شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

درباره امامت
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: یادداشت ، ولایت ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

با سپاس از لطف همه دوستان و خوانندگان عزیز وبلاگ آزادی و فضیلت. جناب آقای خداداد ضمن تبریک عید غدیر، این پرسش را نیز مطرح کرده است که: «این عید برای امامت دینی است یا امامت خلافت؟ آیا ایشان خلیفه سیاسی قرار گرفتند یا امام دینی؟»

 

باید به صورت کوتاه و نه لزوماً در پاسخ به ایشان اشاره کنم که بنابر اعتقاد مسلمانان به‏ویژه شیعیان، در زمان حضور پیامبر اکرم(ص)، رهبرى دینى و سیاسى جامعه در اختیار ایشان است و پس از او، بنابر اعتقاد شیعیان دوازده امامی، ائمه عهده‏دار این مسوولیت هستند. از این منظر، رسول اکرم(ص) داراى شؤون سه گانه‏اى است که پس از ایشان به جانشینان آن حضرت یعنى امامان و از جمله امام علی (ع) مى‏رسد و آنان عهده‏دار امر حکومت، قضاوت و هدایت دینى مردم‏اند و مى‏بایست در راستاى سیره پیامبر حرکت و در جهت تقویت دین و دینداران تلاش و احکام اسلامى را در جامعه برقرار کنند. در نتیجه می توان گفت که وقتی دانش واژه امامت به کار برده می شود مراد از آن شؤون سه گانه ای است که در بالا ذکر شد. اما این به معنای این نیست که در میان این سه شأن، حکومت و سیاست برجستگی خاصی دارد و بلکه هدایت دینی از آن دو دیگر مهم تر و برجسته تر است و از بد حادثه آنچه غالباً در تاریخ اتفاق افتاد نیز همین نشانه است.

براى تفصیل بیشتر درباره مناصب حضرت رسول(ص) و امامان معصوم(ع) می توان به آثار آیت الله مطهری با عناوین: امامت و رهبرى، ولاءها و ولایت‏ها و مقاله‌ای با عنوان وجه انسان‏مدار؛ رویکرد شیعى مراجعه فرمایید. در این مقاله شؤون امامت از دیدگاه رویکرد شیعى مورد بحث و بررسى قرار گرفته و با دیدگاه رویکرد سنى مقایسه شده است. شؤونى که براى امامت به تصویر کشیده شده است عبارتند از: یکم، جانشینى پیامبر(ص) در امر رهبرى اجتماع یا حکومت بر مردم؛ دوم، جانشینى پیامبر(ص) در امر تأویل قرآن و تبیین دین؛ سوم، جانشینى پیامبر(ص) در امر ولایت بر مردم. نویسنده با تلقى خاصى که از رویکرد شیعى (رویکرد معنوى) و سنى (رویکرد تشریعى) ارائه مى‏دهد به تفصیل به بحث از سه شأن امامت مى‏پردازد. آنچه  نویسنده آورده است، ارائه دیدگاهى شفاف و روان از آراى آیةاللَّه مطهرى است، گرچه یک شأن پیامبر(ص) که علما معمولاً به‏طور مستقل به آن اشاره کرده‏اند یعنى قضاوت و دادرسى، مورد بحث قرار نگرفته است. البته نمى‏توان تلاش نویسنده در ارائه یک تلقى جدید از این بحث به‏ویژه در طبقه‏بندى اندیشه‏هاى دینى اسلامى در سطح کلان را نادیده گرفت. اهمیت این تلقى و طبقه‏بندى از آن ‏رو است که برخى شیعیان در رویکرد سنى و برخى سنیان در رویکرد شیعى جاى مى‏گیرند. از این دید مسئله امامت و مفهوم آن مقوّم اصلى نگرش یا رویکرد شیعى به دین اسلام است.

لازم است در همین رابطه به مسأله دیگری نیز اشاره نمایم و آن این است که پیامبر و یا امامان در دست یابی به هیچ یک از این مناصب به اجبار و یا تحمیل متوسل نمی شوند، مگر اینکه مردم به آنان رو آورند و آنان را بپذیرند و در این صورت می توانند عهده دار امر قضاوت و یا سیاست و حکومت بگردند.

 نگارنده پیش از این در مقالات مختلفی به این بحث‌ها پرداخته است. برخی از این مقالات در وب‌نوشت با عنوان‌های امکان یا امتناع آزادی سیاسی در اندیشه امام علی‌(ع) و نیز مبانی نظام سیاسی شیعه در عصر غیبت موجود است که خوانندگان ارجمند را به آنها ارجاع می‌دهم.