارشنبه ویژه دوزخیان است و لذا اگر کسی روز چهارشنبه ناخن های خود را کوتاه کند تا آخر همان هفته خواهد مرد! و این که عمر بشر صد هزار سال است.بیست هزار سال آن در غیبت امام عصر و هشتاد هزار سال باقیمانده در لوای حکومت ایشان به سر خواهد آمد. و مطالبی از این دست که الی ما شاء الله فراوان است ، این ها را عده ای از پیروان شریعت قبول دارند و بدان معتقدند .
حرف من اینست: مگر فریاد امام خمینی بر سر چه بود؟ وقتی کوزه ای را که فرزند ایشان از آن آب نوشیده بود به دستور یکی از معتقدین به همین سنخ مطالب ، آب کشیدند، به دلیل این که پدر آن کودک فلسفه تدریس می کرد و علوم عقلی را از مصادیق کفر و ارتداد نمی دانست ، آیا ایشان به راه راست هدایت شد و از تدریس علوم عقلی دست بر داشت و یا مبارزه با آن اسلام را سر لوحه مبارزات خود قرار داد و فریاد بر آورد که نجات اسلام ناب محمدی قربانی می طلبد و دعا می کرد ، از قربانبان نجات آن اسلام باشد ؟
وقتی شهید مطهری تمام زندگی خود را بر سر نجات این اسلام ناب گذارد و شربت شهادت را نوشید که اثبات کند: والله اسلام محمدی و برداشت علوی - نه ابوسفیانی - از قرآن ، سراسر علمی و سازگار با تمامی موازین مسلم عقلی است ، آن وقت این دور از انصاف نیست که ما تمامی زحمات آن بزرگان را از امام گرفنه نا شهید مطهری و امام صدر و علامه طباطبائی و مرحوم طالقانی و دکتر شریعتی و شهید بهشتی و دیگر بزرگان ساحت علم و اندیشه قرآنی را فدای نگرانی پاره ای معتقدان به متونی سازیم که به هیچ وجه سر سازگاری با مسلمات عقلی و علمی را نداشته و جز دور کردن جوانان از این شریعت آسمانی ثمری بر آنها نمی بینیم.؟
مرحوم پدرم اظهار می داشتند روزی مرحوم آیت الله بروجردی برای بر رسی یکی از معضلات احکام فقهی که در دایره " احتیاطات" ایشان قرار داشت ، از جمعی از بزرگان دور وبر خود نظیر ایشان و مرحوم امام و پدر همین آیت الله فاضل لنکرانی - مرجع تقلید زمان ما - و مرحوم آیت الله کبیر خواستند به بررسی حدود دوهزار حدیث در آن مورد بپردازند و جمعبندی نظرات گروهی را به اطلاع ایشان برسانند. این جمع بزرگ بعد از غور های لازم به اطلاع مرحوم آیت الله بروجردی می رسانند که جز چهار حدیث از آن دوهزار حدیث اعتباری ندارند و آن ها هم گره ای از معضل منظور باز نمی کنند. مرحوم بروجردی در پاسخ می گوید، ایشان نیز به همین نتیجه رسیده اند و مضافا" این که آن چهار حدیث را هم به لحاظ استناد و هم به لحاظ مورد ، معتبر و قابل اعتنا نمی بیند. خوب با این اوصاف و اوضاع نگرانی ما کجاست ؟
تا کی باید خود را اسیر مطالبی سازیم که به فرموده امام صادق ، در صورت تزاحم با اصول مسلم عقلی باید آن ها را به دیوار کوبید.
توجه داشته باشیم که من به هیچ وجه مدعی خطا ناپذیری عقول خود نیستم. اگر امری را به لحاظ عقلی نفهمیدیم نباید به انکار آن روی آوریم. ولی این کجا و مغایرت با اصول مسلم عقلی و علمی کجا ؟
فرموده امام صادق ( ع) به چه چیز عنایت دارد ؟ امام رهنمود می دهد که اگر مطلبی از ما به گوشتان رسید که با اصول مسلم علمی و عقلی تان نا سازگار بود به آن اعتنائی نکنید. این فرموده یعنی چه ؟
این که اگر روز چهارشنبه کسی ناخن های خود را بگیرد تا آخر همان هفته خواهد مرد، چون روز چهارشنبه مخصوص اهل جهنم است ، با کدام عقل و منطق و اصل علمی سازگار است ؟ به کدام دانش آموز دبستانی می توانید این آموزه دینی را یاد آور شوید بدون این که موجبات استهزاء او را فراهم کرده باشید؟
واقعا" نمی دانم اگر امام خمینی امروز حضور می داشت بین من و " بازتابیان" چگونه داوری می کرد ؟!
ایکاش آقای لک زائی – که توفیق آشنائی نزدیک با ایشان را تا به حال نداشته ام و فقط از طریق همین سایت بازتاب با افکارشان آشنا شده ام - این مطالب را بخواند و به عنوان کسی که با اندیشه های شهید مطهری و شهید بهشتی آشتائی دارد به تبیین و توضیح بیشتر موضوع بپردازد.
امیدوارم خود نیز توفیق داشته باشم تا به زودی در این مورد به شرح بیشتر مطلب بپردازم.
از شما بازدید کننده محترم هم که باعث شدید این گله من از برادران "بازتاب" به اطلاع خوانندگان " ناز طلبی" برسد ممنونم.
خدا توفیقتان دهد.
صادق طباطبائی
اول آذر 83