شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

دفتر فرزانگی
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، حکمت سیاسی متعالیه ، ملاصدرا ، وبلاگ

با توجه به گرایش مطالعاتی و پژوهشی نگارنده، علاوه بر موضوع دلکش و جذاب آزادی، و مطالعات اخیر در آثار صدرالمتألهین شیرازی و تهیه و نگارش مقاله‌ای با عنوان آزادی و اختیار در حکمت سیاسی متعالیه به نظرم رسید برخی اشعار این فیلسوف برجسته ایرانی را در وبلاگ منعکس نمایم تا خوانندگان عزیز بهره بیشتری ببرند. اشعار صدرالدین محمد ابراهیم شیرازی در مثنوی ملاصدرا به کوشش مصطفی فیضی و در سال ۱۳۷۶ توسط انتشارات کتاب‌خانه آیت‌الله مرعشی نجفی به طبع رسیده است. پیش از این برادر ارجمندم، جناب آقای دکتر نجف لک‌زایی، نیز اندیشه سیاسی صدرالمتألهین را مورد بازخوانی قرار داده و برای نخستین‌بار از حکمت سیاسی متعالیه سخن به میان آورده بود. این اثر در سال ۱۳۸۱ و توسط انتشارات بوستان کتاب منتشر شده و تا کنون سه نشان علمی کتاب سال دانشجویی، کتاب سال حوزه و پژوهش برگزیده دبیرخانه دین‌پژوهان کشور را دریافت کرده است. با هم یکی از اشعار صدرای حکمت متعالیه را که نقد اوضاع زمانه وی می‌باشد از صفحه ۱۵۹ مثنوی وی مرور می‌کنیم.

دفتر فرزانگی را گاو خورد                           خانه عقل و خرد را آب برد

زاشک چشمم، دیده، دریایی شده             بعد از این کارم به رسوایی شده

آتش اندر سینه پنهان تا به کی؟                 گریه اندر زیر مژگان تا به کی؟

آتش جان را به پیراهن چه کار؟                   آب دریا را به پرویزن چه کار؟

آه آتش‌بار، چون خواهد شدن                    می‌ندانم کار، چون خواهد شدن

دل ز بس بیچارگی آمد به تنگ                   شیشه ناموس و تقوا زد به سنگ

یک به یک یاران ز من بگریختند                   رشته پیوندها بگسیختند

غمگساران من از من می‌رمند                   همدمان من به من نامحرمند

بس که زخم دل چنین ناسور گشت            دور و نزدیک از بر من دور گشت

دل که نبود با که سازند انجمن                   جان که نبود با که گوید کس سخن

بس که دیدم از فلک درد و مِحَن                 سیر گشتم از وجود خویشتن

آه، آه از محنت شب‌های من                     شب مگو، دود دل در وای من