شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

در نقد سپید جامگان
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: میهمان ، خبر و نظر ، خاطرات ، وبلاگ

در پی انتشار نوشته سپید جامگان در سایت بازتاب و نیز وبلاگ حاضر، بسیاری از دوستان و خوانندگان دیده و نادیده اینجانب را نواختند. ضمن سپاس فراوان از همه این عزیزان در این نوبت نوشته یکی از خوانندگان را که با پست الکترونیک برای من ارسال داشته است را در معرض رؤیت خوانندگان و همراهان ارجمند قرار می‌دهم. با این امید که همه دوستداران معنویت در احرام درآیند و لذت احرام بستن و برای خدا خالص شدن را بچشند و بچشانند. دوست ارجمندم جناب آقای اخوان نیز این گونه نگاشته است: لباس احرام سپید است تا بگوید: « دل باید سپید باشد و لکه‌ای غیر خدایی آن را آلوده نکند و گرنه آن دل دیگر زیبا نیست و باید آن را شست و شستن آن راحت نیست .» و اما متن ارسالی آن دوست عزیز نادیده و محترم:

 

جناب آقای لک‌زایی عزیز،

متن زیبای شما را درباره لباس احرامو احساس یک حاجی از به تن کردن کردن آن، خواندم. بسیار زیبا بود! حداقل برای من کهناکنون چنین تجربه‌ای نداشتم، خواندنی بود. تصویر آن مرد در لباس احرام هم جذابیتخاص خود را داشت، اگرچه تبلیغات لباس عروس و گردشگری قزوین در سمت چپ صفحه، کمیقلقلک می‌داد؛

در مورد این جمله که "البته با این نیت که برای خدا و قربة‌الی‌الله باشد، نه برای هیچ کس دیگر، حتی بهترین بندگان خدا!"، گمان من اینست کهگوش به فرمان بهترین بندگان خدا بودن، همان گوش به فرمان خدا بودن است. چون آنگونهکه به بهترین بندگان خدا وحی می‌شود، به دیگران وحی نمی‌شود و آنگونه که حقایق برایآنان هویدا می گردد، برای دیگران آشکار نیست. خداوند به پیروی از آنان امر نموده ودر واقع با فرمان بردن از آنان، فرمان خدا اطاعت شده است. برای مثال این حدیث را کهدر باب روزه است، بخوانید:

«در حدیث معراج آمده است که خداوند فرمود: یا احمد! آیا میدانی که میراث روزه چیست؟

عرض کرد: نه!

فرمود: میراث روزه کم خوراکیو کم گوئی است،

سکوت مورث حکمت می شود،

و حکمت مورث معرفت،

و معرفتمورث یقین است،

و چون بنده به مرتبه یقین برسد، باکی ندارد که چگونه بر او میگذرد؛ به سختی یا به آسانی! برای او

متفاوت نیست و این مقام صاحبان "رضا" است،

و هر کس به رضای من عمل کند، سه خصلت ملازم او خواهد بود:

شکری که آلوده بهجهل و نادانی نباشد،

و ذکری که فراموشی در آن راه نیابد،

ودوستی‌ای که محبتمخلوقات را بر محبت من ترجیح نمی دارد.

و چون مرا دوست بدارد، من هم او را دوستخواهم داشت،

و خلق خودم را به محبت او خواهم گماشت،

و چشم و دل او را بهجلال و عظمت خود گشاده خواهم کرد،

و از او علم خاصه خلق را مخفی نخواهم داشت،

و در تاریکی های شب و روشنایی روز با او مناجات خواهم نمود،

تا اینکه گفتاراو با سایر خلق منقطع گردد،

و مجالست او با آنها بریده شود،

وسخن خودم وکلام فرشتگانم را به گوش او می رسانم و می شنوانم،

و راز خودم را که از خلقخودم پنهان داشته ام، بر او فاش می سازم.

تا آنجا که فرمود:

البته عقل اورا غرق در معرفت خود خواهم ساخت،

و خود در مقام عقل او جا خواهم گرفت،

... الخ. »

البته عده‌ای آیاتی از قرآن را مستمسک قرار داده‌اند تا بگویند که چونفقط باید از خدا تبعیت کرد و از او یاد نمود، آوردن نام بندگان پاک خدا کاری بیهودهاست! حال آنکه اگر به آن آیات توجه بیشتری کنند، متوجه خواهند شد که منظور از غیرخدا، شیاطین و بتهای ظاهری و باطنی‌اند، نه بهترین بندگان خدا که با این صفت "بهترین بنده" در واقع به او منسوبند. این موضوع بسیار واضح است که برای استاد شدن،باید ابتدا شاگرد خوبی بود و مدت زیادی شاگردی کرد. حال اگر با این استدلال که مثلاکتاب خدا کافیست، از بهترین بندگان خدا در طی طریق مدد نجوئیم، خود را فریبداده‌ایم.

مسلما حس شما در آنجا، حسی صحیح از سوی معبود بوده که فقط به یک حاجیالهام می‌شود و به نظر می‌رسد نگاشتن آن بر روی کاغذ، بسیار مشکل بوده است. بنابراین این روده‌درازی من، ممکن است کمی بی‌ادبی به نظر بیاید که البته چنین قصدینداشتم. آنچه مرا به تایپ این همه، واداشت، شاید تاثیر متن کوتاه، ساده و بی‌پیرایهاما مفید شما بود. باز هم از شما تشکر می‌کنم.

hanaeeahvaz@yahoo.com