شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

سنجش شکل گیری یک اندیشه!
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ آذر ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

چند روز قبل ارزیابی یک مقاله در باب آزادی و عدالت توجهم را جلب کرد. در این نوبت مطلبی در همین باره می نویسم. طبیعی است که خوانندگان فرهیخته نگارنده را از نظرات خود آگاه خواهند کرد.

این ارزیابی با نگارش سه جمله مقاله را مناسب تشخیص نداده بود. مقاله به نسبت سنجی آرای یکی از متفکران در قید حیات ایرانی با جان رالز و آمارتیا سن در باب مسأله آزادی و عدالت می پرداخت. ارزیاب محترم نگاشته بود که «اندیشه ... در باب عدالت و آزادی شکل نگرفته است. اگر هم شکل گرفته باشد قابل مقایسه با رالز و سن نیست. اگر هم قابل مقایسه باشد در اینجا به خوبی صورت نگرفته است.»

از فرض آخر وی که بگذرم، شاید ارزیاب محترم برای خود استدلالی در این زمینه داشته باشد که نگارنده از آن بی خبر است و در برگه ارزیابی هم چیزی نگارش نشده بود. ایشان می بایست به خود زحمت داده و چند جمله ای در این باب توضیح می داد و یا استدلال می کرد. این که بگوییم چون اندیشه فلان فرد در این زمینه هنوز شکل نگرفته است در نتیجه در این زمینه قابل بحث و بررسی نیست به نظر یک حرف پوچ و بی معنی است. در همین زمینه می توان به بحث رالز استناد کرد که با انتشار مقاله آزادی به مثابه انصاف در دهه هفتاد میلادی و نیز کتاب تئوری عدالت وی در غرب چه مقدار مقاله و کتاب و بحث درباره این اندیشه در زمان حیات جان رالز انجام گرفت. جالب است که ارزیاب محترم در یک سوی بررسی اندیشه یکی از شخصیت های برجسته جهان اسلام و بل دنیا را به دلیل اینکه هنوز شکل نگرفته است رد می کند و  از سویی آن را غیر قابل مقایسه با رالز می داند که اساساً این سخن با مطالعه اندیشه و آرای فیلسوف معاصر غرب یعنی رالز، حکم بطلان خود را از پیش داده است.

نکته دیگر اینکه مگر سنجش تکوین یک اندیشه و شکل گرفتن یک اندیشه با چه ابزاری صورت می گیرد  که بگوییم غیر قابل انجام است چون هنوز شکل نگرفته است؟ با فرض این بحث می توان گفت که نویسنده مقاله تنها به بخش هایی از اندیشه اندیشمند مورد بحث استناد داده است که در آرای او موجود و به همین مقدار بسنده کرده است. اینکه اندیشمند مورد نظر بعدها به ارائه مباحثی دیگر در این زمینه می پردازد و ما خود را معطل کنیم و منتظر بمانیم تا آن بخش ها نیز منتشر شود و یا اینکه اندیشمند مورد بحث وفات نماید تا بتوان گفت اندیشه او شکل گرفته؛ سلیقه ای است و شانه از زیر بار استدلال خالی کردن است. جمله معروفی است که می گویند نویسنده با انتشار اثر خود، خواه در قالب مقاله یا کتاب، مرده است. حتی ممکن است خود وی نیز پس از چندی از رأی و نظر پیشین خود بازگردد اما دیگران همچنان به آن نظر ملتزم باشند. در این زمینه می توان از ویتگنشتاین شاهد آورد که خود وی از آرای خود در رساله منطقی خود برگشته بود اما در حلقه وین این کتاب در کانون توجه بود و گروهی را گرد هم گرد آورده بود.

این گونه ارزیابی کردن، یک ارزیاب حرفه ای است. شاید پرسش شود که من اینها را برای چه می نویسم. پرسش به جایی است. اولاً برای همدردی و همدلی با پژوهشگری جوان و در آغاز راه که مطالعه بسیاری انجام داده و وقت فراوانی را صرف نوشته مذکور کرده است و ذکر اینکه این گونه ارزیابی ها زیاد هم مهم نیستند و ارزش ندارند که انسان خودش را برای آنها ناراحت و غمگین نماید و تلاش خود را بی اهمیت ارزیابی نماید. ثانیاً تأکید بر این نکته که این گونه بحث و ارزیابی کردن ضمن اینکه منصفانه و عادلانه نیست، از نظر روشی نیز بسیار نادرست است. این گونه ارزیابی کردن بیشتر اعمال سلیقه است تا هر چیز دیگر.

یک نکته پایانی را هم بنویسم و آن اینکه شماره حساب جاری یکی از بانک ها در ذیل برگه ارزیابی حک شده بود. قابل توجه دوستانی که بخواهند از هویت این ارزیاب محترم سر در آورند. من خود علاقه ای به این کارها ندارم و صرفاً گشودن باب یک بحث بود. از این رو  برای نویسنده آن مقاله و برای ارزیاب محترم آرزوی توفیقات روزافزون دارم.