شریف لک‌زایی

اخبار، گفتگوها، یادداشتها، مصاحبه ها و مقاله های دکتر شریف لک زایی

آزادی نیاز اساسی نیست!
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: خبر و نظر ، میهمان ، وبلاگ ، پرشین بلاگ

در پی پرسشی که در باب آزادی از نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری در وبلاگ گذاردم، برخی از دوستان به صورت مکتوب و برخی نیز همانند گذشته به گونه شفاهی مرا نواختند. در زیر نوشته دوست ارجمند و نادیده ام جناب آقای سلمان، مدیر وبلاگ خبرگزاری حوزویان را با هم می خوانیم. نگارنده نقدی بر همین مطلب نگاشته است که برای جلوگیری از طولانی نشدن متن در نوبتی دیگر تقدیم می کنم با ذکر این نکته که باز هم نقدها و نوشته های دوستان و خوانندگان را ارج نهاده و پیشاپیش از آنا سپاس گزارم. و اما نقد ایشان:

برادرم شریف جان سلام و ممنون از ابراز محبتت. مانند همیشه وبلاگت دارای محتواهای خوبی است. من اگر جای یکی از پرسش شوندگان مخاطبتان بودم شاید پاسخ می دادم: مردم ما از فقر آزادی رنج نمی برند. جمله‌ای در دعای نورانی کمیل هست که می‌گوییم‌: وَ طاعَتُهُ غِنی‌. اطاعت پروردگار باعث بی‌نیازی است‌. فقیر آن است کسی نیازمند باشد و چیزی که نیاز او را برطرف کند نداشته باشد‌. محتاج به پدیده ای باشد و آن پدیده، کار یا وسیله ای که نیاز او را برطرف کند نداشته باشد‌. ‌می دانید که مستغنی کسی است که نیازمند است، ولی چیزی دارد که نیاز او را برطرف می‌کند. مانند افراد عادی که گرسنه‌اند و احتیاج به نان دارند‌، ولی نان دارند‌. احتیاج به پوشاک دارند‌، ولی لباس دارند‌. احتیاج به مسکن دارند‌، ولی خانه دارند‌. غنی آن است که اصلاً حاجت نداشته باشد‌. آن که نیاز به خوردن ندارد‌، مانند فرشتگان، نیازی به مسکن ندارد‌، نیازی به پوشیدن لباس ندارد‌، غنی است‌. غنی یعنی بی‌نیاز‌، نه نیازمندی که برطرف‌ کننده نیاز خود را دارد. غِنی صفت رب جلیل است که او اصلاً محتاج نیست‌.

بندگان صالح که مظهر خدای منان هستند‌‌، به جایی می‌رسند که احساس نیاز نمی‌کنند‌. یک سلسله حاجت‌های ضروری و طبیعی هست که آنها به دست آدم نیست‌. انسان بالأخره به هوا‌، آب، غذا، مسکن و لباس احتیاج دارد‌. کسی نمی‌تواند بگوید‌: من به عنوان بشر زندگی می‌کنم‌، ولی احتیاجی به نان و آب ندارم‌. این احتیاج نقص نیست‌، برای اینکه خلقت ما همین است. وَ مَا جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا یَأکُلُونَ الطَّعام. این نیازمندی نه به دست ماست و نه نقص است‌. امّا زاید بر این نیازهای حقیقی که تشریفات است‌، به دست ماست‌. ما اگر احتیاج کاذب ایجاد کنیم، خودمان را گرفتار و وابسته به اموری کرده‌ایم که به آنها نیازمند نیستیم. وقتی احتیاج انسان به آن تجمّلات احتیاج کاذب است، نه صادق‌، انسان صادق که مصداق «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا مَا عاهَدُوا اللهِ عَلَیه» ‌است به دنبال آن نمی‌رود‌. و هر‌چه جز احتیاج راستین‌اش را رها می‌کند‌. زیرا: وَ طاعَتُهُ غِنی‌. اطاعت خدا انسان را مظهر خدای غنی می‌کند‌. یعنی من که می‌دانم این را نمی‌خواهم‌، پس چرا عمرم را صرف کنم برای تحقق اهداف غیر ضروری؟

وقتی روحیه بی نیازی به جامعه دمیده شود، وقت و فرصت فراوانی در دست انسانها می‌ماند، آنگاه آن را صرف دستیابی امور ضروری می کنند . و مشکل اساسی جامعه ما آزادی نیست بلکه عبادت و ولایت پذیری است. من سعی می کنم مردم را در دوران ریاست جمهوری ام به سمت مطالبه خواهی از نیازهای ضروری شان سوق دهم و نیازهای ضروری شان را تامین نمایم. درصورت عبودیت و ولایت پذیری مردم، آزادی ایشان نیز تامین می شود.